أول 200 سطر.
! پلـیـس
چه خبر شده؟ - از ساختمون برین بیرون ، برین طبقه پایین -
! پلـیـس
! همه، ساختمون رو خالی کنین ! سریع ساختمون رو تخلیه کنید
خواهش میکنم، آقا، وقت نداریم
همگی، برید کنار
از پلهها برین از آسانسور نه
از پلهها برین ، یالا
فقط از پله ها برین
ساختمون رو تخلیه کنید
! همین الان ، از اینجا برین بیرون! از پله ها باید سریعا از ساختمون خارج بشین
خانم ، از پلهها برو پایین - میتونی چیزی بهم بگی؟ -
چه خبر شده؟
گالیاردو اینجا به طبقه سوم میریم
برین کنار ، خواهش میکنم ! باید ساختمون رو تخلیه کنین عجله کنید
حالت خوبه؟ میتونی راه بری؟
هی ، بیرش طبقه پایین
همسرم خواهش میکنم ، همسرم
اون هنوز داخله کمکش کنید ، همسرم
باید بهش کمک کنی
ما هنوز کسایی رو داریم که داخل ان باید برگردم داخل
بر گرد و بیا اینجا بزار آتش نشانی این کارو بکنه
این ساختمون داره میاد پایین شنیدی چی گفتم؟
دریافت شد؟ جَویِر؟ جَویِر؟
جویر ، بیا اینجا
از اون جهنم بیا بیرون
قهرمان ها
شهرداری مدال قهرمان کانسیلوس را می دهد
خوبه
... خب
لعنتـی
عجله کن زیادی طولش میدی
دیگه چیه؟
! خورخه الیاس
نمیدونم چرا به خودم زحمت دادم
کاسم ، دریافت کردی؟
یه چیز خیلی وحشیانه برات گرفتم
مفهوم شد ، ایبارا ، برام بفرستش
سلام ، پدر؟
صبح بخیر یه بستــه دارین
، حالا ببینم کی میخواد دزدی کنه ! لعنتی ها
! من قدرتش رو دارم
هی ، ببخشید ، بچه اما تو باید اینجا رو امضا کنی
البته
ممنون
این تنها چراغقوه که دارین؟ - آره -
همه اینا کثیف هستن؟
من اینا رو میبرم
بهت گفته بودم که اینجایی
بازرس کاسم گالیاردو هستم
، حتی اگه قراره جای تو رو بگیرم افتخار میکنم که با تو کار کنم
نگران نباش بهش عادت کنم
دیوید والنتان ، قربان
لازم نیست به من بگی قربان بریم
فروشگاه هنگ گیفت
خب اینجا چه خبره؟
یه چیزی مثل یه سگ مرده داخله
، اینجا جای برای اجاره کردن نیست نه آبی ، نه برقی ، هیچی
همسایه ها از سر و صدا شکایت کردن
اونا گفتن که تمام شبرو وزنه بلند کرده
خمیر بدون گلوتن
پودر پروتئین
استروئیدها
ویتامین ها
قرص روی ، منیزیم
به نظر می رسه که یک بدنساز روانی گیر آواردیم
اینجا چه خبره؟ - بدون هیچ سرنخـی -
پوست اون چشه؟ نور باعث این شده؟
نه ، نه ، نور نیست پوستش خاکستریـه
اما مطمئنا اینطور به نظر نمیرسه که اون با علل طبیعی مرده باشه
بوی گوه میده - آره -
تو حالت خوبه؟ - ! لعنتی حال بهم زنه -
! کت و شلوار مورد علاقه ـم
بفرما
ممنون
در روزگار من من هیچ لباسشویی وجود نداشت
من هم نمیتونستم ازشون استفاده کنم
وقتی جوون بودم همسرم مرد
باید خودم میفهمیدم دوتا بچه رو تنها بزرگ کردم
و تو ، تو ازدواج کردی؟
بیشتر وقتم رو صرف رسیدگی به بازرس میکنم وقت برای زنها نداشتم
ساندویچ خوبیه
اولین کاری که باید تو بخش جنایی یاد بگیری اینه که بهترین غذا رو از کجا بیاری
میشه ازت یه سوال شخصی بپرسم؟ - بگو -
خب ، به هر حال چی شد که تو یه پلیس شدی؟
چرا میپرسی؟ - من پروندهات رو خوندم -
همه معمولاً فرض میکنن که من یه پلیس شدم چون والدینم به قتل رسیدن
که من دنبال عدالت یا انتقام هستم
اما به خاطر اینه که میخوام کاری رو بکنم که مردم ازم انتظار دارن
فقط میخوام کار درست رو انجام بدم و همه رو نا امید نکنم
احتمالا به نظر احمقانه میاد - نه ، فکر نکنم اینطور باشه -
به نظر من ، بهترین پلیسها ، تنها کسانی هستن
که در این مورد حرف میزنند
به نظر میرسه که خشم هرگز اونو به خودش راه نمیده
بیا ، ببین اینو داشته باش
توی خونه بدن سازه پیداش کردم
یه نسخه برای بالبینو بلازکز
یکم تحقیق کردم
یه سال پیش گزارش شده بود که گم شده
اما اون برامون یه سرنخ گذاشت
دیوید، به نظر میرسه که بلازکز ما استاد فیزیکـه و اون در حال کار با بروکسل
روی برنامه انرژی هوشمند اتحادیه اروپا هستش
نگاش کن
کوتوله لاغر مردنی - آره -
رنگ پوستش طبیعیه پس چرا اونجا خاکستری بود؟
حدس میزنم فقط قاتل این رو میدونه
قتل؟
اینو بهت میگم ، اگه این یه قتل نباشه من دوشس آلبا هستم
