Eternal Love

Eternal Love (三生三世十里桃花)

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Eternal Love Ep33 [Farsi Sub] by Iqson
تعليق من iqson
سلام به دوستان عزيزم به اميد خدا اگه تو اين هوا مريض نشم . تا قسمت خود 48 هفتگی پنج قسمت از اين سريال رو ميتونم بيرون بدم فقط از دوستان عاجزانه خواستارم : لطفاً خواهشاً جون سبيل هاتون اين سه مورد رو رعايت کنيد , اسم مترجم رو پاک نکنيد , آیکیوسان به هيچ گر

الوسوم

other
نشرت في: 2017-09-20
تنزيلات: 32
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

: آدم رو به روي اژدها داد كشيد " اوه , نه "

اگه دوست داريد ادامه ي داستان رو بشنويد . فردا شب همين موقع همديگر و مي بينيم

! داستان خوبيه

. خدانگهدارتون ! عالي بود

! خدانگهدار همگي

آلي كجاس ؟

!آلي كوش ؟

اون تو گيشاخونه چيكار ميكنه ؟

آقا , ميدونيد گيشاخونه اينجا كجاست ؟

. تو اون ساختمونه

. مرسي

! بهش ميخورد يه آدم شريف باشه نگو عياش بود

! تو اين دنيا فسق و فجور غوغا ميكنه

. داستاني كه راوي گفت خيلي قشنگ بود

. اولش خيلي خوب به داستان گوش ميكردي

چطور شد كارت رسيد به اون ساختمون ؟

تو خيابون يه آدم چاق داشت به زور . يه خانوم رو بوس ميكرد

. خانومه هم نذاشت اون مرد بوسش كنه

مرد هم از اينكه نتونست اونو بوس كنه عصباني شد

. چند نفر و صدا كرد , تا اون خانوم رو محاصره كنن

. من سريع رفتم نجاتش بدم اما ديگه رفته بودن

يه پيرمرده بهم گفت

. اون خانوم تو ساختمون " گل " رفت

منم همه ي ساختمون ها رو گشتم اما . گلي پيدا نكردم

. ساختمون گل فقط يه اسم كه فاني ها اونو به كار ميبرن

. من نتونستم اون مرد چاق رو پيدا كنم

چون نتونستم اونو پيداش كنم رفتم تو يه اتاقي

اما قبل از اينكه داخل اتاق رو نگاه كنم . تو اومدي

. اين يه راز بين منو تو ميمونه

به بابات نگو , باشه ؟

. باشه

به محض تموم كردن چاييت , برميگردم تا . درباره ي اين موضوع صحبت كنيم

. خدافظ , جناب وليعهد

. علياحضرت

من شنيدم كه وليعهد برگشتن ؟

. بله , برگشته بودن اما دوباره رفتن

دوباره رفتن ؟

الهه ي مقدس چينگ چو در حال گردش در سرزمين فاني ها هستن

. جناب وليعهد هم ايشون رو دارن همراهي ميكنن

در حال گردش در سرزمين فاني ها هستن ؟

يعني جناب وليعهد در جشن تولد شركت نميكنن ؟

نگران نباشيد , علياحضرت . جناب وليعهد گفتن . در جشن شركت ميكنن

