معلومات الإصدار

When My Love Blooms E03-ProMovi ir 🧡
تعليق من Saharnaz_GH
❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦

الوسوم

other
نشرت في: 2020-05-03
تنزيلات: 9
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

بهتون التماس میکنم خانم

لطفا تجدید نظر کنید

...اگه قصدتون از تشکیل جلسه

...بخاطر اینه که پسرتون

لطفا به من واگذارش کنید

این اشتباهه منه که درست تربیتش نکردم

...میتونید هرطور میخواید

با من برخورد کنید

...خب پس بیا ببینیم چطوری

میخوای عصبانیتمو از بین ببری

لطفا، خانم

...ببخشیدش

فقط همین یبار

لطفا بلند شو

چیکار داری میکنی؟

!بلند شو، یون جی سو

توضیح بده چخبره

چخبره؟

خانم جانگ- ...خانم یون رو ببرید-

و مارو تنها بذارید

حتما

بهت گفته بودم که این مسئله رو بزرگش نکنی

...راجب آینده ی یه بچه حرف زدی

و یه جوری رفتار کردی انگار آدم درستکاری هستی

راجب یه زن بود؟

...چرا با اسم صداش کردی

و ماتت برده بود؟

اون یکی از دوستای دانشگاهمه

عشق اولته؟

مثل فیلم "نامه ی عشق"؟

من نمیخواستم مشکل بچه ها مشکل ما هم بشه

ولی تو اصلا گوش نمیدی

منظورت چیه؟

اگه جلسه رو کنسل نکنی

اون سه هی

اون یارویی که اسمش سه هی عه دیگه نمیتونه تو زمینه ی مدلینگ کار کنه

اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره

اون یه ربطی به تو داره

تو آینده ی روشن یه نفر رو بخاطر همچین چیزی نابود میکنی؟

...منم دقیقا میخوام

همینو بهت بفهمونم

میدونی چقدر پول بهمون اهدا کردن؟

اگه جون سو به مدرسه ی دیگه ای بره

باید ساخت ورزشگاه جدید رو متوقف کنیم

و مجبور میشیم چهار یا پنج معلم هم اخراج کنیم

...این اتفاق باید برای جون سو- متاسفم-

...ولی حس میکنم که

مین یونگ من احساس تنهایی کرده

این مدرسه وسط نا کجا آباد ساخته شده

بخاطر همین به همه احساس تنهایی دست میده و دوست دارن برن خونه

همه ی بچه هایی که تنهان به خشونت متوسل میشن؟

همسرتون چطورن؟

انجمن انضباطی برگزار نمیشه

...همسرتون هم موافقت کردن

اگه بازم با من مخالفت کنید پسرم مدرسه شو عوض میکنه

سر راه پیادت میکنم

نه ممنونم

ما اذیتت کردیم

آره

دردناکه

مچ دستم و زانو هام درد میکنن

سوار شو، وقتی مفصل هات درد میکنن بهتره با ماشین این ور و اون ور بری

نه، این مفصل هام نیستن که درد میکنن

هنوز اونقدر هام ضعیف نشدم

میدونم

خدای من

توی ایستگاه پیادم کن از اینجا به بعدش رو خودم میتونم برم

ایستگاه سئول پیادت میکنم

نه. ایستگاه قطار همینجا پیادم کن

اینجا نمیتونی کفش بخری

میتونم راه برم

اگه ندیده بودم برام اهمیتی نداشت

ولی حالا که دیدم نمیتونم بزارم با این وضع راه بری

گدا گشنه نیستی که

آخه کدوم آدم بالغی رو دیدی که بوت با پاشنه ی شکسته بپوشه؟

مشکلی نداری؟

راجب چی؟- زنت-

حالت خوبه؟

دوبار تعظیم کردی

و امروز روی زانو هاتم نشستی

من میتونم اونکارو صد و یا حتی هزاران بار هم انجام بدم

اگه باعث بشه پسرم گریه نکنه

برای من این عشقه

اینکه باعث نشم کسی اشک بریزه

بخاطر همینه که همسرتو درک میکنم

ما از عشق مون به روش های مختلفی محافظت میکنیم

جهت اطلاعت اینو میگم

من انجمن انضباطی رو بخاطر تو کنسل نکردم

اون هنوزم انکارش میکنه

ولی فکر کنم پسرم، پسرت رو اذیت کرده

دوره ی دبستانش یه پا گانگستر بود برا خودش

و بخاطر اذیت کردن بقیه ی بچه ها توی دردسر افتاد

مادرش بی تفاوته

و پدربزرگشم همیشه پشتش رو میگیره

