أول 200 سطر.
«: مـتـرجـمـیـن: محمد نجفی و سجاد :» .:: Mohammad_Na, Sajad ::.
.ترس
.ترس چیزیه که همه تجربهاش میکنن
.حسیه که همهمون میشناسیمش
...برای من، ترسی که به زندگیم شکل داد
.ای خدا. بدرد نمیخوره
،زمانی را شرح دهید که با ترس"
.چالش یا شکست مواجه شدید
،چطور تغییرتون داد "یا چطور بهش غلبه کردید؟
سلام؟
کسی اونجاست؟
تایلر؟ چیکار میکنی؟
دیوونه شدی؟ .مامانم سر و صدات رو میشنوه
این ماسک رو میبینی؟
.تو حراجی گرفتمش
.خیلی ترسناکه
.ببخشید .این اطراف بودم
.فکر کنم 10 باری بهت پیام دادم - .بهت که گفته بودم تلفنم خاموشه -
،اگه نتونم تا آخر مهلتش ارسالش کنم .نمیتونم به دانشگاه کلمبیا برم
.اونوقت 4 سال آینده رو اینجا با من میمونی
من رو به عنوان دانشگاه تضمینی در نظر بگیر ...نزدیک، پارتی های خوب
عه واقعا؟ دوره های نویسندگی خلاقانه هم دارین؟
.من فوق خلاقم .برات بسته غذاییت رو آوردم
.چیپس پرینگلز و یکم هم ردبول - .هه -
.مرسی - .خواهش میکنم -
.گیر افتادی
.بدجور گیر افتادی - .خودم از پسش برمیام -
.مامان، قضیه اونجوری که به نظر میرسه نیست
.نه، خودم میدونم چخبره .کلش رو شنیدم
دیگه کسی آروم آروم حرف نمیزنه؟
".هی، برات چیپسس و ردبول آوردم"
".بهتره ساکت باشی وگرنه مامانم صدامون رو میشنوه"
.تایلر، برو خونه
.باشه اممم، محض روشن شدن میپرسم
منظورتون از پنجره است یا در جلویی؟
.باشه، از همون پنجره استفاده میکنم
.متاسفم سارا، فردا میبینمت
!آی .چیزیم نشد
!آخ .هنوزم سالمم
.برو بخواب - .مامان میتونم توضیح بدم -
.صبح دربارهش حرف میزنیم
.سم عاشقش میشه - .تو هم برو تو تختت -
به من چه؟ - .کمک دست نیاز ندارم -
.خیلی خب، برید بخوابید
دست از دچار برق گرفتگی کردن خودت بکش
.و صبحانهات رو تموم کن - .مامان این تحویلش فرداست -
.و نصف نمرمه
نصف تخم مرغت رو بخوری چطوره؟
سانی، خدایی؟
.ببخشید. دارم نزدیک میشم
.اومدم
!اومدم
.صبح بخیر خانم کویین
.صبح بخیر سم - چطورید؟ -
کتی! ممنون که قبول کردی .سم پیشت بمونه
.تا سه روز دیگه برمیگردیم .یکی طلبت
.قطعا یکی طلبمه
!سانی .کیفتو بگیر
!سارا، بیا بریم سر راه مدرسه باید
.خرید کنم - !اومدم -
.عرض تسلیت و همدردی بابت گیر افتادن دیشبت
،خوبه که من اینجام محض اینکه کس دیگه ای
خواست از پنجرهات بیاد داخل
.سانی، میکشمت
،تو ماشین بکشش .خب؟ برید، برید، برید
.سلام کتی .سلام بچه ها
.آقای چو
.عملا یه پارک تم دار راه انداختینا
.اینجا رو باش
!اوه خدای...! اوه عجب
!مثل فیلماست
.خیلی زود اینا رو هم راه میندازم
.میدونی، برای بچه ها
.باشه - .خیلی خب، خداحافظ -
اون که واقعا بچه نداره، داره؟
.نه، نداره
.خیلی خب همگی، سریع باشید
هرکدومتون اگه دلتون خواست میتونین یه کدو حلوایی برای شکل دادن انتخاب کنین
،ولی تا 5 دقیقه دیگه سر صندوق باشین
باشه؟ - باشه -
.خیلی خب
اینجا؟ واقعا؟
.آره. اینجا، همه جا .بهش میگن بازاریابی
چیزی نیست که بخوای بهم بگی؟
مامان... مامان، من داشتم .کل شب رو کار میکردم، قسم میخورم
...قسم میخورم تایلر فقط یه لحظه دزدکی اومد و
...منم سر این انشا گیر کرده بودم
.تو نویسنده فوقالعادهای هستی .همیشه بودی
اگه قرار باشه کل زندگیت رو تو یه انشا جمع بندی کنی
...به نظر خیلی
.تحسین برانگیز نمیاد
.عزیزم. تو خیلی هم تحسین برانگیز و توانمندی
واقعا؟
.مرسی
.واقعا
که به همین خاطر هم ازت میخوام که این هفته
در حالی که من دارم دو شیفت کار میکنم .مراقب سم و سانی باشی
!مامان! نه .مهلت تحویل انشام دو شنبهست
.سانی از من گندهتره .نیازی به پرستار نداره
تا حالا ندیدی وقتاییم که یکی مراقبشه .چه خرابکاری هایی میکنه
