أول 200 سطر.
باشه. من دارم همه ی بازی هارو .برای س مادر حامله آماده میکنم
،و خوشبختانه عمه بزرگ، کتی مرد
.خب الآن تیمها مساوی اند یعنی واقعا باید این بازی های احمقانه رو بازی کنیم؟
منظورم اینه، این کافی نیست که مهمونی یه جشنه
.برای موجود جدیدی که داره کنار من بزرگ میشه؟ نه
،از اونجایی که مادرم داره به شهر برای مهمونی میاد
.ما هممون فردا شب شام رو تو خونمون میخوریم
شما بچه ها میخواین بیاین؟ .اون شیر تازه بز میاره
خدا رو شکر. اون قوطی شیر هیچوقت .به اندازه کافی مزه بزی نمیده
.و اون از همه ی دوست دختر های کیسی بدش میاد
،من فکر میکنم که اون دوست نداره از من بهره ببره
.میخواد که همه ی توجه ام به اون باشه
.به این خاطره که من هیچوقت اجازه نداشتم سگ... یا اسباب بازی داشته باشم
نباید به خاطر اینکه مادرت از میا خوشش نمیاد .نگران باشی
.نمیدونم اون چیه، ولی مادر ها همیشه از میا خوششون میاد
.اون از پیرس برانسن خوشش میاد
.آره من یه حرفه ایم، باشه؟
.یه کاری میکنم ازم خوشش بیاد .درستش اینه که دوستت نداشته باشه
به من شک داری؟
.چون مدی قبلا میانه رو بوده
.من پیرس برانسن نیستم .من ریپارد گر هستم
خب، نمیتونه از وقتی که بن برای بار اول
.مامان و بابا رو ملاقات کرد بدتر بشه
.سلام ،از اونوقت من کاملا پاکم
چطور یه کم.. کثیف بشیم؟
پدر و مادرت قراره کی برسن اینجا؟
.پنج... دقیقه قبل
.سلام
.سلام
.ببین چی پیدا کردم، میا
این لباس کوچولوییه .که مادربزرگت وقتی که بچه بودی بهت داد
.عاشق مادربزرگم هستم
نمیتونم باور کنم
.بالاخره مادربزرگ صدام میزنند
.این یه رسم توی خانواده ی منه
امیدوارم بتونم رسم خانوادگیم رو
از صدا شدن به اسم های .پی پا" یا "پو پا" بشکنم"
.ما مثل یه گروه خرس کثیف صدا زده میشیم
!مادرمه
!مامان !عزیزم
!اه، عزیزم
.از فضانورد ها هم اینجوری استقبال نمیشه
،من مامانم رو اونجور یه بار بغل کردم
.و اون من رو همجنس باز صدا زد
.این مادر من اریاله .سلام
.سلام .سلام
.سلام به همگی
،من برای همه شیر بز آوردم .تازه از پستون های ربکا بدست اومده
!هنوز گرمه ...این ویکیه... جول
.سلام .سلام. سلام
...مدی... و بن .سلام
.و این... میائه سلام، خانم اونپورت
.از ملاقاتتون خوشوقتم .تعریف شما رو خیلی شنیدم
خب تو همون زنی هستی که .کیسی کوچولوی من رو دزدیدی .آره، خودمم
و تغریبا در حال دزدین این شالم .چون خیلی دوستش دارم
ممنونم
،و برات بهتره که .بیشتر زیور الآت بپوشی
ممنونم
خب رانندگی چطور بود؟
ببخشید، صدات رو
با اون همه جواهری که دارن سر و صدا میکنن .نشنیدم
.خب، فهمیدم که تو توی صنعت پورن هستی
.نه
من-من یه سرویس دعوت به مهمونی آنلاین رو .اداره میکنم
،دخترا رو صدا کنین، نگهبان ها ...سرویس دعوت به مهمونی
.من واقعا نمیتونم این زبان ویژه جدید رو تحمل کنم
.نه ...تجارت من مثل
.تق تق، تق تق، تق تق .خیلی النگو داری
.دو تا
.من دوتا دست بند به دستم زدم
،خب، جول
من میفهمم که دخترات .زیباییشون رو از کجا بدست میارن
