Dark

Dark

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Dark S02E07 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Dark S02E07 NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark S02E07 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark S02E07 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Dark S02E07 GERMAN WEBRip x264-ION10
تعليق من Naser_69
💢 ناصر اسماعیلی 💢 DibaMoviez.com

الوسوم

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
نشرت في: 2019-06-23
تنزيلات: 94
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫انسان‌ها آفریده‌های عجیبی هستن

‫تمام حرکاتشون بر پایه‌ی امیال اوناست،

‫و شخصیت‌شان بر پایه‌ی درد ساخته میشه

‫هرچقدر که شاید سعی کنن ‫تا درد رو سرکوب کنن،

‫تا امیالشون رو فرو بنشانن،

‫نمیتونن خودشون رو از بندگی ابدی ‫به احساساتشون نجات بدن

‫تا زمانی که طوفان درونشون در جریان باشه،

‫نمیتونن هیچ صلحی پیدا کنن

‫نه در این زندگی،

‫نه در مرگ

‫به همین خاطر، هر روز، ‫هر کاری که لازمه رو میکنن

‫درد کشتی اوناست،

‫و مِیل هم قطب‌نمای اونا

‫تمام چیزی که بشر بهش تواناست

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫«۲۶ ژوئن ۱۹۵۴»

‫«یک روز تا آخرالزمان»

‫زن فوت‌شده حدود ۱۶۷ سانت قدش بوده

‫سفیدپوست

‫احتمالاً بین ۷۵،

‫تا هشتاد سال سن

‫دلیل مرگ، شلیک به قفسه‌ی سینه

‫چشمای عجیبی داره

‫یکی آبی، یکی قهوه‌ای

‫بهش میگن هتروکرومیا

‫این زن، اون...

‫تو پاسگاه بود

‫همون روزی که هلگه ناپدید شد

‫و؟

‫گیج بود

‫حواسش اونجا نبود

‫بخاطر یه چیزی عذرخواهی کرد، من...

‫نفهمیدم برای چی

‫همون روزی که هلگه برگشت؟

‫شاید همدست اون دیوونه‌هه‌ست

‫شاید مادرش باشه

‫و تمام مدت هلگه پیشش بوده

‫یه چیز دیگه‌ست

‫اتفاقی دیدمش

‫جسدش،

‫خیلی آلوده‌ست

‫اینجا

‫تماماً

‫حتماً برای دوره‌ی طولانی‌ای ‫در معرض تشعشعات رادیواکتیو بوده

‫عجیبه

‫شاید تو رادیوگرافی کار می‌کرده

‫رادیوگرافی؟

‫برو سراغ اون پسره داپلر. عکسش ‫رو نشونش بده. شاید بشناسش

‫اطلاعات تاکید میکنه،

‫که ذره بطور منظم به دو پروتون تقسیم میشه،

‫به حجم ۱۲۵ گیگا الکترون‌ولت

‫اگرچه در یک مورد به چهار میون تقسیم شده

‫هنوز اینجایین؟

‫حتماً ساعت از دستم در رفته

‫امروز چه روزیه؟

‫امروز...

‫۲۶ ژوئن هست

‫تموم شب اینجا بودین؟

‫سرکارآگاه سابق ویندن، ایگون تیده‌من ‫در 26 ژوئن 1989 جنازه‌ش پیدا شد

‫۲۶ ژوئن...

‫مشکلی هست؟

‫برنامه‌ی دیدار با فرانسوی‌ها رو برای امروز چیدم

‫خانم تیده‌من؟

‫مامان؟

‫«داخل نیروگاه برق هسته‌ای چه خبره؟»

‫همش باید به من مربوط باشه

‫نوح گفت دنیا فردا به پایان میرسه

‫و فقط آدمای توی پناهگاه زنده می‌مونن

‫و گفت اون زنده‌ست

‫مادرم

‫اسناد اداره‌ی گذرنامه‌ی ماربورگ رو آوردم

‫همونطور که شک کرده بودین،

‫در اون بازه‌ی زمانی فقط یه داده ‫برای الکساندر کوهلر ثبت شده

‫و بعد، چشمان دیدن و گوش‌ها شنیدن ‫و هیچ چیز پنهان باقی نماند

‫فروید؟

‫آقای وولر رو صدا کن

‫باید به یکی بگیم

‫به کی اونوقت؟ و چی بگیم

‫حرفی برای گفتن داری؟

‫فکر میکنم اینجاست

‫کی؟

‫یوناس

‫فکر میکنم بارتوژ درست میگه. اون برگشته

‫ما تو زمان سفر کردیم و ‫فقط این توجهت رو جلب کرده؟

‫تو گفتی اون بحشی از ماجراست! ‫برخلاف تو، اون شاید بدونه چیکار کنیم

‫شاید بدونه بابا یا میکل کجاست، ‫یا کی چی میدونه!

