أول 200 سطر.
سالن تشریح
زيرنويس از مهدي shine021
آقا، کمکم کن!
کمکم کن، لطفا!
الو، جون؟ چیه؟
جون!
جون!
سلام.
بله.
باشه. من میام.
من خوبم. خودم می تونم بیام.
سه ساعت پیش رسیدم، ولی مشکلی نیست.
بله. الان.
شب بخیر، قربان.
مرکز آزمایشگاه پزشکی قانونی
اون اینجاست.
متاسفم این وقت شب مزاحمتون شدم، رئیس.
چه خبر شده؟
احتمالا دزدی.
داریم بررسی می کنیم چی گم شده.
درسته. مالزی چطور بود؟
مثل همیشه.
یه سری به دخترم زدم.
فکر کردم رفتی پکانبارو.
نه.
از این طرف.
ببخشید، رئیس.
اسم نگهبان علیم سوجیوئه. فقط سه هفته است که اینجا کار می کنه.
این ساختمان ساعت 8:00 شب بسته می شه.
اون حدود ساعت نه و نیم طبقه همکف رو چک کرد.
قبل از حادثه،
با رئیس حراست تماس گرفت و کمک خواست.
صداش وحشت زده بود.
نتونست چیزی توضیح بده.
بعدش صدای شکستن شیشه رو شنیدم.
اون تنها بود؟
بله، رئیس. فقط یه نگهبان شیفت شب کار می کنه.
برای یه آزمایشگاه به این مهمی مثل پزشکی قانونی...
فقط یه نگهبان؟
چه بی احتیاطی.
دزدی یا وسایل گمشده ای بوده؟
تا حالا که نه. به جز یکی.
یکی از جسدها گم شده، رئیس.
جسد یه خانم ناپدید شده. 'سوفیا آرینی'.
علت مرگ، ایست قلبی. هنوز کالبد شکافی نشده.
مسئولش کی بوده؟
دکتر نادیا، رئیس. فقط همون.
باهاش تماس گرفتیم.
برچسب انگشت پا - متوفی 'سوفیا آرینی' - 50 - زن
همه دوربین ها خاموشه به جز یکی. چرا؟
شاید خرابکاری کرده.
یا شاید یکی داره باهامون بازی می کنه.
یعنی یه گروه دزد اومدن اون جسد رو بردارن.
مطمئنی کسی اینجا رو نشکسته؟
بله قربان. ما فقط یه مشکل داریم.
نتونستیم وارد اتاق کنترل بشیم چون رمز عبور عوض شده بود.
رئیس، تیم پزشکی قانونی اینجاست.
برو ببینشون.
چشم، رئیس.
جولی.
جزئیات رو بهم بده.
کی گم شده؟
'سوفیا آرینی'.
پنجاه ساله، همسر 'جفری آدام'.
بچه نداره. تازه از یه سفر کاری از برلین
برگشته بود که مرده پیدا شد.
یه زن فوق العاده.
شماره شناسایی - نام - آدرس شغل - جنسیت
قوی باش، 'جف'.
همه دلتنگ سوفیا هستیم.
باید بریم.
برو یه کم استراحت کن.
عزیزم، اینجا چیکار می کنی؟
دلم برات تنگ شده، عزیزم.
همیشه می تونی بهم زنگ بزنی.
چی؟
همیشه می تونی بهم زنگ بزنی.
اونجا راحت نیستم.
از این همه گریه الکی خسته شدم.
آره، می دونم. ولی...
ولی اگه کسی متوجه بشه که تو داری میای اینجا چی؟
کسی متوجه نمیشه. مطمئن شدم همه چی مرتبه.
قسم می خورم.
بیا اینجا.
چی شده؟
هی.
من این کارو برات کردم.
برای ما.
حالا دیگه امنیت داریم.
می تونیم آشکارا با هم باشیم.
خودتو سرزنش نکن.
باشه.
تشنمه. میشه برام یه نوشیدنی بیاری؟
یه لحظه.
جواب نمیدی؟
فقط یکی داره تسلیت میگه.
این وقت شب؟
الو. بله.
بله، صحبت می کنم.
اوه، درسته.
در مورد اون.
من همه رو به همکارتون امروز گفتم.
