أول 200 سطر.
« مـتـرجـمـیـن : محمدرضا و میثم موسویان » .:: MeysaM.UnicorN ، MRSH33::.
عزیزم ، فکر کنم داریم اشتباهی میریم
اشتباه میکنی عزیزم ، همین راهه
حالا میبینی که درست میگم
محکم بچسب عزیزم. داریم درست میریم
شارلوت ، نگاه کن
کی میتونه باشه؟
باید آرومتر برن. واسه اون جاده سرعتشون زیاده
سریع آلیسون. بچهها سریع
خوبید؟
پسر خوب
کسی آسیب دیده؟
رسیدیم
نه کسی آسیب ندیده
شارلوت ، مراقب باش
وایسا. اینجا ، بذار کمکت کنم
ممنون خانم
لطف کردی خودت رو به خطر انداختی - قابلی نداشت خانم -
این هیجانانگیزترین اتفاقی بود که بعد مدتها توی ویلینگدِن رخ داد
من خوبم ، ممنون خانم
رسیدیم. دقیق و روی برنامه
اوه چیزی نیست. هیچی نیست
قربان ، دستتون رو بدید بهم خونهمون همین نزدیکیهاست
ممنون خانم
چقدر مهربون. میبینم که دوستانی رو ملاقات کردیم
واقعاً لطفتون رو نشون میده
دنبال پزشک میگشتیم آقا
برای سندیتون
سندیتون یکی از فامیلاست ، قربان؟
نه ، نه ، یه جاییه
و عجب جایی هم هست
سندیتون بهزودی به یکی از بهترین تفریحگاههای ساحل جنوبی تبدیل میشه
خیلی مشتاقم ببینمش قربان
...و میبینی. من فقط
ممنون
عجب منظره فوقالعادهای
...میبینید ، خانم هِیوود
اینجا هتل هست ، مغازه
تراسهای جدیدی در اینجا
...قدمگاه ساحلی ، سالنهای اجتماع اینجا
قربان ، میخواید اونجا رقص راه بندازید؟
اولین مجلس رو هفته بعد برگزار میکنیم
همه اینا رو دارید میسازید؟ - بله -
خب ، باعث میشم که ساخته بشه
آقای هِیوود ، کالسکهمون تقریباً تعمیر شده
و اصرار میکنم که بیاید و بدون هیچ مطلعیای حال سندیتون رو ببرید
خیلی معذرت میخوام آقا من یه قانونی دارم
هیچوقت از پنج مایلی خونه دورتر نشو
آه ، ولی برای سندیتون ، آقا
برای سندیتون ، با وجود دلرباییاش باید استثناء قائل بشید
شوهر من خیلی مشتاقه
ایرادی نداره خانم ولی نمیتونه من رو وسوسه کنه
پس برای اینکه بتونیم لطفتون رو جبران کنیم یکی از دختراتون رو راهی کنید
بابا ، من برم؟ - شارلوت ، واقعاً که -
بیادبی دختر بزرگم رو ببخشید
آقای پارکر - نه اصلاً -
هیچی بیشتر باعث خوشحالیمون نمیشه معلومه که میتونه بیاد
هر چقدر بخواد میتونه بمونه مگه نه ، مری؟
آقا ، اگه اجازه بدید بسیار خوشحال میشیم
شارلوت
بله بابا - یه چند کلامی باهات صحبت دارم -
این تفریحگاههای ساحلی میتونن جاهای عجیبی بشن
هیچکس نمیدونه کی به کیه
از کجا میان
و میخوان چه کارهایی بکنن
به نظر میرسه...هیجانانگیز باشه
خب ، آره ، فکر میکنم باشه
...ولی
قوانین اخلاقی رو شل میگیرن و بعضی مواقع هم زیرپا گذاشته میشن
ولی اگه همراه آقا و خانم پارکر باشم اتفاق بدی واسم نمیفته ، مگه نه؟
...فقط
مراقب باش . همین
مراقب چی بابا؟
همهچی
خداحافظ شارلوت - خدافظ شارلوت -
مراقب باش - خدافظ -
خدافظ شارلوت ، بای
کمکم داریم نزدیک میشیم
تو هوا تغییری حس میکنی ، خانم هِیوود؟
هوای دریاست
از هر دوا و درمانی بهتره
و اونجا ، اونجا خود دریاست
اوه ، آره. میبینمش
باعث نمیشه روحت به پرواز دربیاد؟
تام ، نمیتونی انتظار داشته باشی که
شارلوت با یه نگاه اجمالی به دریا مثل خودت به وجد بیاد
چرتوپرتـه . شرط میبندم تا چند روز دیگه همچین عاشقش بشهها
واقعاً همینطوره خانم پارکر من باید همهجا رو میدیدم
الان داریم میریم سمت عمارت سندیتون
واسه دوشیزه دِنهامـه. یکی از بانوان بزرگ شهره
خیلی پولداره
.و مثل من ، در آینده سندیتون بسیار سهیمه در آیندهای نزدیک ، سندیتون
یکی از درجه یکترین تفریحگاههای ساحلی خواهد بود
میبینی ، از اینجا معلومه
عزیزم ، بریم یه سر بهش بزنیم؟
مشتاقم که دوشیزه هِیوود ملاقاتشون کنه
و درباره امور تجاری هم باید باهاشون صحبت کنم
قبل اینکه بریم بچههامون رو ببینیم ، تام؟
نه؟
خب ، شاید حق با توئه
البته مثل همیشه حق با توئه
خونه ترافالگار و بچهها
این تمدنه
ما اومدیم
حالتون خوب بوده؟ - آره -
بچهها
