American Crime Story

American Crime Story

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

American Crime Story SEASON 02 Pack HDTV x264-SVA
American Crime Story SEASON 02 Pack 720p HDTV x264-AVS
American Crime Story SEASON 02 Pack XviD-AFG
American Crime Story SEASON 02 Pack 480p x264-mSD
American Crime Story SEASON 02 Pack 720p HEVC x265-MeGusta
American Crime Story SEASON 02 Pack HDTV x264-RBB
American Crime Story SEASON 02 Pack 480p HDTV x264-RMTeam
American Crime Story SEASON 02 Pack 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
American Crime Story SEASON 02 Pack 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
American Crime Story SEASON 02 Pack HDTV XviD-RMX
تعليق من Cannibal
█► پکـیـج کـامل فصـل دوم | LiLMeDiA.TV , NightMovie.CO◄█

الوسوم

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
XviD
نشرت في: 2018-03-27
تنزيلات: 61
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫پانزده جولای 1997 ‫ساحل میامی، فلوریدا

‫صبح بخیر

‫لازارو، یه لحظه

‫- بذار راکتم رو بگیرم ‫- باشه

‫سلام، زیبا

‫ورساچی!

‫می‌شه یه امضا بهمون بدی؟

‫امروز نه. ممنون

‫- سلام ‫- سلام. حالت چطوره؟

‫صبح بخیر

‫صبح بخیر، جیانی

‫سلام دابلیو کریستی و دایانا

‫- خیلی ممنون ‫- ممنون

‫نه

‫" داستان جنایت آمریکایی " ‫" قتل جیانی ورساچی "

‫ترجــــمـــه از نیـــــما و رضــــا ‫Dark Assassin & Death Stroke

‫حدس بزن کی رو دیدم؟

‫- اندرو! ‫- حدس بزن. باید حدس بزنی

‫کی، کی، کی؟

‫جیانی ورساچی رو

‫نه! چی؟

‫خدای من، کامل برام توضیح بده

‫اکتبر 1990 ‫سن فرانسیسکو، کالیفرنیا

‫جناب ورساچی، عصر بخیر

‫این دوست من، اندروئه

‫سلام

‫خوشحالم که توی سن‌ فرانسیسکو می‌بینمتون

‫ممنون

‫خیلی برای دیدن اپرا هیجان زده‌ام. ‫فکر می‌کنم وقتش شده..

‫که یه طراح معاصر بر روی...

‫ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟

‫بله، دریاچه‌ی کومو

‫یک جشن فضای باز در اقامتگاه شما

‫من کنار ساحل دیدگاهتون رو تحسین کردم..

‫و چند کلمه‌ای با هم حرف زدیم

‫شما خیلی مهربان بودید. ‫البته که یادمه

‫اما عجیبه اگه شما یادتون باشه

‫آره، دریاچه‌ی کومو. باید اونجا هم رو دیده باشیم

‫آره، خب..

‫آره..

‫والدین مادر ایتالیایی بودن..

‫اهل جنوب ایتالیا بودن. فامیلیشون اسکیلاچیه. ‫شاید بشناسیشون

‫مادرم هنوز ارتباط قلبی خیلی قوی‌ای..

‫با ایتالیا داره اما در واقع ‫هیچوقت به اونجا نرفته

‫باورت میشه؟

‫یه ایتالیایی-آمریکایی که هیچوقت ‫کشور خودش رو ندیده؟

‫هیچوقت با تو به اونجا برنگشته؟

‫راستش..

‫فکر می‌کنم اون ترسیده

‫تقریبا میشه گفت..

‫که اون می‌خواد ایتالیا رو تو ذهنش ‫به عنوان جایی بی‌نظیر نگه داره

‫والدینش اهل کجا هستن؟

‫پالرمو

‫توی پالرمو به دنیا اومدن

‫همونی که اون می‌خوره رو می‌خورم

‫آب گازدار

‫- گفتی پالرمو ‫- اوه، بله

‫سال 1928 به اوهایو نقل مکان کردن

‫وقتی جوون بودم با کشتی میرفتم پالرمو

‫اونجا من تو بخش وی‌آی‌پی می‌شینم..

‫صبر کن، این کجاست؟ ‫یه قهوه می‌خوری؟

‫نه، من میارم. پس نشستیم ‫تو بخش وی‌آی‌پی..

‫که فقط مخصوص اعضای خاص کلوپ بود..

‫سیگار، مبلمان مخملی

‫حریم سخت‌گیرانه ‫برای نزدیک شدن به ستاره‌ها..

‫که البته من هیچوقت اینکارو نمی‌کنم

‫خیلی ضایع‌ست

‫داشتم با دوستام حرف میزدم و بعدش..

‫یه مرد خوش‌تیپ اومد سمتم..

‫و خودش رو به عنوان ورساچی معرفی کرد

‫آره، بهش گفتم..

‫" عزیزم، اگه تو ورساچی هستی، ‫منم کوکو چنلم "

‫- نه، نگفتی ‫- چرا گفتم

‫خیلی خجالت آوره. ‫باید بعدا بابتش..

‫ازش معذرت‌خواهی کنم. وقتی که..

‫در واقع ثابت کنه..

‫که ورساچی‌ست

‫زیاد علاقه‌ای به لباساش ندارم

‫لباساش خیلی براق هستن

‫زیادیه..

