Arte

Arte (アルテ)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Arte 06
تعليق من AnimeSubtitle
https://animesubtitle.ir/

الوسوم

other
نشرت في: 2020-05-28
تنزيلات: 32
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 169 سطر.

آرته‏‏!‏‏

سلام‏‏!‏‏

آنجلو‏‏!‏‏

تو هم برای مراسم ختم اومدی؟

آره‏‏،‏‏ ولی من فقط همراه لئو‏‏-‏‏سان اومدم تا تنها نباشه‏‏.‏‏

من هم همینطور‏‏.‏‏

با این‌که یه استاد توی اتحادیه بود‏‏،‏‏

فقط از دور می‌دیدمش و باهاش برخوردی نداشتم‏‏.‏‏

به نظرت بقیه‌ی شاگردها هم همینطورن؟

نمی‌دونم شاید‏‏.‏‏ این مراسم خیلی یه‌هویی شد‏‏،‏‏

برای همینم فکر کنم بقیه هم بدون این که بدونن دقیقا چه خبره اومدن‏‏.‏‏

ولی خیلی ناگهانی شد‏‏.‏‏

آره‏‏،‏‏ احتمالا خوانواده‌ش هم غافلگیر شدن‏‏.‏‏

الان باید فکری به حال شاگردهاش و خانواده‌ی تنهاش بکنیم‏‏.‏‏

باید شاگردها رو بین خودمون تقسیم کنیم‏‏.‏‏

شهر فلورانس‏‏،‏‏ در ابتدای قرن شانزدهم

در آن موقع‏‏،‏‏ اتحادیه‌ها اساتید یک رشته رو با هم متحد می‌کردند

تا در مواقع نیاز‏‏،‏‏‌ از لحاظ مالی یا مرگ کسی از هم‌دیگه حمایت کنن‏‏.‏‏

لئو‏‏،‏‏ راستش شنیدم جدیدا یه شاگرد گرفتی درسته؟

نظرت چیه؟ دوست داری یکی دیگه هم بگیری؟

کارگاهم کوچیکه‏‏،‏‏ برای همینم فعلا شاگرد اضافه نمی‌خوام‏‏.‏‏

که اینطور‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

به هرحال‏‏،‏‏ تو همونی هستی که با تنهایی خودت حال می‌کنی مگه نه؟

شرمنده‏،‏‏ از لحاظ مالی تا هرچقدر که در توانم باشه مایه می‌ذارم‏‏.‏‏

اه واقعا؟ خیلی کمک بزرگی می‌‌کنی‏‏.‏‏

انگار نسبت به چند سال پیش مرگ و میر ما هنرمند‌ها بیشتر شده‏‏.‏‏

آره‏‏،‏‏ احتمالا به خاطر رکود جدید فلورانس‌ـه‏‏.‏‏

به همه داره سخت می‌گذره‏‏.‏‏

برو‏‏!‏‏

اتحادیه

اتحادیه جدی انقدر وقت دارن که دارن فوتبال بازی می‌کنن‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اتحادیه با اینکه مراسم ختم‌ـه‏‏،‏‏ واقعا اشکال نداره؟

اوه‏‏،‏‏ اون آرته نیست؟

بچه ها‏‏!‏‏

این روزها خیلی کمتر به کارگاهمون سر می‌زنی‏‏.‏‏

دیگه نمی‌خوای بیای؟

به محض اینکه کار جدیدم رو تموم کردم حتما دوباره میام‏‏!‏‏

هوی‏‏!‏‏

بعدا اساتید می‌خوان با شما صحبت کنن لطفا تو کارگاهتون منتظرشون باشین‏‏!‏‏

‏‏-‏‏چی شد؟ ‏‏-‏‏ها؟

یه دختر؟ یکی مثل تو اینجا چیکار می‌کنه؟

چیزه‏‏،‏‏ من‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

این قضیه ربطی به شما غریبه‌ها نداره‏‏.‏‏

غریبه؟ من که‏‏-‏‏‏‏-‏‏

ایشون هم مثل بقیه‌ی ما شاگرد هستن‏‏.‏‏

چی؟ عمرا‏‏!‏‏ یه دختر‏‏-‏‏‏‏-‏‏‏‏-‏‏

نکنه تو همون‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏؟

تو همون شاگرد دختری هستی که توی کارگاه استاد لئو کار می‌کنه؟

بله همونم‏‏.‏‏

هه؟ پس تو هم یه شاگردی آره؟

یه دختر میون این همه پسر‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ چه ترکیب عجیبی

به هرحال تو باید جایگاهت رو بدونی و سر راه ما سبز نشی‏‏.‏‏

این چه طرز حرف زدنه؟

دارم با اون دختره حرف می‌زنم‏‏.‏‏ به تو ربطی نداره‏!‏

حالا که تونسته شاگرد بشه پس الان یکی از ماست‏‏.‏‏

معلومه که به من ربط پیدا می‌کنه‏‏!‏‏

یکی از ما؟

ها؟ چی داری می‌گی؟

خب خب‏‏،‏‏ آروم باشید‏‏.‏‏

دیگه داری زیادی بزرگش می‌کنی‏‏.‏‏ بی خیالش شو‏‏-‏‏‏‏-‏‏

تو دیگه چی داری زر می‌زنی؟ نکنه تو نخشی و می‌خوای مخش رو بزنی؟

ها؟‏‏!‏‏

نکنه دهنت هوس سرویس شدن کرده؟ این چه حرف مفتی‌‌ـه که داری می‌زنی؟

این شماها هستین که زر مفت می‌زنین‏‏!‏‏ آخه کی با یه دختر می‌پره که شماها دارین می‌پرین؟

