The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

the vampire diaries 419 hdtv-lol
تعليق من Em@d

الوسوم

HDTV
hdtv
HD
نشرت في: 2013-04-19
تنزيلات: 44
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

...آن چه در "خاطرات خون آشام" ديديد

.اون مرده- !نه! نه! نمي تونم! نمي تونم! نمي تونم-

.من مي تونم کمکت کنم .خاموشش کن

.اون بدون انسانيتش بي رحمه

.دارو سريع ترين راهه براي برگردوندنش

...وقتي سايلاس توسّط جادوگر کاتسيا دفن شد

.اونو با يه دارو دفنش کرد

.اون مي دونست که سايلاس مي خواد بميره

.و دوباره به تنها عشق حقيقيش ملحق بشه

.اون رو از تاريکي ها آزاد کنيد

!نه

.مثلث کامل شده

.جادوگرا تقريباً تو رو کشتن

کدوم جادوگرا؟

من چجوري از جزيره اومدم بيرون؟

آخرين چيزي که يادت مياد چيه؟

که جرمي داشت سعي مي کرد دارو . رو از دست سايلاس بکشه بيرون

.باني، يه چيزي رو بايد درباره ي جرمي بدوني

.سلام، جرمي

...مي دوني، من داشتم

من داشتم به آخرين جمله اي . که بهت گفتم فکر مي کردم

".ما موفق شديم"