.عزیزم، میدونم که کل حواست به رتفن از اینجاست
،ولی اگه این شیفت هارو نباشم
.ممکنه شغلم رو از دست بدم
.باید بدونم که میتونم روت حساب کنم
.خیلی خب، باشه
واقعا؟ - .آره، واقعا -
خب، با این حرکتت به عنوان جایزه .برات چسب میخچه میگیرم
واقعا مامان؟
.امروز خیلی خوشتیپ شدی
.مرسی .آبی امسال خیلی فراگیره
.میبینم که خودتم آبی پوشیدی - .آره، ظاهرا جفتمون طبق مُدیم -
خیلی خب، هی، میدونی دو بسته پوشکمون رو
به ازای یه بسته میدیم .اگه خواستی میتونی یکی دیگه برداری
.امروز فقط یکی نیاز دارم - .خیلی خب، باشه -
.مال من نیستن .مال خونه سالمندانن
.همونجایی که کار میکنم - .اوه البته -
...من... من - .هی، قضاوتی نمیکنم -
.باشه - .از دستشویی استفاده میکنم -
،باشه. خب، امیدوارم .بازم اینورا ببینمت
.آره، آره .مرسی که دید زدی
.منظورم حساب خریداست .میدونی خودت
.آره، آره. خب، هردوش بود
.آره - .پوشکم رو برمیدارم و میرم -
.باشه
!هالووین مبارک
.آره، من میتونم کمکت کنم
!هی صبرکن
.اوه رفیق، ثبت نام ارائه پروژه های علیمه
اگه بتونم برج تسلام رو راه بندازم
.راحت میبرم، خیلی خفن میشه
منظورت چیه؟ همین الانشم خفنی
.ما شکارچیهای گنجیم .مردم اینجا بهمون احترام میگذارن
.اه - .سلام داداشای نمکی -
گلوله کاغذ؟ مگه 9 ساله ای؟
چی گفتی؟
سم، چیکار میکنی؟
.از پسش برمیام
،میدونی
میخواستیم فردا شب خونه ی مدیر هریسون رو پر از دستمال توالت کنیم
ولی حالا، گمونم کل شب رو
.صرف دنبال کردن شما دوتا کنم
،هی پسرا .حرکت کنین وگرنه دیرتون میشه
.حتما خانم هوور
فقط داشتم برای دوستای خوبم سم و سانی درباره ی
.علاقه ی زیادم به تکالیف و یادگیری میگفتم
.برید سر کلاستون
.آره
.عجب عوضیای
.اگه ممکنه میخوام این کتاب رو امانت ببرم لطفا
و شما آقای...؟
تایلر میچل
.خیلی خب، تایر میچل
اوه. خب، شما از سال دوم
.چهار کتاب بردید که هنوز پس ندادیدشون
.و اکانتتون بسته شده
.لعنتی
.باز کردنش 40 دلار خرج داره
تازه این پول رو دادم تا برای امشب
.بلیط اجرای دی جی بیسکی تو کلاب «دِن» رو برامون بگیرم
.باید بیای .نمیشه نه بگی
.میخوام اینجوری گیر افتادنت رو جبران کنم
.نمشتونم مامانم مجبورم کرده
...کل هفته رو مراقب داداش احمقم و دوستش باشم
.بیخیال، صبرنکن وارد کالج شی تا خوش بگذرونی
.برنامه ساعت 8 شروع میشه
.برای داداشت یه پرستار گیر بیار
خیلی خب. سم، نظرت چیه؟
.عالیه. دقیقه شبیه خودت شده
.سلام
.بله بله. دارید با داداشای نمکی صحبت میکنین
بله خانم. امروز بعد از ظهر؟
.بذارید با همکارم هماهنگ کنم
.قطعش کن - .این فرصتمونه -
.سرمون شلوغه. نکن - .این کار رو انجام میدیم -
.پروژه برج تسلام مونده، باید جبر بخونم. عمرا
.باشه، باشه، باشه! هر چی تو بگی - .سم -
.خیلی خب، باشه
.شانس آوردید .بله ما کارتون رو راه میندازیم
پلاک 24، اشلی لین؟
.نه، مشکلی نیست. مشکلی نیست
.آره، نترسین خانم. نمکی اسم وسط ماست
نمکی اسم وسط... "؟" میفهمی چی میگی؟
.کفشاتو بپوش !وقتشه پولدار بشیم
.کفشام پامه
.گمونم همینجاست .پلاک 24، اشلی لین
.بیست و چهار تعداد آدماییه که اینجا به قتل رسیدن
.خیلی خب سانی
.بریم تو کارش
.هی، از طرز نگاه اون دوتا به ما خوشم نمیاد
،ما شکارچی های گنجیم سانی .یادت باشه، زود باش
سلام؟
.عجب گنجی
.اینجا مسلما روح زدهست
.رفیق وسایل بیشتری اینوره. یالا
.اینجا حتی بدتر از اونوره
،بیخیال سانی .اونقدر ها هم بد نیست
.چیزی برای ترسیدن وجود نداره
کی گربه رو خشک میکنه آخه؟
چقدر برای اینکار بهمون پول میدن؟
.باورم نمیشه گفتی مجانی کار میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.