هه؟ وایسین‏‏!‏‏

اگه واقعا یه مردِ فلورانسی هستی بیا تکلیف‌مون رو با این مشخص کنیم‏‏!‏‏

من رو از چی می‌ترسونی؟

بیا ببینم‏‏!‏‏

نفله‌ت می‌کنم‏‏!‏‏

چـ چی کار کنم؟ همه‌ش تقصیر من شد‏‏!‏‏

نه بابا‏‏!‏‏ کی گفته تقصیر توـه آرته‏‏!‏‏

بچه ها‏‏،‏‏ لطفا تمومش کنید‏‏!‏‏

‏‏-‏‏آرته‏‏!‏‏ ‏‏-‏‏بچه ها‏‏!‏‏

دعوا نکنید‏‏!‏‏ بس کنید‏‏!‏‏

آرته مراقب باش‏‏!‏‏

ها؟

آرته‏‏!‏‏

هی بچه ها‏‏!‏‏ شما جلوی کلیسا هستید‏‏!‏‏

آخ دردم اومد‏.‏‏.‏‏.‏

شما پسرهای بی ادبِ خدا نترس دارید نظم عمومی رو به هم می‌زنید؟

ها؟

پای یه دختر معصوم رو هم وسط کشیدید و زخمیش کردید؟ ای بی غیرت‌ها‏‏.‏‏

درد داره‏.‏

به خاطر همینه که از دختر ها‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

وای خاک بر سرم شد‏‏.‏‏ باورم نمی‌شه غش کردم‏‏.‏‏

واقعا حالت خوبه آرته؟ بهتره یه خرده بیشتر استراحت کنی‏‏.‏‏

نه واقعا حالم خوبه‏‏.‏‏ شرمنده اسباب زحمتتون شدم‏‏.‏‏

در ضمن‏‏،‏‏ الان‌ـه که اساتید برن خونه‌هاشون درسته؟

منم باید برگردم‏‏!‏‏ ممنونم‏‏!‏‏ تا بعد‏‏!‏‏

آرته‏‏!‏‏

مطمئنم دیر یا زود بقیه هم تو رو قبول می‌کنن‏‏.‏‏

ممنونم‏‏.‏‏ منم تلاشم رو می‌کنم تا زودتر قبول کنن‏‏!‏‏

این اواخر هم همه‌ی روسا توی جلسات شرکت موثرتری دارن و غیبت نمی‌کنن‏‏.‏‏

یعنی این هم به لطفِ رکودی‌ـه که گریبانگیر شده؟ اصلا وضعیت خوبی نیست‏‏.‏‏

خب‏‏،‏‏ بریم سر اصل مطلب؟

این اواخر اتفاق جدیدی نیافتاده؟

اوه‏‏،‏‏ لئو یه شاگرد دختر قبول کرده‏‏،‏‏ درسته؟

موقع مراسم‏‏،‏‏ همین باعث دعوا و مرافعه شد مگه نه؟

نه این‌که مساله‌ی خیلی مهمی باشه‏‏،‏‏ ولی از اونجا که گرفتارِ رکودیم‏‏،‏‏

نمی‌شه بذاریم یکی بیاد و بین شاگردها اختلاف و چند دستگی ایجاد کنه‏‏.‏‏

خوش اومدین لئو‏‏-‏‏سان‏‏.‏‏

چی شده؟ سر صبحی چه کار واجبی بود که یهویی رفتین بیرون؟

روسای اتحادیه من رو احضار کرده بودن‏‏.‏‏

ها؟ رفته بودی خرید؟

اگه کاری داشتی به خودم می‌گفتی خودم می‌رفتم‏‏.‏‏

لئو سان؟

آرته‏‏،‏‏ تا به حال تجربه‌ی انجام دیوارنگاری رو داشتی؟ فرسکو=دیوارنگار

دیوار نگاری؟

همونی که روی گچ دیوار نقاشی می‌کشن؟

آره‏‏.‏‏

بله‏‏،‏‏ دارم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ولی فقط روی یه قطعه سنگ به این اندازه‏‏.‏‏

پس تقریبا می‌دونی چطور باید انجامش بدی‏‏.‏‏

هه؟ بله کم و بیش‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

این‌ها وسایل مورد نیازن‏‏.‏‏

اینجایی که دورش خط کشیدم رو گچ‌کاری کن‏‏.‏‏

ها؟

زود باش ببیننم‏‏!‏‏

چشم‏‏!‏‏

چیزه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ فکر کنم اول باید آهک رو با آب قاطی کنم‏‏،‏‏

