After Life

After Life

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 3

معلومات الإصدار

After Life S03E04 WEBRip x264-ION10
After Life S03E04 1080p WEBRip x265-RARBG
After Life S03E04 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
After Life S03E04 1080p NF WEBRip x264-GalaxyTV
After Life S03E04 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
After Life S03E04 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-TEPES
After Life S03E04 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-SCENE
After Life S03E04 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
After Life S03E04 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
After Life S03E04 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-PECULATE
تعليق من Hitman007
🅱️2️⃣ H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️

الوسوم

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
2CH
1080
HD
نشرت في: 2022-01-14
تنزيلات: 36
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫وای! ای کُس‌کش!

‫اوه! وای!

‫- بدش من ‫- لازم نیست فحش بدی

‫اونو بده من. با این بیل‌بیلک شدی بلای جون‌مون!

‫یالا. زود باش. دختر خوب.

‫زود باش. دختر خوب.

‫آخ!

‫- وای خدا! وای خدا! ‫- پرت!

‫شاید هنوزم زندگی ارزش زیستن داشته باشه

‫- وای خدا ‫- راستش، اصلاً خنده‌دار نیست. ممکن بود...

‫مخالفم

‫- تونی، میشه اینو مرتبش کنی؟ ‫- نه

‫آرنج‌ـم هم صدمه دید

‫محض رضای خدا، زود باش!

‫دارم گرم می‌‌کنم. ‫دوست دارم کارا رو با روالش انجام بدم.

‫دوست دارم واسه تنیس سفید بپوشم

‫فقط اون توپ کیری رو بده من

‫آره، تونی، لطفاً مواظب ‫حرف زدنت باش، باشه؟

‫15 - 0

‫بیخیال بابا، متیو!

‫اوه

‫- یک هیچ ‫- خیلی‌خب، زمین عوض

‫- نه، کون لق این کار ‫- چی؟

‫این کاریه که بعد از نیمۀ اول می‌کنن

‫آره، که عادلانه باشه. ولی خورشید می‌زنه توی ‫چشم من، کسخل ِروانی. برتری با توئـه.

‫میشه اینقدر از این حرفا نزنی اینجا؟

‫- لعنتی کیری ‫- خیلی‌خب، فقط...

‫اوه

‫نه! نه!

‫آخ! نه، نمی‌زنی!

‫وای!

‫بزرگ شو

‫اوه!

‫اوه

‫بد شانسی

‫بازی خوبی بود

‫- یعنی، یه نگاه به خودت بنداز ‫- چیه؟

‫- مسخره بازیـه، رفیق ‫- چی؟

‫شبیه «مارادونا» هستی

‫نه توی دهۀ 80. توی...

‫درست قبل از مرگش

‫- بعد از مرگش ‫- رو مخ نرو

‫کی بُرد؟

‫اون برد، ولی...

‫- خدایی؟ ‫- آره

‫قاعدتاً دیگه هیچوقت نمی‌تونم برگردم اونجا. ‫طرز حرف زدنش خیلی زشت بود.

‫باید فحش دادنش رو می‌شنیدید. اگه می‌رفت ‫مسابقات تنیس ویمبلدون، رد صلاحیتش می‌کردن

‫- ویمبلدون کیری ‫- بفرما، دیدید؟

‫این که چیزی نیست. اون روز ‫سر یه مردی که بچه بغلش بود داد زد

‫همه داشتن نگاه می‌کردن، بهش گفت کس‌کش

‫دلیل خیلی خوبی داشت

‫- چرا؟ ‫- چون کس‌کش بود

‫هیچوقت نمی‌تونم از این کلمه استفاده کنم

‫کمبود دایره لغات رو نشون میده. اگه مردی ‫از این کلمه استفاده کنه، از چشمم می‌افته.

‫اگه هیتلر رو کس‌کش خطاب کنه چطور؟

‫باز بحث رفت روی هیتلر

‫تو رو که اذیت نمی‌کنه، مگه نه؟

‫نه، نمی‌کنه، ولی اگه خانمی اون اطراف باشه که ‫با اون کلمه حال نکنه، ازش استفاده نمی‌کنم

‫پس من یا دیگه باید از این کلمه نزدیک تو ‫استفاده نکنم، یا یه کاری کنم تو هم باهاش حال کنی

‫ماهرانه یه کاری می‌کنم ازش استفاده کنی. ‫زندگیت رو عوض می‌کنه. باور کن.

‫- صد سال سیاه بشنوی من اون کلمه رو بگم ‫- خواهیم دید

‫بحث از دایره لغات شد، ‫با یه معلم قرار دارم، پس...

‫خوبه. چی درس میده؟

‫نمی‌دونم. چطور؟

‫خب، اگه علوم درس میده، من بودم درمورد ‫اشباح و طالع‌بینی باهاش حرف نمی‌زدم

‫چرا؟ اونا هم علم هستن

‫نه، نیستن

‫دقیقاً برعکس. باور کن.

