أول 170 سطر.
واسه اونـایی که شاید منـو نشناسن میگم...
من پرسی فریزر هستم
اونـایی هم که منـو میشناسن...
خب، میدونید درباره سخنرانی عمومی چقدر اضطراب دارم
یعنی، اگه هرکسی دیگه بود...
فقط میرفتم با شامپاینم حال میکردم
ولی...
هرکسی نیست
شانتلـه
و نامزد شگفتانگیزش، درو
و از جایی که امیدوارم نویسندگیم
خیلی بهتر از صحبت کردن باشه،
میگم...
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
پیدا کردنِ عشق میتونه سخت باشه
که دنبال اون آدمی بگردی که بگی مال خودته
گاهی دنیا حتی میتونه احساس تنهایی بهت بده
حتی سرد باشه
امواج میتونن این حس رو داشته باشن که انگار برعلیه ما هستن
ولی اگه خوششانس باشی،
کسی رو پیدا میکنی که کنارت باشه
کسی که بخواد...
باهات همسفر بشه
کسی که هوات رو داره...
حتی وقتی رفتن سخت میشه
کسی که با تمام دیوانگی...
و شدتت کنار بیاد
فقط هم تحملش نکنه...
بلکه ازش تجلیل کنه
تو رو تجلیل کنه
پیدا کردن اون فرد آسون نیست
شدنی کردنِ رابطه سختتر
ترجمه از «امیرعلی» ::. illusion .::
پس اگه به قدر کافی خوششانس باشی که اون فرد رو پیدا کنی...
مثل شانتل و درو که همدیگه رو پیدا کردن...
خب...
دیگه نباید ولش کنی
سلامتی عشقی که ارزش نگه داشتن رو داره
تا ابد
« هر سال پس از آن »
سلام پرسی
سخنرانی قشنگی بود
انگار که تقریباً باورش دارم
من و تو مثل هم هستیم
عقلمون میرسه
آره درسته
خب کار چطوره؟
خیلی مشغول سفر بودم
تو چی؟
هنوز تو کار گواهی ترحیم هستی؟
آره
از معدود چیزهاییـه که روزنامهها هنوز براش نویسنده نیاز دارن
و مخارج رو پرداخت میکنه، پس...
با کسی دوست نیستی؟
نه
تو چی؟
واسه چی داری میری آخه؟ خواهش میکنم، خیلی زوده
ساعت یازدهه و کار دارم
تو...
چرند میگی. اون...
- نه - چیه؟
جیک؟ نه نه نه
- خواهش میکنم، جیک نه. نه - اون... داداش نامزدته
داداش ناتنیش. و آمار شریکهای جنسیش...
شامل من هم میشه
باعث نمیشه که لاشی نباشه
خب، من دنبال یه مرد خوب نیستم، فقط دنبال اوقات خوبم
میتونی دوتاش رو داشته باشی
خب، میدونم که تو میتونی
و خیلی هم برات خوشحالم
تو و نامزد خوشگلت رو دوست دارم
- دوستت دارم. مراقب باش - میدونی که نیستم
خب، واسه انتهای تابستون برنامه باحالی داری؟
تابستون واسه بچههاست. خیلی سال پیش دیگه از فازش در اومدم
از فصل؟
از نیاز برای تجلیل کردنش
میای بالا؟
یه چیز تابستونی که دلم براش تنگ میشه پابرهنه بودنه
این پاشنهبلندها برن به درک
میتونم پاهات رو ماساژ بدم
بهتر بشه
لطف میکنی
خب، دراز بکش
خدای من...
باید جوابش ر و بدم
الو؟
- پرس؟ - سم؟
نه نه نه. من...
چارلی هستم
چارلی. سلام...
میدونم خیلی وقته صحبت نکردیم
خدای من، حتی نمیدونم چقدر گذشته
ده سال
وای
- خیلی گذشته - آره
ببخشید این وقت شب زنگ میزنم. من...
یه خبرهایی دارم
خبرهای بد
مامانم چند روز پیش فوت کرد
خدای من
خیلی متاسفم چارلی
تو... چی شد؟
لنفوم
خیلی جنگید
قاعدتاً که حالـمون بده، ولی...
دیگه از مریض شدن خسته شده بود
باید اونجا میبودم
باید سر میزدم
خیلی کارها هست
که همه میتونستیم جور دیگهای انجام بدیم
بگذریم، حس میکنم خیلی ناراحت میشد
اگه تماس نمیگرفتم
ختمش چند روز دیگهست. میای؟
پرسی؟ هستی؟
اه...
آره. آره... ببخشید. تلاش میکنم
راستش...
میدونم که اون هم میخواد باشی
پرسی؟
اوضاع روبراهه؟ زنگ بزنم شانتل؟
پرسی!
حمله پانیک بود
سالهاست که بهت دست نداده بود
فکر نکنم بتونم باهاش مواجه بشم
با چی؟
جایی که قبلاً خونهام بود
افرادی که بهشون صدمه زدم
خب، پنج سال اولی
که میشناختمت بهت حمله پانیک دست میداد
و پنج سال آخر هم با لاشیهای مثل جیک رابطه داشتی
و تظاهر میکردی برات مهم نیست
اینطور نیست که برام مهم نباشه، به خاطر اینه که حقم بهتر از این نیست
تو لایق تمام چیزهای خوب هستی
آخه... کل دنیام پُر از پشیمونیه
به خاطر تصمیماتی که گرفتم،
و اینکه رابطهام با سم چطوری تموم شد
هوم
راستش، اینقدر گذشته که
اصلاً نمیدونم اگه برم با چی مواجه میشم
میتونیم توی رسانه اجتماعی بپاییمـشون
تلاش کردم
هر چند سالی
همهشون خصوصیان
باشه خب، اون دیگه بیادبیه
سم عشق زندگیم بود،
و نمیتونم فراموشش کنم ولی میدونم که مجبورم
باید با سو خدافظی کردم
و بریز بی
و میدونم واقعاً نمیتونم انجامش بدم
مگه اینکه بالاخره با سم خدافظی کنم
باید ببینمش
باشه. چطوری میخوای بری اونجا؟
نمیدونم. گمونم یه ماشین کرایه کنم
واسه چی؟
میخواد به دریاچه بره
به نظرم خوبه
ولی خودت نمیتونی برونی. تازه بهت حمله پانیک دست داده
- چیزیم نمیشه - نه
شانتل میتونه ببرتت
نه. نه، این هفته یه استشهادیه بزرگ دارم
نمیتونم
همهجا زوم و وایفای دارن
من... من... میتونم...
- آره - واقعاً؟ مشکلی نداری؟
خوشحال میشم
مافینها کجان؟
لعنتی. یادم رفت
ولی قهوه گرفتم
الان برمیگردم
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.