أول 200 سطر.
آنچه گذشت
لينت براي حفظ ازدواجش جنگيد
ميتونستم اين رو تو چشاش ببينم. تام هنوز من رو دوست داره
کارلوس تصميم گرفت شغلش رو عوض کنه
شايد مشاوره
تو يه هفته, يک مشاور کارهاي خوبي که ميکنه
بيشتر از کل زندگي منه
...خبرهاي خوب
ما داريم ازدواج ميکنيم
همراه با خبرهاي بد اومد
وسط خواستگاري
پليسا اومدن تا درباره يه جسد سوال بپرسن که
تو سايت ساختماني پيدا شده بود
بيشتر درباره اش بگو
بهشون گفتم من چيزي در اين باره نميدونستم
و بنظر نميومد که پليس بخواد مشکلي ايجاد کنه
ولي اين يک مشکل براي بيري شد
تا وکيلش بياد يه صحبت کوتاه ميکنيم
صحبت کوتاه تموم شد اون يک وکيل خبره پيدا کرد
بيا بريم. تو به اجازه اون نيازي نداري
اگه ميخواي باهاش صحبت کني اول بايد با من صحبت کني
وقتي نوبت جدايي لينت شد
اون ميخواست که همه کارها به ارومي پيش بره
پس وقتي تام دير دنبال بچه ها ميومد
اون صبورانه منتظر ميشد
وقتي چيزي تو صندوق پستي براي تام ميومد, با چنگ و دندون نگه ميداشت
و وقتي چيز مهمي رو جا ميذاشت
براش ميبرد
بله. بعد از سالها دعوا که لينت رو به جايي نرسونده بود
تصميم گرفت از روش ساده تر وارد بشه
لينت؟ اوه سلام گريگ
اومدي دفتر جديد رو ببيني
شرط ميبندم ميتونم از سرپرست اصلي برات يه تور اختصاصي بگيرم
وايسا ببينم. من سرپرست اصلي ام معلومه که ميتونم
نه ممنون
اومدم فقط يه چيزي که تام خونه جا گذاشته رو بدم و برم
اوه واو
همسر سابق من برام چيزي نمياورد جز خط و نشون کشيدن
اوه
خوب...اوضاع با اين جداييتون چطوري پيش ميره؟
فکر کنم خودت جوابش رو بدوني تو اين شرايط بودي
اره دو سال از طلاقم ميگذره و هنوز مسخره ست
اه
من تو جايگاهي نيستم که اين رو بگم ولي
فکر کنم تام ديوونه ست اگه بذاره تو بري
لطف داري
حالا با کسي هستي؟
اين يخورده...فضوليه
متاسفم. فقط دارم ميگم اگر هر موقع خواستي که
يه پيکي بزني و با کسي درد و دل کني که درکت ميکنه
خوشحال ميشم اون آدم باشم باشه
باز هم لطف داري. ولي فکر کنم يخورده عجيب باشه که
با تو که رييس تامي برم
اره. متوجه ام
فقط نميتونستم خودم رو ببخشم اگر درخواست نميکردم
هيچ وقت نگران نباش که ايا دوباره اوضاعت رديف ميشه يا نه
چون ميشه. تو دقيقا از اون زنهايي که
بيشتر مردهاي اون بيرون دنبالشن
ممنون. من هميشه اين عکسمون رو دوست داشتم
خواهش ميکنم
اوه من جمعه آزادم
پس ميتونيم صبح زود بسمت کلبه راه بيافتيم
اوه خبر بد. من هوا رو چک کردم
اين آخر هفته بارونيه
خوب خيلي هم برنامه بيرون از کلبه نداشتم
فکر ميکنم ما يخورده
افقي با همديگه باشيم
يک مدتي شده درسته؟
خوب با اين کار و اين چيزا, بله فکر ميکنم
کلبه, بارون
تختخواب
اخر هفته خوبي ميشه
بله. لينت خيلي سخت تلاش کرد که
روش اصلي رو تو طلاقش در پيش بگيره
هي گريگ
اوه پيک که گفتي با هم بزنيم بنظر خوب مياد
ولي بعضي وقتها روش هاي فرعي در دسترس تر بودن
translated by: ....:NASIM & IMAN:....
