أول 200 سطر.
Tamagotchi ترجمه و زیرنویس از
تو فکر اینم که برم اونجا
بذار ببینم
من خوش شانسم
چیه؟
میدونی ...ممکنه فکر کنی که
سه روز و 300 تاست
شانس با منه، زودباش بیا
پاهام دیوونم کردن به خاطر کفشات ـه
دویست دلار پولشونو دادم بهت که گفتم بپوششون جا باز کنن
چه قدر دیگه مونده؟
حدود سه یا چهار ساعت
خیلی خب، بیاید یکم استراحت کنیم
حالت چطوره بچه شهری؟
هیچی نگو، دختر دهاتی
واقعا خوشحالم که اومدی آره، منم همینطور
گم شدیم؟ نه
داریم مسیر رو درست میریم؟
آخه، از وقتی بچه بودم دیگه نیومدم اینجا
از اونطرف
بیاید
خدایا، کوری عصاکش کور دگر شده
چطوره همینجا اردو بزنیم؟
صبح دریاچه رو پیدا میکنیم
عالی شد
...تو چطور
...اونو میکنی این تو خیلی خب
شبیه چادر شد
مشکلی نداری؟ ردیفه
ردیفه، مطمئنی؟
فکر کنم موفق شدیم
اوه، آره !به سلامتی
!به سلامتی !نوش
مهمونی رو شروع کنیم
به سلامتی ماجراجویی
به سلامتی اینکه دیگه کلاس نداریم
دیگه کلاس شیمی حال بهم زن با کلوین نداریم
یا زیست شناسی با لمبرت وای، لمبرت بدترین بود
اوه، من و "بری" توی اون کلاس آشنا شدیم و افتادیم توی یه گروه
خدارو شکر اگه تو نبودی هیچوقت اون درسو پاس نمیکردم
نِرو دهنمو سرویس کرد
از نِرو خوشم میومد
معلومه که خوشت میاد، هارتمن
گمشو، مارشال
پس همه ی شما قراره دکتر شید، هوم؟
آره، دکتر قلب و عروق، مثل بابام
دکتر اطفال
دکتر عمومی پزشک خانواده
اورولوژی
اورولوژی
مَت قراره دکتره آلت تناسلی بشه
خفه شو، رفیق از کیر خوشش میاد
گور بابات، پسر
هرچه قدر بخواید میتونید بخندین
درآمدش واسه شروع، چهارصد هزار دلار در ساله
تو هم قراره اونقدر پول در بیاری؟
نه
من با تخصص بیماری های مسری اونقدر درآمد ندارم
گندش بزنن باید یه دکتر کیر پیدا کنم
!هی
حالا از اینا گذشته، شما دوتا چطور آشنا شدین؟
ما توی لونه ی خرگوش باهم آشنا شدیم
خدایا
آلیس، توی اون آشغالدونی چکار میکردی؟
دنبال سکس با قیمت ارزون بودم و من پیداش کردم
و از اون موقع باهمیم
چرا تخصص بیماری های مسری رو انتخاب کردی آلیس؟
آخه، من رو این حساب کرده بودم که جراح بشی
جذاب و شگفت انگیزه
خب، البته واسه من اینجوریه
میدونی، اولین کشف و پیش بینی بیماری ها
اولین کسی هستی که میفهمه و اونجاست
بیماری ایبولا
بیماری جنون گاوی
فکر کنم یه جورایی حس کارآگاه بودن بهم میده
مثل کارآگاه بیماری ها یا یه چیزی تو همین مایه ها
نمیدونم
خب، به نظرم تو کارت عالی میشی
مرسی
و نگران نباش من از لحاظ مالی دوتامونو تامین میکنم
تو که دانشجوی تاریخی
راست میگی به گا رفتیم
اون چی بود دیگه؟
یه سگ؟
اگه سگ ـه باید خیلی گنده باشه
صذش شبیه گرگ صحرایی بود گرگ صحرایی، شوخیت گرفته؟
آره، این اطراف حیوونای زیادی هستن
گرگ، روباه، گوزن، خرس ...ممکنه
نگران نباش عزیزم فقط یه مشت حیوون احمق اند
بیشتر از اونی که ما میترسیم اونا از ما میترسن
تا وقتی که به من نزدیک نشن برام مهم نیست
