About Dry Grasses

About Dry Grasses (Kuru Otlar Üstüne)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

About Dry Grasses 2023 BluRay - [ RunTime: 03:17:27 ]
تعليق من starn

الوسوم

bluray
نشرت في: 2024-05-02
تنزيلات: 140
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫« درباره‌ی چمن‌های خشک »

‫تـرجـمـه: حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫بیا

‫مال توئه

‫ممنون. چیه؟

‫روغن زیتونی که دوست داشتی

‫- از مزرعه‌ست؟ ‫- آره، روغن پرس سرده

‫ممنون

‫تعطیلات جایی رفتی؟

‫نه. چطور می‌تونستم برم؟

‫یه عالمه مشکل توی روستا دارم

‫پدرم باز حالش بدتر شد

‫همه‌ش درگیر بیمارستان و دارو بودم...

‫مادرمم خودش یه بحث دیگه‌ست ‫بدجوری ناراحته

‫بابت چی؟

‫چون هنوز ازدواج نکردم

‫همون داستان همیشگی

‫ولی الان دیگه کاملاً قاطی کرده

‫بدخلق و عبوسه. حتی مریض هم شد

‫خدایی؟

‫به‌خاطر همین تعطیلات توی تخت بود

‫انگاری یک دختر درست‌و‌حسابی بوده

‫و من ازش خوشم نیومده!

‫حواست باشه، می‌خوان ‫از مجردها مالیات بگیرن

‫بس کن

‫باور کن، تعطیلاتم خیلی خسته‌کننده بود

Aren Zohrabi :هماهنگی زیرنویس از

‫- خوش اومدین، آقا ‫- ممنون

‫- خوش اومدین ‫- ممنون، ممنون

‫بس کن، پسر!

‫- صبح به‌خیر ‫- آره، صبح به‌خیر

‫خب، خب، خب!

‫معلم معلم‌ها، خوش اومدی!

‫سلام نائل، اوضاع احوالت چطوره؟

‫خوبم. خوبم

‫به جمع‌مون برگشتی، ها؟

‫آره دیگه، چه میشه کرد؟

‫- همه اینجان؟ ‫- آره

‫- میگما، صمد؟ ‫- بله؟

‫مرغ‌های جدید گرفتم

‫از این به بعد می‌تونی از خودم تخم‌مرغ بگیری

‫باشه، ببینیم چی میشه

‫به بقیه هم بگو، باشه؟

‫باشه

‫سلام

‫خوش اومدی

‫کل‌مون همین تعدادیم؟

‫ما برات کافی نیستیم، صمد؟

‫وقتی تو اینجایی، چطور ممکنه کافی نباشه؟

‫فردوس کبیر!

‫آره والا!

‫فقط نمی‌خوام اون اسکلی باشم ‫که به‌موقع اومده

‫نه، همه اومدن

‫امروز به‌زحمت تونستم ‫از تخت بیام بیرون

‫خیلی زود به تنبلی عادت می‌کنیم، مگه نه؟

‫- آره ‫- "بکیر" نیومده؟

‫توی دفترشه. صبحونه خوردی؟

‫نخوردم و احتمالاً هم نخورم

‫اگر فردوس نمی‌خوره، منم نمی‌خورم

‫خودش می‌دونه چرا

‫اینقدر سربه‌سرم نذار ‫نائل اون یکی رو بده من

‫- عسل رو امتحان کن ‫- عسل شهرتونه؟

‫عسل کندوهای برادرمه

‫- صبح همگی به‌خیر. نوش جان ‫- صبح به‌خیر

‫ته سیگار توی لیوانمه ‫این دیگه چه وضعشه، نائل؟

‫حتماً لوله‌کش‌ها توی تعطیلات انداختن

‫اگر دیده بودم، جلوشون رو می‌گرفتم

‫واقعاً خجالت‌آوره

‫حتی شیرهای خراب رو هم با خودشون بردن!