...خب
.از دیدنتون خیلی خوشوقتم
.متشکرم. من هم از دیدنتون خوشحالم
.دستتون خیلی نرمه
.ممنونم .من دیروز یه گاو رو حامله کردم
،خب، عزیزم فردا کی از اینجا میرین؟
زود. وقتی که هیچکس اجازه نداره ،به مهمونی مادر حامله بره
،من دارم به یه سفر به ورمونت میرم
میخوام یه دسته وسایل قدیمی .بیرون از انبار بگیرم
تا حالا ازش پرسیدی؟ خب، تو نمیتونی از کسی بپرسی، "سلام، من میتونم باهاتون به سفر بیام
و ما میتونیم زنجیر بازی کنیم و
خاطرات جالبی رو بسازیم، و سال ها بعد از اون میتونیم
،به همدیگه نگاه کنیم و مثل بچه ها پوزخند بزنیم جایی که شما دو تا
میدونین ما داریم در مورد اون سفر فوق العاده که داشتیم فکر میکنیم، اما ما
نمیتونیم درباره ی این حرف بزنیم چون دخترا توی "اتاقن؟ من فکر میکنم میتونه یه راه کوتاه تر برای پرسیدن وجود داشته باشه؟
سلام، بن. میخوای با من تا ورمانت رانندگی کنی؟
.آره، آره
.منظورم اینه، خیلی جالبه. مهم نیست
تو گفتی "مهم نیست"؟
،اگه تو یه راه جالب تری برای گفتنش داری
.دوست دارم بشنوم
.سلام صبح کجا بودی؟
...در حالل ساختن
.اینها
این یعنی چی؟
.نه. این "برادر" و "جاده" است .این به معنی سفر برادرانه است
.نه،نه. ما در مورد ترکیب کردن کلمات توسط تو حرف زدیم
.تو توی این کار خوب نیستی .باید تمومش کنی
سفر برادرانه؟ .اون بدتر از "هتل پناهگاه" هست
"مردم برای یه راه کوتاه تر برای گفتن"پناهگاه هتل
.جیغ میزنند
.باشه. من تمومش میکنم
.چرا این سفر اینقدر برات مهمه
.خب، من به یه ورنون جدید پولدار نیاز دارم
ورنون پولدار کیه؟ تو ورنون پولدار رو تو کار یادت میاد؟
ما عادت داشتیم بریم بیرون و وانمود کنیم با هم ویسکی دوست داریم؟
،ما عادت داشتیم همیشه ول بچرخیم
،اما دو ماه پیش اون به ژاپن منتقل شد
و، آره، منظورم اینه، ما باید خط خط کردن رو ،بعضی وقت ها آنلاین بازی کنیم
.اما من باید واقعا خیلی زود بیدار بشم این همون کاریه که تو انجام میدادی؟
.من فکر کردم تو عشقبازی آنلاین انجام میدادی
،تو فکر کردی من عشق بازی میکردم
و تو هیچی نگفتی؟
،همونطور که گفتی .خیلی زود بود
.کیسی دوست کاملی خواهد شد
،منظورم اینه، ما اساسا خانواده هستیم .خب من همیشه اون رو میبینم
.به اضافه اینکه اون از من کوچیک تره .اون توی یه گروه موسیقیه
...اون اون باحاله، میدونی؟
،و اگه دوستت باحال باشه .اون تو رو هم باحال میکنه
.بن، تو به کیسی برای باحال بودن نیاز نداری
،مدی .من ساعت 4 صبح بیدار میشم
.تا خط خط کردن آنلاین بازی کنم
.میدونم
من ارزو میکنم که تو عشقبازی میکردی؟
!سلام
!سلام
برای سفرمون آماده هستی؟ .مطمئنا هستم
.چی؟ جول با ما میاد .من-من اون رو هم دعوت کردم
سفر برادرانه؟
این چیه، مدی؟
شما به یه سفر با همه ی دوست دختراتون میرین؟
هی، خوشگله. شما مطمئنین که با مادرم راحتین؟
.من-من نباید این رو امروز انجام بدم
.من فکر نمیکنم که دیروز با مادرت بد پیش رفت