. خوبه

ترسيدم جناب وليعهد با موندن در چينگ چو . جشن تولد رو از دست بدن

. حالا كه برميگردن , ديگه نگران نيستم

نگران نباشيد , علياحضرت . جناب وليعهد كمي ديگه . در تالار بزرگ حضور پيدا ميكنن

. خيلي خوبه , فهميدم

عزيزم , شما خيلي قوش قيافه ايد . من . واقعاً ازت خوشم اومده

. لطف داريد

! دست هات خيلي ظريف و سفيده

. من تو نگاه اول عاشقت شدم

... ميشه

! آخ

!چشمت زن منو گرفته ؟

! برگشتي

تو واقعاً استعداد داري كه تونستي اعصاب ! بابامو خرد كني

! حالا خدافظ , مراقب خودت باش

چطور جرأت ميكني ؟ ميدوني من كي هستم ؟

كجا فرستاديش ؟ . نميدونم

. تو هم نمي يومدي , خودم ميخواستم پرتش كنم

چرا وقتي داشت ازت سوءاستفاده ميكرد سعي نكردي جلوشو بگيري ؟

. همش يكي دو بار بهم دست زد

. منم همش يكي دو بار بوسيدمت

فانوس ميخريد ؟

. فانوس بخر

. آقايون , نگاه كنيد

فاني ها فانوس ميخرن تا براي بركت . پيشكش خدايان كنن

ما به كي پيشكش كنيم ؟

. خاطره ساختن مهمه

واقعاً فكر ميكني با يه فانوس آزاد كردن زندگي عالي ميشه ؟

. بيا

چون شما هر دو مرد هستيد , پس اشكالي نداره . مشترك از اتاق استفاده كنيد

. شهر ما فقط سه تا مهمانخانه داره

. دو تاي ديگه از ديروز همه ي اتاق هاشون پره

اينجا هم الآن يكي از مهمون ها رفت . تا اين اتاق خالي شد

خب ... چطوره شما هم يه امشب رو با يه اتاق سر كنيد ؟

. لطفاً آب گرم بياريد

. چشم

. غذا هم همينطور . رو تخم چشمم

اگه تو غذا نميخوري , ميخواي زودتر بري بخوابي ؟

من اخلاقت رو ميدونستم

. اما نديدم ميخواي رابطه ات رو با من قطع كني

. تو همه ي گذشته مون رو فراموش كردي

اميدوارم يه روز به خاطر بياري

. اما در عين حال , اميدوارم هرگز يادت نياد

. جناب وليعهد

. نميخواد بري دنبالشون

من نتونستم وظيفه ام رو انجام بدم . لطفاً منو ببخشيد

. اشكالي نداره

اونا به چه جرأتي براي اعضاي قبيله ي آسماني كمين ميكنن ؟

عاليجناب نميخوايد ته توي ماجرا رو دربياريد ؟

. اونا آدماي واقعي نيستن

. عروسكن كه با جادوي سياه درست شدن

. مخصوص قتل و عام هستن

حتي اگه اونا رو دستگير هم كنيم . به خاكستر تبديل ميشن

. ازشون جوابي نميتونيم بگيريم

جادوي سياه ؟ كي ميخواد جلوي قبيله ي آسماني وايسه ؟

: جاويدان ارشد , دي فنگ گزارش داد

جاويدان هاي ارشدي كه داشتن از درياي شرق برميگشتن . همه يكي بعد از ديگر بهشون حمله شده

