أول 194 سطر.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
اوایل,هر چند وقت یه بار
وقتی دون ارچیبالدو میومد توی اتاقم
وانمود میکردم که خوابم
بعد,بعضی شبا,میرفتم توی اتاقش
و اون وانمود میکرد که خوابه
من حامله شدم
اون موقع با یه پسر دیگه قرار میذاشتم
یه ماهیگیر
نمیدونستم پدر بچه کیه
ولی دون ارچیبالدو برگه های پزشکی رو بهم نشون داد
که ثابت میکرد اون عقیمه و نمیتونه پدر باشه
ولی تو نمیدونستی چجوری بخونی؟
نه,ولی واقعی به نظر میومدن
میدونی,اون صادق به نظر میرسید.نگران بود
اون بهم گفت با دقت فکر کنم
که با زندگیم میخوام چکار کنم
که این تصمیم همه چیزو تغییر میداد
و من هنوز خیلی جوون بودم
پس بهش گفتم بچه رو سقط میکنم
ولی تو نکردی
نمیتونستم
توی روستام زایمان کردم
و بچه رو پیش مامانم گذاشتم
اون اونجا بزرگش کرد
و من بهش سر میزدم هر ماهی که
میتونستم برم
دون ارچیبالدو دوباره منو استخدام کرد و مراقب خونه بودم
وقتی که اون میرفت دنبال دختربازی
و بازدید های شبانه؟
...فقط یکبار دیگه قبل اینکه البا
اون دوست دختر داشت یه اخبارگوی تلویزیونی اب و هوا
یه روز گریه کردنشو شنیدم و گذاشت رفت
خونه خیلی ساکت بود قرار بود طوفان بیاد
صداشو از اشپزخونه شنیدم
داشتم صابونمو نگاه میکردم
اون دم در وایستاد و گفت فکر کردم خوابیدی
نه,بهش گفتم,دونا لتیسیا
داره وحشتناک ترین مصیبتو با باغبانش میگذرونه
مشخص شده که اون با خواهر خودش میخوابیده
به دیدن نمایش ادامه دادم
و وقتی پشتمو نگاه کردم
اون خیلی نزدیکم وایستاده بود
اون بهم گفت
چرا یکم بهش تسکین دستی نمیدم
و بعدش میتونیم ادامه نمایشو باهم ببینیم
پس...انجامش دادم
اون درست زمانی که دونا لتیسیا اومد تو ارضا شد
روی باغبانش...
با خواهرش
همه اینا همزمان اتفاق افتاد
مثل فیلمای سه بعدی بود
و اون اخرین بار بود
بچت چی؟
بچم لوازم نیاز داشت
...و مادرم معمولا مریض بود پس
چنتا چیز ازینجا میدزدیدم,چیزایی که میدونستم اون لازمشون نداره
تو متوجه نشدی؟
نه
تو؟
من شدم
من همینجوریش حس بدی بابت ول کردنش داشتم
که فکر کردم حداقل دست کم میتونم بهش شانس های بیشتری بدم
نسبت به اونچیزی که خودم داشتم وقتی بچه بودم
چیزایی که دزدیدم خرج مدرسه و لباسو داد
و درنهایت خونه کوچیکی که مادرم خرید
بچه من با لوله کشی داخلی بزرگ شد
نه مثل من
اسمش چیه؟
ریموندو
ریموندو,اره
ولی من سکرتو صداش میکنم
چون همه چیز راجبش یه راز بوده
اگه گیر میفتادم,اگه میرفتم زندان
حداقل میدونستم توی وجدانم
که همه چیزو برای خانوادم انجام دادم
برای اینده
...ولی
به خاطر عذاب وجدان افتضاحم,شروع کردم مشروب خوردن
وقتی که البا بهم یاد داد بخونم,هر روز انجیلو مطالعه میکردم
متوجه میشدم که بخشی از یک خط طولانیم
از مردمی ناامید که به دنبال ارامشن
فقط افراد ناامید لیاقت خدارو دارن
کسانی که به اندازه کافی تحقیر شدن و تا حد مرگ ترسیدن
همم.چه چیزی راجبش میدونی؟
تو اسپانیایی روون صحبت میکنی,اره؟
بله- بزن بریم-
چکار قراره باهاش بکنی؟
تو خیلی سوال میپرسی
البا
مقامات تعجب کردن
از دزدی الماس
الماسای تاریخی گرانبهایی که 12 میلیون دلار ارزش دارن
اونا توی انبار موزه لاگارتو ناپدید شدن
الماسا از هیوستون اومدن
برای نمایشگاه الماس
رامیرو روییز,رئیس پلیس,هیچ ایده ای نداره
که دزدا چجوری انجامش دادن
