Glenrothan

Glenrothan

تنزيل الترجمة Farsi/persian

معلومات الإصدار

Glenrothan 2025 720p WEBRip x264 AAC persian
تعليق من shine021
سینمایی گلنروثان

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-07-03
تنزيلات: 51
ضعاف السمع: No
FPS: 23.976

معاينة ترجمة Farsi/persian

أول 187 سطر.

زيرنويس از مهدي shine021

دونال عزیز، شانسی هست که بیای گلنروثن؟

آه، خوب میشه ببینمت.

سلامتی‌ام اونقدرها خوب نیست، اما، می‌دونی،

هنوز زنده‌ام و سرپام.

مدتی گذشته.

نزدیک ۴۰ سال میشه که رفتی آمریکا.

زمان خیلی گذشتی.

تغییرات بزرگی اینجا شده.

سخته که اینجا رو بشناسی.

خب، چی میگی؟

خیلی خوشحال میشم که بهت خوش‌آمد بگم.

برادرت، سندی.

«گلنروثان»

آه...

اوه...

خب، بالاخره اون نامه رو نوشتی.

میخوای برات بفرستمش؟ تا راه نری؟

تو استاد تقطیری، جس، پست‌چی نیستی.

فکر کنم از پسش بربیام خودم برم پست‌خونه.

می‌دونم که می‌تونی. فقط خواستم زحمتت رو کم کنم.

پس خوندیش؟

آها.

پر از سکس و مواد مخدره.

وای خدای من.

برادر کوچولوم. چه شکلی شده؟

مثل خودش، سندی.

دقیقاً مثل خودش.

آره.

بعدی شیکاگوئه.

شب خوبی داشته باشید، مردم...

بیا بالا اینجا، ایمی!

دخترم، ایمی!

این دختر صاف و پوست‌کنده‌ست.

آره، ایمی!

وو!

- بابا؟ - هوم؟ چی؟

بابا، بیدار شو!

- هان؟ چی؟ - نه، باید بیدار شی.

کلوپ آتیش گرفته.

- چی؟ - کل جا، داره... داره...

وای خدا!

یکی نردبون رو بیاره. باید بریم!

به شیر آتیش نشون وصلش کن.

وای خدا!

آخر دنیا نیست، بابا. کسی آسیب ندید.

بیمه‌ایم. می‌تونیم دوباره بسازیمش.

حتماً، آره.

وقت مناسبیه برای یه سفر کوچولو.

خب، مانعت نمیشم.

نه، تو هم با ما میای. تو، من و ساشا.

می‌ریم دیدن عمو سندی.

نه، نه.

ایمی، نمی‌تونم. اینجا کار دارم.

کارای مهم. خیلی وقت گذشته.

و می‌دونی که من هیچوقت به عقب نگاه نمی‌کنم.

و این نامه چی، ها؟

اینو کجا پیدا کردی؟

توی یکی از جیب‌هات.

وقتی داشتم تو آشغال‌های آپارتمانت رو مرتب می‌کردم.

"دونال عزیز، خوب میشه ببینمت.

"سلامتی‌ام اونقدرا خوب نیست.

"نزدیک ۴۰ سال میشه.

"زمان خیلی گذشتی."

من و ساشا هر سال می‌ریم گلنروثن.

و هر بار ازت می‌خوایم با ما بیای.

و هر بار، میگی نه.

منتظر چی هستی، ها؟

منتظر اینکه بمیره و تو روی قبرش برقصی؟

اوه... بیا دیگه.

اون برادرته!

اون بچه نداره.

فقط یه کارخونه تقطیر داره.

تو تنها کسی هستی که داره، بابا.

به اسکاتلند خوش‌آمدید.

- سلام! - جس!

آوو!

جس.

خیلی وقته ندیدمت.

مثل وقتی که یه ماهی مرده به اون یکی گفت.

پس سندی با تو نیست؟

نه. سندی ازم خواست خوش‌آمدگویی کنم.

اون دیگه زیاد رانندگی نمی‌کنه.

به ندرت از گلنروثن بیرون میاد.

ساشا، بیا، کالسکه‌ت منتظرته.

