أول 200 سطر.
دمت گرم! دونات داری.
تمام کِرمدارهاش رو خوردم.
کایل!
از اینجا بودن مور مورم میشه.
نگران نباش. اون بستنی آلاسکا ۵۰ ساله که تکون نخورده.
طبیعیه؟
نه.
- یه نفر داره سیستم رو هک میکنه. - چی؟
مخزن نگهداری داره ناپایدار میشه.
داره بیدار میشه.
به افراد بیشتری نیاز داریم.
همهشون همینا بودن.
مترجمان: مریــــم و میثم موسویان
وایسید ببینم.
فکر کردم میخوایم تیوبسواری کنیم.
وایسا، وایسا، مسابقهس؟
قراره ببازیا!
سرنوشتم اینه که تاج قهرمانی
خانوادگی رو بگیرم، خارپشت.
نه بابا.
مطمئنید میخواید رقیب
چالاکترین موجود دنیا بشید؟
میدونید که این دیگه تخصص منه.
خیلیخب، تام و مدی،
- بشمرید. - باشه!
نگران نباش، یه کم رقابت خانوادگی خوبه.
من و برادرم همیشه از این کارا میکردیم.
تام، برادرهات دیوونهان و هیچ کدومشون قدرتش رو نداشتن
که یه فاجعه جهانی رو رقم بزنن.
قبول دارم. شنیدید، پسرها؟
هیچ فاجعهای اتفاق نیفته، باشه؟
این مسابقه بدون فاجعه پیش بره.
- چشم! - فهمیدیم، ارباب دوناتها.
خب، آماده، حاضر...
حرکت!
و در خط اول مسابقه،
کاملاً مطابق انتظار همه،
آذرخش آبی، «موشک کفش قرمز» پیشتازه!
- یکهتاز و بیهمتا... - بجنب، سونیک!
اگه میتونی منو بگیر! آره!
الان چی شد؟
منم دارم ازت میبرمت، خارپشت!
این تن بمیره؟ باشه، میدونید چیه؟
وقتشه که توربوها روشن کنم.
نگاه کنید! یه پرندهست! هواپیماست!
نه، سونیک پرندهست!
ایول! بُردم! من...
باختم؟
چطور ممکنه؟ من نمیبازم.
منم بردمت، خارپشت.
باشه، باشه، فهمیدم. لازم نیست تو چشمم کنی.
بجنب، سونیک! بهمون برس! ایول!
صبر کن، چی شده؟
چرا شماها شبیه...
هولوگرام شدید!
یعنی...
من همچنان قهرمان شکستناپذیر سرعت تاریخم!
آره! و جمعیت غوغا میکنه!
ولی جدّی، چی شده؟
سورپرایز!
ولی صبر کنید، شماها... این دیگه چیه؟
روز بی آرتور مبارک؟
نه، روز ورودت به زمین مبارک.
امروز سالگرد روزیه که اومدی زمین، رفیق.
تولدت روی زمین مبارک.
پس مسابقه فقط یه بهونه بود،
که من اصلاً گول نخوردم، البته...
حرکت خوبی زدید...
تا بتونید برام جشن بگیرید؟
امروز رو به افتخارت جشن میگیریم، خارپشت.
اگه به خاطر تو نبود، هیچکدوم از ما الان اینجا نبودیم.
پسرها راست میگن، رفیق.
میدونی، اون روزی که اومدی به این سیاره
روزی بود که زندگی همهمون عوض شد.
و یه خانواده شدیم.
بچهها... نمیدونم چی بگم.
جز اینکه جشن بگیریم!
- آره! - هورا!
- حالا تا خود صبح جشنه! - توگا! توگا!
بابت مهمونی غافلگیری ممنونم. واقعاً برام مهمه.
حقته، رفیق.
نه بابا. اون...
چی؟ رفیق...
میشه یه بارم شده با سرعت من راه بری؟
وای.
سونیک!
- این همون... - آره. غار قدیمی منه.
پسر. باورم نمیشه اون همه سال اینجا زندگی کردی.
اینو باش! سیستم امنیتی فوقپیشرفتهام!
هنوز کار میکنه.
میگم، رفیق.
این چیه؟
عجب. اینو شب اولی که اومدم زمین کشیدم.
میخواستم یادم بمونه از کجا اومدم.
هنوزم دلم براش تنگ میشه.
فکر میکنی پنجهبلند بهم افتخار میکرد؟
میدونم که افتخار میکرد، رفیق.
چون با اینکه تو بچگی از دستش دادی،
اجازه ندادی غمت شخصیتت رو تغییر بده...