بروگوئرا
! اوه ، مرد
ببین کی اینجاست؟
تو چه مرگت شده؟
بیا اینجا ، گوز پیر فکر کردم بدون خداحافظی رفتی
من بغلت نمیکنم؟ - ... نه، گوش کن -
یه بغل بهم بده
بزار تو رو به دیوید والنتین معرفی کنم اون واقعا روی پرونده کار میکنه
تو کسی هستی که دل و روده هاش رو بالا آوارده وقتی که اون تپه گه رو دیده ، درسته؟
خودمـم - سعی نکن به من کمک کنی ، باشه؟ -
شرمنده ، قولی نمیدم
پس هروقت اومدی اینجا مطمئن شو که صبحونه نخورده باشی
امروز صبح هیکل یه دختر ۶ ساله رو گرفتیم
درسته ، فدریکو ؟
چند تا بچه بهش تجاوز کرده بودن تکه تکه اش کرده بودن
بعد سرش رو جدا کردن تا نزارن که بهمون بگه بقیه کجا هستن
قشنگه ، نه؟ و از اونجایی که اون یه بچه کوچیکه اون هرگز پا به زندان نخواهد گذاشت
سه سال توی زندان بوده و اون رفته بیرون چه دنیای زیبایی
خب، درباره بدن ساز ما چی میتونی بهمون بگی؟
! اوه
خیلی چیزا
اون طرف
خب بدنش یه "پینتا" که پرش از چیز های خوبه داره
اون یک مشت استروئید و هزاران ماده غیر قانونی دیگه
برای ساختن این جرم عضلانی مصرف میکرده
این علامتهای دراز رو میبینی؟
رشد ماهیچه به قدری سریع اتفاق افتاده که پوست ـش نتونسته جلوش رو بگیره
علت مرگ؟
فشرده شدن نای دراثر یه ضربه شدید
به نظر میاد وزنه درست اینجا بوده و مچ دستش منفجر شده
و وزنه رو هم انداخته و همچنین یه مقدار عضلانی داخلی داره
که به من میگه که اون در تمام مدت
این کارا رو انجام میداده
پس چرا اون خاکستری ـه؟
اولش ، من فکر میکردم که (این مساله در درجه اول از حالت پریتونیت(التهاب صفاق
یا فقدان قرار گرفتن در معرض نور خورشید ـه
اما بعد من این رنگدانههای پوستی رو پیدا کردم
که شامل یه فرآیند بسیار پیچیده و خاص هستن
... خب - صبر کن -
پس قاتل میخواسته که پوستش خاکستری بشه ، درسته؟
بینگو
کاسم ، میخوای بهم بگی چه غلطی داری میکنی؟
شروع شد - دوباره؟ -
عاشق لباس ـتم - از اینجا برو بیرون -
این روانی کیه؟ - رئیس ـت -
چی گفتی؟
در دانشگاه فارغالتحصیل شده بود و جوانترین رئیس بخش جنایی مادرید بود
چرا اینجوری لباس پوشیده؟
، شاید اوقات فراغتم وسط کاسپلی بودم
و جسیکا فلچر لعنتی هم کل روز منو خراب کرد
و شاید به این دلیله که من اینقدر عصبانی ام؟
خب ، کی به تو اطلاعات میده ، کاسم؟ ایبارا؟ بهم بگو
... خب، من فقط فکر کردم من باید به بازرس والنتین کمک کنم
تو توی کارت باز نشسته شدی - مجبورش کردی بازنشست بشه؟ -
این تجربه به من کمک میکنه تا به این کار سر و سامون بدم
فردا همه وسایلت رو جمع کن
روشنه؟ خب؟
و تو ، بزار یه کم انعام بهت بدم
من رئیس خوبی هستم ، درسته؟
ولی سعی نکن دکمههای منو فشار بدی چون ممکنه اشتباه کنی
خورخه
پسر ، وقتی غذا روی میز باشه تو واقعا باسنت رو تکون میدی ، نه؟
آه ، چرا پیژامه ـت رو پوشیدی؟ باید آشغالها رو ببری بیرون
این پیژامه نیست این یه لباسه
اوه ، باشه من اینو نمیدونستم
حداقل مثل تو مثل یه وکیل لباس نپوشیدم
مامان وقتی به ایستگاه رفتی چی گفت؟
کت و شلوار خودت رو بپوش و بیا بیرون" " و دنیا رو به مکانی بهتر تبدیل کن
این خیلی پیچیده هستش
اصلا هم اینطور نیست
و جاوی ازش خوشش اومد
، میدونم، بابا برادرم گریفیندور بود و من اسلیترین هستم
بهش عادت کن - حالا هر چی -
خیلی خب، میشه نون رو بدی به من ، لطفا؟
همینه ، خودشه
ادامه بده حله ادامه بده
... خوبه . حالا، یادت باشه
سمت چپ بعدش راست ، محکم بزنش
بله؟
نه ، من با دوستاش شام میخورم چرا؟
الان میام اونجا آدرسش چیه؟
مگه نگفتم تا وقتی رسیدم ، جسد رو تکون ندین
نه ، ما هیچ حرکتی نکردیم ، بازرس
ظاهرا این تختروان قسمتی از صحنه جرمـه
این دیگه چیه؟
حتی نمیدونم که به چی نگاه میکنم چه خبر شده؟
قربانی به جمع آورندگان توی اینترنت اسلحه میفروخته
به نظر میاد شامل زره ، کاتاناها و اینجور چیزا باشه
خب ، یکی یه مشتری ناراضی بود
چیزی برای من داری؟
یه تکه بریدهشده مجله که پشت گردن قربانی پیدا شده
آنالیزش کنین
No comments yet. Be the first to leave one.