Beast Race

Beast Race (Corrida dos Bichos)

تنزيل الترجمة Farsi/persian

معلومات الإصدار

Beast Race 2026 1080p AMZN WEB-DL DUAL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX-persian
تعليق من shine021
رقابت درندگان

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-08-07
تنزيلات: 11
ضعاف السمع: No
FPS: 23.976

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 200 سطر.

زيرنويس از مهدي shine021

بازی حیوانات در سال ۱۸۹۲ در ریو دو ژانیرو ابداع شد

و خیلی زود غیرقانونی اعلام شد.

تلاش برای سرکوبش فقط باعث شد بیشتر گسترش پیدا کنه.

بعد از فاجعه بزرگ، هرج‌ومرج اجتماعی همه‌جا رو گرفت.

شهر تغییر کرد، ولی بازی خودش رو وفق داد و ادامه پیدا کرد.

حالا به شکل مسابقه‌ای بین انسان‌ها،

که مردم رو به بردگی می‌کشه و جیب نخبگان رو پر می‌کنه.

یک گروه در برابر این استثمار مقاومت می‌کنه،

قلمروها رو در اختیار می‌گیره و دامنه مقاومت رو گسترش می‌ده.

گاو به سمت پله‌ها می‌دوه، ولی اگه پاش بلغزه، کارش تمومه.

اسب تصمیم گرفته از کوچه‌ها و خیابون‌های اصلی بره.

مسیرش یه کم دورتره، ولی استقامتش رو می‌شناسیم.

در این دور سرنوشت‌ساز، رقابت داره داغ‌تر می‌شه.

ریو دو ژانیرو ۴۵ سال پس از فاجعه بزرگ

و خروس از راه می‌رسه، با سرعت روی ریل‌های آرکوس دا لاپا پیش می‌ره.

دو دور قبلی رو برده و می‌خواد قهرمان این فصل بشه.

بجنب، خروس. صدوبیست متر جلوتر، اولین راست. بجنب.

گاو، از خیابون رد شو و از اسب جلو بزن.

و این هم گاوِ بی‌بال، که با تمام سرعت دنبال اسب می‌ره.

بعد از تپه، یک رتبه جلو افتاده و اسب رو پشت سر گذاشته.

این حیوانات برای جونشون می‌دون.

صحنه تکان‌دهنده‌ست. وحشتناکه.

به هم撞یدن.

ولی گاو می‌خواد صدرنشین بشه.

بز رو از مسابقه حذف کن.

گاو بز رو از دور خارج کرد! چه تصادمی.

بز می‌تونه از این ضربه جون سالم به در ببره؟

خروس و گاو جلو افتادن.

شونه‌به‌شونه برای مقام اول می‌جنگن.

رقابت خیلی نزدیکه. هنوز معلوم نیست فینال به نفع کی تموم می‌شه.

و گروه از دریای خشک بوتافوگو عبور می‌کنه

تا دور محیط بچرخه و وارد مسیر نهایی بشه.

- اوضاع چطوره؟ - خروس همین الان از گاو جلو زد.

می‌دونه سرعته. ترجیح می‌ده تنها بدوه و درگیر نشه.

- بجنب، لعنتی! - بجنب!

هرکی درست شرط بسته، این بلیت خوش‌یمن رو محکم نگه داره.

اگه حیوانت برنده بشه، غذا و مشروب تضمینه.

هم به خانواده‌ت کمک می‌کنه، هم بدهی‌هات رو صاف می‌کنه.

ببر ماده هم رسید.

دیوانه‌وار می‌دوه. دنبال گوشت اسبه.

حیوانات به دیوار محیط نزدیک شدن.

حالا باید سه کیلومتر تا خط پایان رو طی کنن.

هیچ‌کس اون‌قدر دیوونه نیست که بخواد میان‌بُر بزنه.

اونجا با کسی شوخی ندارن.

تقریباً رسیدن. بجنبید.

هر حیوانی که وارد اونجا بشه، شکارش می‌کنن، دنبالش می‌افتن و قتل‌عامش می‌کنن.

اون‌ها مقاومتن. از ما متنفرن.

خروس زودتر به دیوار رسید.

