أول 200 سطر.
...برایِ هر چیزی یک دلیل ،و برایِ هر هدف
. یک زمانی وجود داره
...دنیا باید کشفِ منو متوجه بشه
. و این خیلی مهمه
...چاپِ کتاب در دانشگاه یه چیزیه
...و ترک کردنِ همه چیز در زندگیت ،و رفتن دنبالِ
. تئوریهایِ احمقانه ،یه چیزِ دیگه
زمین با سرعتِ1000 مایل در ساعت ،به دورِ ... خودش می چرخه
همچنان که ما نا امیدانه در حالِ فرار کردن . از خودمون هستید
مثلِ اولین سُرخیِ زمستان که نویدِ . یک مهاجرتِ بزرگ رو میده
آیا هشداری برایِ رسیدنِ اونا وجود داره ؟
. اون یه اسم داره: جسیکا
آیا نشانه ای هست این زنجیره رو به حرکت دربیاره ؟
. این لحظه ایه که در انتظارش بودی
آیا این حرف حقیقت داره ؟
. اون شخصی باش که ما نیاز داریم
. زنده موندن. فرزند خواندگی
. فرار
...و اگر بتونیم اون لحظه خاص رو علامتگذاری کنیم
...اولین بخش از اعلامِ خطر رو انجام دادیم
من یه نوارِ گفتگو بینِ پدرم و مَردی به اسمِ . سایلار پیدا کردم
. سلام چاندرا ،تو منو به این راه کشوندی
آیا شخصِ متفاوتی بودیم ؟
آیا میشه متوقفش کرد ؟
...تو کمکم کردی تا استعدادم رو
. کشف کنم
یا آیا مرگ ،مدتها قبل طرح ریزی شده ؟
...و اگر میشد به عقب برگردیم
...که مسیر رو تغییر بدیم
می تونستیم از وقوعِ اتفاق جلوگیری کنیم ؟
. اسمِ من هیرو ناکامورائه
. اومدم تا زندگیت رو نجات بدم
. هی ،چارلی
. چارلی بیا اینجا و شمعها رو فوت کن
. یه لحظه صبر کن ،باشه ؟می خوام یه آرزو بکنم
. زود باش بیا
. خواهش می کنم گوش کن
. خیلی مهمه
. بگید چیز
می تونم کمکت کنم ؟
. امیدوارم ،آقایِ گِرِی
. می تونم تعمیرش کنم
. ساعتم خراب نیست
. البته که خرابه
. فنر کوکِش گم شده
. ساعتِ شما دو ثانیه عقب میفته
از کجا فهمیدی ؟
...این یه استعدادیه که من دارم
. می دونم قطعات چطوری کار می کنن
. به نظر پیچیده میاد
...بدنه اش که استاندارده
. ولی قطعاتِ داخلیش ،آلمانیه
. سالِ1917
. هفت ساله که دارم رویِ این ساعتها کار می کنم
پولش چقدر میشه ؟
. خواهش می کنم
. مهم نیست
. تو به خاطرِ ساعت به اینجا نیومدی
. اومدم تا پیدات کنم ،گابریِل
. اسمم چاندرا سورِشه. پزشکِ رشته ژنتیک هستم
. یه تئوری درباره تکاملِ انسانها دارم
...و معتقدم که تو
. عضوی از این تئوری هستی
. اینو مطالعه کن
اگه دوست داشتی بیشتر باهام حرف بزنی ، . شماره تلفن و آدرسم رو داخلش نوشتم
. گواهینامه و کارتِ ماشین
. اوه ،این ماشینِ من نیست. اونو دزدیدم
ممکنه عینکتون رو بردارید ؟
. ازتون می خوام که از ماشین پیاده شید
. نه ،اینجوری راحت تر هستم
. من به شما پیشنهاد ندادم
. خوب ،من یه پیشنهاد میدم
...بهتره برگردی تویِ ماشینت
. و پیراشکی بخوری
شما پلیسها این کار رو خیلی دوست دارید ،درسته ؟
. گفتم از ماشین پیاده شو ،همین حالا
فکر کنم واقعا دوست داشته باشی . که پیراشکی بخوری
. یه پیشرفتِ بزرگ بوجود اومده
...لوری ترامِل
. از تشویقِ تیمِ فوتبال کنار رفت
کی به تو گفت ؟
. اعضایِ تیمِ فوتبال
. به هر حال اون استعفا داد
...لباسش رو تحویل داد
من عضو شدم ؟داری شوخی می کنی ؟
. کلیر ،سرنوشت داره صدات می کنه
بیا ،امتحانش کن. تو می تونی مدل بشی . و من ازت عکس بگیرم
. ما می تونیم از این اتفاق خوشحال بشیم
یعنی جشن بگیریم ؟
. بعدا می پوشمش
خیلی خوب ،بعضی دخترها نمی تونن ... برایِ پوشیدنِ این لباس صبر کنن
. غیر از لوری ترامل که این لباس رو درآورد
چرا این حرف رو میزنی ؟
خیلی خوب ،اول آوردمش پیش تو ،حالا اگر ... دوست نداری بپوشی
کریستی چان ،برایِ این موقعیت ، . آب دهانش داره میریزه
. اونو می خوام ،بده به من
