أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
شاید اونو یادت نیاد، ولی...
همونجا بمون. الان برمیگردم.
...اون یه شوالیه واقعی بود.
با بقیه مردا فرق داشت. آره.
یه طبیعت صلحجو داشت.
ساکت و فروتن.
یه کهنهسرباز صد جنگ، ولی دشمن هیچکس نبود.
همیشه میدونست ازش چی انتظار میره.
هیچوقت شکایت نمیکرد.
حتی وقتی که در حال مرگ بود در حالی که...
شوالیـــــه هفـــت پادشــــــاهی
فقط به کارش ادامه داد.
هدفش این بود که برای اطرافیانش مفید باشه.
این کار اونو ثروتمند نکرد.
هیچ زمینی نداشت، هیچ بچهای از خودش به جا نذاشت.
راهی 'اشفورد' شو تا یه دختر زیبا رو ببینی
هی هو، هی هو
اونو عشقم میکنم و تو سایه استراحت میکنیم
هی هو، هی هو
بجنب دانک!
اون هیچی جز هوای آزاد نمیخواست.
هی.
و یه آتیش که پاهاشو باهاش گرم کنه.
مهارتهاش به عنوان یه جنگجو...
ناشناخته بود، ولی چونهش از سنگ گرانیت تراشیده شده بود.
بجنب. -و یه جنگجوی سمج بود.
فقط، همینطور ادامه میداد.
یه بوسه شیرین از نوک تیغم میدزدم
هی هو، هی هو
وای! وای!
خاندان 'فلورنت'، سر 'آرلان' تو گارد شما خدمت کرد
وقتی پدر اربابت بیناییشو از دست داد.
اونو عشقم میکنم و تو سایه استراحت میکنیم
هی هو، هی هو
خاندان 'هیفورد'
سر 'آرلان' شونه به شونه با برادرات تو 'ردگرس' جنگید.
ملازمش، برادرزادهش تو اون نبرد کشته شد.
خاندان 'تایرل'...
سر 'آرلان' اغلب از زمانی که تو خدمت شما بود
به عنوان بهترین دورانش یاد میکرد.
میگفت این شما بودین، سرورم، که بهش گفتین یه شوالیه دورهگرد
پُلی بین اربابها و رعیتهاست.
من اونو نمیشناسم، مرد.
شوالیه آشغالی بود؟
شوالیه آشغالی نبود.
خب، نمیتونسته خیلی خوب باشه اگه هیچکس اونو یادش نمیاد.
پاهاتو جمع کن، بجنب.
این در شان شما نیست، سر.
خب، برگرد به اردوگاه و منو به حال خودم بذار، اگه میشه.
من شما رو ترک نمیکنم، سر،
نه وقتی که باید رنج مرگ اربابتون رو تحمل کنید.
دوباره و دوباره.
اگرچه به نظر نمیاد این اربابها
اصلا به حرفات گوش بدن.
کاری از دستم برنمیاد.
تو یه شوالیه قلمرو هستی، سر.
میتونی بگی گور بابای اجازهشون.
سوار شو برو تو میدون، 'لانگتورن تایرل' رو به مبارزه بطلب،
و کونشو تبدیل به سوراخ نیزه کن.
دیگه کافیه.
چرا با این سگهای سلطنتی جوری رفتار میکنی انگار از تو برترن؟
اونا از من برترن. تو زیادی بیپروا هستی.
سر 'آرلان' یه شوالیه بزرگ بود.
یه نفر اونو یادش میاد.
هی. کی اومده؟
نمیتونی بنرها رو ببینی، ای حرومزاده غولپیکر؟
شاید بهتره برگردم، سر، یه سری به اردوگاه بزنم.
مطمئن شم دزدی چیزی نشده باشه.
آره. یه فکری دارم.
میشه شمشیرتو بدی باهاش مردم رو فراری بدم؟
یا گرز؟ -تو یه چاقو داری.
دیگه بسه.
بهتره وقتی برگشتم اینجا باشی.
ازم دزدی کنی، با سگها دنبالت میفتم.
تو که سگ نداری. -یه چندتا گیر میارم.
از کجا؟
ارباب ما از 'اشفورد' با فروتنی از
'بیلور تارگرین'، پسر ارشد پادشاه 'دائرون نیکوکار' استقبال میکنه.
شاهزاده 'دراگوناستون'، دست پادشاه...
و وارث تخت آهنین.
و برادرش، 'میکر'.
ارباب من از 'اشفورد'.
افتخار بزرگیه که از اعلیحضرت پذیرایی میکنیم.
افتخار بزرگتریه که پذیرفته بشیم.
دخترم، 'گوین'.
پسر، دهنتو ببند. برو به اسبم برس.
من طویلهبان نیستم، سرورم.
به اندازه کافی باهوش نیستی؟
خب، اگه از پس اسبها برنمیای،
پس برو برام شراب و یه فاحشه خوشگل بیار.
اوه، سرورم ببخشید. من خدمتکار هم نیستم.
من افتخار اینو دارم که یه شوالیه باشم.
اوه. خب...
شوالیهگری به روزگار بدی افتاده.
وایسا، وایسا. وایسا، وایسا.
برو کنار! -آروم باش.
آروم باش، بجنب.
بجنب. آره، خب. آروم باش. آروم باش.
ایناهاش، دختر.
آدمای زیادی دور و برمون هستن.
