Princess Agents

Princess Agents (特工皇妃楚乔ä¼)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Princess Agents (43~51) [Farsi Sub] by Iqson
تعليق من iqson
سلام دوستان امیدوارم روزهای خوبی رو پشت سر گذاشته باشید . براتون دو تا خبر دارم . یکی بده یکیش هم خوبه . خبر خوب : ترجمه ی سریال رو دیروز تموم کردم . خبر بد : فقط تا جایی که براتون آپلود کردم تصحیح کردم , خیلی سعی کردم همشو امروز براتون بزارم ولی متاسفانه

الوسوم

TS
نشرت في: 2017-11-16
تنزيلات: 65
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

" قسمت چهل و سوم "

! چون-أر

! برادر هفتم

چه بلايي سرت اومده ؟

! همش تقصير چو چيائو ِ

اگه بخاطر اون نبود اين . اتفاق ها امروز نميفتاد

. همش بخاطر اون ِ

چو چيائو ؟

اگه اونو بگيري , ميتوني اون خائن ! يوإن شون هم بگیری

. برو اونو بگير

! برادر سيزدهم

چو چيائو كدوم طرفي رفت ؟

. از اونور

. بریم

. چشم

خواهش میكنم آروم باشید , عالیجناب , خوشبختانه شاهزاده سیزدهم و شاهزاده چون-أر به سلامت برگشتن

چه سلامتی ؟

. عزیزترین پسرم , معلول شده

دستور میدم

. یوإن شون خائن رو دستگیر كنید . میخوام یا خودش رو یا سرشو برام بیارید

. چشم , عالیجناب

عالیجناب , خدمتكاری كه با یوإن شون فرار كرد رو چیكار كنیم ؟

. اونم با یوإن شون شریك بود , بكشیدش

. چشم

! عزیزم

. اصلاً حالت خوب نیست

میدونم نگران هائو-أری اما باید مراقب . خودتم باشی

قوه ی قضاییه , نیروهای محافظ داخلی قصر و . فرمانداری چانگ-آن رو فرستادم

. به زودی از هائو-أر خبری میرسه

! عالیجناب

! عالیجناب

. بانوی من

. ژو سیلیو از تپه های قرمز به دیدن شما اومده

. حتماً از هائو-أر خبر آورده

حتماً از هائو-أر خبر آورده

. بیارش داخل

. چشم

هائو-أر رو پیدا كردی ؟ شاهزاده رو پیدا كردی , مگه نه ؟

بانوی من , من میدونستم شما خیلی نگران شاهزاده هستید , برای همینم همه جا رو دنبال ایشون گشتم

... اما

شاهزاده كجاست ؟

! بانوی من , همش تقصیر یوون خوای ِ

بانوی من , من همه جای تپه های قرمز رو گشتم

. اما دیر كردم

... شاهزاده

. بازش كن

. گفتم بازش كن

. نباید ببینید , بانوی اول

. نباید ببینید

. برید بیرون

. بانوی اول

. بانوی اول

. میدونستم , آدمی مثله من لایق یه زندگی خوب نیست

. خواهش میكنم این حرف رو نزنید

اما خدایا , اونی كه گناهكار بود من بودم , اگه میخواستی كسی رو مجازات كنی , منو میكردی

چرا هائو-أرَمو ازم گرفتی ؟

. اون خیلی بچه بود

كار تو بود , مگه نه ؟

تو نتونستی با بچه ات بمونی , برای همینم ! دخترت رو فرستادی كه بچه ی منو بگیره

مگه نه ؟

. دخترت كه اومد همه ی این اتفاق ها افتاد

. دختر تو بچه منو كشت

. نمیزارم یه روز خوش ببینه

بكشمت ؟

. خیلی راحت ِ

. اخته اش كنید

. چشم , علیاحضرت

! علیاحضرت

! علیاحضرت

. حركت كن

! علیاحضرت , خواهش میكنم فقط منو بكشید

! علیاحضرت

! علیاحضرت , خواهش میكنم فقط منو بكشید

. خواهش میكنم منو بكشید

! علیاحضرت

! یادت باشه

از حالا به بعد , تو در قصر لان فو به من خدمت میكنی . چون بهم مدیونی

. چشم , علیاحضرت

. علیاحضرت

. افرادمون برگشتن

. نشونی از خانوم آچو نیست

چند روزه كه رفتی اما نتونستی هیچ ردی از آچو پیدا كنی ؟

. سرورم , ما همه ی تلاشمون رو كردیم

. بازم بگردید

. اگه آدم كم دارید , آدمای بیشتری رو بفرستید

. باید آچو رو بیاری

نشنیدی چی گفتم ؟

. سرورم

بعد از اینكه شاهزاده های یوإن به چانگ-آن برگشتن دستور دستگیری خانوم آچو داده شد

در كمترین زمان ممكن نقاشی خانوم آچو رو . همه جا پخش كردن

. كل ایالت وِی دنبال خانوم آچو میگردن ! پس دست كسی كه بهشون خوبی كرد رو گاز گرفتن