ناپدید شد؟
منظورت از ناپدید شد چیه؟
البته.
باشه، من میام.
باشه.
کی بود؟
پلیس.
چی می خوان؟
گفتن جسد 'سوفیا' از سالن تشریح گم شده.
اون واقعا مرده، درسته؟
آره، اون... اون مرده، عزیزم.
مطمئنی؟
آره. کاملا.
خودم این کارو کردم. مطمئن شدم جواب میده.
پس چطور ممکنه گم شده باشه؟
عزیزم.
نرو.
اگه شک کنن و ازت سوال بپرسن چی؟
دکتر گفته حمله قلبی بوده.
یه مرگ طبیعی. جای نگرانی نیست.
مسئله اینه که،
اگه نرم،
واقعا بهم شک می کنن.
شب بخیر.
ببخشید این وقت شب مزاحمتون شدم.
چطور جسد زنم گم شد؟
اولین فرضیه ما اینه که،
یکی جسد زنتون رو دزدیده.
اینجا مرکز پزشکی قانونی پلیسه.
اینجا امنیت نداره؟
مراقبت 24 ساعته.
با دوربین های کامل.
عجیبه که همشون خاموشن.
نگهبان ترسیده و به آی سی یو بردنش.
انگار مرده متحرک دیده.
- پس دلیلی نداره؟ - چرا، داره.
دزد احتمالا عضو باند قاچاق اعضائه.
یا جادوی سیاه کردن.
ولی اگه اولی باشه، باید بیشتر می دزدیدن.
زنتون دشمن داشت؟
فکر نکنم.
ولی اون...
بزرگترین شرکت داروسازی رو داشت.
پس حتما رقیب داشته.
من رک و پوست کنده میگم.
تو کار و کاسبی، بدون شک همینطوره.
خیلی شرکت ها سعی کردن از ما کپی کنن.
ولی دشمن...
مخصوصا کسی که جسدش رو بدزده...
فکر نکنم.
تو چطور؟
تو دشمن داری؟
کسی که بخواد از عزیزانت انتقام بگیره؟
من دشمن ندارم.
خب. اگه تو نیستی، پس...
ممکنه یکی دیگه از اعضای خانواده باشه.
برو از خانواده 'سوفیا' بپرس.
- اون دو تا خواهر و برادر داشت. - ما داریم.
ما باهاشون صحبت کردیم.
- قبل از من؟ - بله.
اونا حتی
در مورد توافق قبل از ازدواجتون هم گفتن.
ما باید اول با تو صحبت می کردیم.
ولی اون موقع خونه نبودی، و...
اونا شماره تو رو بهمون دادن.
من یه کم رفتم بیرون.
رفتم دارو بخرم.
تمام روز سردرد بدی داشتم.
الان بهتری؟
کاملا.
میشه دارویی که خریدی رو ببینم؟
ببخشید، رئیس. دکتر نادیا اینجاست.
ببخشید. از همونجا ادامه میدیم.
بله؟
به کمکت نیاز دارم.
- چی؟ - نگهبانی که اینجا کار می کرد.
گفتن تو آی سی یو هست.
فکر کنم تو نزدیکترین بیمارستان باشه، 'میترا جاسا'.
- تو اونجا دوست داری، درسته؟ - آره.
من اونجا کارآموزم.
بفهم نگهبان کیه
و چی دیده که اینقدر ترسیده.
باشه، سعی می کنم.
اوضاع اونجا چطوره؟
من خوبم. نگران من نباش.
بعدا بهت زنگ میزنم. دوستت دارم.
سیگار کشیدن در این محل ممنوع است.
فکر کردم تو تو این شرایط استثنا قائل میشی.
آسیب شناس قانونی ما می خواد یه چیزی بگه.
همسر شما تازه از برلین برگشته، درسته؟
بله، درسته.
اینجا نوشته که همسرتون 'آئروفوبیا' داشته.
بله. اون قبلا یه روانپزشک رو دیده بود.
و فکر کنم تونست باهاش کنار بیاد.
می دونستی
استرس پروازهای طولانی می تونه منجر به ایست قلبی بشه؟
فکر می کنی این باعث مرگ زنم شده؟
ممکنه. ما هنوز به نتیجه نرسیدیم.
No comments yet. Be the first to leave one.