معلومات الإصدار

BAYONETTA BLOODY FATE
تعليق من mani_donte

الوسوم

other
نشرت في: 2014-03-06
تنزيلات: 53
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

سال ها پیش، در بخشی از اروپا ... "در محلی به نام "ویگرید

کسانی به عنوان ناظر درش زندگی میکردند ... که ما میشناختیمشون

. یکی به اسم جادوگران سایه، که از پیروان تاریکی بودند

. و لومِن های دانا ، از پِیروان نور

جادوگران در جبهه‌ی شیاطین بودند . و دانایان و خردمندان با فررشتگان هم پیمان شدند

... آنها مسئول حفاظت از دنیا و

. مسئول برقراری تعادل بین دنیا بودند

. گرچه ، تعادل بین خود آنها به طور ناگهانی از بین رفت

این اتفاق بوسیله یک دانا و یک جادوگر ناقص شروع شد ... که پیوند بین آنها رو کاهش داد

... و یک بچه را بوجود آوردند

... زن به زندان برده شد و مرد تبعید شد

... اما این تازه آغاز کار بود

"برخورد نور و تاریکی ، فاجعه رو به زمین می‌آورد"

. افسانه به حقیقت تبدیل میشود

. چشم چپ و چشم راست حاکم قدرت آفرینش است

بچه ممنوعی وجود دارد که جادوگران . او را مسئول قدرت چشم چپ میدانند

.... وقتی دو چشم در کنار هم قرار بگیرند

...یک دنیای جدید ساخته خواهد شد

. این خواست بهشت و دستور بهشت است

... عاقلان در سمت بهشت و جادوگران برعلیه آنها

... در نتیجه این ، یک نبرد بر سر چشم چپ بوجود می آید

این نبرد بیشتر و بیشتر میشود تا جایی که یک جنگ دیوانه وار ... بین فرشتگان و شیاطین رخ میدهد