! آجینگ

. دستورمو تو کل ایالت پخش كن

اگه كسی به آچو آسیب بزنه , هر جا هم كه باشه

. من كل خاندانش رو میكشم

. چشم , قربان

. علیاحضرت , ارباب وی تشریف آوردن

علیاحضرت ؟

! علیاحضرت , من اینجام

! علیاحضرت

! علیاحضرت

! چون-أر

. بیا داخل

. خوشحالم كه به سلامت برگشتی

. خیلی نگرانت بودم

. خواب و خوراك نداشتم

. حالا دیگه خیالم راحت ِ . تو به سلامت برگشتی

... وگرنه

! وی شویه

تو منو میخوای , درسته ؟

... من

! من باهات ازدواج میكنم اما یه شرط داره

! چون-أر

داری میری ؟

. بله

كجا میری ؟

قبل از اینكه یوإن شون از چانگ-آن فرار كنه ما یه جاسوس از دالیانگ دستگیر كردیم

. ازش اعتراف گرفتیم

با اعترافی هم كه كرد , تونستیم جای جاسوس های . چانگ-آن رو بفهمیم

با سرنخ هایی كه پیدا كردیم تونستیم همه جاسوس های دالیانگ رو در سراسر كشور پیدا كنیم

اونا تو جریان دوك ِ دینگ-بی و اتفاقاتی . كه در چانگ-آن افتاد نقش داشتن

. میخوام همشونو نابود كنم

. بعد از رفتنم , باید مراقب باشید

. خدانگهدار

. شنیدم اون خدمتكار دو شاهزاده رو به چانگ-آن آورده

دیگه الآن نمیتونه خودشو به ارتش ! شیولی برسونه , تحت تعقیب ِ

. درسته

اگه اونو دیدی , چیكار میكنی ؟

پدر بزرگ , به نظر شما باید چیكار كنم ؟

! نمیگم اونو بكش

. فقط امیدوارم خودتو درگیر اون نكنی

میخوای از دستورم سرپیچی كنی ؟

. شما هم شبیه من بودید

شما هم حاضر شدید پاتونو از دست بدید

. اما از اون زن محافظت كنید

چرا میخواید جلومو بگیرید ؟

. چون پشیمونم

تعجب كردی ؟

. خیلی جوون بود

. حرفای قشنگش گولم زد , مخمو از دست دادم

. آینده امو به خطر انداختم , زندگیمو نابود كردم

. من خانواده امو نابود كردم

. پدر مادرم و آشناهام رو ناامید كردم

تو اینكارها رو داری برای زنی میكنی كه بهت ! خیانت كرده , ناامیدت كرده , برای تو نیست

چیه ؟

یعنی تو پشیمون نمیشی ؟

اگه شما بتونی زمان رو به عقب برگردونی میزاری اون زن بمیره ؟

... شاید شما الان از کارت پشیمون شدی

اما اگه من الآن اینكار و نكنم . حتماً پشیمون میشم

. من میرم

كسایی كه مصالحه طلب هستن باید . به جامعه خدمت كنن

وقتی كشور در آرامش ِ , قانون گذارها باید . از قانون پیروی كنن

اینطوری , حتی یه كشور ثروتمند و پر قدرت هم . ازمون میترسن

. بهتره تو كار دیگران دخالت نكنیم

... كنفسیوس میگه

كنفسیوس میگه

آدما باید خیرخواهی و منطق رو همیشه . در قلبشون در نظر بگیرن

خیرخواهی یعنی به دیگران اهمیت بدی . رفتار خوب هم احترام میاره

... این

اگه یكی داره ضعیف رو اذیت میكنه و من بزارم ! ضعیف بمیره , برخلاف خیراندیشی ِ

! دای بائو , تو شاهد

. الآن روزه

اینجا هم آدم بدی نیست , درسته ؟

من اگه ببینم دو تا كشاورز دارن با هم دعوا میكنن . جلوشونو میگیرم و اونا رو با هم آشتی میدم

كارم خوبه , درسته ؟

موافقی , درسته ؟

دای بائو , تو با من موافقی , درسته ؟

چی ؟

چی ؟ دای بائو مسیر رو اشتباه رفتی ؟

! اسم من لیانگ شائوچین ِ

. من داشتم رد میشدم . راه رو اشتباه اومدم

. الآنم میرم

. دارم میرم

. رفتم

دای بائو , بیا بریم . چرا وایسادی ؟

. دای بائو , بیا بریم

... شماها

! یه گروه دارن یه دختر ضعیف رو اذیت میكنن

! این عادلانه نیست

... از قدیم گفتن

عادل خوشبخت زندگی میكنه , در حالی كه . زورگو , زجر میكشه

. شماها الآن زورگویید

. میتونم به مقامات اطلاع بدم

. میتونیم دادگاه بریم , اینطوری مسائل راحتتر حل میشه

اگه نمیخواید دادگاه برید , میتونید . به من بگید چی شده

. من میتونم كمكتون كنم

. ساكت شو

... خب

. تو فقط یه دختر ضعیفی

چجوری میتونی با اونا بجنگی ؟

. ببین , همشون شمشیر دارن

اگه بهت آسیب بزنن چی ؟

. بهتره با من بیایی

اگه یه چیزی هست كه خودت نمیتونی حل كنی . من بهت كمك میكنم

. انقدر با هم نجنگید , جنگ كار بَربَرهاست

. بزار بهت بگم

چرا رو اسب منی ؟

. زن و مرد نباید بهم نزدیك باشن

! كتابم , پولم

! شعرم

More Farsi Persian subtitles for Princess Agents

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left