أول 200 سطر.
خب، نکته اینه که برق داره...
...ترافیک...
سال نو چینی مبارک.
'هارد راک' 102.9.
آلوها، این 'بیگ تی رابرت' هستم، پخش زنده از ساحل 'وایکیکی'.
با کلی آهنگ کلاسیک و محبوب دیگه
بدون هیچ وقفهای.
خــدمـــه خرابــکــــار
زيرنويس از مهدي shine021
اون ژاکت منو دزدید!
این دیگه چی بود؟ همهاش همین بود؟
میتونین زنگو بزنین.
یا من براتون بزنم.
تکرار در 30 ثانیه. بپرین تو استخر.
چشم قربان!
-فرمانده 'هیل'. -زود باشین. برگردین تو استخر.
فرمانده 'هیل'، یه تماس دارین.
گفتن تماس بگیرین.
پلیسه، قربان.
تصادف بوده و فرار کرده؟
فردا یه کپی از گزارش پلیس و گواهی فوت رو میگیرین.
تسلیت میگم.
ممنونم.
پدر من یه قهرمانه.
تو شام درست میکنی.
-چشم. -داری منو اغوا میکنی؟
معلومه که آره. آدم گنده غذا میخواد.
کار میکنه؟
بعداً حرف میزنیم.
من چی درباره دویدن تو خونه گفتم؟
ببخشید بابا.
بله قربان.
قبل از اینکه یادم بره، 'لنی' فردا وقت دکتر دندون داره.
-میتونی 'کای' رو از فوتبال بیاری؟ -میتونم.
روزت چطور بود؟
خوب بود، مثل همیشه.
تمرینات آبی برای دانشجویان جدید.
نمیدونم چند نفرشون به درد بخورن.
تو درستشون میکنی.
آره، امیدوارم.
و 'والتر' بالاخره موفق شد خودشو بکشه.
تصادف و فرار. مجبور شدم تو سردخونه شناساییش کنم.
صبر کن، پدرت مرده؟
ترافیک اونجا افتضاحه.
همه جا ساخت و سازه. 45 دقیقه دیرتر رسیدم خونه.
متاسفم عزیزم. میخوای دربارهش حرف بزنی؟
نه، واقعاً.
به برادرت تو 'اوکلاهما' زنگ زدی؟
'جانی' هیچ وقت جواب منو نمیده.
براش پیغام بذار.
لعنتی. باک بنزین خالیه.
اون باید بدونه که پدرش مرده.
خب، من که 'جانی' رو میشناسم...
حتماً یه گندی زده که بدتر از این حرفاست.
لعنتی.
چه خبر شده؟
عزیزم! هی!
هی، خوشگله!
'والنتینا'! این چه وضعیه، عزیزم؟
هی. سلام. من رسیدم.
داری جمع میکنی، چون...
چرا همه چی تو ماشینه؟ کجا میخوای بری؟
اینجا چه خبره؟
خواهش میکنم با من حرف بزن، 'والنتینا'.
حالا میخواد حرف بزنه.
ما که همیشه داریم حرف میزنیم.
اوه، نه. من حرف میزنم و حرف میزنم و حرف میزنم.
ولی تو گوش نمیدی.
عجیبه.
من یه آدم بزرگم، 'جانی'. من یه بانک رو میچرخونم.
و تو فقط گند میزنی.
من یه پلیسم که یه روز خیلی تخمی رو گذرونده.
ببخشید دیر کردم. تو همینجوری عاشق من شدی.
همینجوری که هستم.
و تو هیچوقت عوض نمیشی.
باشه، لعنتی، قضیه اینه که...
قضیه سرِ گندِ مرزهاست.
متاسفم. به من نگاه کن، 'والنتینا'.
متاسفم.
من تو رو میفهمم و به حرفات گوش میدم.
درباره چی میخوای حرف بزنی؟
باشه.
من دارم میرم.
نه!
امروز چه روزیه؟
چهارشنبه.
تولدمه.
نه.
-متاسفم، 'شوشو'. -آره، جون عمت.
به من نگو 'شوشو'!
من به مردی که فقط ابراز تاسف میکنه نیازی ندارم.
بلکه به کسی نیاز دارم که باشه.
حتی وقتی هم که هستی، نیستی.
'والنتینا'. 'عشق من'.
من 'خیلی دوستت دارم.'.
خب...
-خیلی زیاد. خواهش میکنم. -باشه، 'جانی'.