به عنوان آخرين چيزي . که به کسي ميگي خيلي ضايعه

.اون خداحافظي نبود، جرمي ...تو

.تو بايد با ما برمي گشتي

.باني

.جرمي

.بيدار شو

تو چجوري اينجايي؟

.باني، بيدار شو

.من نمي فهمم

.چشماتو باز کن

!باني، چشماتو باز کن

.اوه، خداي من

الان چند روز شده؟ 8-9 روز؟

.حدود 8 يا 9 روز

.نمي دونم. حسابش از دستم در رفته

...ما حساب روزهاي متوالي اي که الينا گيلبرت

.توشون کسي رو نکشته، از دستمون در رفته

.من فکر کنم اين پيشرفت خوبيه، داداش

خب، قراره چيکار کنيم؟

...توپ فوتبالو 150 سال ديگه به هم پرت کنيم

تا دوباره الينا انسانيتش رو پس بگيره؟

.چون من که با اين مشکلي ندارم

.اون دارو رو نمي خواد

اگه بفهمه ما هنوز داريم تلاش ... مي کنيم که اونو واسش بگيريم

.شروع مي کنه به کشتن آدما

.خيلي خب

.ما هميشه، آه، مي تونستيم کاري کنيم که اون بخواد

.آهان

چجوري مي خواي کاري کني که يه خون آشام بي احساس چيزي رو بخواد؟

.کاري کنم که کليد انسانيتشو دوباره بزنه

خب، قراره چيکار کنيم؟

...ضامن لکسي رو بکشيم

با احساسات بمبارونش کنيم تا بالاخره يکيش به هدف بخوره؟

...آره، و اگه اين جواب نده

.ميريم سراغ نقشه ي دوممون

...حبسش مي کنيم و از معرکه دور نگهش مي داريم

.تا وقتي که منو تو يه نقشه ي سومي به فکرمون برسه

...و وقتي که يهو تمام اون احساساتي که بعد از مردن جرمي

سرکوبشون کرده بهش هجوم بيارن، چي ميشه؟

...خب، اون وقت تو، دوست من

...در کنارش خواهي بود

.و آماده اي که توي اون شرايط کمکش کني

.درسته، چون تو ديگه نمي خواي درگير تجربيات قديمت بشي

،و وقتي که همه ي اينا تموم بشه

.تو به راحتي از زندگي اون ميري بيرون

.زدي تو خال

خيلي خوب. چطوري مي خواي اين کارو بکني؟

.الايژا، انسان بودن يه شروع تازه ست

...من مي تونم پير بشم و تشکيل خانواده بدم

...و تمام روزهامو با اين دونستن اين پر کنم

.که هر کدوم از اينا اهميت دارن

.خب، اين شاعرانه بود

خب، کلاوس، اگر تو مي توني ... براي ما دلايل قانع کننده تري

.براي خواستن اين دارو بياري، من مي شنوم

.سايلاس مي تونه به شکل هر کسي ظاهر بشه

.اون وارد فکر من شد

.منو قانع کرد که دارم مي ميرم

.اون منو شکنجه ميده تا وقتي که دارو رو بهش بدم

و با اين کار، اون ديواري که بين ما و . اون سمت وجود داره رو مي شکنه

.پس وقتي که بميره اونجا محبوس نميشه

.اون مي خواد دوباره به نيمه ي گمشده ـش ملحق بشه

.شما ديوونه هاي عشق پيشه بايد اين جانسپاريشو تحسين کنين

...اون سدّ جلوي هر موجود ماوراءالطبيعه

.که تا حالا مرده رو باز مي کنه

.که شامل برادراي عزيز ما، کول و فين هم ميشه

.ما دوباره خانواده مونو به دست مياريم

.برو بابا! تو از کول متنفّر بودي

.و فين رو بيشتر عمرش توي جعبه نگه داشتي

.الايژا، بفرماييد

احساس نا آرومي شخصي تو ... براي به مخاطره انداختن

.کلّ دنيا دليل قانع کننده اي به نظر نمياد، کلاوس

من فکر مي کنم خواهرمون لياقت .يه شانس براي خوشبخت شدن رو داره

.بگو که داري شوخي مي کني

.بگو که سرنوشت منو به يه ابديت پر از شکنجه محکوم نمي کني

.من تصميم خودمو گرفتم

...وقتي که تو مريض شدي و داري مي ميري

،و براي خون من التماس مي کني

...فقط توي صورتت مي خندم

.و به ذهنت نفوذ مي کنم که منو فراموش کني

دارو کجاست؟

ربکا، اين که تو بي فکر و احساساتي ... هستي و يه زمان هايي از نظر اخلاقي

.بهت اعتمادي نيست، از کسي پوشيده نيست

به من ثابت کن که اينم يکي ديگه . از اون هوي و هوسات نيست

.که تو دقيقاً مي دوني که داري چي رو از دست ميدي

.باشه. هر کاري مي کنم

.مي خوام يه روز مثل يه انسان زندگي کني

...توي اين روز

...از هيچ برتري خون آشامي، هيچ قدرت زيادي

.نفوذ ذهني و هيچ چيز ديگه خبري نيست

اگر موفّق شدي و هنوز هم اعتقاد ...داشتي که اين چيزيه که مي خواي

.دارو مال تو ـه

.تو موفّق نميشي

،بايد کلّ روز خودتو توي خونه حبس کني

.از خريد واسه جشن فارغ التحصيلي هم خبري نيست

.يه کار انساني تر از جشن فارغ التحصيلي واسه من نام ببر

.مردن

چرا من بايد به خزعبلات تو گوش کنم؟

.تو حتّي ديگه انسانيت هم نداري

...حتماً متوجّه شدي که ديگه

نمي توني به ذهن کسي نفوذ کني که به عنوان همراهت بياد، نه؟

آره، و آخرين باري که بررسي کردم ،شما کسي هستي که توي خونه ي من زندگي مي کني

.چون من تنها کسي هستم که مي تونه تو رو تحمّل کنه

.پس نبايد اين قدر بي ادب باشي

.پس من همراه تو ميام

...آره. من حواسم بهت هست

.که مطمئن بشم تو امتحان الايژا موفّق ميشي

،به محض اين که تو دارو رو بخوري .اون ديگه براي هميشه رفته

.و ديگه کسي نمي تونه ازش براي من استفاده کنه

چه جور خوابايي؟

...معمولاً من سر قبرشم، و

.يهو، جلوي من ظاهر ميشه

.خب، تو هيچ وقت فرصت خداحافظي نداشتي، بان

.تو غصّه داري .اين طبيعيه

.وقتي بيدار شدم کاناپه داشت آتيش مي گرفت

من نمي دونم به خاطر اين بوده که ... من توي خوابم احساساتي شده بودم

.يا اين که حق با شين بوده

.که بدون کمک اون من قدرت کنترل جادومو ندارم

نه. به خاطر اينه که تو احتياج .داري واسه يه شبم شده، عزادار نباشي

.و من مي خوام کاري کنم که اين شبو داشته باشي

.ام، راستي، خيلي جذّاب شدي

واقعاً؟

.اوه، آره- !آخ جون-

.آره. من و مت سکسي ترين همراهو داريم امشب

.مي دوني چيه؟ من عاشق جشن فارغ التحصيلي دوستانه ـم

...و اين دقيقاً همون جوريه که اين جشن بايد باشه

.دوستا و خاطراتشون

آره، اين که دوست پسر من .نمي تونه اينجا باشه خيلي مزخرفه

.امّا 3 تامون مي تونيم بهترين شب عمرمون رو داشته باشيم

.هي، باني. شنيدم که ذهنتو پاک کردن

.اين خيلي بده .لباست خوشگله، کارولاين

...مي دونم. تو چند ماه پيش وقتي دوست بوديم

.توي انتخابش کمکم کردي

.قبل از اين که سعي کني منو بکشي

.خودمم فکر کردم خيلي آشناست

ميشه اينو براي من اتو کنيد؟

.بعداً ميام مي گيرمش

.باني

.من به پرستار بچّه نياز ندارم

جدّاً؟

،چون آخرين باري که ديدمت

.ستون فقرات يه پيش خدمتو شکستي

اون باعث شد که دست از پيدا کردن دارو برداري، نه؟

.آره

ما فقط اينجاييم که مطمئن شيم .تا آخرش سر قولت مي موني

.ملکه ي جشنو نخور

اجازه ميدين؟

.نه

.واو. اينو نگاش کن

.آه، چه لباس خوشگلي

.ممنون

.دزديدمش

.کلاوس

!کلاوس

-کلا

آهاي. مگه صدامو نمي شنوي؟

.معلومه که صداتو شنيدم، کارولاين

.فکر کنم کلّ ميستيک فالز صداتو شنيد

.من الان حوصله ي کسي رو ندارم

...خب، من متأسّفم که تو مشکلات شخصي داري

.امّا من الان درگير يه فاجعه ي جدّيم

.الينا لباس جشن منو دزديد

،من رفتم بگيرمش

.و خياط گفت که قبلاً يه نفر گرفته

.و وقتي که پرسيدم کي، گفت که يادش نمياد

.نفهميدي؟ ديگه توي منبع آب شهر شاهپسند نيست

.به اون نفوذ ذهني شده بود

.اين اصلاً خنده دار نيست

.مي دونم. مي دونم

.پس ديگه نخند

...ببين، مي دونم که جشن واسه ي تو مهم نيست

.امّا براي من مهمّه

...مطمئنّاً پيدا کردن يه لباس ديگه

.کاملاً در محدوده ي توانايي هاي اصلي خون آشامي تو ـه

.امّا من فقط يه لباس ديگه نمي خوام

.من مي خوام که جذّاب به نظر بيام .در حدّ پرنسس "گريس" توي "موناکو" جذّاب باشم

...پس

...ميشه لطفاً بري سراغ اون جعبه ي يادگاري هاي چندش آور

کولکسيون هاي فاميليت و يه چيزي با زيبايي سلطنتي براي من پيدا کني؟

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left