أول 200 سطر.
[[سالن دوروثی چندلر پاویون، لس آنجلس، کالیفرنیا، ۱۹۷۸
- پاولین. سلام، ادام فریمن هستم - آه
خیلی از دیدنت خوشبختم - از دیدنت خوشبختم. اگه میخوای رویِ -
این صندلی بشین، ما آمادهایم - هممم -
بازم ممنون که اینکارو میکنی - با کمال میل -
...واقعا قدردانتیم، بیشتر از
یکی دو ساعت طول نمیکشه، اگه اشکالی نداره
فقط یکم
کار کردن برای باب
احساسی مثل پادری بودن داشت
فقط، میدونی، از اون پادریها
که همه خونه رو سرپا نگه داشته
...امم، همون موقع
با یه دلال وثیقه املاک خوشمشرب آشنا شده بودم
اسمش هاوارد بود، با خودم میگفتم
"چی میشه اگه همراه هاوارد برم پانیکِ ایالت میشیگان
و سعی کنم از زندگی "خانهداری بیدغدغه لذت ببرم؟
ولی توی مطبوعات آزاد
راجع به یه نفر تو دیترویت خوندم
که از استشهاد کهنهسربازها در مورد جنایات جنگی فیلم میگیره
پس همینجوری رفتم
پرسیدم میتونم سر صحنه کمکی بکنم
درحالیکه نمیدونستم برای من
فرصتهای خیلی بیشتری در مستند وجود داره
تا فیلمهای سینمایی هالیوود
چطور دوباره با جُون کراوفرد ارتباط برقرار کردین؟
تو فرودگاه لاگواردیای نیویورک بهش برخوردم
یه لباس صورتی کمرنگ پوشیده بود
و یه کرمپودر خیلی سفید زده بود
و با یه ویلچر داخلِ فرودگاه میبردنش
ساق پاش شکسته بود مست بود، تنها بود
و به یاد همه مشکلاتی که از سر گذروندیم
وقتی بازوش رو لمس کردم، گریه کرد
"بهم گفت "دوست قدیمی
و ازم خواست برم منهتن دیدنش
بنظر میومد خیلی مطرود شده
[[نیویورک، 1969
"نه، "راز
"ایزی رایدر"
میدونی، اونی که بازیگرش
مثل رئیسهای قبیله سرخپوستی لباس قیطونی پوشیده
و این جک نیکلسون یکم چشماش چپ نیست؟
!اوه! آخ
تو یه تنگنای مشابه قرار گرفتیم
وقتی فرود اومدیم تا سربازهای زخمی رو سوار کنیم
...اتفاقی که همیشه تو ویتنام
وقتی حواس هواپیمارباها پرت شد
...دو تا گروگان از در عقب فرار کردن
رقصیدن رو دوست نداری؟
نه، نه با غریبهها
اصلا؟ - اصلا -
خیلی ممنون
حرفشم نزن
کارل، جُون کراوفردم
خیلی متاسفم
ولی نمیتونم امروز برای نهار ببینمت
نه
لطفا عذرمو بپذیر. ممنون
!ببین
اینجا خونه جدیدته
آره
آره
من بصورت پارهوقت
در خدمتت هستم
شاهزاده لوتوس بلاسم (شکوفه نیلوفر آبی)
این ماماسیتا ست
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تـرجـمه از محــمد mr67
« دشــمــنــی: بتــی و جُــون »
...به مادرم گفتم، جُون کراوفرد بزرگ
امروز وقت ویزیت داره
ازم قول گرفت بپرسم
کِی دوباره با بتی دیویس همکاری میکنی
درد داره
آره، عفونتها خیلی جدیان
و اونجور که من شمردم شش تا از دندونهای آسیابت رو از دست دادی؟
کشیدم
چجور دندونپزشک قرون وسطاییای
شش تا دندون رو بدون اینکه بجاش ایمپلنت بذاره، میکشه؟
وقتی ۲۳ سالم بود اینکارو کردم
"بهش میگن "قوس
وقتی دندونهای عقب رو برمیداری
گونههات با زاویه برازندهتری انحنا پیدا میکنند
مگه دیوونهای که همچین کاری کردی؟
مدیر برنامههام بهم گفت اگه میخوام بعد از ۲۵ سالگی کار کنم
باید روی استخوان گونههام سرمایهگذاری کنم
اگه نتونی نورُ مال خود کنی نمیتونی چشمهاشونو مال خود کنی
پس منم اینکارو کردم عمل غیر متعارفی نبود
منجر به از بین رفتنِ استخوانبندی هم شده
تقریبا هیچی نیست که بقیهی دندونهاتو سرجاش نگه داره
خب، میدونی درباره ستارهها چی میگن
مثل درخت کریسمس میمونن
وقتی چراغهاشون خاموش میشه
میشینی و افتادن برگهای سوزنیشون رو تماشا میکنی
میفرستمت پیش یه متخصص لثه
تا روی عفونتها جراحی کنه
و برای درد هم داروست رو تجویز میکنم
ولی مشکلاتت خیلی بیشتر میشن
مگر اینکه به صدمات دیگه رسیدگی کنیم