‫مگنوس درست میگه

‫باید به یکی بگیم

‫همه چند ماهه تو مشکل خودشون گیر کردن

‫همه ساکتن

‫چه فایده‌ای داشته؟ هیچی

‫باشه

‫پس ما باید انجامش بدیم

‫ما؟

‫ما در کار نیست

‫هیچوقت نبوده

‫- یعنی چی؟ ‫- تو چند ماه میدونستی چه خبره

‫هیچوقت به هیچکدوممون نگفتی!

‫هر کاری میخواین بکنین

‫امیدوارم زیاد طول نکشه

‫هلگه هنوز خیلی خسته‌ست

‫این زن رو می‌شناسین؟

‫به گروهبان جواب بده

‫پیشش بودی؟

‫حبست کرده بود؟

‫اون مرد درباره‌ش بهم گفت

‫شیطان سفید

‫کی؟

‫کی درباره‌ش بهت گفت؟

‫مردی که این بلا رو سرت آورد؟

‫شیطان سفید

‫بهم درباره‌ی...

‫این شیطان سفید بگو

‫اون زن میخواد ما رو بکشه

‫هممون رو

‫اون مُرده. دیگه نمیتونه به کسی آسیب برسونه

‫ولی هنوز کارش رو شروع هم نکرده

‫- کلودیا؟ ‫- سلام بابا

‫نباید سر کار باشی؟

‫مرخصی گرفتم

‫همه چی مرتبه؟

‫صحبت کردیم که بیای پیش ما زندگی کنی

‫من...

‫به همین زودی یادت رفت؟

‫گفتی باید درباره‌ش فکر کنم

‫فقط فکر کردم...

‫چرا وقت رو تلف کنیم؟

‫پس میخوای از اینجا بری

‫من اینجا رو دوست دارم

‫باید برم

‫بیمارستان

‫اولین شیمی‌درمانیم

‫میشه...

‫باهات بیام؟

‫اگه دوست داری

‫خوشحال میشم

‫اینجا چی میخوای؟ همه چی رو بهت گفتم دیگه

‫میخوام به یه چیزی نگاه بندازین

‫آقای وولر؟

‫چیه؟

‫یه کُپی از اداره‌ی ثبت ماربورگ

‫اطلاعات کارت شناسایی قبلی‌تون ‫برا قبل از ترک ماربورگ

‫نمی‌فهمم چه ربطی داره

‫هیچ چیز خاصی به یاد نمیارین؟

‫نه. چی مثلاً؟

‫من میگم نهایت ۱۶۵ سانت

‫اون سند میگه ۱۷۰ سانت

‫پس کجا هستن؟

‫کیا کجا هستن؟

‫اون پنج سانت

‫این مسخره‌ست

‫شما رو بازداشت میکنم

‫به ظن دزدی هویت

‫نمیتونین

‫هانا؟

‫هانا؟

‫کسی خونه نیست؟

‫سلام؟

‫سلام؟

‫هانا، اگه خونه‌ای لطفاً درو باز کن

‫منو ببخشید، من...

‫شما کی هستین؟

‫لطفاً بفرمایین تو

‫من...

‫میخواستم با هانا صحبت کنم

‫اینجا نیست

‫یه نوشیدنی میخواین؟

‫شما رو می‌ترسونم؟

‫نمیخوام بترسونمتون

‫فکر کنم فقط یه حس ‫آشناپنداری بهم دست داده

‫- من میرم ‫- یه اشتباه تو ماتریکس

‫چی؟

‫یا یه پیام از دنیای آن سمت

‫اینو یه جایی خوندی

‫از کجا اینارو میدونی؟

‫تو آویز رو پیدا کردی

‫یوناس؟

‫فکر میکنی که افسر پلیس خوبی بودم؟

‫بابا. نمیدونم

‫مطمئنم تو کارت خوب بودی

‫راستش، اینطور فکر نمیکنم

‫تو همیشه متفاوت بودی

‫از همون اول دنیا رو خیلی متفاوت دیدی

‫بعضی اوقات فکر میکنم،

‫که این مشکل منه

‫که نمیتونم دنیا رو ‫همونطوری که واقعاً هست ببینم

‫فکر میکنم کار خیلی خیلی احمقانه‌ای کردم

‫منظورت چیه؟

‫اون فیلم رو دیدی؟

‫اونی که توش یه مرد جوون یه ماشین داره،

‫که میتونه به گذشته ببرش؟

‫میدونم این بنظر احمقانه‌ست،

‫ولی...

‫اتفاقات اون فیلم...

‫واقعاً وجود داره

‫سفر در زمان

‫و یطوری...

‫مدس و هلگه تو همه‌ی ‫این جریانات نقش اصلی دارن

‫و اتفاقاتی که،

More Farsi Persian subtitles for Dark

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left