أول 200 سطر.
سلام غریبه
چه حالی داره که برگشتی؟
پسرت کجاست؟
داخلـه
حالت خوبه؟
آره
مطمئنی؟
آره
.کارت تموم شد؟ من باید موهام رو بشورم
چرا انقدر ساکتی؟
دارم فکر میکنم
دربارهی چی؟
.وقتی برگشتیم دربارهاش حرف میزنیم
اون یه لیمونچلو بود
"همینطوره. و اون میگفت"دخترا، این دسره
اون خودش تنهایی مست میکرد
و اون خنده هیستیریکی میکرد و بعدش شلوارش رو درمیآورد
اون خدای من، تو اتاق پذیرایی وقتی که داشتیم بازی میکردیم
خیلی عجیب بود. وایسا، بکشش عقب
اون یه لباس یهسره پوشیده بود یه لباس یهسره
و بعدش خنده هیستیریکی میکرد، یادته؟ ،انقدر میخندید
انقدر میخندیدی که آخرش میگوزید
این بهم ارث نرسیده
خیلی ترسناکه
من تو کل تابستون بهشون دست میزدم
خب، وقتی بهشون دست میزنی خودت متوجه میشی، مطمئن باش
آره، دیلان یه روز یکی از اینها رو گرفت
چی، اینها محکم میچسبن به پوستت؟
خب، اون اون همش چشمش رو میخاروند
آره، ما همیشه تعطیلات خوبی رو داشتیم
،اون تعطیلات جنوب فرانسه رو یادته همونی که تمام وقت بارون میبارید؟
و من باید تو رو از دست اون دوچرخه سوار تو پارک نجات میدادم
اون زمانی بود که بابا تو رو شوالیه سفید صدا میکرد
جداً؟
اون، به نظر یه نژادپرست سفیدپوست بوده
این آرتوریان بود افسانه های مربوط به پادشاه آرتور که از رهبرانافسانهای تاریخ انگلیس بوده
میدونم
نه، اون زمانی بود که تظاهر میکردم تو رو به اون آموزشهای شنا که ازش متنفر بودی میبُردم
.نه، نه، قبل از اون بود، مطمئنم
آره، نه، اون موقع ما در خونهها رو میزدیم و فرار میکردیم و من موهات رو با شلنگ خیس میکردم
نه، نه، نه. زمانی بود که مامان دستم رو گرفت، یادته؟
اون راهرو افتاده بود دنبالم بعدش تو یهو پریدی وسط و گفتی
تو رو میکُشم لعنتی، سرت رو میکَنم" "و گردنت رو خُرد میکنم
خدای من، چند سالت بود؟
ده سالش بود
ده سالت بود و هیچ نشده پر دل و جرئت بودی
این بازی خیلی مسخرهس
قدیمیترین بازی جهانه
اوه، گاییدمت
چون من دارم برنده میشم، همهچی رو به هم نریز
اوه، مثل اون موقع که تو خونه اورهان ...طناب رو پرت کردی
چون من تو بازی "به قلمرو خرس حمله کن" برنده شدم؟
راستش ما یه قول به هم داده بودیم
اورهان هنوز همیشه سراغ تو رو میگیره
اوه جدی؟
گرتا سکسی. اون کجاست؟
زن کباب سکسی من، اون کجاست؟
...کی، اون چه خری
اوه نه
...اون چه خری
اورهان دیگه چه خریـه؟
هیچکس
پیه رفیق قدیمی از زمان دانشگاه
اوه، فقط یه رفیق قدیمی از زمان دانشگاهه، آره؟
میخواد مخ زن من رو بزنه؟
اروهان دیگه چجور اسمیـه؟
هیچکس عزیزم
عزیز دوم
!هی
میخوای پرواز کنی؟
آره
آمادهای
یک، دو، سه
بکُشش
نه
...بعداً نیشت میزنه فقط
ولش کن
خیلی پا داره
میخوای بازی کنیم؟
آره، بیا بازی کنیم
بووم
!اوه خدای من لعنتی
جداً، این اروهان چه خریـه؟
اوه خدای من تو خیلی حسودی
آره نه، اینطور نیست...من هیچوقت حسودی نمیکنم
