Vikings

Vikings

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 2

معلومات الإصدار

Vikings S02E05 Answers In Blood 720p WEB-DL-All versions
تعليق من Behrang
بهرنگ رجبی و هادی فارسی | Forum.Show-Time2.In

الوسوم

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
نشرت في: 2014-03-29
تنزيلات: 89
ضعاف السمع: Yes

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 184 سطر.

آنچه گذشت

چرا نمیری خونه ؟

با ماندنت داری بهم وقت میدی ارتشم رو بزرگ کنم

سرزمین های تو از دست رفتن . توسط ارل بورگ تسخیر شدن

خانوادت آواره شدن . فقط خدایان میدونن کجان

باید خانوادم رو پیدا کنم

اگه بتونم به پادشاه هوریک کمک کنم

خوشحال میشم بمونم

پس بمون

دوستات تو با دیدن اولین روشنایی میرن

نیروهاشون تقسیم شدن

چهارتا از کشتی هاشون رفتن

این سرنوشت توست ، کافر

صبر کنید . بیارینش پایین

خوشحالم که راگنار لوثبورگ برگشته

خودم می کشمش

ما هیچ شانسی واسه شکست دادن ارل بورگ نداریم

پس مردان بیشتری پیدا میکنیم

دیگه بیشتر از این نیست . من تلاشم رو کردم

خیلی وقته گذشته

سلام ، راگنار

لاگرثا ، تو آخرین کسی هستی که انتظار دیدنش رو داشتم

به تو و جنگجویانت خوش آمد میگم

بهار ، بعد از سخت ترین و تلخ ترین زمستان

رولو ، من و پسرم خیلی خوشحال هستیم

که به کمک راگنار آمدیم

! همه خدایان ، بیورن

تو یه پدر سوخته بزرگ هستی حالا

مرسی ، عمو

گرچه ، هنوز نمیتونی ریش بلند کنی

الان همه چیز تازه ست

خوشحالم که می بینمت ، بیورن

آره آره

تو در مسیر درست باقی موندی

! سیگی

خداروشکر که می بینمت

مرسی ، شاهزاده آسلوگ

شاهزاده خانم

پسرانم ، ئوبی و ویترسک

از دیدن شما خوشحالم

همیشه میدونستم یه روزی

که قراره پسرهای بیشتری از راگنار رو ببینم

از کجا میدونستی ؟

و یه نوزاد هم داری ؟ میشه ببینم ؟

اسمش "سیگورد مار در چشم" هست

اسم پدرت رو گذاشتی ؟

و اسم پدر خودش رو

دیگه تعارف بسه ، بریم سراغ نقشه

خب ؟

حتی با نیروهای اضافی تو ، لاگرثا

نمیتونیم به "کاتگات" حمله کنیم و امید به موفقیت داشته باشیم

فرمانروا بورگ خیلی سر سخته

چه پیشنهادی داری ؟

ما میخوایم بورگ رو از کاتگات بیرون کنیم

اون هیچ اطلاعی از تجدید قوای ما نداره

و چی میتونه باعث بشه کاتگات رو ترک کنه ؟

در زمستان چه جایی براش امنه ؟

تنها تهدید برامون

موجودیت اونه

و اون چی میتونه باشه ؟

غذا

چند نفر از ما میریم به شهر

و آذوقه ی زمستان شون رو نابود میکنیم

من اینکارو انجام میدم . من میرم

نه . من و پسرم خواهیم رفت

ما فقط چند نفر احتیاج داریم

متشکرم

نمیتونم صورتت رو ببینم

من همسر سابق مسیح هستم یه راهبه

نمیتونم صورتم رو به هیچ مردی نشان بدم

! خب ، من "هر مردی" نیستم

من پادشاه اکبرت هستم

و تو صورتت رو بهم نشون میدی

یا اینکه نمیتونم قضاوت کنم

که آیا داری بهم حقیقت رو میگی ؟

کی همچین کاری باهات کرده ؟

شوهرم

اون مدعی بود که من بی دین هستم

و تو ... بی دین بودی ؟

نه

!ببینیم نظر مشرکان چیه ؟

اگه اون یه زن آزاد بود

اونها حرفش رو باور میکردن

راجبش قضاوت میکردن