ممکنه بخوان پوستشون که تنت ـه رو پس بگیرن
ها ها
من میرم بخوابم، شب بخیر
لعنتی شب بخیر
شب خوش
دوست دخترت دهن گشادی داره
اوهوم
معذرت میخوام اشکال نداره
آره، ببخشید
...خب، تو و برین قبلا
خب ...خب، اگه
نه، ما فقط دوستیم، چرا؟
فقط تو فکر اینم که با چندنفر
از کسایی که توی این اردو اند خوابیدی
عجب
دیگ به دیگ میگه روت سیاه خیلی خب
چه مشکلی پیش اومده؟
فقط دارم فکر میکنم جولز فکر کردنم غیرقانونی ـه؟
بازم در مورد قضیه بابات ـه؟
آره، خب که چی؟
...به نظر من تو عاقل و بالغی
زندگی خودته، مگه نه؟
میتونی هرکاری که میخوای بکنی ...فقط بهش بگو
تو درک نمیکنی
اگه دوستت داشته باشه بالاخره درک میکنه
به این سادگیا نیست جولز
ببین من اهل منطقه ی مذهبی جنوب آمریکام
یکم جریانش با نیویورک فرق داره
نادونی و جهل دلیل موجهی نیست
اون احمق و نادون نیست
فقط نمیتونه درک کنه
وحشت میکنه مشکل خودشه
نه، نه نیست، خب؟ مشکل من ـه
و بابام باارزش ترین چیز و کسیه که دارم
مامانم مُرده
من تنها کسیم که داره
باشه
باشه مشکلی نیست
میفهمم
من پیشتم میدونی، هر جوری که بخوای
آره
آره، عزیزم
حالا راضی شدی؟ یعنی چی؟
عزمتو جزم کردی آخر هفته ی منو خراب کنی
به هر قیمتی
اینطور نیست، من اومدم، مگه نه؟
وای خدایا، همیشه فقط موضوع خودتی
بعضی وقتا اصلا تعجب میکنم که چرا این وضع رو تحمل میکنم
شاید ترجیح میدی که با آلیس باشی
نه، اون که دیگه حالا همجنسگرا شده
نظرت در مورد اون چیه؟
جولز رو میگی؟ ازش خوشم میاد
ولی با این وجود به نظر میاد که خیلی به آلیس بخوره
خب، اون آلیس رو خوشحال میکنه و همین مهمه
آخه، بازم یه جورایی عجیبه
آخه، یه دقیقه آلیس به جنس مخالف گرایش داره
یه دقیقه بعدش همجنسگراست
آلیس کاملا همجنسگراست
ولی آخه تو از کجا میدونی؟
دوست صمیمیم ـه
میدونم دیگه
بابا بیخیال
اون با جِسی خوابید
خب، جسی اونجا بود
اونا باهم دوست بودن
فقط میخواسته تجربه کنه
به نظرم هنوز ازش خوشش میاد
خب، جسی همیشه دنبال چیزی ـه که نمیتونه به دستش بیاره
این چیه؟
بازش کن
مت
میدونم که قرار گذاشتیم
تا بعد از فارغ التحصیلی صبر کنیم ...ولی
...من
...میدونم که
اونقدرا خفن و گرون نیست
...نه، عزیزم، این
بی نظیره
ببخشید، فقط انتظار اینو نداشتم
دوستت دارم، متیو تایلر هارتمن
زود برمیگردم، خب؟
کجا میری؟
قضای حاجت
هی، مت؟
آهای، عزیزم
عزیزم؟
مت؟
عزیزم؟
صدا رو شنیدی؟ آره
صدای چی بود؟ نمیدونم
انگار صدای بری بود ...چی
این دیگه چه کوفتیه؟
اوه لعنتی
وای، خدای من، اون چی بود؟ نمیدونم
...این چیه دیگه ...کیه
!گندش بزنن !بری
!لعنتی
چه بلایی سرش اومده؟
زنده ست
باید ببریمش بیمارستان
ببریمش بیمارستان؟
!ما الان وسط ناکجا آبادیم
حداقل یه ایستگاه جنگلبانی باید اینجا باشه
مگه نه؟
!نمیدونم
وای، خدا
خدای من، چه اتفاقی افتاده؟
خدای من
انگار یه حیوون یا همچین چیزی بهش حمله کرده
No comments yet. Be the first to leave one.