بخاطر همین از چیزی نمی ترسید

از بابت گفتن اینا شرمنده ام

ولی با جون سو حرف میزنم

تو هم باید با مین یونگ حرف بزنی

وقتی عشق من شکوفا میشود

...میبرمت خونه، بوت هات

اگه بِدَوَم یه دقیقه میشه

احتمالا توی صندوق کفش دارم صبر کن

واقعا اشکالی نداره

اینارو میبرم

اینا چون مردونه‌ان،احتمالا برات بزرگن

ولی بازم ازونا بهتره

واقعا مشکلی نیست،بعدا پس دادنشون دردسر میشه

لازم نیست پسشون بدی

مثلاً وقتی میخوای آشغالا رو ببری بیرون بپوششون

گرونم نیست اصلا،نمیخواد معذب باشی

باشه؟- ...آخه-

مگه نقش اول صحنه‌ای؟ چرا آخرین نفر سر و کله‌ت پیدا میشه؟

بابام نمیذاشت بیام

مجبور شدم یواشکی بزنم بیرون

تو که همیشه در حال افتادنی شرکت تو اعتراضت دیگه چیه؟

گمم نکنی

جای دیگه رو نگاه نکن

دنبال قدمای من راه بیا

حالت خوبه؟

چی میخوای؟

وای.صورتتو،انگار الان میترکه

همه خیال میکنن که ظرفیتت بالاست

بقیه رو میتونی خر کنی،ولی منو نه

چوم من همیشه نگام به توئه

...تو

از "بیچارگی" خوشت میاد؟

از کجا فهمیدی؟

عجبا

فک میکردم از "نامه‌ی عاشقانه" خوشت میاد

ولی "بیچارگی" بود

بقیه اینطوری فکر میکنن

ولی من بیشتر طرفدار ژانر ترسناک، هیجانیو روان پریشیم

ولی نه که از "نامه‌ی عاشقانه" خوشم نیاد

داستان خوبی داره

صحنه‌ی آخرشم خیلی تاثیر گذاره

اون صحنه‌‌ی زمین برفی خیلی غم انگیز بود

...اَبروهات

خیلی خوشگلن

خوب بخوابی،هان جه هیون

سردمه

بذار داستان عاشقانتو بشنویم

منم فیلمای ملودرام دوست دارم

پس برام بگو

...رفته بودم مدرسه‌ی جون سو

اونجا فهمیدم اون بچه‌ی دیگه،پسرشه

نمره هاش عالین

ولی خانواده‌ش پولدار نیستن

بخاطر همین برای حمایت پسرش شبو روز زحمت میکشه

با خودم فکر کردم اگه اتفاقی واسه اون بچه بیفته

اوضاع برای مادرش سختتر میشه

همین؟- چطوره یکم جون سو رو نصیحت کنی؟-

همون کاری که توی دبستان میکردو داره میکنه

داری میگی جون سو باعث شده پسره اونکارو بکنه؟

به احتمال خیلی زیاد

...بخاطر همین بهت میگفتم

بهش بیشتر توجه کن

...من آدمی نیستم

که بتونه دیگرانو امر و نهی کنه

حواسمو جمع میکنم

اگه امکانشم بود،شنبه ها خودم میرم دنبالش

قبلا باید اینکارو میکردی

ولی، عزیزم

...چرا راجع به

ارتباطم با مدله چیزی نمیپرسی؟

برات مهم نیست؟

چیزی نیست که بخوام بابتش تشویقت کنم

ولی خودمو تا حدودی مقصر میدونم

...چهار سال تمام زندان بودم

قبلشم سرم حسابی با کار شلوغ بود

همش همین؟حتی عصبانی نشدی؟

انگار میخوای یچیزی بگی

پس میپرسم

چرا با یه مرد دیگه قرار گذاشتی؟

...اونم دقیقا وقتی که

توی تاریکی گیر افتاده بودم؟

چون تنها بودم

من دوستو خواهر برادری ندارم

...تنها کسایی که دارم

تو و بابا هستین

اون موقع هیچکدومتون کنارم نبودین

...بخاطر همین

تنهام نذار

تحمل تنهاییو ندارم

دوست داشتن یکی که منو دوست نداره

باعث میشه حس کنم بدبختم

کتو شلوار به آقای هان خیلی میاد

بخاطر همین حتی یه همچین طراحیه ساده ایم براشون مناسبه

همه میدونن که لباس رسمی بهش میاد

ولی ازین مدلای ساده زیاد داره

یه چیزی که طراحی یا دوخت خاص داشته باشه میخوام

چشم،وقتی سرگروهمون اومد ازش میپرسم

ولی،اون دستکشی که خریدن براتون مناسب بود؟

منظورت چیه؟

...آخرین بار که آقای هان اینجا بودن

جین یونگ

راجع به چی حرف میزنه؟

...جه هیون وقتی اومد اینجا

چیزی خرید؟

نکنه،زنونه بود؟

...راستش

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left