گاو، خروس رو می‌بینی؟

خودت رو بهش برسون.

- فقط اون سر راهته. - ببین کی اینجاست. گاوه.

حذفش کن.

از دیوار استفاده کن.

گاو، خروس رو له‌ولورده کرد. محشره!

گاو دوباره اول شد.

خروس زیر دست‌وپا موند و حالا آخره.

اوضاعش خیلی خرابه.

همه ازت جلو زدن. آخری.

کمکم کن. باید برنده بشم.

- برو توی محدوده. - محدوده؟

تنها راه همینه.

همه حیوون‌ها دارن از پیچ رد می‌شن.

اگه از محدوده میان‌بُر بزنی، هنوز می‌تونی برنده بشی.

باشه.

خروس می‌خواد چیکار کنه؟

نه محدوده، لعنتی!

فایده نداره. رفته تو، کارش تمومه.

رفته توی محدودهٔ مرگ. اونجا دیگه خبری از بازی جوانمردانه نیست.

حیوون‌ها اونجا بدشانس‌ان.

لعنتی، رفتم تو. حالا کمکم کن.

خروس بیچاره به فنا رفت.

هر حیوونی بره اونجا، شکار می‌شه.

با شکارچی روبه‌رو بشی، می‌فهمی. از پس هر حیوونی برمیاد.

وثیقه‌ش کیه؟

- این پسره. - که همین حالاشم باخته.

وثیقهٔ خروس، خواهرزاده یا برادرزاده‌شه.

اگه ببازه، بچه رو می‌برن. بازم یه مادر باید با گریه بمونه.

می‌فرستنش ساحل جهنم.

به بردگی فروخته می‌شه و روحش به شیطان می‌رسه.

حیوون! حیوون وارد محدوده شده!

بدو، خروس! این خیلی خطرناکه.

از اون کوچه بپیچ چپ.

اونجاست!

خروس! ببین، اونجاست!

لعنتی، وارد شد. برو!

شکارچی دیده‌ت.

برو توی کوچه. بدو!

هیچ‌کس از شکارچی رد نمی‌شه.

خروس بیچاره به فنا رفت!

اون پهپاد رو بزن.

بدون سیگنال

خب، دیگه تمومه.

حیوون‌ها به خط پایان نزدیک شدن.

دو نفر اول یه ثروت برنده می‌شن و وثیقه‌شون رو نجات می‌دن.

گاو، اسب، ببر ماده و بز برای جایزه‌ای که زندگی‌شون رو عوض می‌کنه می‌دون.

گاو داخل مجتمع انگار از همین حالا می‌دونه قراره برای سومین بار قهرمان بشه.

گوساله‌ها رو ول کنید، بچه‌ها! این یکی دیگه مال گاوه.

یالا! برو!

برو، گاو!

نفر اول: گاو - زمان ۴۸:۱۱:۶۸ ۲ برد - ۲ باخت

مسابقهٔ هیولاها

مگه دیوونه‌ای؟ این دیگه نامردیه!

لعنتی! ای بابا.

تموم شد داداش. تموم شد.

من دوتا بچه دارم. به اونا فکر کن.

باید قبل از این بهشون فکر می‌کردی.

تو خرجشون رو می‌دی؟

اون گروگانت چی؟ ارزشش رو نداره؟

بیارش، ولی دردسر درست نکن!

بردی.

بریم.

اونایی که روی خروس شرط بسته بودن، باختن،

ولی بازندهٔ واقعی گروگانش بود.

آدم‌های بی‌گناه زیادی از دست رفتن. توی ساحل جهنم به بردگی گرفته شدن.

موش آزمایشگاهیِ آزمایشگاه‌های ژنتیک شدن.

پِریمتر این بازی رو زمین می‌زنه.

و همه‌تون هم باهاش سقوط می‌کنید.

همینه، رفقا! فصل تموم شد.

از بیست نفری که شروع کردن تا پنج فینالیست،

دیدیم که توی اون پیست جنگلی‌شکل، در چهار دور با هم جنگیدن.

و بول یک فصل دیگه هم قهرمان شد.

از چهار دور، دو تاش رو برد و همه‌چی رو مال خودش کرد.