منو میبخشی؟
جبرانش میکنم.
راستی امروز جمعهست.
من اسپانیایی بلد نیستم.
من اهل برزیلم.
ما پرتغالی حرف میزنیم.
تو احمق!
اونا خیلی شبیه همن.
پرتغالی، اسپانیایی مسته.
عزیزم!
لعنتی!
نه دوباره.
من خیلی حالم بده. لعنت بهش!
آره؟
جانی، سلام. لیلا هیل هستم.
باشه .
من زن جیمزم.
سلام، زن جیمز.
آره، یه جورایی عجیبه که همدیگه رو نمیشناسیم.
عجیبه.
گوش کن، پدرت، والتر...
متاسفانه فوت کرده.
حتماً خیلی وقته.
اون دیروز فوت کرد.
مراسم خاکسپاری فرداست. امیدواریم بیای.
میدونم خیلی وقته گذشته.
جیمز خودش نمیتونست زنگ بزنه؟
شما گذشته پیچیده ای پر از آسیب های مشترک دارین.
صدات شبیه روانشناس میمونه.
من روانشناس کودک هستم.
من بچه نیستم.
ده سال بدون جیمز
و 20 سال بدون هاوایی. خب، من خوبم، ممنون.
به نظر من که اینطور نیست.
من اینجا تو منطقه حفاظت شده یه پلیس محترم هستم،
و، میدونی،
'Eat, Pray, Love' رو خیلی برام توضیح دادن،
و چند تا کتاب صوتی که دوست دارم گوش بدم،
باید اونجا باشم، و برای اونا...
چه خبره؟
الو؟ جانی؟
شما اینجا رو اشتباه اومدین.
-اوه، لعنتی. -گندش بزنن.
هوپلا.
کارآگاه جانی هیل، شماره 26 خیابان 'Arrowwood'.
26... باشه، شما درست اومدین.
پدرت والتر یه بسته فرستاده. کجاست؟
والتر مرده، مرد.
تو هم به زودی میمیری، اگه بسته رو بهم ندی.
ما از بچگی با هم هیچ تماسی نداشتیم.
و اون هیچی برای من نمیفرسته، باشه؟ پس فقط گورتون رو گم کنین...
من نمیتونم با تماشاچی ها کنار بیام. عوضی های عجیب.
باشه، آروم باش. این خیلی تنده.
شمشیربازی.
خونسرد باش، مرد. باشه؟
آروم باش.
میدونی این چیه؟
یه اسب بد کشیده شده؟
-یه اژدها. -بیشتر شبیه یه اسب کپک زدهست.
یه اژدها، عوضی.
یه اژدهای عوضی؟
میدونی این یعنی چی؟
'یاکوزا'.
دقیقا.
و حتی یه احمق مثل تو هم میدونه که ما شکست ناپذیریم.
شماها اینجا رو دزدکی اومدین،
منو با شمشیر تهدید میکنین،
پس از نظر قانونی اجازه دارم هر دوتاتون رو بکشم.
بسته رو بیارین!
امروز واقعا روز بدی بود.
-دوست دختر رفت... -خفه شو.
...یه خانومی میگه،
-من عقده پدر دارم. -خفه شو.
-و حالا هم شماها. -خفه شو!
چه خبر، 'سوکو'؟
لعنتی. صبر کن.
هلیکوپتر.
لعنتی.
گند خورد.
گه، آره.
هی، پیرمرد. هی!
این... این مامانمه.
زیارتگاهشه. نه.
آره، تو کثافت.
'ممنون بابت هیچ چی'؟
حالا شد! وو...
گروه 'Wu-Tang' شکست ناپذیره!
آها.
این یه اژدهاست.
گورتو گم کن، 'والتر'.
پسرهای سندیکای آقای 'کی'.
مهمونای جالبی هستن.
'یاکوزا'، سندیکا.
'والتر' یه کارآگاه خصوصی بود. احتمالا یه خلافکار بوده.
هیچ مرزی وجود نداشت. واسه اون نه.
پس 'جانی' نیست؟
نه. سالهاست که خبری ازش نیست.
اون پدرشه. حتما میخواد اینجا باشه.
تو 'جانی' رو مثل من نمیشناسی.
تو اون رو اونقدر که فکر میکنی نمیشناسی.
پسرخاله!
-هی، 'نانی'. -خیلی دلم برات تنگ شده بود.
تو بزرگ شدی.
No comments yet. Be the first to leave one.