أول 158 سطر.
زیرزمین اریک فورمن
یک روز قبل فارغ التحصیلی
اه آخرین پاپسیکل آمریکاییم توسط آخرین نوشابه انگوری آمریکاییم شسته شد رفت پایین
فز این ناراحت کنندست که داری دیپورت میشی
ولی این کصشرای آخرین آمریکایی داره رو مخ میره
اه آخرین فرصت آمریکاییم که برم رو مخت
هی بیخیال فز نیمه پر لیوان رو ببین
منظورم اینه ما فردا فارغ التحصیل میشیم
...تو با دیپلم دبیرستان میری کشور خودت
اونا احتمالا رییس روحانی ای چیزی میکننت
اریک هیچ نیمه ی پری توی برگشتن ...به جایی نیست که
که مردم از مارمولک ها بیشترن
دلم برات تنگ میشه دادا وقتی اونجا رفتی میتونی برام مارمولک پست کنی؟
اریک حدس بزن چی برات اومده؟ - هی اونا برام فرستادنشون -
اصلا اون دخترا جذاب نیستن برام
نه منحرف. این کلید آپارتمانمون توی مدیسون هستش
اوه - حالا می تونیم همونطور که میخواستیم فردا بعد فارغ التحصیلی بریم -
عالی. هفته ی بعد این موقع ...همسایه های جدیدمون
صدای گریه ی عشقمون رو از دیوارای کاغذی و نازک میشنون
گریه ی عشق؟ یا گریه ی ناامیدی؟
اوه من نمیخوام برم
بیخیال فز اینطور هم نیست که دیگه هیچوقت نبینیمت
...مطمئنم چند ماه دیگه تو
مثلا میری روی جلو نشنال جغرافی
آره اون تخم سگا همیشه فضولن
فز ببین حداقل ما امشب میریم چادر بزنیم
هممون توی آخرین مهمونیمون با همیم - هممون نیستیم -
کلسو بخاطر اینکه یه جایی از صورتش شکسته نمی تونه بیاد
من جایی از صورتم نشکسته
میشکنه اگه هی توی اینکه من جکی رو برگردونم فضولی کنی
تو اونی هستی که فضولی میکنه
میدونی چیه؟ من میرم و جکی هم میره تو میمونی خونه
نه تو میمونی - نه تو میمونی -
باشه بمون خونه پس - میمونم -
هی بس کنید. میشه لطفا اختلاف هاتون رو کنار بذارید و با من بیاین اردو؟
ما فقط چند ساعت از باهم بودنمون مونده
باشه بخاطر تو میام - خوبه -
حالا من میرم که بقیه ی پول آمریکاییم رو روی شکلات و پورن خرج کنم
...ولی فز - گفتم شکلات و پورن -
حرفی سخنی چیزی بود در خدمتم telegram id: Lil_Soli تنظیم نیما chester6586
هی جکی؟ تو عاشق این شیرینی ها توی اردو میشی
اونا شیرین و خوشمزن مثل من
کلسو این سیب هم یه طورایی شبیهته
منظورت آب دار و لذیذه؟
نه قرمز و کبود - آخ -
آره؟ خب این هات داگ ها هم شبیه تو هستن هاید
...اونا عع
کوشر هستن - آره کوشرن -
وایستا کوشر چیه؟ - یعنی توسط خاخام تبرک شده -
کون سوزی
جکی مطمئنی که میخوای بیا اردو؟
اون احمقا همش سرت رقابت میکننا
خب خوشحالم دانا جفتشون خیلی درم گذاشتن
نمی تونم صبر کنم که سرم دعوا می کنن
میدونی اگه واقعا می خوای اذیتشون کنی تو باید با من حرکت بزنی
هی چه تحقیری میشه
خب شما میرین دریاچه، ها؟
اونجا خیلی باحاله
آخرین سال دبیرستانم ...من رکورد
بیشترین لخت پریدن با طناب تو آب رو زدم
کاش میتونستم بیام
اصلا دربارش فکر نکن لوری
همین الانش به اندازه ی کافی چیز ترسناک توی جنگل ها هستش
اریک من دارم دیپورت میشم و اون ممه های بی قید و بندی داره. اون میاد
هی فورمن مامانت از پیش روانپزشک برگشته
اون خیلی افسرده شد وقتی که شنید شما میرید به مدیسون
آره به من نگو ...دیشب اون یه صداهایی در میاورد
که به بابام خاطرات جنگ میداد
چه روز خوبیه
من حس یه رنگین کمون دارم
کسِ دیگه ای هم حس رنگین کمونی داره؟
چش شده؟
من اینو مخصوص تو نوشتم جکی
اون ننوشتتش اون از امریکن پای کش رفتتش
نه اون یارو امریکن پای از من کش رفته