‫اما اونا میگن..

‫"آرمانی" برای خانوم‌های متاهل لباس ‫طراحی می‌کنه

‫به نظر من ورساچی برای فاحشه‌ها لباس طراحی می‌کنه

‫و اونطوری من رو نگاه نکنید

‫لطفا، دلیلش رو می‌دونم

‫به شهوت بچه‌بازی مربوط میشه

‫- نمی‌دونستم که اون هم‌جنس‌گراست. ‫- هی، بچه‌باز کلمه‌ی قشنگی نیست

‫وقتی توسط آدم درستش گفته نمیشه، ‫قشنگ نیست

‫باید چی صداشون کنیم؟

‫هم جنس‌گرا؟ زیادی علمی به نظر میاد

‫به هر حال، من که مشکلی ندارم. ‫اذیتم نمی‌کنه

‫به همین خاطر قبول کردم

‫صبر کن ببینم، چی رو قبول کردی؟

‫مگه نگفتم؟

‫من رو به اپرا دعوت کرد

‫طراحی لباس قطعه بر عهده‌ی اونه

‫کار مهمی نیست، اما به هر حال

‫فکر می‌کنم کار مهمی هم نباشه، ‫یه نفر باید لباس بپوشه

‫و تو قبول کردی؟

‫لیزی عزیز و مهربونم

‫ورساچی من رو به اپرا دعوت کرده

‫معلومه که قبول کردم

‫پس گفتم..

‫" لیزی، من دیوونه‌ی ورساچی نیستم..

‫اما قطعا مشکلی نداره که به اپرا برم"

‫- واقعیه؟ ‫- چی؟

‫ورساچی

‫منظورت چیه؟

‫دیروز شنیدم که می‌گفتی ‫نیمه‌ یهودی هستی

‫خب، موضوع پیچیده‌ایه

‫نه، نیست. تو یهودی نیست، ‫مثل من کاتولیکی

‫تو پسر محراب بودی

‫ما در مورد اتفاقی که برات افتاده، حرف زدیم

‫چیزی که گفتم چه اهمیتی داره؟

‫- چه اهمیتی داره؟ اهمیت داره ‫- آره

‫فقط اگه بدونن که حقیقت نداره

‫اما تو می‌دونی

‫فکر می‌کردم خوشحالت کنه

‫- چی؟ ‫- داستان ورساچی

‫اینکه با ورساچی قرار عاشقانه بذاری؟

‫- قرار عاشقانه نیست ‫- تو حتی نمی‌تونی به مردم بگی که هم‌جنس‌گرایی

‫همیشه به مردم میگم. ‫سال‌هاست که به همه گفتم. من..

‫تو به آدم‌های هم‌جنس‌گرا میگی که هم‌جنس گرایی ‫و به آدمای عادی، میگی عادی هستی

‫من به مردم چیزی که لازمه بشنون رو میگم

‫باید چطور رفتار کنم؟

‫باید تظاهر کنم آدمی که تظاهر به بودنش می‌کنی ‫رو می‌شناسم؟

‫نمی‌تونم ادامه بدم

‫هر وقت حس می‌کنم دارم بهت نزدیک میشم

‫میگی یه نفر دیگه هستی

‫می‌دونم که..

‫- تحسین برانگیز نیستم ‫- خیلی خب

‫اما خوبم

‫باهوشم

‫و مهربونم

‫من واقعا صادقانه..

‫دارم راستش رو میگم

‫قسم میخورم که واقعا با جیانی ورساچی قرار دارم

‫برات خوشحالم

‫خوبه

‫چیه؟ نه، نه، نه. عزیزم ‫خودت رو نگاه کن

‫به خودت توی آینه نگاه کن ‫من رو نگاه نکن

‫آینه رو نگاه کن

‫برای تنظیم یه لباس، ‫مهم‌ترین چیز..

‫نگاهیه که به چهره داری

‫اینطور چهره‌ت رو می‌بینم

‫اینو از مادرم یاد گرفتم

‫اون یه خیاط زنانه بود

‫توی کالابریا یه مغازه‌ی کوچک داشت

‫مادر من، با مشتری‌هاش..

‫که براش مثل دوستانش بودن،

‫جلوی آینده می‌‌ایستاد ‫تا حالت چهره‌شون رو ببینه

‫نه پارچه معیار بود و نه لباس

‫فقط چهره‌ مشتری‌هاش، وقتی که خرسند بودند

‫تنها وقتی که اونا لبخند میزدن و راحت بودند

‫کارش تموم میشد

‫لباس‌های من بهت خدمت می‌کنن، عزیزم

‫من برای تو کار می‌کنم و مهم نیستم

‫مهم‌تویی، همه چیز به خاطر توئه، خب؟

‫- آره ‫- حالا می‌تونی بری

‫باید می‌پرسیدی

‫خیلی خوب شدی

‫"خوب"

‫می‌خواستی چی بگم؟

‫"تحسین برانگیز"

‫دستت رو بده من

‫باید... نه..

‫دوستت دارم

‫تو خیلی مسخره‌ای

‫ببین، این تاثیرگذاره

‫آره

‫خوش گذشت؟

‫عاشقش بودم

‫فکر می‌کردم الهام بخشه

‫تو یه آفرینش‌گری، درسته؟

‫البته، خیلی

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left