اما شوهرش اختیار تمام و کمالش رو داشت ؟

قطعاً اون بهش تعلق داره که هرکاری مناسب اونه انجام بده

در طبق گفته ی غیر مسیحیان ، خیر

پس قوانین مشرکان(غیر مسیحیان) از مالِ ما برتره ؟

در همه زمینه ها نه ، سایر

زن ، من این رو غیر قانونی و ناپسند میدونم

که شوهرت همچین ادعاهای کِذبی درباره ی تو کرده

اون هیچ مدرکی برای طمعکاری شما ارائه نداده

بنابراین ، من تقاضای اون رو برای محاکمه ی عمومی شما رد میکنم

مرسی ، مرسی ارباب

نه ، از من تشکر نکن

از این مشرک تشکر کن

اولریک ، اریک ؛ شما یواشکی از طریق آب به اسکله برید

به اونجا رسیدین ، حواسشون رو پرت کنید

یه چیزی که نگهبان ها رو دور کنه

من و پسرم بقیه کارهارو انجام میدیم

از مرگ نترس

اگه آمد ، در آغوش بگیرش

طوری که انگار کنار یه زن زیبا دراز کشیدی

شاید سرنوشت مهربان باشه ، اولریک

موقعی که یه بچه 8 ساله بودی

تنها چیزی که ازت میشنیدم ، پدر ! پدر ! بود

میخوام باهات بیام . آمادم

پدر ، من میخوام بجنگم

خب ، الان وقتشه

حالا

هی ! اون طرف

اسلحه هارو بردارین . از این طرف

حرکت کنید

کجا هستین ؟ میتونی ببینی ؟

تقسیم بشین

واستا

از این طرف

سگ هارو بیارید

راگنار

منم

اولریک ، سریع بیا کمک کن

خیلی بده ؟

من خوبم . نگران من نباشید

از اینطرف . یه چیزی اینجاست

می بینیشون ؟

بگیرش

کجا رفتن ؟

مواظب باش

از این طرف. این طرف

سریع

واستا ، بیا بیا

فکر میکنی چیکار کنی ؟

دارم فکر میکنم چجوری اون مردهایی که

منابع زمستانی مارو نابود و ویران کردن ، شکار کنم

این مکان حال بهم زنه

نمیخوام تنها اینجا بمونم

من بچه دارم

بریم

بیایین

سپر دیواری رو نگه دارین

! بریس ! بریس

آماده باشین . قوی باشین

برید

بلند شو ، بلند شو

! تورستین

هواتو دارم ، برادر

! راگنار

عقب نشینی

عقب نشینی کنید سریع

دارن فرار میکنن

واستا

- برید - یالا

امروز خوب مبارزه کردی ، بیورن

مرسی عمو

خیلی چیزها باید یاد بگیری

بریم

- ببینید - راگنار برگشته خونه

بیایین ، بیایین

! راگنار! راگنار

- فلوکی - ایلسف

خیلی خوشحالیم که همه شمارو می بینیم

ما رفتیم جهنم و برگشتیم . حالا وقت جشن گرفتنه

عمو

- حالت چطوره ؟ - خوبم

! لاگرثا

برگشتی ! دلم برات تنگ شده بود

! لاگرثا

دلمون برات خیلی تنگ شده بود

"ارباب "اثل ولف

شنیدم که کافرا تو رو در حمله ی "لیندسفارن" دستگیر کردن نام مکانی در شمالی ترین سواحل انگلیسی

اهل اونجایی ؟ "نورثامبریا" ؟

بله

پدر من داره طرح ریزی میکنه که پادشاه "نورثامبریا" رو ملاقات کنه

شاید ما تو رو با خودمون ببریم

برای چی ؟ پدر "کاتبرت" مرده

همه ی راهب ها مردن ، صومعه سوخته

اونجا برای من چی باقی مونده ؟

شاید تو علاقه ات به پدر آسمانیت رو از دست دادی ؟

درسته که تو الان یه کافری ؟

ماهایی که اینجاییم مسیحی هستیم

پدر من در دادگاه امپراطور "شارلمین" خدمت کرد

دیندار ترین آدما

اگه من جای تو بودم

فرامش نمیکردم که در مراسم عشاء ربانی کلیسا حضور داشته باشم

More Farsi Persian subtitles for Vikings

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left