أول 91 سطر.
"معامله با آنیون"
!آمتیست- .بیرونم رفیق-
مرد تفنگ دار رو ندیدی؟- ببخشید؟-
.مرد تفنگدار. یکی از مردها میدونی دیگه...مردها؟
!مردها ."مردهای زیر نظر تو"
،مرد نینجایی هست ،مرد ساختمان ساز، مرد پلیس
،مرد چشمی، مرد نامرئی ،مرد ناهمار، مرد گربهای، مرد سیبی
،و بهترینشون مرد تفنگدار .که مورد علاقه منه
گمشده، تو ندیدیش؟- چی دارم میشنوم؟-
،نمیتونی اون مرد کوچولوت رو تو اون اتاق شلختت پیدا کنی؟
.اونقدرا هم بد نیست
اون چجوری رفت اون تو؟- ،وقتی پنجرت رو باز بزاری-
.کلی جکوجونور میاد و میره- .اینقدر بهش سخت نگیر پی-
،اتاق من خیلی بهمریختست .ولی چیزی که میخوام رو پیدا میکنم
پس چرا هنوز تبر جادویی من رو پیدا نکردی؟- .چون هوز دنبالش نگشتم-
.آمتیست برو و همین الان پیداش کن
.میتونی خودت بری دنبالش بگردی
.امکان نداره من برم تو اون آشغالدونی
.پرل غر زدنات استیون رو افسرده کرد
همه چی روبهراهه استیون؟- .آره من خوبم-
.فقط باید خبر بد رو به بابام بدم
!بابا! بابا
!من خیلی متاسفم- ،باید هم متاسف باشی-
،که بدون شلنگ از اون
!در اومدی تو، برای جنگ آماده شو
!وایسا- .پسر چه ناراحت و خیس بنظرمیای-
چه اتفاقی تو زندگیت افتاده مرده کوچک؟- .من یهچیزی رو گم کردم-
.یه چیز با ارزش- بیگناهیت رو؟-
.مرد تفنگدار رو گم کردم ،یکی از مردها که تابستون
.سال پیش تو ساحل واسم گرفتی
.آخرای روز بود که واسم خریدیش
.اون نمونه نداشت .یه کلاه خوش رنگ هم داشت
چطور یادت نیست؟
همون روزی بود که اون کیک عالی رو خوردیم؟
چی؟- ...پسر، اون کیک-
!من حتی ظرفشو نگه داشتم، بیا- .چه بادکنکای خفنی-
.اینجارو داشته باش .دستمال، قوطی کنسرو، یویو
.یه کتاب درباره حقه های یویو ...یه ساندویچ که میخواستم بخو
!آخ باسنم
.صبرکن دوباره بگو دنبال چی هستی؟
،من مرد تفنگدار مخصوصم رو .گم کردم و خیلی ناراحتم
،خب...بیا یه کیسه پر از سکه
.حالا هرچقدر مرد که میخوای برو بگیر
.خیلی ممنون- چی گفتی؟-
!خیلی ممنون
.بزودی به هم ملحق میشیم مرد تفنگدار .برو که رفتیم
...و- !مرد دیو
!چی؟- !خوش شانس-
!اصلا هم نیستم .اون بدترین مرده
.شاید یه چیز باحال همراهش باشه مالیات؟
!بیخیال مرد دیو ...این تمام چیزیه که داری
!یه مشت کاغذبازی؟ جوابمو بده
.خداروشکر که این همه سکه دارم- !مرد دیو-
!نــــه- !مرد دیو-
!تمومش کن- !مرد دیو-
!مرد تفنگدار
.مردهای این دستگاه تمام شد .لطفا یه موقع دیگه دوباره امتحان کنید
!تموم شد
چی؟ .آنیون
چیکار داری میکنی؟
!اون یه مرد تفنگدار داره؟
!آنیون! صبرکن !بیا معامله کنیم
کجا رفت؟ .گمونم به یه کیف نیاز داره
داره با اون مرده چونه میزنه؟ .اون مشتری سرسختیه
.بنظر به یه نتیجه رسیدن
چی؟ ناهار اون مرده رو گرفت؟
.موندم قراره چطور تموم بشه
.پسر، سلام آقای خوشمزه
!چه غلطی داره میکنه؟
!اون حتی گرسنه نیست؟ !نه گوجهها نه
چی؟
اون پدر آنیونه؟
.فکر کنم نیازی به کلمه ندارن
چی؟ اینقدر زود داره میره؟
یعنی آنیون کل روز رو منتظر بابا میشینه؟
.مرد تفنگدار! خیلیخب. بیا انجامش بدیم
.آنیون حالت چطوره؟
.خیلی خوبه. خیلی خوبه
.نتونستم جلوی خودمو بگیرم .و فهمیدم طرفدار مردها هستی
میدونی، مردها؟ همون مرد کوچولو تو جیب پشتیت؟
.آره، مرد تفنگدار ،نظرت چیه مرد تفنگدار خسته کننده رو
،با یدونه مرد جدید باز نشده
!مرد دیو معاوضه کنیم خیلی خوبه، مگه نه؟
.فهمیدم منظورت چیه
...نظرت درباره این معامله چیه
!دوتا مرد دیو
چی؟ بازم میخوای؟ مثلا...دوتای دیگه؟
پنجتای دیگه. دهتا؟
.بیستا کل کیسه؟
این سیتا مرد دیو .برای یدونه مرد تفنگدار
.ولی دیگه نیست .دستگاه خالی شد
No comments yet. Be the first to leave one.