‫واقعاً که

‫بیا بشین. غذا داره تمام میشه

‫- اون چایی مال توئه ‫- ممنون

‫نائل میگه تخم‌مرغ داره ‫به شما هم گفته؟

‫قضیه چیه، صمد؟ ‫قراره به تو پورسانت بده؟

‫حقوق این شغل کافی نیست ‫دیگه چیکار می‌تونم بکنم؟

‫بچه‌ش رفته دبیرستان ‫کمک لازم داره

‫شرمنده، ولی دیگه نمی‌تونم

‫این محصولات محلی رو بخورم

‫تو که عطرهات رو از دست‌فروش‌ها می‌خری ‫چرا تخم‌مرغ نخری؟

‫منظورت چیه؟

‫عطرها اصل بودن

‫به‌خدا. اصل بودن

‫توی اینترنت گشتم ‫هرگز جنس تقلبی نمی‌خرم

‫منم گشتم

‫چیزهایی که توی فرودگاه‌ها ‫جا می‌مونه رو می‌‌فروشن

‫پس جنسش اصله

‫کی این قضایا رو فهمیدی، کنان؟

‫فروشندهه دروغ نمی‌گفت

‫آخه واسه چی با عطر اصل ‫باید بیاد اینجا وسط ناکجاآباد؟

‫- به‌نظر من یه‌جای کارش می‌لنگه ‫- چرا نیاد؟

‫شلوار و گرم‌کن‌هاش تقلبی بودن

‫ولی خودش گفت اونا تقلبی هستن

‫فقط وقتی فهمید ‫من معلم ورزش هستم گفت

‫چطور می‌تونسته بفهمه تو معلم ورزشی؟

‫چون دید شلوار و گرم‌کن تنمه

‫چرا باید مخفیش کنه؟ ‫می‌تونه شلوار و گرم‌کن هم بفروشه

‫طرف یکم صداقت نشون داد

‫تا قانع‌تون کنه ‫یک دروغ بزرگ‌تر رو باور کنین

‫شلوار گرم‌کن هم حساب میشه

‫- از کجا می‌دونی؟ ‫- خب، تو از کجا می‌دونی؟

‫باشه بابا، اصله

‫اصل بود. وگرنه حساسیت می‌گیرم

‫صبح به‌خیر. عجب سفره‌ای

‫کی اینا رو آورده؟

‫کوثر آورده. خدا خیرش بده

‫برنامه‌ی کلاسی چی؟

‫بکیر داره آماده‌شون می‌کنه

‫یکم دیگه میاد

‫امروز برید کلاس‌های قبلی‌تون

‫دفترها اینجان

‫بعدش ببینیم چی میشه

‫بامزه بود. ولی نترسیدم

‫دروغ میگین. دیدم جا خوردین

‫من، جا بخورم؟

‫پریدین عقب

‫این ترس نیست

‫واکنش غیرارادیه

‫با هم فرقی نمی‌کنن، آقا

‫باشه، هرچی تو بگی

‫بیا، این برای توئه

‫سنگینه. نزدیک بود بندازمش دور

‫اوه، چقدر خوشگله

‫- دوسش داری؟ ‫- آینه‌ست!

‫وقتی رفتی خونه ببینش

‫خیلی ممنون

‫نگران نباشین، به کسی نشونش نمیدم

‫آقا

‫آقا

‫گفتین یک تخت اضافی دارین

‫که می‌خواین بدین بره

‫- هنوزم دارینش؟ ‫- آره

‫یکی رو می‌شناسم که تخت لازم داره

‫کی؟

‫امیرهان که کلاس هشتمه

‫توی زیرزمینه

‫ولی بذار اول یه نگاهی بندازم. باشه؟

‫حالا برو کلاس. بدو برو

‫معلم اومد

‫زود باشین، بشینید

‫خیلی‌خب، بسه دیگه ‫همه بشینید

‫ماژیک‌ها رو نندازین روی زمین ‫برشون دار

‫مدام گم میشن ‫سرشون رو ببندین

‫بشینید

‫تعطیلات تمام شد

‫آره، آقا، تمام شد

‫چطور بود؟

‫خوب بود

‫مال من نبود

‫دلتون برای مدرسه تنگ شده بود؟

‫هی، این چه وضعشه؟

‫تعطیلات تمام شد

‫ترم جدید شروع شده

‫- آره ‫- من بازم معلم کلاس شمام

‫باشه

‫اگر مشکلی داشتین، بیاین به خودم بگین

‫باشه

‫ولی به‌دلایل مسخره نیاین ‫مثلاً "دوستم منو زد"، باشه؟

‫ولی آخه آقا... مدام بهم لگد می‌زنه

‫دیگه نمی‌زنه

‫ولی می‌زنه

‫خوش برگشتی

‫بیا، دارم میرم دیدن وحید

‫توی تعطیلات بهت زنگ زدم

‫به‌خاطر قبض تلفنم رو قطع کردن

‫دیگه بهش نیازی ندارم

‫فعلاً حتی نمی‌تونم پول تو رو پس بدم ‫ولی به‌زودی پس میدم

‫بیخیال، مهم نیست

‫شغل نگهبانیه چی شد؟

‫همه‌ش دروغ بود

‫ترجیح میدن سگ بگیرن ‫ولی منو استخدام نکنن

‫احمق بودم که امیدوار شدم

‫حق داشتن ‫چرا باید تروریستی مثل تو رو استخدام کنن؟

‫آره والا

‫خوش برگشتی، جناب معلم

‫بیا، توی پایگاه آب گذاشتیم برای چایی

‫ولی درهرحال به‌زودی میرم

‫شاید یک شغلی ‫توی یک کلوپ شبانه پیدا کرده باشم

‫کجا؟

‫توی "وارتو"

‫توی وارتو کلوپ شبونه هست؟

‫- پولش خوبه؟ ‫- هرچقدر بدن کافیه

‫خوب شد سیگار کشیدن رو ترک کردم

‫وگرنه الان توی خیابون ‫ته سیگار جمع می‌کردم

‫پس هنوزم اوضاعت سر و سامون نگرفته

‫باشه، برو

‫منم هرازگاهی میام ‫قیافه‌ی نحستو ببینم

‫کدوم گوری بودی، حرومی؟

‫چرا باید بیام اینجا ‫وقتی پر از آدم‌های آشغاله؟

‫اون دو ساعت قبل بود

‫عوضی

‫اعصابمو بهم نریزا

‫شریف، سه تا چایی بیار

‫بیخیال چایی. از اون چیزایی ‫که پشت جعبه‌ها گذاشتی بیار

‫با مشت می‌زنم توی صورتتا

‫ولی جلوی آقا معلم بی‌ادبیه

‫درضمن، خوش اومدی

‫ممنون

‫بهش میگم

‫"بهت پول میدم. اون جعبه‌ها رو بیار"

‫پس وقتی کسی نیست اینو بگو

More Farsi Persian subtitles for About Dry Grasses

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left