أول 123 سطر.
Let’s continue where we left our dream
That was interrupted last time
Just draw a door in the sky
Connecting the stars
A new stage
The arena where we'll challenge the gods
Intense ☆ Violent ☆ Dynamic!
Let’s Go! Go! A huge panic
Losing makes us stronger
Not knowing our place
Means we have no regrets or boundaries
Grand ☆ Transcendent ☆ Dynamic!
Let’s Go! Yes! Let a barrage of kicks
Rain down, and tremble with adrenaline
An amazing story is waiting for us
!در میان فاجعه، نشانه ای از پیروزی ظاهر می شود
!در میان فاجعه، نشانه ای از پیروزی ظاهر می شود
!ضد حمله ی سان گوکو آغاز می شود
!ضد حمله ی سان گوکو آغاز می شود
...در حالی که گوکو قدرت مخفی جدیدشُ رها کرد
.فریزا هم قدرت مخفیشُ رها کرد
.طلا ممکنه خیلی ساده و روشن باشه
.ولی خوبه چون درکش آسونه
...ممکنه ساده باشه
.ولی بیاید به این حالت بگیم فریزای طلایی ...
.اولش به نظر می اومد هر دوشون برابرن
...ولی قدرت فریزای طلایی خیلی فراتر از تصورات گوکو بود
.و کم کم گوکو داشت کم می آورد ...
خب خب، این خجالت آور نیست؟
.مبارزه هنوز تموم نشده
!آره آره، این همون چیزیه که می خوام ببینم
برام
با این نگاه ناامیدانه ات
لذت بخش ترش
.کن
.احمق
.بابا
کی فکرشُ می کرد فریزای طلایی اینقدر قوی باشه؟
!ما تو وضعیت خیلی بدی هستیم
!در این صورت زمین واقعا نابود می شه
احساس - خوبی - ندارم
.کوریرین سان
.ب-باشه
.این کارُ نکنید
...ولی
.هنوز شانس پیروزی داره
...اون فریزا قوی تر شده ولی
.ولی اگه وجیتا هم به گوکو ملحق بشه امکان نداره ببره ...
.درسته. وجیتا هم باید به مبارزه ملحق بشه
!وجیتا !برو همراه سان کون مبارزه کن
.بیرس ساما، این غیرممکنه
.اون دو تا به هیچ وجه کنار هم مبارزه نمی کنن
.ترجیح می دن ببازن تا بخوان همچین کاری کنن
.یه همچین غروری دارن
!اه - این خیلی رو مخه
.واقعا چه احمقایین
.آره. درست مثل بیرس ساما
هان؟ چیزی گفتی؟
.نه
!لعنتی
چی!؟
!مغرور نشو
!گوکو - !بابا -
.همونطور که از فریزا ساما انتظار می رفت
.استراتژی من اشتباه نبود
...با قدرتش
!ارتش ما می تونه دوباره دنیا رو تسخیر کنه
.خیلی خب بولما، زود باش از شوهرت بخواه به مبارزه ملحق بشه
!وقتی کار اون یارو تموم بشه خیالم راحت می شه
!اگه می شد که من اینجا حرص نمی خوردم
.اینجا بولما از همه خطرناک تره
.وای
تو داری فقط یه خورده از تحقیری که من رو .سیاره ی نامک شدم رو تجربه می کنی
.تو واقعا کینه ای هستی
اون موقع اگه دستم به توپ های اژدها می رسید ...و آرزوی زندگی ابدی می کردم
.تا الان کل دنیا رو گرفته بودم
.دخالت تو همه چیزُ خراب کرد و منُ تحقیر کرد
!تو باید به دست من بمیری
!عوضی احمق
از اون روز به بعد
.یه روزم بدون فکر به انتقام گرفتن از تو نگذروندم
.وای
و این جوری نبرد
بین من و تو
!به پایان می رسه
!گوکو - .بابا -
گوهان، گوکو...؟
.منم... منم نمی دونم
این امکان نداره... سان کون؟
.نه، بولما
.خوب نگاه کن
...انگار دوستت
.زنده است
اون چرا هنوز زنده است!؟
...با حمله ی الانت
.مطمئن نبودم بتونم قسر در برم
.گمونم وقتی کوتاه بیام همین می شه
!کاکاروت
.اینقدر بیخیال نباش
اگه می خوای کلی طولش بدی
.خودم میام کار فریزا رو تموم می کنم
چی؟
.وجیتا
.لطفا خفه شو وجیتا سان
تو کار منُ تموم کنی؟
.کاکاروت، جا عوض
.نمی شه وجیتا
.تازه از الان می خواد جالب بشه
.نمی تونم الان بسپارمش به تو
.منُ الکی منتظر نذار
.می دونم! فقط یه خورده دیگه صبر کن
.نمی شه رو یه خورده ی تو حساب کرد
.این بار واقعنیه
.واقعا فقط یه خورده است
!تمل نمی کنم شما دو تا منُ دست کم بگیرید
.شرمنده
ولی بازی
!تمومه
فریزا مگه کلی دردسر نکشیدی تا زنده بشی و برگردی؟
.بهتره همین الان بکشی عقب و بری دنبال زندگیت
.چه حرف احمقانه ای
فکر کردی من از پیروزیم دست می کشم؟
پس نمی ری؟
No comments yet. Be the first to leave one.