أول 200 سطر.
شیا لین شی
شیا لین شی
۲تماس از دست رفته، شیا لین شی
تو اینجا چی کار می کنی؟
خب،
چرا زودتر بهم خبر ندادی؟
گوشیتو جواب نمی دادی
نمیدونستم باید چی کار کنم، پس همین طوری اومدم داخل
به مهمونی رقص نمیری؟
لباسو به چین یو گه پس دادم
و رابطه مونو به طور شفاف براش توضیح دادم
تازه گفتم، به همین دلیله
که دوست پسرم حسودی اش گل کرده و جواب تماسامو نمیده
پس تو دوست داری، من حسودی کنم؟
یا نکنم؟
بعضی وقتا، از یه کوچولوش خوشم میاد
باشه
پس بیشتر دقت می کنم
ولی الان منظوری نداشتم که به تماست جواب ندادم
داشتم برنامه رو اصلاح میکردم
بهت اعتماد دارم
پس خوابگاه پسرونه اینجوریه
از چیزی که فکر می کردم، خیلی مرتب تره
چیزی هست که بخوای قایمش کنی؟
چیزی که من نتونم ببینمش؟
از این چیزا ندارم
ولی دوآن نینگ داره
نداری؟ تو این مورد شک دارم
چرا بهم شک داری؟
جیانگ ژنگ هان ، دوآن نینگ کجاست؟
شیا لین شی، تو چرا اینجایی؟
...اون- ...من-
مهم نیست
شیا لین شی، گو شیائو مان رو دیدی؟
اون نیومده تا تو رو ببینه؟
چرا دنبالشی؟
!اوه، نه! لعنتی
گوشیائو مان باید با دوآن نینگ فرار کرده باشه
من همه جا رو دنبالشون گشتم ولی پیداشون نکردم
دوآن نینگ، پسر جالبی نیست
ولی نباید هیچ کاری با گو شیائو مان کرده باشه، مگه نه؟
چرا داری انقدر بی ربط حرف میزنی؟
چرا گو شیائو مان باید با دوآن نینگ فرار کنه؟
اونا کجا رفتن؟
بابا این جزئیات رو بی خیال شو
شیا لین شی، همین الان به گو شیائو مان زنگ بزن
و ازش بخواه سریع برگرده
مهم ترین چیز اینه که الان هر دوشونو پیدا کنیم
الان خیلی دیره
یه پسر عیاش مثل دوآن نینگ
باید انگیزه پنهانی برای گوشیائو مان داشته باشه
نگران نباش
دوآن نینگ ممکنه مذهبی نباشه
ولی دخترا رو آزار نمیده نمی خواد نگرانش باشی
نه
من خیلی مطمئن نیستم- صبر کن-
مگه تو گوشیائو مان رو به مهمونی دعوت نکردی؟
پس چطور ممکنه دوآن نینگ، دنبالش رفته باشه؟
من شی یینگ رو دعوت کردم
چرا همتون فکر می کنید گوشیائو مان رو من دعوت کردم؟
شی یینگ؟
چرا دارین منو بازجویی می کنین؟
همین الان بیاین دنبالم تا پیداشون کنیم
اگه از تو بازجویی نکنم، پس از کی باید کنم؟
خودت باید بری دنبالشون بگردی
شما دوتا نمیاین با من؟ نه؟
پس به عمه ام میگم
که شما عاشق و معشوقید
نه
بهمون تهمت نزن، ما ازیناش نیستیم
جیانگ ژنگ هان و من
...من می خواستم، از جیانگ ژنگ هان، چیز قرض بگیرم- کتاب قرض بگیره-
درسته، همینه- این بود، درسته؟-
!بی خیال، دست از نقش بازی کردن بردارین
اون روز پایین پله ها همه چی رو دیدم
می دونستم
باید بینشون یه چیزی باشه
دوآن نینگ هنوز به خوابگاه برنگشته
الان دیگه خیلی دیر وقته
فکر می کنی اونا ممکنه کجا رفته باشن؟
خیلی دیره، کجا می تونن برن؟
نه، نه، نه، این صددرصد غیر ممکنه
امکان نداره برن هتل
اصن ممکن نیست گو شیائو مان از دوآن نینگ خوشش بیاد
اما الان دیر وقته، این دوتا
ولی دوآن نینگ جلوی گو شیائو مان زانو زده بود
و کلی حرفای چندش آور زد
جدا، جیانگ ژنگ هان
دارم می میرم
انقدر ناگهانی؟
قلبم خیلی درد می کنه
به نظر میاد دارم سکته می کنم
اگر خدای نکرده، فوت کردم
لطفا بهم کمک کن و به خانواده ام خبر بده
و اینکه
چندتا از یادداشت هام درباره کدها، توی خوابگاهم هست
کد های چی؟
