أول 200 سطر.
جک لمون در
سیرِ روز در شب
اثرِ یوجین اونیل
تقدیم به عاشقانِ جک لمون و یوجین اونیل
مری، حالا دیگه با اون ده کیلویی که اضافه کردی خوب بغل آدم رو پر میکنی
عزیزم میخوای بگی که خیلی چاق شدم؟ پس باید وزنم رو کم کنم
نه، صحبت این حرفا نیست، خانم من
وزن تو اندازه س
حرف کم کردن وزن رو بذاریم کنار
پس برای همینه که اینقدر کم صبحانه خوردی؟
اینقدر کم؟ من فک میکردم که خیلی خوردم
نه خیلی نخوردی
خلاصه اونقدری که من دلم میخواد، بخوری نخوردی
اون که تو دلت میخواد؟
لابد تو دلت میخواد که آدم یه خروار صبونه بخوره؟
تو دنیا هیچکس نیست که مثل تو، اینهمه صبونه بخوره و از سوء هاضمه نمیره
امیدوارم اونقدرها هم که تو میگی آدم پر خوری نباشم
ولی شکر خدا که قدرت هاضمه ام سر جاشه
من 65 سالمه ولی اندازه یه جوون بیست ساله میتونم بخورم
راست میگی جیمز، این رو هیچکس نمیتونه کتمان کنه
نمیدونم بچه ها چرا همینطوری توی اتاق ناهار خوری موندن؟
حتما کاترین منتظره که میز رو جمع کنه
فک کنم یه موضوع سریه که نمیخوان من بشنوم
مطمئنم که باز، دارن کلک میچینن که پیر مرد رو دست بندازن
اگه سیگار خوب باشه، شک ندارم که هیچ چیز جای سیگار بعد صبحونه رو نمیگیره
مخصوصا این سیگار تازه که اون طعم مطبوع خودش رو داره
خیلیم خوب خریدمشون ارزونِ ارزون
مک گایر اونارو برام گیر آورد
امیدوارم که همراهش یه تکه زمین کوچولو برات گیر نیاورده باشه
معاملات املاکی که اون جور میکنه خیلی هم خوب از آب در نمیان
بنظر من که اینطور نیست مری
از اون گذشته، اون بود که به من گفت
اون ملک تو خیابون چست نات رو بخرم
و منم کلی روش سود کردم
همون یه دفه تاریخی رو میگم که مرغه، تخم طلا گذاشته بود
مطمئنم که مک گایز خوابش رو هم ندیده بود
در هر حال اگه بخوام بهت بفهمونم ...که در کار معامله ملک اونقدر ها هم زنگ نیستی
فقط چونه خودم رو درد آوردم
من همچین ادعایی ندارم
ولی بالاخره زمین زمینه
و هر چی نباشه، از سهام این ...وال استریتی های کلاه بردار
که بیشتر میشه بهشون اعتماد کرد
ولی بهتره سر صبحی راجع به این چیزا بحث نکنیم
جیمز این ادمونده که باید سرزنشش کنی که خوب غذا نمیخوره
بجز قهوه تقریبا هیچی نخورد
اگه بخواد بنیه ش رو حفظ کنه، احتیاج به غذا داره
مرتب بهش میگم ولی فقط میگه اشتها ندارم
البته هیچ چیز بیشتر از یه سرماخوردگی تابستونی، اشتهای آدم رو کور نمیکنه
بله این کاملا طبیعیه
پس الکی خودتو نگران نکن
نگران نیستم
اگه از خودش مراقبت کنه، چند روزه خوب میشه
آره...آره...آره
خلاصه باعث تاسفه که اون الان باید مریض باشه
بله، بدشانسیه دیگه
ولی نباید بذاری که این فکرت رو ناراحت کنه
یادت باشه که تو باید مراقب خودت باشی
فکرم ناراحت نیست چرا باید فکرم رو ناراحت کنم؟
چی شده که فکر میکنی من باید خودم رو ناراحت کنم؟
هیچی، فقط مثل اینکه چند روزه خیلی حساسیت پیدا کردی
من؟ بیخود میگی جونم تو اینطور خیال میکنی
جیمز تو نباید همش با چشمات تو نخ من بری
من خجالت میکشم و گیج میشم
مری، تو اینطوری خیال میکنی
اگرم نگات کردم، بخاطر این بوده که خواستم از چاق و چلگی و زیبایی حض ببرم
نمیدونی چقدر خوشحالم که بگم ...از وقتی پیش ما برگشتی
