أول 200 سطر.
در سال 476 تا 770 قبل از ميلاد ، دوره سلسله ژو، دوره بهار و پاييز شناخته ميشه.قبايل وحشي رونگ و دي به امپراطوري غرب حمله كردند،و . قسمتهايي از كشور را بين خودشون تقسيم كردند
پادشاهي ژو پوشالي بود،مجلس مشاوره نيز در هرج و مرج و آشوب بود.و در بين خود .اشراف جنگ سختي درگرفته بود.جنگي بي پايان بر سر تصاحب باقيمانده قدرت ژو .كونفوسيوس در اواخر دوره بهار و پاييز در سرزمين " لو "زندگي ميكرد
من پير شدم
از وقتي كه من اخرين اميد و استاد ژو بودم خيلي گذشته بود
فكر ميكردم آموزش موسيقي و انسان بودن
وقتي با هم باشن قشنگ ميشن
استاد كونگ كيو، فرماندار ژونگ دو
!درسته
منو دنبال كنيد
استاد كونگ، شما بايد بريد داخل
استاد كونگ كيو فرماندار ژونگ دو وارد ميشوند
اعلي حضرت وارد ميشوند
...خوش اومدي كونگ كيو
ديدن شما اعلي حضرت افتخار خدمتگزار فروتن شما كونگ كيو هست
بسيار خوب كونگ كيو
اونطور كه شنيدم
فرماندار ژونگ دو شدي
...در اندازه فقط يك سال، خيلي چيزها تغيير كرده
خيابان ها سالم شدند و خانه ها امنيت پيدا كردند
اعلي حضرت
همونطور كه گفتم اينها رعايت كردن مراسم عبادي ژونگ دو هستند
،يك سال، پيشرفت رو نشون ميده" "اين سالها پيشرفتهاي بيشتري را نشون ميدن
دوست دارم ببينم
سياست شما در تمام امپراطوري لو اجرا ميشه
من اختيار زيادي ندارم،بنابراين نبايد سرخود عمل كنم
اين ميتونه به راحتي حل بشه
من به تو موقعيت مناسب رو ميدم
لرد جي ييرو به تازگي فوت کرده
حالا،پسر بزرگش جي سونسي
نخست وزير و فرمانده ژنرال ارتش شده
اما پست وزير دفاع خاليه
خود اين خانواده اشراف زاده ها همه كانديد شدن
اما من مايلم كه اين مقام رو به شما بدم
من نميتونم گستاخي كنم و نميتونم شايستگيش رو داشته باشم
پس من از شما حمايت خواهم كرد
شما و مريدانتون
ميتونيد امپراطوري لو رو متمدن كنيد
شما ميتونيد اونها رو سر جاشون بنشونيد
شما در گذشته نالايق خوانده ميشديد
جرئت مواجه شدن باهاش رو داريد؟
!قربان،يه برده فرار كرده
چي؟ اون كيه؟
آخرين خدمتكار مورد علاقه ، قربان
!اون كي سيگونگه
اون پسر كوچولو
پدرم اون رو ميخواست
!اين پسر بايد با اون دفن بشه !برگردونيدش
بله
! اونجاس! بهش تير زهرآلود بزن همين الان
!كمك! استاد! استاد... كمكم كنيد، خواهش ميكنم
استاد،به نظر شما
امپراطوري لو ميتونه از اين که هست قدرتمندتر بشه
با وجود چشم و هم چشمي و رقابت اشراف كي؟
اعلي حضرت
مردم "كي" قوانين رو رعايت ميكنند
چونکه اونها از مجازات ميترسند
ولي اگر اين احترام، بخاطر مدنيت وامانت داري
...راستي،بي عيبي،بزرگي و شأن باشه ،اين خيلي بهتر نيست؟
وقتي انسانهاي پر افتخار و معتبر براي افسر شدن انتخاب شوند
دزدي و فساد از بين خواهد رفت
مرداني كه از والدين و فرزندان آنها محافظت ميكنند
همچنين از بقيه محافظت ميكنند
مردان بايد وظايفشون رو اجرا كنند تا زمانيكه ...زنان به آنها خانه و خانواده ميدهند
سپس از يتيم و بيوه ها، پير،مريض
و ضعيفها ميتونند محافظت كنند
بنابراين مردم با خوشي كار و زندگي ميكنند
!صلح عمومي و همدلي سلطنت خواهد كرد
!مامان
مامان؟
!نبندش! درو باز كن !لطفأ بذار برم بيرون
غذا رو حاضر كن
مردم بايد والدينشون رو دوست بدارند
همينطور فرزندانشون رو
پس بزرگترها مراقب کوچکتر ها باشند
و توانمندان قدرتشونو صرف حمايت ازضعفا کنند
پدرت برگشته
از كجا ميدوني؟
صداش رو شنيدم
از اينكه تورو آوردم ببينيش سورپرايز ميشه
زود باش،اينو بگير و ببر براش
پدر
تو برگشتي
!تو براي نصف روز رفته بودي من و مادر منتظر بوديم
هنوز غذا نخوردي؟ بايد گرسنه باشي
نگران نباش،تو كي هستي؟
...من
كي سيگونگ
...پسر كوچولو
معلم
!يان هوي،يه دكتر صدا كن،عجله كن
بله
زود باش،يه دكتر صدا كن
اينجا چه خبره؟
معلم
وقتي كه كه ميومدم اينجا
سربازان خانواده جي دنبال اين برده كوچيك ميگشتن
پس من آزادش كردم