بعدش طبق رطوبت ترکیب باید مقدار هر کدومشون رو کم و زیاد کنم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

آروم باش آرته‏‏!‏‏

تـ تموم شد‏‏.‏‏

آره‏‏.‏‏ اول این‌که غلظت گچ‌ات افتضاحه‏‏.‏‏

بعدا ترک بر می‌داره‏‏.‏‏

بعدشم‏‏،‏‏ سطح‌اش رو خوب صاف نکردی‏‏،‏‏ برای همینم قلم‌مو روش گیر می‌کنه و خراب می‌شه‏‏.‏‏

تازه‌شم‏‏،‏‏ از خطی که کشیدم خارج شدی‏‏،‏‏ خیلی هم کند کار کری‏‏.‏‏ این خیلی بده‏‏.‏‏

اگه قبل از رنگ‌‌آمیزی و نقاشی خشک بشه مجبوری دوباره از اول شروع کنی‏‏.‏‏

سرنوشت بد اگه قبل از رنگ‌‌آمیزی و نقاشی خشک بشه مجبوری دوباره از اول شروع کنی‏‏.‏‏

سرنوشت بد شرمنده‏‏.‏‏ واقعا‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ انقدر بد بود که دیگه امیدی نیست‏‏،‏‏ آره؟

آره‏‏.‏‏ یه همچین چیزایی‏‏.‏‏

ولی خب‏‏.‏‏ دیگه الان می‌دونم کجا ضعف داری و باید درستش کنیم‏‏.‏‏

درستش کنیم؟

خیلی خب آرته‏‏.‏‏ تا ده روز آینده روی گچ‌کاری کار کن‏‏.‏‏

هه؟ واقعا کار دیوارنگاری گرفتی؟

نه برای من‏‏.‏‏

یه سری به اینکه تو رو شاگردم کردم معترض شدن‏‏.‏‏

هه؟

این شرایطی بود که اون‌ها برای اینکه به یادگیری نقاشی‌ات ادامه بدی‏‏،‏‏ برات گذاشتن‏‏.‏‏

وای این ده روز چقدر زود گذشت‏‏.‏‏

گوش کن‏‏،‏‏ این‌بار وظیفه‌ی تو اینه که تو نقاشی دکوری روی دیوار این تالار کمک کنی‏‏.‏‏

به این فکر کن که الان همه‌ی اساتید و شاگردها چشم‌شون به توـه که ببینن چطور کار می‌کنی‏‏.‏‏

چون جلوی روسای اتحادیه هستیم دلیل نمی‌شه بخوام طور دیگه‌ای باهات برخورد کنم‏‏.‏‏

من هم کار همیشگی‌ام رو انجام میدم‏.‏

آرته‏‏!‏‏

تو برای این کار انتخاب شدی؟

بله‏‏!‏‏

چقدر خوبه یه آشنا این‌جا می‌بینم‏‏.‏‏

آره منم همینطور‏‏.‏‏ خیلی خوشحالم‏‏!‏‏

ولی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ انگار همه خوشحال نمی‌شن‏‏.‏‏

اون شاگرد‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

تو همون دخترِ چند روز پیشی‏‏!‏‏

خیلی خب‏‏،‏‏ همه حواس‌ها به من‏‏!‏‏

امروز جمع‌تون کردم تا بگم برای کی دارید زحمت می‌کشید‏‏.‏‏

همه‌تون برای من کار می‌کنید پس باید به شیوه‌ی من پیش برید‏‏.‏‏

حواستون باید جمع باشه که یه وقت باعث دردسر نشید‏‏.‏‏

شایعات جدید مربوط به روم رو شنیدی؟

آره‏‏،‏‏ انگار پاپ فعلی داره روی هنر حسابی سرمایه گذاری می‌کنه‏‏.‏‏

به لطف همین کارش‏‏،‏‏ مرکز هنر از فلورانس به روم جابجا شده‏‏،‏‏

به همین خاطرـه که کار کمتری گیر ما میاد‏‏.‏‏

با این وضع‏‏،‏‏ اگر هم شاگردهامون بیشتر بشه نمی‌تونیم هوای همه‌‌شون رو داشته باشیم‏‏.‏‏

لئو هم باید اون دختره رو بندازه بیرون و جاش یکی دو شاگرد پسر بگیره‏‏.‏‏

بی خیال‏‏،‏‏ کی حاضره پیش استادی بره که قبلا گدایی می‌کرده؟

واقعا‌ها‏‏.‏‏

از دیدنتون خوشحال شدم‏‏،‏‏ چیزه‏‏،‏‏ من‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

چیزه‏‏،‏‏ از دیدنتون خوشحالم‏‏،‏‏ من آرته هستم‏‏.‏‏ چیزه‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

آرته‏‏،‏‏ اشکال نداره نگران نباش‏‏.‏‏

از دیدنتون خوشحالم‏‏!‏‏ اسم من آرته‌س‏‏!‏‏

لطفا هوای همدیگه رو داشته باشیم‏‏.‏‏

همـ همچنین‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

More Farsi Persian subtitles for Arte

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left