أول 136 سطر.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
با من بیا بریم.
کجا؟
خونه.
آمریکا؟
میدونی که نمیتونم.
خانوادت میفهمن.
نمیتونن انتظار داشته باشن تو تا ابد اینجا بمونی.
ما خودمون حالمون خوب میشه.
قول میدم.
فکرامو میکنم.
بارسلونا- 1993
الان میام پایین!
همیشه به یکی نیاز داشته که ازش مراقبت کنه!
مثل یه بچه.
باید پیش خانوادش میموند
به جای اینکه فرار کنه و با اون آمریکایی ازدواج کنه!
همیشه یه کم بههمریخته بود
آره، همیشه همون آش و همون کاسه!
آره، کل عمرش همینه
حالا دیگه قراره چی کار کنه؟
فشار
تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
تو از پسش برمیای.
مامان، تنها مشاور املاک زن اونجا ترسیده و عقب کشیده، نه؟
فقط همهچیز رو که تا حالا دربارهم فکر میکردن تأیید میکنه
باید این خونه رو بفروشم
به خاطر بیشتر از یه دلیل
مامان، دوباره شروع نکن
نه، ما نیازی نداریم کسی ازمون مراقبت کنه.
من خوبم. بچه هم خوبه. همه چیز رو به راهه
مامان، گفتم نه! وقتی اینطوری هستی، نمیتونم باهات صحبت کنم.
باید برم، خداحافظ.
ببخشید...؟
سلام؟
کسی اونجاست؟
ببخشید.
نه، اشکالی نداره.
فقط فکرشم نمیکردم یکی دیگه پیداش بشه.
اینجا بازدید آزاد خونهست؟
بله، آره، همونه.
من ناتالیم.
دیر نکردم؟
خب، داره آفتاب غروب میکنه، ولی فکر کنم
میتونیم یه گشت سریع بزنیم.
درباره اینجا از کجا فهمیدین ؟
یه تابلو ته جاده دیدم.
همیشه فکر میکنم کسی این تابلوها رو میبینه یا نه.
خب، خونه دو طبقهست.
حدود ۱۴۰۰۰ فوت مربعه،
زیرزمین و شیروانی هم حسابه.
سال ۱۸۹۰ ساخته شده
تو انجمن حفظ آثار تاریخی ثبت شده.
صاحبای اصلی اینو دوران ممنوعیت الکل اضافه کردن.
همه ویژگیهای اصلی هنوز دستنخوردهست
و همونطور که میبینی، حالتشون عالیه.
تو این اتاق یه سری بازسازی کوچیک
طی سالها شده، ولی چیزی اساسی نبوده.
مدتهاست دنبال خونه میگردی؟
اون پایین هنوز یه کم کار داره،
ولی کلی پتانسیل داره.
اینجا اتاق خواب اصلیه.
همه مبلها با خونه هست.
داستان صاحبای خونه چیه؟
اونا درواقع مردن، همینجا تو این ملک.
جزئیاتشو دقیق نمیدونم، ولی بهم گفتن اونا...
به قتل رسیدن.
انگار هنوز همینجان.
نمیتونن برن.
من به این چیزا اعتقاد ندارم.
شاید بهتره داشته باشی.
نه.
شاید واسه همین امروز هیچکس نیومد.
تو... تو از کجا میدونی امروز هیچکس نیومد؟
داره حسابی تاریک میشه.
باید تمومش کنیم.
امم، باید برگردم.
یه... یه مسیر طولانی دارم.
مرسی که اومدی.
عجیبغریب!
چی؟
شوخیت گرفته؟
سلام؟
سلام؟
سلام؟
کسی اونجاست؟
میدونی، قبلاً سعی کردم زنگ بزنم.
هیچکس جواب نداد.
اون تو بودی؟
جای باحالیه.
مال توئه؟
نه.
دارم سعی میکنم بفروشمش.
رئیسم میگه این خونه فروش نمیره.
سالهاست تو بازاره.
آره، چرا؟
فقط یه سری چیزای عجیب.
صاحبای قبلی مردن.
بعدش هم چندتا حادثه عجیب دیگه طی سالها.
فکر کنم حالا مردم فکر میکنن این خونه نفرینشدهست.
هی، قبل اینکه من بیام با این چیزی ور رفتی؟
نه.
چرا؟
اینجا یه پیچ خراب داری.
یه لحظه منو میبخشی؟
روز سختی داریم، نه؟
یه معامله باهات میکنم.
اگه کمکم کنی امشب رو سر کنیم،
آهنگ مورد علاقهتو برات میخونم.
دیدی؟
ما خودمون حالمون خوب میشه.
چه خبره؟
این دیگه چیه؟
بیخیال این!
ببخشید، خیلی حساس شدم.
هی؟
هی؟
دستشویی درست داخل ورودی هست.
هی، تو اونجایی؟
وای خدای من.
هی.
هی؟
وای خدای من.
وای خدای من.
یالا
یالا
تو.
یالا
این دیگه چیه؟
یالا
چی؟
لعنتی!
من این خونه رو از تو بهتر میشناسم.
No comments yet. Be the first to leave one.