اون برده تدفين بود
سربازاي جي ميخوان اون برگردونده شه
معلم،بگذاريد از دردسر دوري كنيم
من ميتونم اون رو به برادر خوانده م به امپراطوري وي بسپرم
اين براي همه ميتونه خوب باشه
نه،زيلو،اون ميتونه اينجا بمونه
ديدن بي عدالتي و كمك به توسعه دادن اون برابر با نداشتن جرئته
بعدأ،لرد جي سونسي خشمگين ميشن
زيلو
تو كار درست رو انجام بده
صبر كنيد! فكر ميكنيد چيكار داريد ميكنيد؟
تو كي هستي؟
من ژنرال گونگ سانگ نيو از قلعه بي يي هستم
سريع اينجا رو بگرديد
آقاي گونگ سان
معلم
كونگ كيو
چي ميخواي؟
گزارش دادن
كه برده فراري وزير اينجا مخفي شده
اگر شما الان اون رو به ما نشون نديد
ممكنه به رابطه تون با وزير صدمه بزنه
وزير كونگ،ميتونم چند كلمه خصوصي با شما صحبت كنم؟
وزير كونگ، من از تكبر سه خانواده اشراف خيلي متنفرم
و امروز،من ميتونم گزارش بدم كه چيزي پيدا نكردم
شما و من بايد با هم دوست و همكار بشيم
ما ميتونيم خانواده هاي اشراف رو بيرون برونيم و خودمون امپراطوري رو اداره كنيم
حالا،به من بگو
نظرت چيه؟
راه ما جداست،بنابراين ما نميتونيم زير يك پرچم كار كنيم
ژنرال،داره دير ميشه،شما بايد به راهتون ادامه بديد
!برو
سرور من و وزيران
همه براي به جا آوردن مراسم قرباني زمستان ميان
ولي قبل اينكه ما بتونيم شروع كنيم
يك اتفاق عجيب نياز به توضيح داره
ديروز،يك افسر مسؤل قرباني كردن پرنده ها
گزارش داده كه يكي از ده قرقاول
تدارك شده براي مراسم
دم خودش رو كنده
بنابراين،امروز من بايد نظر متعال شما رو بطلبم
بايد مراسم رو لغو كنيم؟
يا يك تأخير بياندازيم؟
من تقاضاي صحبت كردن دارم
ميتوني حرف بزني،سو سونوو
به نظر من،تا مراسم قرباني زمستان
روي مهمترين قرباني آخر سال نشان بگذاريم
!اون نبايد به تأخير بيافته يا لغو بشه
ما به خدا در اين مراسم آدرس ميديم
نشانه به بهشت پيغامي منعكس ميكند
بنابراين،قرقاول ميتونه بدون قرباني شدن پرواز كنه
براي انجام طور ديگر به روح بي احترامي خواهد شد
ما بايد از خواسته بهشت پيروي كنيم
و به اين پرنده اجازه حيات بدهيم
كونگ كيو،نظر شما چيه؟
اعلي حضرت
خدمتكار فروتن شما كاملاً با نظر وزير شو موافقه
بنابراين... شما وزيران؟
خدمتكاران فروتن شما با نظر دو وزير موافقند
تا وقتي همه موافقند
بنابراين موافق باشيد! بگذاريد قرقاول آزاد بشه
در جنگلهاي كوهستان
اعلي حضرت،خدمتكار فروتن شما درخواست صحبت دارد
حرف بزن
من يك درخواست دارم
در آخر مراسم دفن شيطان و آغاز زندگي
با مرگ استاد آنها
كونگ كيو
براي چي همچين احترام ميگذاري؟
براي اينكه امروز،خدمتكار فروتن شما
براي زندگي اين برده كوچك التماس ميكند
كدوم برده كوچك؟
اون اينجاست
عمو
اين همون برده اي نيست كه از خونه شما فرار كرده؟
كونگ كيو
اون برده خانواده من بود
!و تو اون رو به خونه خودت بردي
چطور جرئت ميكني؟
معلم
وزير جي،لطفاً اون رو ببخشيد
اين پسر نبايد لرد جي ييرو را
تا گور همراهي كنه
مگر شما هميشه به جا آوردن
رسوم باستاني مون رو تأييد نميكنيد؟ !اين فقط يكي از آنهاست
وزير جي
!نيكخواهي دوست داشتن همنوعانمون هست
مراسم قتل همان قتل هست حتي اگر !مورد قبول سنت ما باشه
لرد شو
شما نيكخواهي تون رو با قرقاول نشون داديد
من اينجا از شما ميپرسم
يقيناً شما ميتونيد درباره اين پسر مجروح
صحبت كنيد ؟
امروز،ما به اينجا اومديم
فقط براي مذاكره درباره مراسم قرباني زمستان
اين موضوع بي ربط هست
!نه،ارتباط نزديكي هست
" ژو كتاب اتيك " به ما ميگه كه ارزش زندگي انسان بالاتر از هرچيزيه
دفن برده سخنان بچه گانه در راههاي شرارت آميز بود
در خلال اين مدت كه آغاز سلطنت ژو در اين سللسله هست،اين ياغي گريست
امپراطوري لو ما خانه باستاني اشراف ژو هست
و به اخلاقياتش معروف هست
ما بايد سيستم خودمون رو بدعت گذاري كنيم و سنتهاي قديمي رو ترك كنيم
No comments yet. Be the first to leave one.