... و جهان را به سمت نابودی می‌کشاند

... عاقلان و جادوگران مُردند و جنگ به پایان رسید

. و حقیقت موجودیت آنها ناپدید شد

.... بچه‌ی ممنوعه بزرگ شد تا به یک جادوگر تبدیل شود

... اما در یک مکان مخفی نگه داشته میشد

.... پانصد سال بعد

.... جادوگری که فرشتگان را شکار میکرد ، بازگشت

"خودکشی دسته جمعی در کلیسا "راگنا

... عطر گل زنبق

. به نام شهری غمگین

. به نام ماتمی ابدی

. به نام نابودی مردم

. تمام کسانی که وارد این مکان میشین ، امید رو رها کنید

. به نام شهری غمگین

. به نام ماتمی ابدی

. به نام نابودی مردم

. تمام کسانی که وارد این مکان میشین ، امید را رها کنید

چه اتفاقی داره میوفته ؟

. این دفعه ، هویت واقعی اون زن رو میتونم برای همه آشکار کنم

. ببینید با لباسم چیکار کردید . شماها خیلی بی حوصله هستید

شما ها انگار حالیتون نیست. . من همکار اون نیستم حال بهم زنا

. عکس العمل فوق العاده ای داشتی ، رودین

. معلومه ، بایونِتا

به هر حال ... اسلحه های من آماده ـست ؟

. اینکه ازشون خوشت باید یا نه ، یه مسئله دیگه ـست

. الفین نایت

. این اسم خوبی برای سلاح یک شوالیه هستش

. خوشگذرونی تازه شروع شده

اینجا چه خبره ؟

! عالی بود

! اوه ماشینــم

. هنوز وامی که بابتش گرفتم رو پرداخت نکردم

! گندش بزنن

. من باید چشم چپ رو بدست بیارم

. تمام قدرت های تاریکی ـت رو از بین میبرم

درمورد چی حرف میزنی ؟

. آفریدگار بزودی برخواهد گشت

. تو داری وقتت رو تلف میکنی

اینجا چه خبره ؟

. شریک جهنمیم داره بهم میگه که گرسنشه

. یه کسی مثل تو میتونه گرسنگی ـش رو برطرف کنه

. وقت شام ـه ، عزیز دلم

اوه ، فراموش کردم بهت بگم ... که دلیل دیگه ای هم وجود داره که دارم شکارت میکنم

. اونم اینکه ، وقتی چهره ـت رو پُر از درد میبینم لذت میبرم

میخواید دنیا رو به اونچه که باید باشه ، تغییر بدین ؟

. این همون چهره ای ـه که درموردش صحبت میکردم

!! این خیلی منو هیجان زده میکنه

! ممکنه آفریدگار جوبِلیوس ، تو رو ببخشه

. عجب نمایشی اجرا کردی

از اسلحه هات خوشت اومد ؟

. بد نیست

. میتونه به عنوان یه پیرو پیشم باشه

. وقتشه که "بار" رو باز کنیم

. منتظرتم

. چی میتونم بگم

. میستیریس دستینی رو با یه زیتون آماده خواهم کرد

. فکر کردم که موش اینجاست . ولی انگار تویی چشیره

. اسم من لوکائه . چطوری بگم تا یادت بمونه

چی شده ؟

. پسرهایی که در کمین خانوم ها باشن هیچوقت نمیتونن تورشون کنن

. برام مهم نیست . چون خوشتیپ ـم

. کلر، تریش، سیلویا و ایمی ، همشون دیوانه وار دنبالمن

. خیلی خوبه که این همه دوست واسه خودت داری . تحت تاثیر قرار گرفتم

. ولی اصلاً خوب نیست که چشم چرونی میکنی

. عجب پسر بدی هستی

! چیکار کردی . این یه دوربین حرفه ای بود

! لعنتی . ماشینمم که زدی داغون کردی

واقعاً ؟

دوباره عقلت رو از دست دادی ؟

. اتفاقی که 20 سال پیش افتاد رو هیچوقت یادم نمیره

. گل‌ زنبق‌

. همیشه بوش رو بیاد دارم

. همون بویی که اون روز پدرم مرد ... اون روز من تو رو دیدم

! پدر

... پدر

... به عنوان یه خبرنگار

. ماهیت واقعی تو رو نشون میدم

. خوبه آفرین

. این رو یادت بمونه

. میتونی ناپدید بشی ، ولی من تو رو از عطری که داری شناسایی میکنم

... عطر گل زنبق

. با عصاره شيرين اکليل کوهی

. بهت نمياد

تو زياد راجب عطرها اطلاعات نداری ، درسته چشيره ؟

! اسم من لوکاست

... اکليل کوهی در عطر گل زنبق استفاده نميشه

. چون ارواح شيطانی رو دور می کنه

. چه جالب ، عطری که جادوگرا رو دور نگه ميداره

. صداي این اتفاقات رو شنیدن

. بعداً ميبينمت، چشیره

! صبر کن ، بایونتا

. اصلاً خوب نيست

. قیامت نزديکه

بایـونـتـا

سرنوشت خونین

. آفرين دختر خوب

. تو همچين جاهايی شياطين وجود دارن . بايد به يه جای امن بری

.... من در برج ايتاول هستم، در ويگريد

... مکان مقدسی از جهان

امسال، انتظار 500 ساله براي بازگشت خالق ، جوبِليوس . قراره به پایان برسه

