أول 162 سطر.
اخرین قطار به مقصد تاکاهاتافودو در حال حرکت هست
لطفا قطار خودتون از دست ندید
!ماده خوک اشغال
" زوم روی موقعیت تجاوز "
اون 250ین به دستت رسید ، درسته ؟
باید در مورد خرج کردن اون دقت کنی
گرفتی؟ متوجه نشدی ؟
اینکارو نکردی ، کردی ؟
باشه ، باشه
! خیلی خوب ، پس بیا اینکارو فردا با جزئیات بیشتری انجام بدیم
خوب بیا پس فردا در مورد بخشهای بعدی فکری بکنیم ، باشه ؟
!تو کجا داری میری ؟
با دوستام ساعت 4 قرار دارم
! یوشیمی
چرا به حرف من گوش نمیده ؟ ! خیلی رو اعصابه
وقتی گفتی از این خوشت میاد رفتم به یوکوهاما و این برات خریدم
چی شده ؟ - دوست دارم -
نه
می دونم که قلبا دوست داری در آغوش من باشی
جیغ میکشم
میری خونه ؟ ! صبر کن
می خوام تا ایستگاه باهات بیام باید یه چیزائی بخرم
خیلی بهم لطف میکنی اگر فردا بازم بیائی
وگرنه یوشیمی ممکنه بازم با دوستاش بره بیرون
اون درست مثل مادرشه
اون خیلی شیطون و لجبازه
خودتم مثل همون شیطون و ناقلائی
خوب ، دیگه بیشتر از این اذیتم نکن
بیا بریم - ... استاد -
واای اینجا خیلی افتضاحه - افتضاح ؟ -
اخیرا چیزی در باره قتل های زنجیره ای شنیدی ؟
خوب با توجه به ظاهر اینجا باید اعتراف کنم منطقی به نظر میاد
از اینجا خوشم نمیاد دلم میخواد برم به جای دیگه
چی شده ؟
یعنی ممکنه من یه جورائی قربانی بشم
چه جورائی ؟
ممکنه یه چیزی مثل یه لامپ ...با فشار سُر بده بره توش
توی کجا ؟
!خودت میدونی کجا چرا سوال می کنی ؟
کجا ؟ !بهم بگو
... همونجا - خوب بعدش ؟ -
...محکم پام میکوبم روی شکم خودم
نباید بگی روی شکم اونجا واژنت هست
حق با توئه
...پام میکوبم همونجا
... بالاخره خورد میشه
... و خون از اونجا شروع به ریختن میکنه
!خیلی خوب من مال خودم میذارم توش
! نه ! خواهش میکنم !نه
!نه
!نه !بس کن
! نمیتونم اینکارو بکنم
! خواهش میکنم بس کن
! نه ! بسه ! خواهش میکنم
داری به چی فکر میکنی ؟
... هوم
داری بدن من با بدن کسی که دوسش داری مقایسه میکنی ، درسته ؟
مسخره بازی در نیار
تو ادم بدجنسی هستی
کی فکرش میکرد تو امروز به یه همچین جای افتضاحی بیائی ؟
چاره ای ندارم... فکر کنم باید دوباره تو رو ببینم
خواهش میکنم ! همین الان دوباره بهم تجاوز کن
دوست دارم ، میخوام از این کیر ناز یه تیر برق بسازم و آبش بخورم
!یکی اینجاست ، نگاه کن یکی اینجاست
هیچکس متوجه نشد ، درسته ؟ - تو خیلی ناقلائی -
بخاطر همین بود که بهت گفتم تا بیای تو یه هتل عشق بازی قرار بذاریم
خودت لوس نکن بیا از این طرف
جناب مدیر ، زود باش وقت نداریم
دردم میاد
!بدجوری درد داره
لطفا یکم مراعات کن
به همین زودیا باید به یه شعبه در میتاکا برم
... دردم میاد
ناخن های بلندت داره زخمیم میکنه - ببخشید -
فقط خودت تنهائی میخوای حال کنی ؟
گردنم محکم فشار بده
خیلی محکم اینجوری
نمیتونم اینکارو بکنم
راه نداره ، اگر اینکارو نکنی من نمیتونم چیزی حس کنم
زود باش
بیشتر ، با تمام قدرت با هر دو دست
واینستا ، اولی که دارم حال میکنم
... بیشتر ... بیشتر
کافیه ؟