اینجا.
آره. تو ریههام.
- یا دلت. - آره، قلب.
آره، منطقیتره. ریه نه، قلب.
زندگی همینه، سونیک،
همهچیز به انتخابهایی که میکنیم بستگی داره.
یه وقتایی انتخابای خوب میکنی،
و چون تویی، وقتایی هم بد انتخاب میکنی.
ولی...
تا وقتی که به صدای قلبت گوش بدی،
لحظهای که مهمه انتخاب درست میکنی.
ممنون.
نمیدونم بدون تو چی کار میکردم.
احتمالاً یه خارپشت کاملاً متفاوت میشدم.
۲۰۲۴؟
۵۰ ساله که اسیر بودم؟
حرکت کنید، بجنبین! در موقعیت قرار بگیرید!
بخواب زمین، الان!
محاصره شدی!
چرا دست از سرم بر نمیدارید؟
بزنیدش!
در حق مارشملوم کملطفی کردم.
فقط مسئله دما و فاصله مهمه.
رقابت نیست.
خیلی خوبه.
- آرامش. - سکوت.
بالاخره.
بالاخره!
هی! ناسلامتی این پایین خانواده نشسته!
- ما چی کار کردیم؟ - یا اونا چی کار کردن؟
تو چی کار کردی؟
نمیدونم. من کلی کار میکنم.
آقا و خانم واکوفسکی.
بیگانگان.
بیگانگان؟ ببخشید؟
ما که اهل یه سیاره دیگه نیستیم...
چرا، هستیم. پس بیگانگانیم.
ادامه بدید لطفاً.
من مدیر راکولم.
یه موقعیت خیلی خطرناک
الان تو توکیو در حال رخدادنه.
فرمانده والترز درخواست کمک فوری تیم سونیک رو داده.
تیم سونیک؟ کی این اسم رو انتخاب کرده؟
عاشقشم! ده از ده، بینقصه.
تام و مدی، اسمورزها رو بذارید کنار
چون تیم سونیک قراره دنیا رو نجات بده!
یادتون باشه،
انتخابای درست کنید!
عصربخیر و به پرواز ۱۰۱۲ ایر تیلز خوش آمدید.
زمانبندی ما برای رسیدن به توکیو سر وقته.
باشه، خلبان، یه بیگانه یاغی متواری شده.
چطور پیداش کنیم؟
با گلوله آتشین غولپیکر شروع کنیم؟
خیلی خوبه! با گلوله آتشین غولپیکر شروع کنیم.
بالاخره یه کم هیجان!
باشه، وقتشه آماده بشیم.
دستبند تیتانیومی، کاملاً تخریبناپذیرن.
نیازی به این وسایل مسخرهت ندارم، روباه.
میدونی چرا؟ چون من...
یک میلیون درصد عضلهم.
آره، خوبه. گوش میکنید.
بر فراز منطقه پرش هستیم.
باشه، بریم. وقت نمایشه!
گوش کنید، نمیدونیم اون پایین گودزیلاست
یا هلو کیتی،
ولی تا وقتی با هم بمونیم،
چیزی نیست که نتونیم از پسش بربیایم.
تیم سونیک تا سه بشمر.
یک، دو، سه.
تیم...
- سونیک! - ناکلز!
این پروازهای بیکیفیت رو ببین. نه خبری از غذا هست، نه فیلم؟
ما رفتیم!
اینجا چی شده؟
به نظر میاد دهن سازمان گان حسابی سرویس شده.
شش دنگ حواستون جمع باشه. تیلز، چیزی پیدا کردی؟
وای! میزان انرژی از حد تصور خارجه!
مواظب باشید!
یه... میلیون... درصد.
وای! شماها اینو میبینید؟
- عین خودته. - غیرممکنه!
شماها خیلی رنگارنگید.
ببخشیدا. چرا شبیه منی؟
من شبیه تو نیستم.
تو شبیه منی! چرا شبیه منی؟
میدونی چیه؟ من سوال میپرسم، خارپشت تازهوارد!
تو کی هستی؟ چرا شبیه منی؟
این وقت تلف کردنه.
قبل از اینکه آسیب ببینی برو کنار.
هی، آروم باش، رفیق.
نمیخوایم باهات بجنگیم.
راستش سونیک، من میخوام بجنگم.
الان نه.
چطوره یه لحظه ماشین پرتاب نکنی
و بیای پایین صحبت کنیم؟
شماها از هلیکوپتر گان پریدید پایین.
من حرفی ندارم.
باشه، بسه دیگه!
ناکلز، نه!
No comments yet. Be the first to leave one.