. پس بهم نشون بده
. یه کمی اشتیاق نشون بده
. ولی من آب دهانم سرازیر نمیشه
. پس بهم ثابت کن می خوای ،کلیر
. ثابت کن
. اوه ،خدایِ من
شما دخترها چکار می کردید ؟
. احتیاج به بخیه داره
. اونو به بیمارستان میبرم
. جکی ،عزیزم ،کیفم رو بیار. بریم
. زود باش ،زود باش
آقایِ بِنِت ؟- . بله -
. اسمِ من چاندرا سورِشه
. می خوام درباره دخترت ،کلیر ،صحبت کنم
. نه ،نه
. من از آینده اومدم
. فردا سرِ کار نرو
...خیلی ،خیلی
. دیروز که بارون نمیومد
. بارونهایِ ماهِ آپریله
. تمامِ هفته ،هوا طوفانی بود
. آپریل ؟نه ،نه ،اُکتُبر
. نه ،بیست و چهارمِ آپریل. امروز سالگردِ تولدِ منه
شش ماه ؟
. باید برگردم
اگر دوباره تلپورت کنم ،امکان داره . سر از جایِ دیگه در بیارم
. امکان داره غذایِ دایناسورها بشم
. من گیر کردم
کیکِ تولد می خوری ؟
. تولدت مبارک
. سلام ،اسمِ من نیکیه
. و یه الکلی هستم
. سلام ،نیکی
. الان ،یک ساله که پاکم
. ساگردت مبارک
. هفته ای60 ساعت کار می کنم
. از بویِ سیگار متنفرم
. یه پسری دارم که خیلی باهوشه
شوهرم نمی تونه کار پیدا کنه چونکه هیچکسی . به یک سابقه دار ،کار نمیده
. سقفِ خونه ام شکاف برداشته
. احساسِ خستگی می کنم
. و اینکه خیلی تنها هستم
چرا اومدی اینجا ؟
. نمی خوام یکسالِ دیگه بدونِ تو زندگی کنم ،نیکول
. خواستِ من نبود که از زندگیت بیرون برم
. خودت باعث شدی
. می دونم چه احساسی نسبت به من داری
. و خدا می دونه مستحقش هستم
. من خیلی بهت بدی کردم و با همه همینجور بودم
. تو بدی نکردی ،فقط پیشم نبودی
. وقتی حضور نداشته باشی ،نمی تونی بدی کنی
. خودت هم می دونی ،الان ازدواج کردم
...شنیدم. ببین ،نیکول
. می خوام بعضی وقتها ببینمش
. می خوام داماد و نوه ام رو ببینم
. و تو رو
. مطمئن نیستم که بخوام در حالِ حاضر تو رو ببینم
سلام ،چه خبر ؟
. کفشهایِ سایزِ ده و نیم
تنها دلیلی که می خواستم پرستار بشم ، ... اینه که دوست دارم از این کفشها بپوشم
. خیلی ممنونم - . خواهش می کنم -
نوشیدنی دارید ؟- . آره ،اونجاست -
. من بهش گفتم که برات جالبه - . می دونم -
. سلام ،مامان - . سلام ،عزیزم -
. چطوری ؟بیا داخل - . خوبم -
. پدرت بهت افتخار می کنه
. و نتونست بیاد - . خوب ،اون یه قرارِ ملاقات داشت -
...با آقایِ لیندرمن در آتلانتیک
...گوش کن ،من این کار رو بدونِ کمکِ اون
. و بدونِ پولش انجام دادم
متوجهی ؟فکر کنم بهتر باشه بدونِ اون . جشن بگیریم
. من همیشه می خواستم یه پرستار باشم
. شغلِ محبوبیه - . ممنونم ،مامان -
پیتر ،آیا برایِ خودت ،تخصص انتخاب کردی ؟
. دارم به مراقبت از بیماران فکر می کنم
مراقبت از آدمهایِ مُرده ؟
. اونا مُرده نیستن
. در حالِ مرگ هستن
. و فکر می کنم شغلِ خیلی خوبیه
. ممنونم
پولش چقدره ؟
. عزیزم
...میرم یه تماس بگیرم و وقتی برگشتم
. با من برقص
چی شده ؟
بازپرسِ بخشِ قضایی ،ازم خواسته لیندرمن رو . تحتِ پیگردِ قانونی قرار بدم
. اون ،بزرگترین مُوکلِ پدره
بازپرسِ بخشِ قضایی فکر می کنه لیندرمن ... کارهایِ غیرِ قانونی انجام میده
. اگر بتونم اونو زمین بزنم ،امپراطوریش خراب میشه
...اگر اون کار رو بکنی
. پدر هم زمین می خوره
...تو قبلا می گفتی
...اون ،جنایتکاریه که
. از جنایتکارانِ دیگه ،محافظت می کنه
. وقتشه که یه تغییراتی بوجود بیاد
...و این لکه ننگ رو
. اون هنوز پدرِ ماست
. مهم نیست اون چکار کرده
...اگه بری دنبالش
. هرگز خودت رو نمی بخشی
. هرگز
. زود باشید ،خوش تیپ ها
اینو میشه برام نگه داری ؟- . آره -
ممکنه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.