- بریم! - او!

وو!

اوه...

وای.

خوش برگشتی، دونال.

بعد از این همه وقت.

آره، حتماً.

۲۰۰ سال از تأسیس کارخونه می‌گذره.

- می‌دونستی؟ - وای، عالیه!

آره، کل دهکده بی‌صبرانه منتظرن رئیس رو غافلگیر کنن.

سندی چطوره؟

با سندی سخته بگی.

- آب آروم عمیقه. - همم.

با دونال راحت‌تر بود. اون همیشه تو آب‌های کم‌عمق بود.

دست و پا می‌زد.

و تو کجا بودی؟

غرق در تحسین.

اوه...

این قسمت همیشه منو می‌گیره.

مثل جنگ ستارگان نیس، بابابزرگ؟

همونقدر بی‌رحم.

سرزمین مادری‌ت، ها، دونال؟

ماشین رو نگهدار.

اوه!

- خوبی؟ - اوه، عالی‌ام.

بفرما.

اسکاتلند قشنگ.

همم.

مواظب زمان باش، ایمی.

ممکنه غافلگیرت کنه، مثل یه طوفان گلی.

بفرما، بابابزرگ.

آبنبات. برای معده‌ت خوبه.

همم.

مرسی، عزیزم.

بیا، تو. از ماشین پیاده شو.

خسته‌ای. می‌دونم.

بابا!

بعداً. می‌خوام یه دوری بزنم،

شاید یه سیگار بکشم یا... آره، دارم یه سیگار می‌کشم.

آره.

- ممنون! - اوه، خواهش می‌کنم.

خونه‌ای خوش!

هو، هو! هو، هو، هو!

- اوه! اوه! - خوش دیدمت!

وای خدای من، چقدر بزرگ شدی!

- اوه، سلام عزیزم! - سلام!

چطوری؟ ها، ها!

اوه، چه خوبه که هر دوتون رو می‌بینم!

بفرما، بذار من بردارمشون. آه...

پرنده پر کشید، سندی.

آه. دونالِ ما همیشه این کارو می‌کرد.

یه خورشتی دارم می‌پزم.

آه... هر وقت خواستی بفرما.

آب‌دستت نمیاد؟

- آره. - برو.

اوه...

خب...

اومد پس.

اومد.

مجبور شدی با اسلحه ببریش فرودگاه؟

نه، نیازی نبود.

حتی نیازی به دستبند هم نبود.

- خب، این یه چیز جدید بود. - همم.

نامه‌ت رو خوندم.

سلامتی‌ات چی شده؟

اوه، فقط یه کمی بزرگ‌نمایی کردم

تا دونال رو یه کمی بترسونم!

چیز خاصی نیست، می‌دونی. ار، سن.

سن داره خودشو نشون می‌ده، همم.

چیزی برای نگرانی نیست.

هی، ار...

نمی‌دونم بین شما دو تا چی گذشته.

منظورم اینه، بابا به من نمی‌گه و تو هم نمی‌گی.

اما...

فکر می‌کنم این یه فرصت عالیه

که شما دو تا همه‌چیز رو تمیز کنید.

وقت غذا.

مثل اسب گشنه‌ام.

شوخی نمی‌کنم!

دونال، دستمو بگیر، عزیزم!

اوه، چقدر سرده!

دونال نایرن! دونال!

به خدا، زن! اون پسر به اندازه تو کودنه!

بذار ببینیم می‌تونی بزنی‌اش.

اوه، شش تا.

بد نیست، آره.

اما به اندازه کافی خوب نیس، ها؟

از تمرین افتادم.

تو؟

آه...

نزدیک بود، اما نشد.

همم.

تو مراسم خاکسپاریش دلتنگت شدیم.

اون هیچوقت دلتنگ من نشد.

اوه، اما من شدم.

آخرش سریع بود.

بدنش، مثل گاو قوی بود.

ذهنش، کاملاً رفته بود.

آه...

در حالی که یه جرعه ویسکی می‌خورد مرد.

تنها چیزی که همیشه دوست داشت.

به فکر خودت باش

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left