نمیتونه توضیحش بده اونا نمیتونن باورش کنن
اون ساختمون محافظای امنیتی 24 ساعته داره
که ورودی ها و خروجی هارو چک میکنن
تصاویر امنیتی شبانه داره
که همه چیز نمایشگاهو پوشش میده
...کابینت ها
...اوه حرکت
اه,متاسفم,متوجهش نشدم
اونا توی شهرو میگردن
ولی اونا فکر نمیکنن که دزدا
هنوز توی این منطقه باشن
جواهرات یکشنبه شب یا دوشنبه صبح ناپدید شدن
چون موزه دوشنبه ها تعطیله
دزدی تا یک روز کشف نشد
پازل بزرگیه دوتا مضنون که مثل پلیس لباس پوشیدن
مرده پیدا شدن
نزدیک محل دزدی
بعد ازین,دختر هواشناس معروف میاد
ماریسول بلانکا ریس
لباس زیر اتیشیش رو به زنان حامله نشون میده
حالت خوبه؟- تقریبا انگشتمو بریدم-
هیسس
نزدیکتر حرکت کن
چی خنده داره؟
هیسس
هیسس.اون گاهی انجامش میده
به من نگاه کن
بتی
به من نگاه کن
تو لازمه که ساکت بشی
تو اجازه نداری که بخندی
میفهمی؟
باشه.برو جلو و طنابو ببر
کلاور جونمونو نجات داد
خواهش میکنم
یه چیز دیگه رو برطرف میکنه
گرمای اینجا قرار نیست به این زودیا از بین بره
اگر تقسیمش کنیم چی؟
یک سوم برای هرکی,در جهت های جداگانه تقسیمش میکنیم
هرکی برای خودش- من باهاش مشکلی ندارم-
نه اونا پیدامون میکنن
همیشه با تکنولوجی شروع میشه و با سگهای ردیاب تموم میشه
پلیسای سرکش خلافکارای کارتل با قمه
مالونی,تو ادم باهوشی هستی
ممنونم
تو الانشم میدونی چی ازین میخوای
پس چرا بهمون نمیگی؟
فکر کنم باید راجب پولش مذاکره کنیم
با مکزیکیا؟- با لاسال-
چجوری؟
ما اونو یا کسی که میفرسته رو مجبور میکنیم سیصد هزارتا برامون بیاره
سیصد هزارتا چه ربطی بهش داره؟
این چیزیه که ما قراره بگیریم,صدهزارتا نفری
برای لو ندادن دوتا شریک مرده
هر کس برای خودش.اشتباه میکنم؟
ببین,این تقصیر تو نیست تقصیر منم نیست
ما یاد گرفتیم تا باهاش زندگی کنیم همش همینه
من نمیتونم بدون پاسپورت یاد بگیرم که باهاش زندگی کنم
بیا فراموش نکنیم
ببین,اگه لاسال دنبالمونه
و اگه اون رابطای مکزیکی که میگه رو داشته باشه
ما دلیلی نداریم تا فکر کنیم که اون
همه مامورای مهاجرت یه لیستی دارن
که اسمای ما توشونه
اون پاسپورتا سوزونده شدن
وایسا.چرا باید سر صدهزارتا به توافق برسیم؟
وقتی هاول 12 میلیون می ارزه؟
اخبار همیشه میگه ارزشش بیشتره
برای کمپانی های بیمه
پس یک سومشو کم میکنیم- یک چهارم-
باشه, بذار بگیم 9 میلیون
ولی وقتی به مال خر میفروشیش ارزشش چقدره؟
لاسال به مکزیکیا قول داده که الماسارو میاره
حالا هیچی ندارن
که یعنی اونا باید مارو پیدا کنن,الماسارو بردارن و مارو بکشن
شاید تعدادی از ادماشونو بکشیم توی این پروسه
یهو کلی کار سنگین باید بکنن
اگه جاشون بودم,دوباره با لاسال مذاکره میکردم
شاید سهمش یکوچولو کمتر بشه
به حساب همه این دردسرا
نمیکردی؟
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو
حالا لاسال گیر افتاده
و حالا من فقط سه بار میپرسم
چیزی که پیشنهاد شد بهم
باعث اذیتشه,ولی خارج توانش نیست
اون تعدادی خلافکار کارتل با قمه میفرسته
ما اینجا کمین کردیم
درسته؟
ما دید خوبی از ساحل و خیابون داریم
پس میتونیم لشکری از قاتلارو ببینیم که دارن از همه جهت میان
مگه اینکه توی خونه نباشیم
کجا فکر کردی قراره باشیم؟ بالای یه درخت؟
بیرون توی قایق
ما گروگان هارو اینجا ول میکنیم به عنوان طعمه
اونا پیامو میرسونن
No comments yet. Be the first to leave one.