. منم ميخواستم در اينباره اقدام كنم

. عاليجناب , جشن تولد داره شروع ميشه

. ميدونم , ميتوني برگردي

. چشم

. مادر , اين فرني خيلي سنگين ِ

. پسر خوبي باش

. غذاهاي اينجا براي تو خوب نيست

يه كاره رو زدم تا برم آشپزخونه . برات فرني درست كنم

! بيخود نيست مزه اش مثله فرني هايي كه درست ميكردي

وقتي در كوهستان جونجي بوديم

من به غذايي كه شاهزاده درياي شرق درست ميكرد . عادت نداشتم

. ولي بازم بابا برام غذا درست نكرد

. من بايد به قصر آسماني برگردم

بابا , داري ميري ؟

. چنگ يو ميگه دوري قلب آدم ها رو بهم نزديك ميكنه

. تو و مامان الآن 300 ساله كه از همديگه دوريد

چطور باز هم ميتوني از مامان دور بشي ؟

يادت رفته امروز چه روزيه ؟

چه روزيه ؟

. بزار فكر كنم , امروز در قبيله ي آسماني چه روزيه

! اوه , تولد لرد بهشتي . درسته

ميخواي منو مامان رو به جشن تولد لرد بهشتي ببري ؟

جشن ؟

. مادرت دوست نداره تو اين جشن ها شركت كنه

. خودم ميرم

. باشه

. نگران نباش , كوفته قلقلي رو پيشت ميزارم

! عمه , برگشتي

وليعهد كجاست ؟

. به قصر آسماني برگشت

. گفت چند روزي نمياد

يعني ديگه كسي رو نداري برات آشپزي كنه ؟

بعد از ظهر برو بازار چند تا . گلابي وحشي بخر

. جناب وليعهد واقعاً وقت شناس هستن

رفتَنِتون دقيق به اندازه ي يك . چاي نوشيدن بود

. الآن در دنياي فاني ها با همون گروه برخورد كردم

جناب وليعهد , شما هم با اونا برخورد كرديد ؟

اونا به چه جرأتي به شما حمله كردن ؟

. دنبال من نبودن

حتماً دنبال يه جاويدان ارشد ديگه بودن

. اما تين شو , اتفاقي باهاشون برخورد ميكنه

كسي رو تونستيد زنده دستگير كنيد ؟

. فايده نداشت , همشون جادوي سياه بودن

. بله , اونا حتماً از قلمروي ارواح ميان

اما قلمروي ارواح كه با قبيله ي آسماني ! قسم وفاداري خورده

چرا بايد اينكار و كنن ؟

. فعلاً اين موضوع رو مخفي نگه دار

اول هويت جاويدان هايي كه بهشون . حمله شده رو بررسي كن

. چشم

! علياحضرت

جناب وليعهد برگشتن ؟ . بله , جناب وليعهد برگشتن

باي چن از چينگ چو هم با ايشونه ؟

. وليعهد تنها برگشتن

يه راست هم به تالار ژي چن رفتن تا با . شاهزاده ي دوم درياي غرب صحبت كنن

. هنوز به جشن نرفتن

. خوبه . خوبه كه باي چن نيست

حالا ديگه براي نگهداشتن يه هوا اينجا . اعتماد به نفس كامل دارم

... علياحضرت , من ميترسم

. نميخواد بترسي

. لرد بهشتي هميشه از اون مار متنفر بود

از همين رو , ايشون از پسر اون مار . يوإن ژن هم متنفره

. عصبانيت ايشون در سال هاي اخير آروم تر شده

... اگه

اگه يوإن ژن به من دست درازي كنه

. قطعاً لرد بهشتي اونو نمي بخشه

. براي همين , جايي براي نگراني نيست

. به چشم لرد بهشتي , من خيلي باارزشم

من از بچگي اينجا بودم , حتي اگه به اينم توجه نكنه

ايشون بازم بخاطر فرماندهان ديگر قبيله ها . عدالت رو براي من اجرا ميكنه

. من همسر جانبي يه هوا هستم

اگه پسرعموش به من دست درازي كنه

. هر جور بهش نگاه كني , بازم موضوع حساسي ِ

. يه هوا چند روزي بايد در قصر آسماني بمونه

. اولويت با نگه داشتن يه هوا در قصر آسمانيه

اينطوري ديگه نميتونه به چينگ چو بره تا افسون . اون روباه نُه دم بشه

. طبق نقشه پيش برو

من يوإن ژن رو پيدا ميكنم , بعدم يه كاري ميكنم . اينطرفي بياد

. چشم , علياحضرت

اون پسر ارشد پادشاه آب درياي شمال ِ ؟

! آره , ببين چقدر بيچاره اس

! اون نوه ي لرد بهشتي اما بايد اينجا صبر كنه

. نميتونه مستقيم بره اداي احترام كنه

كي به پادشاه آب گفت كه با اون مار ازدواج كنه ؟

. همينو بگو

تو كي هستي ؟ كمكي از من برمياد ؟

. به من بانو سو جين بگو

شما بانو سو جيني ؟

. سلام به بانو سو جين

. من همسر پسر عموتم

لازم نيست مثله غريبه ها . با هم رفتار كنيم

. حرف اون خدمتكارها رو به دل نگير

داشتن يه زندگي طولاني به چه درد ميخوره ؟

. مهم اينه زندگي رو با عشقت بگذروني

. من به عشق بين پدر و مادرت خيلي حسادت ميكنم

. حق با شماست , علياحضرت

راستي , چرا تنهايي ؟

. پدر براي اداي احترام پيش لرد بهشتي رفت

. به منم گفت اينجا بمونم تا احضارم كنه

واقعاً ؟

. چطوره ؟ من تو رو داخل ميبرم

به هيچ وجه ! من چطور ميتونم بدونه احضار شدن وارد بشم ؟

More Farsi Persian subtitles for Eternal Love

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left