معتقدين در سرتاسر جهان دارن با شادی کردن . اومدنش رو جشن ميگيرن

. در بعضی از خبر ها ، خودکشی های بسياری گزارش شده

... همين ديروز کشيش اعظم راگنا

. با بيش از 20 معتقد خودکشي کرد

. کليسای بزرگ، که جسدها اونجا بودن، نابود شد

... اين عمل ، کشورهاي زيادی رو واداشت که حالت اضطراری اعلام کنند

. و از معتقدين به راگنا خواسته شد که آرامش خودشون رو حفظ کنند

... رهبر گروه ايتاول، که به طور موثر اين شهر مقدس رو اداره ميکنه

.حاضره که برای اولين بار در ملأ عام حضور پيدا کنه

. آدم ها وحشت کردن

! رقت انگيزه

قربانی کردن خودشون براي احيا کردن يه خدا ؟

. ولی به لطف همين احمقاست که من دارم کار ميکنم

. تو داری واسه مراسم ختم‌هايی که به عهده گرفتی بيشتر پول ميگيری

. تو آدم خوبی هم نيستی

! تا زماني که دارم پول ميسازم آدم خوبی ام

.هر آدم باشعوری دوست نداره با اين معتقدين سر و کله بزنه

. وقتي خوب توجه کنی ، میبينی که من آدم دست به خيری هستم

... اگه مسئله اينه ، پس بايد پول هات رو به کليسا اهداش کنی

. و تو جايزه ام رو بهم بدهکاری

. منو نخندون . تو از کشتن فرشته ها لذت ميبری

ازش لذت ميبری دیگه ، درسته ؟ همین کافی نيست ؟

. هی، وايسا. آروم

چیزی شده ؟

. لعنتی ! تو کسی هستی که کليسای بزرگ رو نابود کرده

! جدیداً من هیچ سودی تو جیبم نمیره . موقعيتم رو درنظر بگير

. موقعیتت رو درک میکنم

. ولی قرارمون اين بود که اطلاعات رو در ازای يه مراسم ختم پر دردسر بهت بدم

. فهمیدم

. اسمت رو نمیتونی به یاد بیاری ، ولی حافظه خیلی خوبی داری

. اسمش بایونتا هستش

. اين اسميه که خودت واسش انتخاب کردي

. بيست سال از روزي که اون از توي تابوتش در ته درياچه بيدار شد ميگذره

. اون آدم مرموزيه و فقط جادوگر بودن رو بلده

... کشتن فرشته ها و دادن اونها به شياطين يه چيزه

. حداقل حالا که داره اين کارو ميکنه ميتونه از اين راه برام پول دربياره

. مردهای دهن لق عمرشون کوتاهه

. ايناهاش. آقاي بلدر، رهبر گروه ايتاول

منصفانه ـست اگه بگيم . ثروت عظيم ، گروه اقتصاد ويگريد رو پشتيبانی ميکنه

... اگه آقای بالدر، بوسيله پيروانش محترم شمرده بشه، و به اين بچسبه

! اوه، اوناهاش

. من بعنوان جايزه رازهاش رو بهت ميگم

. اون رهبر راگناست

. ظاهراً ، اولين باره که در ملأ عام حضور پيدا ميکنه

. اين مثل اولين رستاخيز در 500 سال گذشته ـست

. بعضيا ميگن اون از رستاخيز قبلي تا الان زنده بوده

. اگه حقيقت داشته باشه، پس اون انسان نيست

. با وجود اين شواهد ، گروه ايتاول داراي آخرين تکنولوژيه

. معتقدين تکنولوژي رو بعنوان يه معجزه مقدس ميبينن

با توجه به گزارش خبرچين‌ها ، بر اساس باورهای مردمی ... بلدر نَواده يک نسل طولانی و گمشده دانایان هستش

... از پيروان نور و دشمن جادوگران ـه

از یک نسل فرهيخته نوين...

این یکی بخش بامزه اطلاعات بود ، درسته ؟

. منتظرتم ، دختر عزیزم

. انگار از پاداشی که گرفته خوشحاله

. دارم میرم خونه

. پسرام میخوان واسم یه مهمونی تولد بگیرن

نمیخوای باز نوشیدنی ها رو حساب کنی ؟

. نوشیدنی ها هدیه روز تولدمه دیگه ، درسته ؟ ممنون

. وقتی یه کار گرفتم باهات تماس میگیرم

چه مرده شور دمدمی مزاجی

! فعلاً

. نگهش دار وقتی از خواب بیدار شدی

. باشه

کمک نکرد بخاطر بیاری ؟

... خوب

. در حال حاضر به به موضوع بالدر بیشتر علاقه پیدا کردم

. اون میتونه کلید حافظه از دست دادم باشه

این اطلاعات رو انزو بهت گفته ؟

. میتونی اسمشو حس ششم زنانه بذاری

پس داری میری به ویگرید ؟

. آره

. هر چی میخوای با خودت ببر

. پانصد ساله که منتظرم تا زمانش فرا برسه

. آخرش دختره راهشو به اینجا پیدا میکنه

... و قراره باز تاریخ تکرار بشه ؟ یا

راهش اینطور مقدر شده ... و بهت میگم چرا

. قوانین سه دنیارو میدونم ، همه اونارو میبینم

More Farsi Persian subtitles for Bayonetta: Bloody Fate

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left