درباره پسوردم برای امنیت اتاقم
باشه، پس نمی خواد دیگه چیزی بگی
هیچ علاقه ای ندارم دزدکی وارد اتاق امنت بشم
چن یی چوان
تا حالا به طور جدی درباره اش فکر کردی؟
چرا انقدر مشتاقانه می خوای گوشیائو مان رو پیدا کنی؟
چون ما هم دبیرستانی بودیم
همین؟
قصد داری به خاطر مهربونی و دوستانه بودنم
تحسینم کنی؟
خلی؟
من واقعا احساس خوبی ندارم
می خوام ازت یه سوال جدی بپرسم صادقانه بهم جواب بده
باشه؟
به زمانی که دوان نینگ
جلوی شیائو مان زانو زده بود، فکر می کنی
خیلی عصبانی میشی؟ می خوای ضربه فنی اش کنی؟
وقتی به این فکر میکنی که شیائو مان و دوان نینگ شام رو باهمن
نمی خوای فورا شیائو مان رو بیاری پیش خودت؟
شیائو مان، چی می خوری؟
گوشت به نظر خوب میرسه طعمشم خوبه؟
تو چطور از این چیزا میدونی؟
خودآموز که درباره جراحی قلب نخوندی؟ خوندی؟
انتظارشو داشتم
جیانگ ژنگ هان
فقط بهم بگو
چه مریضی لاعلاجی دارم
چن یی چوان
تو از گو شیائو مان خوشت میاد
چی؟ از گو شیائو مان خوشم میاد؟
!چطور ممکنه آخه؟ اونم شیائو مان
گو شیائو مان
غیر ممکنه، غیرممکنه، غیر ممکنه
من مطمئنم
وقتی تو از یکی خوشت میاد بیشترین چیزی که حس می کنی
اینه که هر لحظه می خوای لمسش کنی ولی باید دست نگه داری
داری اشتباه می کنی
من حتی دستم رو هم دراز نکردم
حالا چی رو بکشم عقب؟
باشه بابا، پس دیگه دنبالشون نگرد
من رفتم
من فکر می کنم هرجا هستن، تا با همن جاشون امنه- نه-
بیا با هم منتظر بمونیم
حرفمو قبول داری یا نه؟
به هر حال نباید از اتفاقات امشب به کسی بگی
خیالت راحت
پس بیا یه معامله ای انجام بدیم
بسیار خب، من قسم می خورم
که درباره رابطه ات با لین شیا شی
به عمه م حرفی نزنم
قبوله
حالا که اینطوری شد بذار یه نصیحت فامیلی بهت کنم
کی با تو فامیل شد؟
اگه از یه دختر خوشت میاد
تو نمی تونی تردید کنی
نمی تونی صبر کنی
و نباید خجالت بکشی
و گرنه اون دختر به مرد دیگه ای متمایل میشه
تو اینجا منتظرشون باش
من میرم
کمتر بنوش
دیگه نخور
برای سلامتی ات خوب نیست
من اینجا دارم می نوشم
تو چرا اینجا موندی؟
...من
...خب
...من
من نگرانتم
ما توی یه دانشگاهیم بالاخره
من فقط دارم همراهی ات می کنم
منو همراهی می کنی؟
پس تو هم بنوش، بفرما
بنوشش
من نمی تونم مشروب بخورم
یا تو هم با من می نوشی یا برو
خیلی خب، دیگه نخور، باشه؟
اگه خیلی بنوشم، مثل الان رفتار می کنم
من می خوام بنوشم بابا، تشنمه
ون یو، به خاطر داداش ژنگه؟
بهم بگو
جیانگ ژنگ هان،
چطور می تونه دختر بی مصرفی مثل شیا لین شی رو دوست داشته باشه؟
...نه، ببین ون- می دونم-
اون روش شمارش ۱۶ تایی رو بلده؟
ون یو
اون میدونه اچ تی ام ال چیه؟
اون واقعا چیانگ ژنگ هان رو از من بیشتر دوست داره؟
اون واقعا لیاقت بودن با جیانگ ژنگ هان رو داره؟
حقیقتا، خواهر شیا برای برادر ژنگ
خیلی مناسبه
خواهر شیا شبانه روز داره تلاش می کنه تا برای مسابقات ای سی پی آماده بشه
اون تمام وقتش توی دانشکده مدیریت و اقتصاده
حالا می خواد توی مسابقات ای سی پی هم شرکت کنه؟
اره، اون توی تیم برادر ژنگه
!چقدر بی چشم و روعه
اون دیگه از حد خودش گذشته
نه
من نمی تونم ببینم چیانگ ژنگ هان مثل یه احمق گیج بشه
ون یو
از سر راهم برو کنار
حسادت های زنانه
خونه خراب کنن
No comments yet. Be the first to leave one.