روکشهای قدیمی، دندونهایی که دارن به سمت جاهای خالی کشیده میشن
میخوام دندون مصنوعی برات بذارم
دندون مصنوعی - اوهوم -
نه
اگه مجبور بشم، جراحی میکنم
ولی دندون مصنوعی هرگز
ترجیح میدم با آب دهانم خون بیاد بیرون
تا اینکه شکل مارتا ری بشم [[بازیگری طنز که لقب دهانگنده داشت
خانم کراوفرد، تو این سن
شما بیشتر باید نگران سلامتیـتون باشید
تا اینکه خوشعکس باشید
زمانی دیگه نگران قیافهام نمیشم
که بدنم رو توی فرمالدئید خوابوندن [مادهای که برای جلوگیری از فساد [سریع، مُرده را در آن میخوابانند
خانم جُون
وقت بیدار شدنه
پاشو، پاشو، پاشو
مدیربرنامههاتون زنگ زد
میخواد امشب باهاتون ملاقاتی داشته باشه
استن؟
چند ماهه که باهاش حرف نزدم
پیوند گمشده؟
یه فیلم درجه ب است. بهشون گفتم شما علاقهای به اینجور فیلمها ندارید [[نوعی فیلم تجاری که با بودجه کم ساخته میشود
خب، چه نقشی رو بازی میکنم؟
نقش یک انسانشناس رو بازی میکنید
که یه غارنشین رو کشف کرده
که هزاران سال در یخ محفوظ مونده
یه دانشمند؟
اوه، رویای بازی تو نقش مادام کوری رو داشتم
وقتی تو استدیو امجیام بودم
به لوئی التماس کردم ...که اون نقشو بهم بده، ولی
ولی این خیلی با اون فرق میکنه، جُون
این امجیام نیست
بیشتر شبیه فیلمهای وحشت کمپانی هَمره [کمپانی انگلیسی که بیشتر برای فیلمهای وحشت [گوتیک که از اواسط دهه ۵۰ تا ۷۰ میساخت، میشناسند
من توصیه میکنم اینکارو نکنی
بازی میکنم
جُون
...ببین، استن
من باید کار کنم
و اگه اجرای خوبی
تو یه فیلم مستقل
...ارائه بدم
منظورم اینه، میدونی که آکادمی چقدر دوست داره
همچین بازگشتهایی رو تشویق کنه
خیلی پول زیادی نمیدن
حقوق کم رو میپذیرم
ولی هزینه سفرِ خدمتکارمو میدن؟
نه متاسفانه
هم
خب، یه ماجراجویی میشه
خب، بیا راجع به مورد دیگه که یه پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه
از انتشارات سایمون و شوستره، حرف بزنیم
یه کتاب پندهای سبک زندگی برای خانمها
جُون کراوفرد چطور کارهای خونه رو انجام میده؟
چطور یه مهمونی شام برگزار میکنه؟
چطور از اون پاهای مشهورش مراقبت میکنه؟
هنوز برای همچین چیزی
خریدار هست؟
البته که هست، جُون
تو یه تمثالی
برات پیشرفتهترین ضبط رو میگیریم
میتونی ایدههات رو ضبط کنی
یه نفرو استخدام میکنیم که تایپشون کنه
و اگه کتاب فرضا پرفروش بشه
یه فرصت برندسازی عظیمه
وسایل سفرِ جُون کراوفرد
ظرفهای غذاخوری جُون کراوفرد
کاورهای پلاستیکی اثاث منزلِ جُون کراوفرد
دوست دارم همچین کاری بکنم
[[لندن، 1969
اوه، ببخشید
جُون کراوفرد
6400کیلومتر دور از خونه
ولی انگار از صفحاتِ
مجله مککال اومدی بیرون [ماهنامهای زنانه که در قرنِ [بیستم بسیار محبوب بود
فردی فرنسیس هستم، کارگردان فیلم
اوه
قیافهام بهم ریخته نیست؟
میدونی، ماشین اصلا برای بردنِ
من به هتل نیومد
پس مجبور شدم تاکسی بگیرم
تا منو مستقیما از فرودگاه بیاره اینجا
معذرت میخوام، هنوز داریم تولید کوچیکمون رو
سر پا میکنیم
ولی مطمئن باشید
تراگ" فیلم درجهیکی میشه"
تراگ؟ تراگ چیه؟
اوه، از تراگلودایت (غارنشین) گرفته شده
تراگ" اسم فیلمه"
فکر میکردم اسم فیلم "پیوند گمشده" است
عوضش کردیم تا تو پوسترها بیشتر به چشم بیاد
"تصور کن "تــــراگ
و اون چیه؟
اوه بازیگر مقابلت
تراگ
ولی اون که اصلا روی دستهاش یا
پاهاش مو نداره
خب، شما دوتا یه میز گریم مشترک دارین
پس احتمالا میتونید قیافهاش رو اصلاح کنید
منظورتون اینه که من یه اتاق لباس شخصی ندارم؟
خب، بودجهمون واقعا اجازهی همچین ولخرجیهایی رو نمیده
و وقتی لوکیشنمون بیرونه
No comments yet. Be the first to leave one.