أول 200 سطر.
تقدیم به تمامی فارسی زبانان و طرفداران کامیک استریپ
ماه ژوئن - سال 1938
...در دهه 1930 میلادی ، حتی شهر بزرگ متروپلیس هم
از ویرانی های اندوه و افسردگی جهانی ، در امان نبود
...در دوران وحشت و سردرگمی ...وظیفه اطلاع رسانی به مردم
به عهده روزنامهی " دیلی پلنت " بود
روزنامه بزرگ متروپلیسی ...که شهرتش در شفاف سازی و حقیقت
تبدیل به نمادی از امید برای شهر متروپلیس شده بود
این وهم و خیال نیست
محصول تصورات غلط هم نیست
نه ، دوستان خوب من
...اتهاماتی که امروز برای شما اوردم
...اتهامات مشخصی که علیه این افراد زده شده
...اقدام اونا برای خیانت ...با هدف نهایی آشوب گری اونا
این اتهامات ، حقیقتی انکار ناپذیرن
...ازتون درخواست دارم تا درباره این افراد
قضاوت کنید
...درباره این
این گمراه بی فکر ...که تنها با خشونت وحشیانه و نابودی
میشه توصیفش کرد
درباره این زن ... ارسا
...که انحرافات و تنفر بدون دلیلش از انسانیت
حتی کودکان سیاره کریپتون را هم تهدید کرده
نهایتا ... ژنرال زاد
کسی که زمانی مورد اعتماد این شورا بود
کسی که وظیفه دفاع از سیاره کریپتون را بر عهده داشت
...مغز متفکر این شورش عمدی
و طراح این نقشه دسیسه آمیز ...برای بنیان کردن حکومت جدیدی میان ما
حکومتی که خودش ، فرمان روای مطلق آن باشد
شما شواهد رو شنیدید
حال ، تصمیم شورا ، شنیده خواهد شد
گناهکار
گناهکار
گناهکار
تموم رای ها باید هم رای باشن ،جور - ال
حال ، قضاوت بنا بر تصمیمی خواهد بود که تو میگیری
...تو به تنهایی میتونی موجب محکومیت ما بشی
و به تنهایی ، از دید من ، باعث و بانی اینکار بشی
به ما ملحق شو
همه میدونن قبلا هم با شورا مخالفت داشتی
رای تو میتونه نقش بزرگی در حکومت جدید من ایفا کنه
بعد از من، تو قدرتمندترین جزء این حکومت خواهی شد
دارم بهت شانس عظمت و شکوه رو میدم ، جور - ال
قبولش کن به ما ملحق شو
در برابر من ،زانو خواهی زد ، جور - ال
قسم میخورم
...مهم نیست اگر تا ابدیت طول بکشه در برابر من سر تعظیم فرود میاری
...هر دوی شما
...و بعد ... یک روز
نوادگانت در برابرم زانو میزنن
نه
ما رو از اینجا بیرون بیار - کمک -
منو عفو کنید - من برمیگردم -
منو عفو کنید
من برمیگردم
وظیفه ناخوشایند خودتو به نحو احسنت انجام دادی ، جور - ال
اونا به سرنوشتی که حقشون بود ، رسیدن
"تبعید به " منطقه فانتوم
...و زنده به گور شدن ابدی
به هر حال ، اونا شانسی برای زندگی دارن
برخلاف ما
این خودکشیه نه ... خیلی بدتره
این یه قتل عامه
بهت هشدار دادیم ، جور - ال
شورا قبلا این نظریه عجیب و غریب تو رو مورد ارزیابی قرار داده
دوستان من ، شما میدونید که من نه عجول هستم و نه بدون فکر حرفی میزنم
من بدون دلیل ، بیانیه ای ارائه نمیدم
و با این حال ، دارم بهتون میگم که ما باید این سیاره رو هرچه زود تر ، تخلیه کنیم
جور - ال ، تو یکی از بزرگ ترین دانشمندان کریپتون هستی