دوباره شدی همون مری مهربون و عزیز
پس با زهم همیشه همینقدر خوب باش مری
حتما عزیزم
شکر خدا که مه تموم شده
امروز صب جدی حالش سر جاش نیست
با این شیپور وحشتناک مه که تمام شب صداش بلند بود، نتونستم خوب بخوابم
آره درست مثل اینه که هیولا توی حیات خورناسه بکشه
منو هم نذاشت بخوابم
راستی؟
ولی خیلی عجیب بود
اونقدر شدید بود که نمیدونستم کدوم صدای شبپور بود، کدوم صدای خر و پف تو
اینطوری نیست
صدای ده تا شیپور هم تو رو ناراحت نمیکنه
تو اصلا رگ تو بدنت نداری هیچوقتم نداشتی
تو همیشه درمورد خرناسه من اغراق میکنی
اصلا اغراق نیست
اگه میتونستی یه بار صدای ...خر و پفت رو بشنوی، اونوقت
نمیدونم به چی میخندن؟
به من میخندن دیگه این رو حتم دارن
همیشه این پیر مرد رو دست میندازن
آره، خیلی زشته که هممون اینطور از تو ایراد میگیریم، نه؟
میدونم که یکی از جُکهای بی مزه ی جیمیه
این پسره همیشه میخواد با مسخره کردن یه نفر، تفریح کنه
حالا دیگه سر شاخ رو به جایی بند نکن
آخرش خوب میشه حالا صبر کن ببین
پس بهتره سریعا شروع بکنه
الان تقریبا سی و چهار سالشه
ای بابا، نکنه اینا میخوان تموم روز رو توی اتاق ناهارخوری بگذرونن؟
ادموند، جیمی، بیاین تو اتاق نشیمن
بذارین کاترین میز صبحونه رو جمع کنه
هر کار بکنن، بالاخره تو یه عذر و بهانه ای براش میتراشی
هیس
داشتم در مورد خرناسه کشیدن پدرتون سر به سرش میذاشتم
جیمز، حالا میذارم ببینم بچه ها چی میگن
حتما صدای خرناسه کشیدن تو رو شنیدن
تو نه جیمی،من صدای خر و پف تو رو به همون شدت پدرت
از ته سر سرا میشنیدم، مثل اونی
همین که سرت میرسه به بالش، خوابیدی و ده تا شیپورم نمیتونه بیدارت کنه
برای چی اینطوری خیره نگاه میکنی، جیمی؟
موهام ریخته پایین؟ الان سختمه مرتبشون کنم
چشام ضعیف شده و عینکمم پیدا نمیکنم
موهات هیچ عیبی نداره مامان
فقط داشتم فکر میکردم که چقدر خوش قیافه شدی
این همون چیزیه که من بهش میگفتم
اون چنان چاق و شکفته شده که چند وقت دیگه هیچ چیز جلودارش نیست
آره مامان، جدا عالی شدی
من از بابت خرناسه کشیدن پدر بهت حق میدم
منم خرناسه ش رو شنیدم سیاه مغربی:صدای شیپورش را میشناسم
اگه خورناسه من لازمه، ...که تو بجای مسابقه اسبدوانی
کلام شکسپیر یادت بیاد، خرناسمو همینجوری ادامه میدم
هنوز صبونه تموم نشده شروع شد
پدرت از تو که ایراد نمیگرفت
مجبور نیستی همیشه طرف جیمی رو بگیری
طوری رفتار میکنی که انگار تو ده سال از اون بزرگتری
این جنجال واسه چیه؟ بیخیال شین دیگه
آره بیخیال شیم
بیخیال همه چی بشیم و بپردازیم به هیچ
فلسفه ی خیلی راحتیه اگه آدم ...تو زندگی هیچ هدفی جز
جیمز خواهشا ساکت، امروز صبح از دنده ی چپ بلند شدیا
وقتی میومدین تو به چی میخدیدین چه شوخی ای میکردین؟
آره مارو هم در جریان بذارین بچه ها
به مادرتون گفتم که مثل روز روشنه که من رو مسخره میکردن
ولی مهم نیست
به من نگاه نکن، ماجرا مربوط به این بچه ست
دیشب میخواستم برات تعریف کنم بابا ولی یادم رفت
دیروز وقتی میرفتم قدم بزنم یه سر رفتم کافه
تو حالا نباید مشروب بخوری
فک میکنی کیو اونجا مست دیدم؟
بانا، همون مستاجر مزرعه ت
امان از این اعجوبه
ولی آدم خنده داریه