.صادق باش. بازبینی ها خوب نبودند ،خب، نگران نباش
چون من امروز واقعا میخوام روشنش کنم، باشه؟
.همه ی النگو های پر سر و صدام رو در آوردم
.من دیگه هیچ بو زدای تجملاتی ای رو نپوشیدم
و این رو نگاه کن. من یاد گرفتم که چجور شیر بز بخورم
.بدون اینکه صورتم زننده بشه
.فکر نکنم ربکا خوب باشه
نگران آقای پاتنی که ما رو به زمین زد نباش، باشه؟
.ما هنوز میتونیم اون کارای باحال تو سفر رو که میخواستیم انجام بدیم
ما با مرد پیری که به پشت خوابیده .انجامش میدیم
.خیلی خب. بزارین که من فقط درش بیارم
.هیچ چیزی دوباره به خانم ها نمیرسه
.معلومه که نمیرسه
.چون ویکی هیچوقت درمورد این چیزی نمیفهمه
آبمیوه ی سبزیجات؟
زنت نمیتونه بفهمه تو داری
هشت ویتامین ماده معدنی مورد نیاز دریافت میکنی؟
،از وقتی که پنجاه ساله شدم ویکی درمورد همه ی چیزهایی که میخورم من رو
.کنترل میکنه
.من توی یه رژیم بیش از حد سنگینم
.هیچ نوع نمکی نمیتونم بخورم
،خب الآن، وقتی که من نمک میخورم
.دیوونه میشم
...مثل ...یک آواره را بکش" دیوونه یا"
من فقط به خودم اجازه خوردن یه شراب رو .در سال میدم
،من به یه سفر میرم ...و جول مقرراتی
.به جول جاده ای تبدیل میشه
حدس بزنین چیه، برادرها؟
.نزدیک وقت نمکی شدنه
مدی، من بهترین راه رو برای
.مجذوب کردن مامان کیسی پیدا کردم من دارم وارد حالت "بله" میشم
میدونی، وقتی تو بر یه پسری پیروز میشی و تو میخوای
که اون دوستت داشته باشه، خب تو به هرچیزی که اون بخواد بله میگی؟ ،آره، تو همیشه فردا صبحش حسرتش رو میخوری
.اما اون عمل میکنه .عمل میکنه. سلام
.این باید برات خیلی هیجان انگیز باشه، ویکی
.اولین نوه ات
.این شماره ی،... 11 برای منه
.در ضمن، من به مادربزرگ زنگ میزنم
.متاسفم
.خیلی متاسفم
چی گفتی؟
.من میخوام بچه بهم بگه مادربزرگ
.این اون چیزیه که من دوست دارم صدا زده بشم .این توی خانواده ی من یه رسمه
.بعد تو باید صدا زده باشیش
.من میتونه مادربزرگ داشته باشم درسته، میا؟
!بله
.میا، ممنونم .تو خوبی
!بله
.پدربزرگ در دسترسه
میدونی چیه؟ ما باید همه ی راه رو تا قطب شمال .رانندگی کنیم
.ما میتونیم انجامش بدیم .اونها پمپ بنزیم دارند
فکر میکنین ما بتونیم این ماشین رو بدزدیم؟
.من جلوی نفس خودم رو میگیرم بنظرت اون خوب میشه؟
،نمیدونم اما من این جول رو
.خیلی بیشتر از جول بدون نمک دوست دارم .سرعت رو زیاد کن. من دوست دارم این راننده کامیون رو دیوونه کنم
من برای خوش بودن
،و ساختن خاطراتی دیوونه وار اینجام اما من فکر میکنم ما باید
.دور چیزهایی رو که خلاف قانونند خط بکشیم .من فکر میکنم تو باید انجامش بدی، جول .باحال میشه
.من با تو انجامش میدم. صبر کنین. چی؟ نه! نه هیچکس کسی رو اذیت نمیکنه
خب، این چطوره؟
شما میخواین یه کار دیوونه وار انجام بدین؟
کسی احساسی مثل کشیدن سیگار میکنه؟
.من یه دونه میکشم .لعنتی، من یکی میحورم
.بیاین انجامش بدیم .من یه سیگار کوبایی روشن میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.