کارلوس سوليس عادت داشت تو جايگاه قدرت بشينه
چه پشت فرمون يه ماشين قدرتمند باشه
يا در راس يک ناهار قدرتمند
يا در راس يک شرکت قدرتمند
ولي حالا که کارلوس سوليس يک شغل جديد رو شروع کرده
يکدفعه خودش رو در يک جايگاه متواضع تري پيدا ميکنه
خوب...نظرتون راجع به دفتر جديدم چيه؟
خوب قبول دارم يه مقدار لخت و عوره
شوخي ميکني؟
همه چيزي که لازم داري يه نوار زرده و
يه آويز که از يک قلاب توي سقف آويزونه
ديگه اماده ست براي سرگرمي
من دوستش دارم بابايي
ممنون عزيزم
خيلي لطف داري
دروغ ميگي تا احساسات بابات رو جريهه دار نکني
جدا ميگم. يکي هست تو فروشگاه
که پنجره ها رو تميز ميکنه. شايد بتونه اينجا رو ترتميز بکنه
ترتميز بکنه؟
گبي! ما بسختي ميتونيم چراغها رو روشن نگه داريم
بودجه مون ناچيزه و هر سنت ميره براي
کمک به معتادها که کار و خونه براشون پيدا بشه
باشه باشه. براي جزوه هاي آموزشي ات نگه دار
من فقط ميگم اگر من يک معتاد بودم
اتاق هايي مثل اين هستن که من رو سر خونه اول برميگردونن
مودب باش. به بابات گوش کن
امشب مي بينمتون
وايسا ببينم. من نميتونم دخترا رو ببرم مدرسه
تو هميشه ميبري
امروز بايد زود برم سر کار
خوب من همين الان سر کارم
کارلوس! به ازاي هر ساعت چقدر ميگيري؟
12 دلار
من همين الان که دارم به تو گوش ميدم که ميگي 12 دلار درميارم, 12 دلار دراوردم
گبي بلي خيال. اين شغل براي من خيلي مهمه
من دارم کار خيلي با معني اي ميکنم تو بايد افتخار کني
هر وقت بتونيم وام هامون رو با اين "پرمعني" بديم
اون موقع افتخار ميکنم
ماچ
سلام رفيق. مدرسه چطور بود؟
خوب بود. خيلي گشنه ام ميشه چند تا کلوچه بخورم؟
حتما
ساندويچ بوقلمون که برات درست کردم رو دوست نداشتي؟
نه واقعا
سعي کردم با جان گري طاق بزنمش با
يک کتاب درباره خزنده ها
اما قبول نکرد چون خيلي بهش سس مايونز زده بودي
ببخشيد. نميدونستم اون بچه خزنده اينقدر خوراک شناسه
اين چيه؟
هيچ چي
مدرسه تون مسابقه ماشين هاي بچه گانه تو سرازيري داره
آره
خوب بنظر خيلي جالب مياد
اين براي باباها و پسرهاست
اره ولي نگفته مامانها نميتونن انجام بدن
اشکالي نداره. من مجبور نيستم انجامش بدم
تازه سه روز وقت داره
اوه. واقعا زوده
فکر کنم بايد شروع کنيم
اوه بي خيال
نميخوام اين همه سرگرمي رو از دست بدم
مامان! تو نميتوني يک ماشين درست کني
چرا اين حرف رو ميزني؟
چون تو حتي نميتوني يه ساندويچ بوقلمون درست کني
خوب خدا رو شکر که من بااستعدادترين همکار رو دارم
حالا پاشو. داريم وقتمون رو هدر ميديم
بريم چکش کاري بکنيم
جدا؟ داري ميگي که
تو مخالف کيفر اعدامي؟
فقط خيلي موردها ديدم که
فرد اشتباهي رو مجرم شناختن
البته نه موکل هاي من
من فکر ميکنم اجتماع ما خيلي شل ميگيره
ما يک ترساننده قدرتمند ميخوايم که جلوي قاتل ها رو بگيره
درک ميکني که به خاطر جريمه پارک ممنوع
محاکمه نميشي ديگه نه؟
شوخي کردم. فقط خواستم مودت رو عوض کنم
فردا رديفه. اين فقط مرور مدارک قبل از دادگاه ست
بله که من رو يه قدم به چيزهاي واقعي نزديک ميکنه
خوب حالا دقيقا توي اين مرور مدارک چي کار ميکنيم؟
اونجا ميشيني با يک قيافه باکلاس و بيگناه
من سعي ميکنم تا جايي که ميتونم متلاطمشون کنم
و شانس موفقيتت تو اين جور موارد؟
موثر
يکبار از يک زني که از فاحشه خونه فرار کرده بود دفاع کردم
تو جلسه مرور مدارک, همه چيز رو اونقدري کاهش دادم که
که راه دررويي براي هيچ کس نمونه
وحشتناکه
چي؟ اينکه من يک وکيل عالي ام؟
نه. دفاع کردن از يک فاحشه من رو از مد افتاده بدون ولي
من اين روش کاري رو بيشتر ناخوشايند ميدونم
پس يعني اگه از کمپاني سيگار فرار کرده بود
يا کارخونه توليد کلت, مشکلي نداشت
اما فروختن يخورده "تماس کامل شده" به آقايون
اون رو منفور ميکنه
اول از همه, تماس کامل شده!؟
دوما سکس که کالاي فروختني نيست مقدسه
بله و براي اين خانم
اين چيز مقدس 400 دلار به ازاي هر تماس بود
ميشه صحبت در اين باره رو تموم کنيم؟ جلفه
و اون گريزي که به کارخونه کلت زدي
اميدوارم معني اش اين نباشه که تو ضد تفنگي
من سه دفعه انجمن بين المللي اسلحه رو سوء کردم
اين روياي منه که يک روزي اين حرومزاده ها رو پايين بکشم
وقتي حرف تفنگ هاي من ميشه بايد ستايششون کني
تفنگ ها!؟ بصورت جمع!؟
يعني اينجوري ميتوني اسلحه هات رو با کفشت
هماهنگ کني؟
من و تو هيچ وقت در هيچ زمينه اي تفاهم نداريم. مگه نه؟
اين سالاد مزخرفه
موافقم
با زبون نه, ولي با نگاه آره
هيچ وقت کسي رو نديدم
که بتونه مثل شماشنل بپوشه خانم دونکان
و اين آخريشه
پس نميذارم اينجا رو بدون اين ترک کنيد
اوه يه ولگرد ديگه از سرزمين بند تنبوني ها
چشمهات و برگردون. ميرم از شرش خلاص بشم
سلام عزيزم
بايد اشتباه پيچيده باشيد اينور
کفشهاي ارزون يه طبقه پايينترن
اوه راستش من دنبال فروشنده اختصاصي ام
No comments yet. Be the first to leave one.