خفه شو حاجی - تو خفه شو -
خیلی خب من میرم همه رو زهر ترک کنم و داستان ارواحمو تعریف کنم
پس برو بین درختا قایم شو و وقتی به آخرش رسیدم بپر بیرون
به همون اندازه ای که زیبایی، خبیث هستی
میدونید این واقعا منو مور مور میکنه که بعد اتفاقی که واسه اون بچه ها افتاد اینجا باشم
کدوم بچه ها؟
یه مشت بچه مثل ما اینجا اردو میزنن
...و ناپدید میشن
و همه چیزی که پلیس تونست پیدا کنه ردهای خونی بود که تا دریاچه کشیده شده بودن
...انگار
انگار یچیزی کشته بودشون و بعد کشیدشون داخل
شاید هیولای لخ نس باشه
نه فز هیولای لخ نس توی آفریقاست *توی اسکاتنلده*
پس پلیس با سونار ایناشون دریاچه رو گشتن
...و وقتی نوار هارو پخش کردن
همه ی چیزی که میتونستن از پس زمینه بشنون ...مثل یه پچ پچ، بود
چی میگفت؟
من بانوی دریاچه هستم
من بانوی دریاچه هستم
آره و شما میفهمید که اون کی میاد چون قبل کشتن جیغ میکشه
بذار ببینیم صداشو میشنویم
گفتم بذار ببینیم صداشو میشنویم
دانا من توی بوته ی خار گیر کردم
شنیدم اون توی بوته ی خار گیر کرده
من یه طورایی سردمه
...من به هرکی که بیشتر هیزم جمع کنه
با گذاشتن اینکه بهم مارشملو بده پاداش میدم
من نمیرم تو جنگل که تا تو رو تحت تاثیر قرار بدم
من میرم
گندش بزنن
من میرم تا دریاچه قدم بزنم
اون داره میره دریاچه پسر
این یعنی لخت با طناب پریدن
تو میخوای که آخرین ساعاتت توی آمریکا رو با سمورز خوردن بگذرونی؟
یا سینه های باشکوهش رو تماشا کنی که توی هوای خنک شب تاب میخورن
من ممه رو انتخاب می کنم
این خیلی عجیبه میدونی؟ انگار آخرین شبی هست که همه با همیم
فکر کردن دربارش خیلی عجیبه بیا یه کاری کنیم که حواسمون رو از پرت کنه
خب چادر هستش
خب بهت میگم جریان چیه. من میرم داخل ...لخت میشم و دراز میکشم اونجا
بریم لخت شنا کنیم پنج دقیقه دیگه منو توی دریاچه ببین
...وایستا پس
من باید خودم تنها همه راه رو تا دریاچه برم؟
آره
ردیفه
بفرما کیتی خونه
من رفتم از کمد ژاکتم رو بگیرم
کیتی رو پیدا کردم که اونجا وایستاده
من حسی که کت ها به دستم میدن رو دوست دارم
اوه یس
به به مافین کوچولوی سکسی اینجایی که
داداش کوچولو؟
چه کوفتی بود؟
بانوی دریاچست اون جیغ میکشه بعد میکشه
لوری اینجاست
خب وقت روشن کردن دلربایی هستش
هی لوری لختی یا فقط خوشحالی که منو دیدی؟
اوه خدای من فز - اوه خدای من دانا -
محکم باش پسر یه چیز خوب بگو
ماشالله بوق
گمشو از اینجا - هی چیزای زمخت دوست داری ها؟ -
وحشتناک بود
من لوری رو دیدم و همچی سیاه شد
من فقط فرار کردم دانا فقط فرار کردم
و بعد من اون جیغ بنفش رو شنیدم
و من بودم
آره؟ خب من مشکل بزرگتری دارم
فز هنرمند خوبیه ...اون منو روی پوسترهای لختی میکشه
و به همه ی گائوچو های آرژانتینی میفروشه یا هر قبرستونی که اهلشه
اریک من میشم خانم لختی آرژانتین
میدونی اینجا زیر ستاره ها بودن
نشستن روی علف ها
واقعا خوشحالم میکنه که فقیر نیستم
آقا اون آتیش رو داشته باش
آره اگه یه چیز باشه که من توش خوب باشم اون آتیش کوچیک رو به آتیش بزرگ تبدیل کردنه
لامصب اون کنده ی شبیه گیتار داره نعره میزنه
چی... اون گیتار منه؟
صدای گرم و خوبی داره
دهنت سرویسه - بکش عقب حاجی. جکی تو رو نمی خواد -
آره؟ اون هنوز بهم حس داره و تو اینو میدونی
باشه باشه باشه. بس کنید دیگه برام سرگرم کننده نیست
چی؟ منظورت از سرگرم کننده برات چیه؟
من اینو نگفتم
No comments yet. Be the first to leave one.