موافقم.
کجا گورتو گم کنم این همه اسب رو بذارم؟
اون خوشگلا همیشه بدخلقن.
آه، اون فقط یکم هیجان زده شد، همین.
منظورش شاهزاده کوچولو بود، نه اسب زینتی.
ببخشید، سروران من.
من سر دانکن تال هستم.
خوشوقتم. من سر رولند کرکهال هستم،
و این برادر قسم خوردهام، سر دونل از داسکندیل هست.
خدای من، پسر.
تو اسبتو تو جنگ سوار میشی یا اون تو رو سوار میشه؟
سر رولند رو ببخشید.
زیاد پیش نمیاد که مجبور شه بالا رو نگاه کنه تا چشماشو بندازه پایین.
آره، آره، من یه آدم عوضیام.
حالا بگو ببینم، سر دانکن،
یه جای درست حسابی برای گوزیدن اینجا هست؟
نه واقعا، نه.
یه مرد با این جایگاه هیچوقت حاضر نشده کونشو با کاه اذیت کنه.
شرط میبندم تا آخر هفته حاضر میشه.
اهل کجایی، مرد؟
بوی آدم حسابی نمیدی.
هیچ جا، واقعا. -میدونم.
خانواده من از اونجا هستن.
تو دارکلین از داسکندیل نیستی؟
ما تو داسکندیل خرچنگ میگرفتیم.
خیلی وقته.
سر دونل؟
میشه بپرسم، سر، چطور پسر یه خرچنگگیر
افتخار اینو پیدا کرده که شوالیه گارد پادشاهی بشه؟
همونطوری که خرچنگگیر شدیم.
"همونطوری که شدیم..."
تو بیلور تارگرین هستی؟
نه.
پس میشه گورتو از سر راه من گم کنی؟
آره. آره. البته. معذرت میخوام.
متاسفم.
شاهزادهها نیاز دارن دستای کثیفشونو بشورن!
من دارم میرم، خانم.
برو کنار! یه کالسکه داره میاد!
بارونهای بهاری خیلی از رودخونههامونو پر آب کردن.
شاید شاهزادههای جوون فقط یکم تاخیر داشتن؟
گاییدمت.
"تاخیر". اونا تاخیر ندارن.
به میزبان مهربونمون فحش نده.
من گفتم "گاییدمت"، نگفتم "گاییدش".
تقصیر اون نیست که پدر بهمون دستور داده تو این سیرک مزخرف شرکت کنیم.
میشه یه وقت دیگه در این مورد صحبت کنیم؟
میگم بریم شکار.
دیرون قبلا این کارو کرده.
نباید بهش دستور میدادی وارد میدون بشه.
پسرهای شاهزاده گم شدن.
شرط میبندم اگه پسر خودت بود بیشتر نگران میشدی.
-اوه. -احتمالا مرده.
-مرده؟ -جنگها بخاطر چیزای کمتری شروع شدن.
تو گنده و احمقی.
اونا فقط یه روزه که گم شدن.
شکی نیست، سر رولند پیداش میکنه و ایگون رو هم باهاش.
وقتی مسابقات تموم شد، شاید.
دیرون به همون اندازه که
ایریس یا ریگل به درد مسابقات میخوره.
منظورت اینه که اون بیشتر حاضره یه فاحشه رو سوار شه تا یه اسب.
این چیزی نبود که من گفتم.
نیازی نیست شکستهای پسرم رو به من یادآوری کنی.
اون میتونه تغییر کنه. اون تغییر میکنه، خدا لعنتش کنه.
وگرنه قسم میخورم مرگشو ببینم.
تو.
تو کی هستی؟ منظورت از جاسوسی کردن از ما چیه؟
خودتو نشون بده.
سروران من، من بابت مزاحمتم عذر میخوام. من...
من از سر منفرد دانداریون خواستم
که منو تایید کنه تا بتونم وارد مسابقات بشم،
-اما اون از انجام این کار خودداری کرده. -کی؟
چه خبره؟
ما اینجا مزاحم هستیم، برادر. بیا نزدیکتر، سر.
و بقیه هم.
میبینی، اونا میگن سر آرلان از پنیتری رو نمیشناسن.
اما اون بهشون خدمت کرده. قسم میخورم.
من شمشیر و سپرشو دارم.
شمشیر و سپر یه نفر رو شوالیه نمیکنه.
ها؟
مگه اینکه مدرک بهتری برای اثبات حرفت داشته باشی.
یه نوشته یا... -شما اونو یادتون میاد، اعلیحضرت؟
سالها پیش بود.
ممکنه فراموش کرده باشید.
سر آرلان از پنیتری.
اون هیچ مسابقهای رو نبرده که من بدونم.
اما هیچوقت هم باعث شرمساری خودش نشد.
بله، سر.
منظورم اینه که نه. نه، نشد.
اون لرد استوکورث رو تو درگیری تن به تن تو کینگز لندینگ شکست داد
و سالها قبل، خود شیر خاکستری رو از اسب انداخت.
اون بارها اینو برام تعریف کرد.
پس، حتما اسم واقعی شیر خاکستری رو یادت میاد،
شکی ندارم.
زيرنويس از مهدي shine021
سر دیمون لنیستر.
شیر خاکستری، الان لرد کسترلی راک هست.
درسته.
و فردا وارد مسابقات میشه.
No comments yet. Be the first to leave one.