دمت گرم رفیق. یکی دیگه.

بذار گروگانت رو تحویل بگیرم.

اینجان.

با شماها بدرفتاری می‌شه.

این دیگه چه ماشین کوفتیه؟

به خانواده‌ات سلام برسون.

اول: بول دوم: هورس

بول سه‌بار قهرمان شده. فقط خروس نتونست دوام بیاره.

ولی بازی همینه.

من دیوینا هستم، هیولاهای عزیز.

صدای برنامه برای شرط‌بندها.

غیرقانونیه، بی‌رحمانه‌ست، ولی مردم همین رو می‌خوان.

فصل بعد، خودم توی پیستم.

و اوضاع بهتر می‌شه. باشه؟

بازم اشتباه شرط بستی، بابا؟

آره.

به‌زودی همه‌تون روی من شرط می‌بندید.

یادتون باشه. فراموش نکنید.

هی! ماشین رو بیارید این حیوان رو ببریم درمانگاه.

یکی دیگه، هان؟

تبریک.

عجب سلبریتی‌ای شدی، رفیق.

اون مرغ چی؟

گروگان اون کیه؟

خواهرزاده‌اش.

- ولش کن! بجنب! - مامان!

این بچه تازه هجده سالشه، افتاده دست اون باند.

نه!

شماها می‌خواین چیکار کنین؟ ببرینش درمانگاه؟

از کی تا حالا این شده مشکل تو؟

پیراهنت رو دربیار.

یالا، درش بیار.

بجنب.

یه فرصت گیرمون اومده و فقط شما دوتا نمی‌بینینش.

اونم حالا که بازار پوست حسابی رونق گرفته.

این یکی اینجا پول پارو می‌کنه.

یه حیوان مثل این، با همچین سابقه‌ای... نگاش کن، یه ثروت می‌ارزه.

- پول برای امنیت محیط. - از فروش پوست آدم‌ها.

تو مریضی، سیناترا.

تو اصلاً نمی‌فهمی اینجا چه خبره؟

اگه هنوز نفهمیدی، گمشو. برو خودتو بنداز توی دریاچه.

- گل کوچولو، ما هردومون یه چیز می‌خوایم. - آره؟

فقط سر روشش با هم اختلاف داریم.

یادت نره من اینجا به دنیا اومدم، ای صلح‌طلب.

من یه موجود کثیف کوچولو نیستم که یه حیوان بزرگش کرده باشه.

راه بیفت.

سیرک تموم شد. راه بیفت.

- چی شده، دالوا؟ - تعلیقم کردن.

اون حروم‌زاده، عوضی.

آخرش این کار لعنتی رو از دست می‌دم، مانو.

واقعاً دیگه نمی‌کشم.

یه راهی پیدا می‌کنیم.

- باکو چطوره؟ - همون‌طوره.

راستش، بدتره.

بیشتر مشروب می‌خوره، پولی رو خرج می‌کنه که نداریم.

- شرط‌بندی هم می‌کنه؟ - آره.

- بیا بریم. - چرا این فاضلاب رو دوست داری؟

بهتره توی سایه بمونیم.

به‌عنوان شکارچی حیوانات، من خیلی محبوب ریو نیستم.

کاش اون موقع زندگی می‌کردم.

قشنگه.

ولی همه‌شون توی فاجعهٔ بزرگ مردن.

خوش‌شانسیم که اینجاییم.

خوش‌شانس؟ با این همه بدبختی؟

این چیه؟

ستارهٔ مسابقهٔ نهایی.

امضا می‌خوام.

دالوا.

بزرگ شدی.

اوج مسابقه اون‌جایی بود که روستر رو از دور خارج کردی.

من همیشه برای کمک هستم.

باید عصبانی باشم، مگه نه؟

هر روز یه عالمه بچه میان که می‌خوان مسابقه بدن.

ولی پیدا کردن یه حیوان خوب که بتونه اون بیرون هفت‌هشت کیلومتر دوام بیاره، سخته.

روستر یکی از همونا بود، ولی اولین حیوانی نیست که از دور خارجش کردی.

و آخری هم نخواهد بود.

برنامه‌ت چیه؟

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left