‫ایناهاشش

‫حالت خوبه؟ این رو بشنو

‫- چرا مرغه رفت اون طرف جاده؟ ‫- نمی‌دونم

‫که از بوی اون دو تا ولگردی ‫که داشتن زن منو می‌گاییدن فرار کنه

‫ساعت 8 صبح بود پشت فروشگاه «سیف‌وی»

‫حال به‌هم زن

‫چرا همیشه از این کس‌شعرا به من میگی؟ ‫حتی جوک درست حسابی هم نیستن.

‫حالا دیگه شدیم منتقد کمدی؟

‫به‌علاوه، این کار نژادپرستی‌ـه

‫خفه شو! چرا؟

‫- «بوی اون دو تا مهاجری که زنم رو می‌گاییدن»؟ ‫- بو مال زنم بود!

‫از عقلت استفاده کن. موقع پریودی از ‫محصولات بهداشتی مناسبی استفاده نمی‌کرد!

‫می‌خوای خیلی دقیق برات بشم؟ ‫مجبور بودم باهاش بسوزم و بسازم.

‫اون دو تا پسر، بهتر از طلا بودن. تمیز ِتمیز، ‫انگار «دنی ریچاردز» و «سید نش» بودن.

‫اونا جذاب بودن. ‫اونی که بو می‌داد زنم بود.

‫بهش گفتم: «اون کُس زوار در رفتۀ ‫چروکیده‌ات بدجور بو میده.»

‫ولی اصلاً به هیچ جاش نبود

‫می‌تونست بگه: «اگه خدا می‌خواست ‫واژنم بوی خوبی بده،

‫نمیذاشتش کنار سوراخ کونم!»

‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی، ‫«اوه، نکتۀ خوبی بود، برایان.» نه، نیست.

‫مشکل از سوراخ کونش نبود! ‫دیگه خودت حساب کن!

‫صبح بخیر، رفقا

‫خیلی‌خب، برایان

‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟

‫بستگی داره

‫نامه‌رسان من این روزا خیلی افسرده شده

‫حس می‌کنه زندگیش بی‌ارزشـه

‫منم با خودم گفتم، اگه با یکی که ‫وجودش کاملاً نابجا وحشتناکـه حرف بزنه

‫شاید باعث بشه نسبت به وضعیت ‫خودش حس بهتری پیدا کنه

‫- مشکلی نیست. بسپارش به خودم. ‫- ایول

‫برم یه‌کم چایی بخورم. وقت چایی خوردنـه.

‫خب، اسکواش

‫- چی؟ ‫- اسکواش بزنیم

‫نیازی نیست. حرفم رو به کرسی نشوندم، ‫و حق با توئـه. حس پرخاشگریم کمتر شده.

‫- ترسیدی؟ ‫- نه

‫خب، اینطور که بوش میاد ریدی

‫- نه ‫- اسکواش برات زیادی سنگینـه؟

‫- نه ‫- قبلاً بازی کردی؟

‫توی قرن 21 نه، ‫ولی اینش مشکلی نیست.

‫- عالیه. مشکلی نیست. توی دادگاه می‌بینمت ‫- عالیه

‫عمراً توی چیزی برنده بشه. ‫محاله بذارم همچین اتفاقی بیوفته.

‫هر کاری که مجبور بشم بکنم، مطمئن میشم...

‫نگاهش کنید. خیلی عصبی‌ـه.

‫نمی‌تونه تحمل کنه. ‫باورش نمیشه که شکستش دادم.

‫پس شما عشق‌های دوران کودکی بودید، ‫بعدش ارتباط‌تون قطع شد؟

‫آره. سال 1957 باهم آشنا شدیم.

‫من 16 سالم بود و بیل هم 17 سالش.

‫من توی کارخونه کار می‌کردم. ‫بیل هم باغبون بود.

‫و تقریباً یه سالی باهم بودیم، ‫بعدش جدا شدیم.

‫- یادتون میاد چرا؟ ‫- من یادم نمیاد حتی واسه صبحونه چی خوردم

‫اون زیادی مشروب می‌خورد. همیشه مست بود.

‫- الان دیگه مشروب نمی‌خورم ‫- من می‌خورم

‫خب بهرحال، یه‌جورایی ارتباطمون قطع شد

‫با آدمای دیگه‌ای آشنا شدیم، ‫هردومون ازدواج کردیم، و همین.

‫گمونم طی این سالها یکی دو باری ‫اتفاقی همدیگه رو دیدیم

‫پس وقتی فهمیدیم هردومون بیوه شدیم،

‫یه فنجون چایی باهم خوردیم ‫و دوباره باهم گرم گرفتیم.

