أول 200 سطر.
اوه هی دانا
درباره ی اون تبتلی که توش هستیم *خودداری کردن از سکس*
اون شامل حرکت زدن سریع هم میشه چون میتونم خیلی سریع باشم
خب بخاطر همینه که بت میگم فلش
بخاطر این بهم فلش میگی؟
فکر میکردم بخاطر این هستش که درخشانم
مثل یه سرگرم کننده
بیخیال یه کوچولو
تو حتی می تونی تلویزیون نگاه کنی
اریک ما توافق کردیم تا ازدواج دست نگه داریم
این پاک کننده هستش
نه دانا ترک کردن سیگار پاک کننده هستش
ول کردن سکس بی ملاحظگی و بی مسئولیتی هستش
و فکر کنم باعث سرطان شه
هی جکی میدونم از وقتی که اومدی
ما هرچه سریع تر بهم پیام هارو
بدیم و به همین دلیل
مامانت سه شنبه ی قبلی زنگ زد
چی؟ نه اون نمیتونست زنگ بزنه اون توی مکزیکه
اونا اونجا تلفن ندارن
چرا دارن
چرا باید بهشون تلفن بدیم؟
بابام یبار سعی کرد دوباره باهام رابطه برقرار کنه
بجای زنگ زدن اون فقط 6 تا آبجو گذاشت روی ماشینم
از کجا میدونی اون بود؟
اون رو کاپوت بیهوش شد
خب من چیزی ندارم که به مامانم بگم
اون 3 ماه پیش غالم گذاشت و این همه چیزی هستش که لازمه بدونم
اوه خیلی غمنگیزه
مثل جدایی مادر و دختره
پس هی چندتا حرکت فاز دوم چی؟
درباره ی حرف زدن راجع به فاز ها بهت چی گفتم فلش؟
دانا
اون نمیدونه چرا
جکی تو باید به مامانت آسون بگیری
فکر میکنم اون دلرباست
اگه بازم زنگ زد
فقط بهش بگو که دیگه نمیخوام ببینمش
خب خیلی بد شد چون من تازه
از فرودگاه گرفتمش
و من اینجام
مامان
اوه عاشق ورود باشکوه هستم
عزیز باش و برو از چمدون هام مراقبت کن
واقعا؟ ممنون
تو اینجا چیکاری میکنی؟ - کی اهمیت میده -
به ورودی من خوش اومدید خانم زیبا
من اریک فورمن هستم. من رو یادته؟ طرفدار بزرگیم
اوه درسته سگ پولدم اسنوبال تقریبا کشتت
وقتی که 6 سالت بود
سیزده سالم بود ولی آره
خانم برکهارت، استیون هاید از دیدن دوبارتون خوشحالم
فکر کردم که درجریانتون بذارم که من و جکی
یه طورایی قرار میذاریم الان
تو از خونمون دزدی نکردی؟
خب چندباری شب اونجا بودم
ولی هیچوقت چیزی برنداشتم
خانم برکهارت
فکر کردم من یه موی زیبای افشون
روی شونه های برونزه دیدم
و من نزدیک آینه نبودم و میدونستم باید شما باشین
کاش من یه هواپیما بودم
مامان چرا برگشتی؟
کابو بارونی شد پس من پریدم تو یه هواپیما
کاش من یه هواپیما بودم
بعدش میتونست رو من بپره
...و منظورم از پریدن رو من
آره آره فهمیدیم فز
صبر کن بذار حدس بزنم
کابوی بارونی شد به اسپانیایی
میشه دوست پسر پولدار خلبانم پولش ته کشید
احمق نباش. من اسپانیایی بلد نیستم
بجز گراسیاس اماس تکیلا ممنون عاشق تکیلام
دلم برات تنگ شده بود
خب دل من برات تنگ نشده بود
و این از پا کوبیدن و گریه کردن
فردا میبینمتون بچه ها
خانم برکهارت میدونم که شما و جکی دارین
روی یه چیزای خیلی سختی کار می کنید ولی اجازه هست بگم که ایول برونزه
آره همه چی رو بترکون میکنه
آره من الان دارم میترکم
ترجمه Lil-Soli تنظیم نیما Chester6586
چرا ما چایی نمیخوریم؟
خب این بنظر مثل شروع یه
بحث فوق العاده هستش
مثل دعوای شکم پر در مقابل پوره ی سیب زمینی
که تبدیل شد به اینکه چرا هیچوقت تو رو نمیبرم تعطیلات
چرا هیچوقت نمیبری منو تعطیلات؟
اوه گندش بزنن
آقا و خانم فورمن من نمیدونم چیکار کنم
دوباره این نه کیتی جلوی اینو بگیر
خوب باش رد مامانش بالاخره اومده خونه
از تور فرهنگیش به بارها و
کنتین ها زیاد مکزیکی
چرا باید این همه راه بره مکزیک
که کل روز مشروب بخوره؟
چرا نمیتونست مامان خوبی باشه
و فقط توی خونه بخوره مثل شما؟
خب سوال خوبیه