بابا اومده خونه - بابا ، خوشحالیم که به خونه اومدی -
دوشیزه هِیوود
اجازه بدید شما رو معرفی کنم به آلیسیا ، جنی ، هنری
و جیمز کوچولو
به دوشیزه هِیوود سلام کنید - سلام ، خوبید؟ -
خب ، بریم داخل
اول شما ، خانم هِیوود
مامان ، بیا تو بیا تو ، بیا تو
نقاشی سیدنی هستش برادر کوچیکترم
منتظرشیم که برای مراسم رقص از لندن پاشه بیاد
روی کمکش برای خوشگل کردن سندیتون حساب میکنیم
شغلشون چیه؟ - سوال خوبیه -
مرد کاره ، مرد تجارت
واردات ، صادرات اینجاست ، اونجاست ، و همهجاست
وقتی دیدیش خودت میتونی ازش بپرسی
شارلوت ، بذار اتاقت رو نشونت بدم
امیدوارم اینجا راحت باشی
ممنون
مطمئنم راحتم
قبلاً هیچوقت واسه خودم اتاق نداشتم
آماده که شدی واسه چایی بیا پایین
یه معلم سرخونه و مدرسهاش ، این همه چیزیه که تونستیم جمع کنیم؟
بقیه خونههای خالیمون چی میشن پس؟
خیلی زود همهشون رو میگیرن خانم دِنهام. قول میدم
آره همهش میگی ولی توسط کی؟
بهم قول دادی سریعاً پولی که سرمایهگذاری کردم بهم برمیگرده
بهتون قول میدم که مراسم رقص همهچیزو عوض میکنه
برادرم سیدنی داره دوستهاش که ارتباطات خوبی دارن رو با خودش میاره
وقتی اینور اونور از خوبیهای سندیتون بگن
ملت هجوم میارن سمتمون
با شناختی که از برادرت دارم چشمم آب نمیخوره
و اگه این مراسم رقص انقدر مهمه چرا واسه ساماندهیاش اینجا نبودی؟
به جاش راه افتادی دنبال دکتری که اصلاً بهش نیاز نداریم
و به جاش با چیزی جز پای پیچخورده برنگشتی
.و یه خانم جوان دیگه فایدهاش چیه؟
اینجا به اندازه کافی بانوان جوان داریم مگر اینکه همراهش پول بیاره
میاره؟
...دوشیزه هِیوود بسیار جذا - تام -
اوه
پس ، این خانم جوان ایشونه
بانو دِنهام ، دوشیزه شارلوت رو بهتون معرفی میکنم
احوالتون خوبه؟ - اوهوم -
خیلی خوب ، عزیزم
ندیمه بانو دِنهام ، دوشیزه کلارا برِرتون
روزتونبخیر - خب ، عالیه ، دختر سالمی به نظر میرسه -
از نظر قیافهای حالا همچین تعریفی نداره
بابات چیکارهست ، دوشیزه هِیوود؟
توی ویلینگدِن یه ملک کوچیک داره ، خانم
و فکر کنم روش کشاورزی میکنه
این چیزا دیگه جواب نمیده زمین دیگه مثل قبلاً نیست
صنعت و بازرگانی ، آینده اینه
واقعاً همینطوره
چندتا برادر و خواهر داری؟
یازدهتا ، خانم
11؟
اوه ، باید ازدواج هم بکنیها
و شکی نیست که تو رو فرستادن به سندیتون تا آیندهای واسه خودت پیدا کنی
نه اینطوری نیست خانم - ...بانو دِنهام -
چرت نگو. معلومه که واسه همین بوده
خجالت نداره که من خودم ازدواج خیلی خوبی داشتم
بچه دارید خانم؟
نه ، مستفیض نشدیم
آقای هری دِنهام پیر بودن و ضعیف از نظر سلامتی
...و حالا ، همونطور که میبینی
همه منتظرن که دار فانی رو وداع بگم
که بتونن پولم رو داشته باشن
تو به این چی میگی ، خانم هِیوود؟
اگر وارثی ندارید بانو دِنهام
فکر میکنم بتونید به هر کسی که دلتون خواست بدینش
کاملاً درسته باهوشی دوشیزه هِیوود
ولی تموم بستگانم فکر میکنن که سهمی ازش دارن
برِرتونها ، چون خودم برِرتون بودم
کلارا اونجا یکی از برِرتونهای بیشماره
بیپول مثل موش کلیسا
و بعد برادرزاده و خواهرزادههای آقای هری هم هستن
سِر ادوارد دِنهام و دوشیزه استر
همهشون امیدوارن با مرگ من به چیزهای خوبی برسن
ولی یه چیز رو فراموش کردن
و اون اینه که من اصلاً خیال مردن ندارم
پس توصیهام بهشون همه چیزیه که گیرشون میاد
برو و با دوشیزه کلارا بشین
آقای پارکر و من مسائل تجاری مهمی داریم که دربارهشون صحبت کنیم
نگرانم فکر کرده باشی که بانو دِنهام بیادبن
...ایشون خیلی
رک هستن - واقعاً هستن -
بسیار قدردانشون هستم که من رو با خودشون آوردن
بین خویشاوندان فقیر من فقیرترینم ، دوشیزه هِیوود
لطفاً شارلوت صدام کنید
و میشه منم شما رو کلارا صدا کنم؟
معلومه. از سندیتون خوشت اومده؟
خیلی
با اینکه چیزهای کمی ازش رو دیدم
میخوای بری دریا آبتنی؟
میخوام هر چیزی که اینجا هست رو امتحان کنم
No comments yet. Be the first to leave one.