‫همیشه اون درخشش و گرمی رو داره

‫قرار نبود خودمون رو واسه ‫ازدواج به زحمت بندازیم

‫ولی من کاتولیکم و نسبت به ‫سکس احساس گناه بهم دست داد

‫سکس

‫- خیلی‌خب. عروسی کِیه؟ ‫- آ...

‫- 28 آگوست ‫- 28 اُم

‫- منم آگوست ازدواج می‌کنم ‫- احمق

‫خب، تبریک میگم. امیدوارم سال‌های ‫خوش زیادی رو باهم داشته باشید

‫امیدوارم این دفعه اول من بمیرم

‫امیدوارم موقع مناسبی بمیری ‫که بتونم یکی دیگه رو پیدا کنم

‫یه عکس بگیر

‫لبخند بزنید

‫عالیه

‫من لیسا رو به قدر کافی بغل کردم؟

‫شوخی می‌کنی؟ تابحال زوجی رو ‫ندیده بودم که اینقدر به‌هم متعهد باشن

‫نه، می‌دونم که می‌دونست دوستش دارم، ‫ولی شد که اینو بلند بگم؟

‫همیشه به یادش می‌آوردم؟

‫آره، البته. برای همۀ آدمای اطراف ‫واضح بود، چه برسه به خودش.

‫تو دوست خوبی هستی

‫فقط رو راستم. ‫خودمم همین رو می‌خوام.

‫آشنا شدن با «جون» بهترین اتفاق زندگیم بوده

‫باور کنی یا نه، من زیاد خواهان ندارم.

‫- تو صید خوبی هستی ‫- بغل؟

‫- نه، ازم دور شو، حلزون خیس عرق! ‫- تو که گفتی صید خوبی هستی

‫آره، ولی منظورم توی یکی از اون ‫مستندهای ماهیگیری و اینا بود

‫که یه چیزی رو از کف دریا می‌کشن بیرون.

‫و فکر می‌کنن منقرض شده بوده!

‫اصلاً نمی‌دونن چی هست. فقط یه حبابـه. ‫ممکنه ماهی باشه یا یه حلزون.

‫پس برگردیم به حالت عادی

‫- هیچ چیزی هرگز به حالت عادیش برنمی‌گرده ‫- وای لعنتی. چرا اینو گفتم؟

‫قبلاً عادی این بود که مست کنیم ‫و تو روی مبل بخوابی

‫بیا امشب یه نوشیدنی بزنیم. ‫چیز سبک. داخل خونه.

‫باشه، حله

‫آهای پسر

‫- خب؟ ‫- حالت خوبه؟

‫- آره ‫- اوضاع چطوره؟

‫- خوبم، آره ‫- جدی؟

‫روز خوبیه، نه؟

‫- شنیدم یه‌کم افسرده شدی ‫- آره

‫- آره ‫- باهام حرف بزن

‫خب، همه می‌دونن «روکسی» ‫واسه امرار معاش چیکار می‌کنه

‫- فقط خجالت‌زده‌ام ‫- خجالت‌زده؟

‫احتمالاً دارم به آدمایی که تقه‌شو زدن ‫کتاب و روزنامه تحویل میدم!

‫کمترین حالتش همینه

‫- منظورت چیه؟ ‫- شک دارم سکس عادی باشه چون پول میدن!

‫متوجه منظورم شدی؟

‫بهش فکر کن پسر. ‫تصور کن چه کارایی که مجبوره بکنه.

‫مدام پوزیشن‌های سکس، خسته کننده‌ست

‫«برگرد، بذار اون کون‌ـت رو ببینم!»

‫ازش خسته شدم

‫«بچرخ. این آلت معظم رو ساک بزن»

‫«بپا دندون نزنی! آروم!»

‫«خوب بود. بفرما. پول رو بگیر»

‫«حالا، برگرد پیش دوست پسر نامه‌رسونت»

‫فهمیدی منظورم چیه؟

‫گوش کن، حداقل به‌خاطرش پول می‌گیره

‫همسر من رایگان می‌داد!

‫گاهی اوقات دور از چشم من. ‫گاهی هم مجبورم می‌کرد فیلم بگیرم.

‫چه حسی به من دست می‌داد؟ خودم دارم فیلمش ‫رو می‌گیرم. از داخل دوربین... چه حسی میده؟

‫بی ارزش

‫مثل حلزونی که از مدفوع پرنده‌ها تغذیه می‌کنه

‫توی بارون، که فقط روش پا بذارن

‫و ولش کنن که با درد بمیره.

‫قصدم این بود که بهت بگم مثل من ‫یه حلزون بی‌ارزش نباش

‫مرد باش

‫بعداً می‌بینمت

‫- سلام ‫- سلام

‫تو پسر منی

‫آره

‫حالت چطوره، پدر؟

‫نباید گله کنم

‫کجا بودی این مدت؟

‫استرالیا

‫اونجا کجاست؟

More Farsi Persian subtitles for After Life

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left