أول 200 سطر.
اما من رئيس جمهورمون رو دوست دارم
من هر هفته بهش راي ميدم
منتظر چه کوفتي هستي؟
! بهش شليک کن
! به من گوش بدين
! به من گوش بدين
، زمين بيش از حد جمعيت داشت
يازده ميليارد باقي مونده مثل حشرات نابود شدن
ما "عامل زيست 52 " رو اختراع کرديم داروي کنترل جمعيت ـمون
، پنج سال بعد
جمعيت دوباره تحت کنترل خواهند بود
با اين حال ما عقب ماندگي هايي داشتيم
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
ما استفاده هاي بزرگي براي مريضها داريم
اونا قراره بخشي از يه انسان نخبه جديد باشن
يا حداقل، اندام آنها خواهد بود
امروز روياهاي ما به حقيقت پيوستن
اولين سفينه ها به مستعمره جديد ما در مريخ پرتاب شدن
بهم قول بليط يک طرفه داده شده
من يه پروژه دارم
من بايد ازشون يه جنگجو بسازم يه قهرمان
و کسي که بتونم بهش بگم شوهرم
..................................................................................................................................................... « به روزترين مرجع فروش فيلم و زيرنويس در ايران » .:: @QNDVD ::. .....................................................................................................................................................
گره زمين سال 2165
جمعيت 11 ميليارد نفري
اگه کسي که رو ميشناسين
که باهاش تماس گرفته شده
لطفا اونو به نماينده محلي خودتون از شرکت مارس(مريخ) گزارش بدين
چنين سازمان هايي به دنبال نابودي فرداي بهتر و روشن تر شما هستن
فدراسيون
... وضعيت اضطراري اعلام کرده
اون کجاست؟
چين
اون با کيه؟
خانواده اش
ما خانواده اون هستيم
هم خون ، ما هم خون اون هستيم
اون دختر توئـه
بيوچيپ چطوري برات کار ميکنه؟
آره، داره بهش عادت ميکنه
هنوز اشکال داره
اون نسخه يکه
اين بهترين کاريه که ميتونستم بکنم
فقط عصبانيت رو کنترل کن
پوشيدن چهره مرده ها احساس بديه
بهتر از اينه که بميري
اين يکي از دلايليـه که من در"مد_اکس" کار مي کنم
آره، براي محافظت از من، ميدونم
ميدونم
اتان ، من تو رو به يه دليلي به جوآن فرستادم
ما نميتونيم اينطوري به ملاقات ادامه بديم
بايد پيداش کنم
اون از کنترل ما خارج شده
اون رفته
نه ، تو نميفهمي
بايد پيداش کنم
تو نميدوني اين چيکار ميکنه .
احمق نباش
تو کمترين فکر رو هم نداري که از کجا شروع کني
بعدش ميفهمم
اگر از طرف تو نه ، پس يکي ديگه
ميخواي بري چين؟
آره ، اگر مجبور باشم
پدرم اينقدر آسون تسليم نميشد
پدرت کشته شد
آره، براي ما ميجنگيد
به چه دردمون ميخوره؟
مأموريت هاي صلح 50 سال پيش با شکوه بودن
اونا شريف بودن چون در واقع يه شانسي وجود داشت
که يه چيزي تغيير کنه
پدرت صلح رو نساخت
او يک بيوه و يک پسر بي پدر ساخت
و اون چه گزينه ديگه داشت؟
تا بمونه و از خانواده اش مراقبت کنه
در حالي که بقيه دنيا مريض شدن
به هر حال اين اتفاق افتاد
اتان، من يه چيزي برات دارم
چي؟
خواهي ديد
ماي لي
! ماي لي
حالت خوبه؟
يه کابوس ديگه داشتم
من توي زنجير بودم
بريم
نه
اين تا جاييه که من ميرم
مطمئني نميتونم کمکت کنم پيداش کني؟
نه، تو به اندازه کافي کار کردي
و علاوه بر اين، نميدونم
چرا ميخواي برگردي به اون آشغال دوني
چاره ديگه اي نيست
ماي-لي، تو دختر خوبي هستي
پيدا کردن آدم هاي خوب سخت ـه
و فقط يادت باشه که نميتوني همه رو نجات بدي
خب، اين نقشه ي تو باعث کشته شدنت ميشه
اين ريسکيه که بايد قبولش کنم