بله ، ولی واند - آه هم هست
اونا دانش تو رو زیر سوال نمیبرن حقایق ، غیرقابل انکارن
این نتیجه گیری تو هست که از نظر ما قابل توجیه نیست
این سیاره تا 30 روز دیگه منفجر میشه البته اگه زود تر منفجر نشه
دارم بهت میگم کریپتون فقط داره مدارشو تغییر میده
جور - ال ، منطقی رفتار کن
...دوست من
من هیچوقت غیرمنطقی رفتار نکردم
این دیوانگی مال شماست
بحث همینجا تمومه
تصمیم شورا قطعیه
هر اقدامی از طرف تو که باعث تشویش اذهان عمومی بشه
توسط ما به عنوان فتنه و شورش پنداشته میشه
من رو به شورش متهم میکنید؟
نجات دادن جون بقیه ، جرم محسوب میشه ؟
...تو محکوم به حبس ابدی
در منطقه فانتوم خواهی شد
...پوچی ابدی
که خودت اونو کشف کردی
حالا ، از تصمیم شورا پیروی میکنی ؟
من ساکت میمونم
نه من و نه همسرم ، کریپتون رو ترک نمیکنیم
کارت تموم شد ؟
آخراشه
این تنها راهه ، لارا
اگه اون اینجا با ما بمونه به همون قاطعیتی که خواهیم مرد ، میمیره
ولی چرا سیاره زمین ، جور - ال ؟
اونا هزاران سال ، ابتدایی تر از ما هستن
پسرمون برای زنده موندن ، به این ویژگی اونا نیاز داره
اتمسفر اونا ، پسرمون رو تقویت میکنه
اون حتی جاذبه اونا رو هم به چالش میکشه
ظاهر پسرمون ، مثل اونا خواهد بود
ولی اون ، هیچوقت یکی از اونا نخواهد شد
نه
ساختار مولکولی متراکم اون ، قدرتمندش میکنه
نسبت به اونا ، عجیب غریب خواهد بود با اونا فرق خواهد داشت
سریع خواهد بود تقریبا شکست ناپذیر
جدا از بقیه ... تنها
اون تنها نخواهد موند
هیچوقت تنها نمیشه
...انرژی ورودی در اقامت گاه جور - ال
در حال افزایشه
داده هامون نشون میده از دست دادن انرژیمون به علت استفاده ناصحیح از انرژیه
بررسیش کنن
و اگه بررسی صحت موضوعو تایید کرد ؟
اون از مجازاتی که در انتظارشه ، خبر داشت
با وجود اینکه جور - ال ، عضوی از این شورا هست
ارجعیت با قانونه
...تو به دوردست ها سفر خواهی کرد ، کل - ال کوچک من
ولی ما هیچوقت ترکت نخواهیم کرد
...حتی بعد از مرگمون
غنا و سرمایه زندگی هامون ، از آن تو خواهد بود
تمام چیزی که دارم ... تمام چیزی که یاد گرفتم ...تمام چیزی که حس میکنم
...تمام این ها و بیشتر از این رو
به تو واگذار میکنم ، پسرم
تو در تمام روز های زندگیت ، منو درون خودت خواهی داشت
...تو قدرت منو از آن خودت میکنی ...زندگی منو از چشم های خودت میبینی
همونطور که من زندگی تو رو با چشم هام نظاره میکنم
پسر ، تبدیل به پدرش خواهد شد و پدر تبدیل به پسرش
...این تمام چیزیه که من
تمام چیزیه که من میتونم بهت بدم
کل - ال
وایسا ... وایسا ... وایسا
...که انشتین ، اونو
تئوری نسبیت نامید
، در کریستال هایی که رو به روت قرار دارن ...اندوخته ای کامل از ادبیات
...و حقایق علمی هزاران هزار از دنیاهای دیگه
تا گستره 28 کهکشان شناخته شده ، ذخیره شده
...نوشته های چینی اولیه ، به رابطه پیچیده ای اشاره میکنن