و تو باید بشینی و باهاش صحبت کنی
میتونی اینجا با چایی انجامش بدی
ما چایی میخوریم
نه
چرا همیشه این اینجا اتفاق میوفته؟
ما توی بحران اقتصادی هستیم
کلی زمین خالی توی پلیس هستش
خب تو میتونی بری تو یه زمین خالی وایستی
ما مهمونی چای با کرامپت میگیریم
سر در میارم که چی هستن
و اونا رو خواهیم داشت
باشه ولی نمیدونم
که بتونم توی چشمای مامانم نگاه کنم
منظورم اینه فکر نمیکردم هیچوقت اینو بگم
ولی یه نقطه ی میاد که یه آدم زیادی برنزه هستش
ووه این آکادمی پلیس جدید رو داشته باشین
اونا دارن منو میفرستن ووکیگن
استخر خودشو داره
اگه میدونستم اینقدر خوب باشه
خیلی زودتر اون قدیمیه رو میسوزوندم
کلسو واقعا دلم برات تنگ میشه
کی قراره پول ناهارم رو بگیره و سر به سرم بذاره
و شلوارم رو جلو دخترا بکشه پایین
جاشو میگیرم
هی هنوز منو میرسونی اونجا دیگه، آره؟
لامصب جکی این جریان سنگین رو با مامانش داره
میدونم که قراره بخواد کلی دربارش حرف بزنه
پس آره میرسونمت
هی از اونجایی که دانا قطع کرده روم من پولی رو که
روی شام دونفره ی رمانتیک خرج میکردم رو گرفتم
یه دسته ترقه برای خودم گرفتم
بخورش پینسیاتی
ترقه ایول
فز شروع کن بدو
نه صبر کن من ایده ی بهتری دارم
بعد اینکه پیادش کردیم
بیاین جلوی مزرعه لبنیات وایستیم
چندتا گاو رو بترسونیم
اوه من عاشق گاوم
اونا تنها حیوون هایی هستن که می تونم ازشون تند تر بدوم
نه نه، بیاین قبل اینکه منو برسونید بریم
اون بزرگ خال خالیه نیاز به یه تنظیم رفتار داره
نه حاجی باید شب باشه
ببین من کلی چیزا سمت اون گاو ها توی روز شلیک کردم
قسم میخورم اونا ماشینم رو میشناسن
باورم نمیشه بدون من میرید
اون گاو ها هیچوقت نمیفهمن چی بهشون برخورد کرده
و حتی بعد اینکه بهشون بخوره
بازم نمیفهمن
چون اونا گاون
خب بیا رد این چایی رو امتحان کن
کاری میکنه حس بریتانیایی هارو داشته باشی
خموش فرماندار
کیتی اینجا آمریکاست
ما کشور هایی رو که چایی میخورن بمب بارون میکنیم
خب بخاطر این هست که
قهوه کل شب بیدار نگهمون میداره
و بد خلق بیدار میشیم
که باید یکی رو بمب بارون کنیم
شرط میبندم مامان جکی باشه
هنوز فکر نمیکنم که باید قاطی این میشدیم
تا اونجایی به من مربوط شده این بین جکی
مامان مست کودنشه
سلام. تو باید رد باشی من پم برکهارت هستم
پمه
چایی درست کردی من عاشق چاییم
منم
چونت رو پاک کن عزیزم آب دهنیه
خیلی ممنونم از جفتتون بابت این
میدونی وقتی به اندازه ی من زیبا باشین
سخته که بدونی دوستای واقعی چطورن
اوه متاسفم که باید با این دست و پنجه نرم کنی
من فقط امیدوارم من و جکی
یه راهی پیدا کنیم که باهم کنار بیایم
خب تو لباس جلوبازت با پلیور روش کنار اومدن
پس
شرط میبندم اون کمک میکنه
سلام عزیزم
سلام
و منظور از سلام یعنی نه سلام چون من باهات حرف نمی زنم
حتی با اینکه الان دارم حرف میزنم
پس من از الان حرف زدن رو تموم میکنم
لعنتی. الان
و حالا
این ناجور هستش
چرا درباره ی یه چیز دلربایی که
که توی مکزیک انجام دادم بهتون بگم؟
خوشحال میشم بشنوم
یه زنِ توی ساحل کوزمل بود
و معمولا من با کسی که
همچین پوست بدی داره حرف نمیزنم ولی اون
نازترین کلیپس هارو میفروخت پس بفرما
میدونی بهت میگفتم این چیزی رو درست نمی کنه
ولی من باهات حرف نمیزنم اوه لعنتی
از الان
آره تلاش خوبی بود خانم برکهارت
لعنتی ناز هستن
ببین جکی وقتی بابات توی دردسر افتاد
من ترسیدم
ولی این معنی رو نمیده که من بهت اهمیت نمیدم
جکی اگه واقعا اینارو نمی خوای
No comments yet. Be the first to leave one.