لطفا باهام ازدواج کن ، یوموتو
میتونی هر وقت همه چیز اماده شد بیای
در حال حاضر زمین و تپه های من به کمک زیادی احتیاج دارن
میتونم هر خونه ای که لازم باشه رو بخرم ... پس
!یوموتو !یوموتو
فکر میکنی اون مارو دیده ؟
نه ، اگر مارو دیده نبود همینجوری از اینجا نمیرفت
می رم خونه - میخوای باهات بیام ؟ -
نه
الو
پدرت هستم
شام چی هست ؟
خوبه
یوشیمی ، اونجا که هستی دختر خوبی باش
بله
عزیزم مگه نگفتی که فردا بر میگردی ؟
بلیط مشتری کنسل شد
همین الان شام اماده میکنم - اشکالی نداره قبلا خوردم -
فهمیدم ، پس یه مقدار چای اماده میکنم
... توموکو
از یوشیمی خوشت نمیاد ؟
...اصلا اینطور نیست ...عزیزم
در غیر اینصورت چرا اون همیشه تو خونه اوبرو میمونه ؟
خودتم میدونی تنها دلیلی که تو ...رو به عنوان همسرم انتخاب کردم
این بود که فکر کردم تو میتونی رابطه خوبی با اون بر قرار کنی
باید حتما این مد نظر بگیری وگرنه اصلا جواب نمیده
کنتارو امروز یکم لَخت شدی
پس بهتره درش بیارم
حال داد ، دوس دارم اینکارو تو یه هتل خارجی با تو انجام بدم
اره ، منم همینطور
تا حالا به اندازه کافی توی گوام و هاوائی بودم .
به هرحال باید همه جا برم
چیزی در باره استخر یودا توی هند شنیدی ؟
...میتونی با پرداخت فقط 4000ین شب را
روی کاناپه ژاکلین کندی و الیزابت تایلر سپری کنی
خوب ، همچین سفری به نظر امیدوارکننده نمیاد
تو دیروز با اون خانمی که معلم سر خونشون هستی خوابیدی درسته ؟
چرا سعی نمیکنی یکم احساس من بیشتر درک کنی ؟
تو اونی هستی که باید این درک کنه
تو هم خودت با اون صاحب کافه خوابیدی ، مگه نخوابیدی ؟
تو با همدیگه رفته بودین اونجا ، درسته ؟
حس میکنم خیلی خسته ام ببخشید ، میشه درش بیاری
پس امروز کاری نمیکنم
! مرتیکه منحرف !اینقدر مسخره بازی در نیار
چه خبره اینقدر سرو صدا راه انداختی ؟ نمیتونم بخوابم
ببخشید
زن خانه داری که شاهد یک جانی قتل های زنجیره ای بوده ... زوج جوان
!هی گفتم یکی دیگه
ببخشید
امروز به نظر تو خودت هستی
هنوزم درست متوجه نشدی حتی به حرفی که دیشب زدم فکرم نکردی
بیا - لازم نیست الان دیگه باید زود برم مدرسه -
یوشیمی ، بیا بریم - چشم -
الو - الو -
تنهائی ؟ - حق نداری بپرسی -
فکر کنم اون موقع طرف من دیده
! محاله ! صبح به این زودی چی شده
خیلی ذهنم درگیرش هست بیش از حد ترسیدم
صبح بخیر
با بچه چه کاری کردی ؟
!ببین من تنها کسیم که باهاش برخورد میکنم
چرا با هیچکس تماس نگرفتی ؟
تماس میگیرم
جناب مدیر شما با پرسنل خیلی راحت برخورد میکنی
... لطفا با همدیگه بکشید
میشه 1873ین به مغازه خودتون خوش امدید
چی شد ؟ - توالت -
بچه مزاحم
... کنتارو
!الان اصلا وقت خوبی نیست
اون مرتیکه قاتل مدیر سوپر مارکت جلوی ایستگاه هست
فکر کنم اون میدونه که ما قیافش دیدیم
چطوری !؟
تو سوپر مارکت اون بهم خیره شده بود
اینکه بهم خیره شده بود نشون میده که قطعا میدونه
چی !؟
حالا باید چیکار کنیم ؟
همون موقع که فهمیدیم قتال کیه باید با پلیس تماس میگرفتیم
No comments yet. Be the first to leave one.