که همراه داشتن این رابطه ، تو رو به قدرت نهایی میرسونه ، پسرم
...گلچینی از این قدرت ها ، بینایی تو
...قدرت تو ، شنوایی تو
و توانایی تو در حرکت با سرعت تقریبا نامحدود ، خواهد بود
تاریخچه اولیه دنیای ما ، چینشی خونین از جنگ های بین سیاره ای رو شامل میشه
...هرکدوم از 6 کهکشانی که از اونا عبور خواهی کرد
قانون ، مکان و زمان خاص خودشونو دارن
دخالت در تاریخ انسان ها ، برای تو ممنوعه
اون چی بود ؟
حالا ... این دیگه اوج بد بیاریه
...تو ... میشه
چیه ؟
...یا
اوه ، خدای من
...تموم این سال ها ، با اینکه کنار هم خوشحال بودیم
...من به درگاه خدا دعا میکردم
تا به ما یه بچه بده
عزیزم ، میشه اون دستمال که اون بالاست رو بهم بدی ؟
به خودت فشار نیار ، جاناتان
یادت باشه دکتر فرای ، درباره قلبت چی گفت
وقتی رسیدیم خونه ، اولین کاری که باید بکنیم
اینه که بفهمیم خونواده اصلی این بچه کی هستن ؟
اون خونواده ای نداره ...حداقل ، این طرفا نه
مارتا ، داری به چیزی فکر میکنی که من فکر میکنم داری بهش فکر میکنی ؟
میتونیم بگیم بچه ی پسرعموی منه که تو داکوتای شمالی زندگی میکنه
و به تازگی یتیم شده
...اوه ... مارتا - جاناتان ... اون فقط یه بچه اس -
مارتا ، همین حالا دیدی که ما چطوری اونو پیدا کردیم
یه چیزی درباره این بچه هست که خیلی عجیبه
آره ... تو اونو دیدی ...مارتا ... تو اونو
به همون وضوحی که من دیدم ، دیدی ، مارتا
مارتا کلارک کنت ، اصلا به حرفام گوش میدی ؟
!جاناتان
خیلی خب ، همین حالا اون توپ رو برگردون زود باش
دوباره ... پرتابش کن بالای دروازه
!اون توپ رو بردار ! اشتباهه برگرد ! حواستو جمع کن و دوباره انجامش بده
!هی شما ، بزنید بریم
!یالا ! بیا اون توپو بالای خط پرتاب کنیم ... نه زیرش
چیه ؟ فکر کردی اون توپ تا اونجا خود به خود پرواز میکنه ؟
!زود باش
مشکل کجاست ؟ باید خودمون همه چی رو راست و ریست کنیم دیگه
یالا ، بچه ها
زود باشید
بازی خیلی خوبی بود - ...آره ، ولی هفته بعد ما -
خیلی خب
زود باشید ، بر و بچ زود باشید ! بزنید بریم
کلاه هاتونو آروم بذارید زمین
لباس هاتونو فراموش نکنید باید برای فردا شسته شده و تمیز باشن
و باید مثل یه تیم فوتبال واقعی به نظر بیاید
...هی کلارک ، لباس ها برای فردا
شسته شده و آماده باشن ... باشه ؟ - بله ،قربان -
باید تیم دبیرستان مونت ورنون رو ببریم
میشه منو برسونی ؟ - زود برید خونه -
لانا ؟ زحمت اینا رو نکش ... باشه ؟
با بقیه وسایل میبرمشون داخل
ممنون ، کلارک - البته -
به نظرم تو مهربون ترین پسر تو کل مدرسه ای
خب ... ممنون
البته ،این قسمتی از کارمه به خاطر مدیر تیم و اینجور چیزا
و به هر حال ، من اینکارو برای تو نمیکنم
گوش کن ... با بقیه بچه ها قراره ...تو خونه مری الن جمع بشیم
و بازی کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.