وقتی مستاجرت باشه اونقدرا هم خنده دار نیست
این مردِ گدای ایرلندی حیله گره
دست روباهو از پشت بسته حالا دیگه از چی شکایت داره؟
فک کنم میخواد اجاره شو پایین بیاره
اونجارو مفت دادم بهش فقط برای اینکه یه نفر بالا سر ملک باشه
و همین چندرغاز رو هم اونقد نمیده تا اینکه بندازمش بیرون
نه از هیچ بابت نق نق نکرد
اونقد سرِ کیف بود که یه گیلاس شراب هم مایه گذاشت
این دیگه معجزه بود
بخاطر این خوشحال بود که با دوستت هارکر
همون میلیونرِ هارد اویل در افتاده و پیروی درخشانی نصیبش شده
جیمز تو باید یه کاری بکنی
شرط میبندم اینسری که هاردکر ...رو توی کلاپ ببینی
و مثل همیشه تعظیمِ پر ...از احترامی بهش بکنی
اون اصلا تورو بجا نیاره
هارکر دیگه شمارو مرد محترمی حساب نمیکنه
چون به مستاجری پناه دادی که
که در حضور سلطان آمریکا سر به خاک نساییده
این وراجی های سوسیالیست مئابانه رو بذار کنار
داستانت رو تعریف کن، ادموند
بابا، یادته که گود یخچال ملک پارکر درست پهلوی مزرعه ست؟
و میدونستی که شونستی هم خوکداری داره؟
آره
ظاهرا نرده خوکدونی شکسته و خوکها رفتن تو گود یخِ میلیونره
و شروع کردن به آب تنی
...و مباشرِ هارکر بهش گفته که
این شونستی عمدا نرده هارو شکسته
تا سر و تن خوکهاش رو یه صفایی بده
شک ندارم که این کثافت عمدا این کارو کرده
کارِ خودشه
اونوقت هارکر شخصا اومده که حساب شونسی رو برسه
کار خیلی احمقانه ایه
همین خودش دلیل قاطعیه که ...زمامداران ثروتمند
مخصوصا اونایی که پولای حرومشون رو به ارث بردن، عقل کل نیستن
این چرت و پرتای هرج و مرج طلبانه رو برای خودت نگه دار، بعدش چی شد؟
هیچی، مگه از هارکر کاری ساخته بود؟
شونستی چند تا گیلاس میخوره و دم در می ایسته تا از اون استقبال کنن
میگفت اصلا به هارکر مهلت نداد که دهنش رو باز کنه
شروع کرد به فریاد کشیدن ...که من زر خرید نیستم
که استاندارد اویل بتونه لگد مالم کنه
اگه تا امروز صاحب حق و حقوق خودم بودم ...حالا باید سلطان ایرلند باشم
بعد گفت: از نظر من، آدم رذل، رذله
بعد تارکر رو متهم کرد که تو مخصوصا ...نرده هارو برداشتی
تا خوکهای بیچاره من بیوفتن توی یخها و از بین برن
شونستی نعره میکشید که خوکهای بیچاره من از سرما خوردگی پدرشون در اومده
بیشترشون دارن از سینه پهلو میرن
چند تاشونم که از اون آب مسموم خوردن اسهال از پا درشون آورده
مگه تو گاوی؟
ببخشید
به هارکر گفته که یه وکیل میگیره
تا اونو به جرم خسارت محکوم کنه
آخرشم گفته که درسته ...اون مجبوره تو مزرعه ش
با پیچک سمی و کنه و ...سوسکِ سیب زمینی و
مار و راسوی بو گندو ...سرو کار داشته باشه
ولی با وجود این حرفا آدم شریفیست ...که به حق خودش قانع است
که اگر بخواد تجاوز یکی از مردای ...استاندارد اویل رو تحمل کنه
دیگه به لعنت خدا هم نمی ارزه
بعدم گفته تا سگمو ننداختم به جونت پای نجست رو از مزرعه م بذار بیرون
و هارکر هم همین کار رو میکنه
لعنتیِ رذل، حقا که نمیشه از پسش بر اومد
امیدوارم بهش گفته باشی ...که ممکنه من حسابی آتیشی بشم و
بهش گفتم که از پیروزی این ...ایرلندی اونقدر خوشحال میشی
که توی پوسست نمیگنجی همینطورم هست، کلک نزن بابا
No comments yet. Be the first to leave one.