تو مريضي
! هي
اگر نظرت عوض شد
من همينجا ميمونم و اينو ميخورم
به اطراف نگاه مي کنم و فقط ترس هست
تو توسط همه اين ميليارد نفر احاطه شدي
... نمي فهمم چه احساسي ممکنه
افزايش بيش از حد جمعيت کاملاً ناپايدار شده
خيلي تنها
چاره اي نداريم
ما بايد ساعت ها رو 30 سال به عقب برگردونيم
ببينين ، طي 30 سال ، ما معتقديم که مي تونيم سياره رو نجات بديم و
پنج ميليارد نفر جمعيت رو کاهش بديم
حداقل اونا يه شانسي دارن
حداقل يه شانسي داريم
اونا جنبش اشغال مرکزي رو با عشق و صلح فراخوندن
اينجا نيويورک مرکزيه ولي هيچ عشقي وجود نداشت
و هيچ آرامشي نداره
من هيچوقت احساس مادر بودن نميکنم
اونا ميگفتن وقت منه
و ميدونستم اين يعني چي
روياهايم براي بچه دار شدن تموم شده بود
زندگي کردن چه نقطه اي داره؟
هيچ نميتونه ما رو از هم جدا کنه
من هميشه با تو خواهم بود
خواهش ميکنم بچه ام رو نبر
مرکز توجه شهر منطقه اي امن
هي ، اتان
ببين چي کار کردم
ليام
خوبه
مامانت رو ديدي؟
آره، يه جورايي ديدن خونه قديمي خيلي خوب بود ميدوني
ميدوني که اونا ميتونن تو رو بگيرن
آره ، ببين ، اون منو نشناخت
ولي نميتونم دست از ديدنش بردارم
اين اطراف خيلي خطرناکه
يکي از دوستام يه پدر داشت که توي "مد_اکس" هم کار ميکرد
اون در حال سرقت آب گرفتار شد
و دستش رو خرد کردن و خونه اش رو سوزوندن
... اگه تو در حين خروج از منطقه
خيلي خب، نکته ات رو فهميدم
ببين، از دست دادن تو مثل از دست دادن اين بازي ميمونه ، پسر
هر دو خيلي مزخرف هستن ولي حداقل سرگرم کننده هستن
يکي از ساکنان خوش شانس ممکنـه اين فرصت رو برنده بشه
هر روز سخت تر ميشه
آره
اينجا جايي هديدي که غذا بدن؟
آره، يه معامله گر اون بيرونه
فکر کنم چند تا تيکه داره
هي ، ايتان کي ميخواي بهم ياد بدي چطوري بجنگم؟
وقتي به اندازه کافي بزرگ شدي
هر دفعه که ميبينمت اينو ميگي
آره ، ميگم
تو ، تو ممنوع شدي
ببين، دارم از گرسنگي مي ميرم
من فقط ميخوام يکم غذا بگيرم
! پول بده، پسر
تو کار بهتري براي انجام دادن نداري
از اينکه يه بچه 19 ساله رو انتخاب کني؟
سه تا علامت
حتما داري باهام شوخي ميکني
... چرا من بهت نميدم
اتان
علامت هات رو بگير
چرا هميشه توي دردسر ميفتي؟
اين يه دنياي جاي گنديه ، باشه؟
بعضي وقتا دردسر تو رو پيدا ميکنه
تو هنوز اون درس مبارزه رو ميخواي؟
فردا صبح منو توي چمنزار ببين
چرا نظرت عوض شد؟
خواهي ديد
اين
باشه
براي اينا چي ميخواي؟
اون چکمه ها حقه رو انجام ميدن
به هيچ وجـه
اينا مال پدرم هستن
بذارين اين يه درس براي همه ـتون باشه
ما به يک دليل قوانيني داريم
... اگه نقض ـشون کنين
اردوگاه غارتگر منطقه آلوده
فکر ميکني کجا داري ميري، دختر کوچولو؟
خواهش ميکنم فقط دارم سعي ميکنم برگردم خونه
من و تو چطور؟
خوبــه
فکر ميکنين خيلي باهوشين ، مادرجنده ها؟
اتان، نميدونستم چطوري اينو بهت بگم
به ما يه فرصت فوق العاده پيشنهاد شده
فرصتي براي شروع دوباره
پروژه مريخ در حال حرکت به جلو هست
و به من پيشنهاد کار داده شده
به عنوان يکي از اولين پزشکان در اين سياره
ميخوام با من بياي
من اومدم
آه، آره، اينکارو کردي
پسر خوب
خيلي خب، بشين، ادامه بده
حالا، ليام، همه چيز در مورد بزرگترين يا بدترين بودن نيست
فهميدي؟
حالا چشمات رو ببند
ميخوام سه تا چيزي که ميتوني بشنوي رو بهم بگي
خب، ميتونم صداي درخت ها رو بشنوم
No comments yet. Be the first to leave one.