آره، ارواح عمت
هیچوقت حسودی نکردم
سارا اشداون
سارا اشداون اسمی نیست که حتی یادم بیاد
تو دنبالش میکردی زاغ سیاهش رو چوب میزدی
زاغ سیاهش رو چوب نمیزدم
معلومه که میزدی
من دنبالش میرفتم - من رو مجبور میکردی باهات بیام زاغ سیاهش رو چوب بزنیم -
آره. این...اگه دو نفر باشید دیگه اسمش زاغ سیاه چوب زدن نمیشه
امسال لکههای صورتت خیلی بدجور شدن
جداً؟
هرسال وضعیتشون بدتر میشه
لکها مثل این میمونن که، میدونی مثل یه شراب خوب میمونن
اونها خیلی بالغن، قدیمیان، زیادن
خیلی زیاد شدن
دیگه خوشگل نیستی
لکههای من زیاد شدن؟ - آره -
یه مدتی طول کشید
شماها باید کل هفته رو اینجا بمونید
حس میکنم شاید باید زود برگردیم
اون زیاد از اینجا خوشش نمیاد؟
نه
وقتی دروغ میگی متوجه میشم چون چشمات اینجوری میشه
نه اینطور نیست. چجوری میشن؟
اینجوری میشن که میرن بالا سمت گوشهی چشم
این یعنی دارم فکر میکنم
آره، به دروغ بعدی که میخوای بگی فکر میکنی
خیلیخب
تو باید دربارهاش باهاش حرف بزنی
شاید احساس بهتری پیدا کنی
این فکر خوبی نیست
نه؟
چرا نیست؟
...چون اون میخواد نصیحتم کنه
و اگه به نصیحتهاش گوش نکنم خیلی رو مخ میره
شاید اون کار رو بکنه
ولی، شاید هم اون کار رو نکنه
وقتی داری این رو میگی حتی نمیتونی سرت رو صاف نگه داری
اون تو اون قضیه زیاد بد نیست
درسته
بیشتر بیا اینجا
این انصاف نیست
خودت میدونی چقدر سرم شلوغه من خیلی بهش پیشنهاد دادم براش بلیط بگیرم
فکر کنم بعضی وقتها حس میکنه تو میخوای بهش ثابت کنی که چقدر زندگیات بهتره
اگه اون بیشتر به ملاقاتت میاومد مطمئنم اون برات شوهر مناسبتری میبود
آره، اون واقعاً کفگیرش به ته دیگ خورده
همینطور بود. و منم بودم
درست مثل تو اون زیر میرا؟
"من اینجام"
این حس رو میدونی وقتی که زیر بغلت رو میخارونی
و بعدش...بوش میکنی و بعدش یواشکی لیسش میزنی
تا اون آخرها منظورت رو میفهمیدم
شکار رو درک نمیکنم
چرا؟
چه سودی بهت از این کارها میرسه؟ از صدمه زدن به حیوونها؟
خوشحالی. لذت از ته دل
تا نگیریش بیخیالش نمیشی مگه نه؟ میکُشیش
آره، فقط به خاطر اینکه این محدوده خیلی شلوغ شده
من تعادل رو حفظ میکنم
خیلیخب
...من به تنهایی نجات
چون میتونم این خرگوشها رو ببینم که هاری دارن
...میان دنبالت، تو باید
اطراف جنگل میدوئن
عدم تعادل زیستمحیطی رو اینجاد میکنن
بعلاوه، تو گوشت میخوری
من ماهی میخورم
اون، اون هم گوشته
نه، ماهی دردی مثل این رو حس نمیکنه
خرچنگها کلی درد حس میکنن
نمیدونم که این رو میدونی
معلومه که میدونم
همهشون خشکن؟
آره
باورم نمیشه قانعش کردی که شروع به خوردن گوشت بکنه
تو اون رو شست و شوی مغزی دادی
اون دیگه هر کاری که تو بگی رو انجام نمیده
وقتی قراردادت تموم شد میخوای چیکار کنی؟
به این فکر بودم که یه خونه نزدیک شماها بگیرم
چی، فقط تو؟
"منظورم این بود که "بگیریم
نمیخوام برگردم لندن
دلم برات تنگ میشه
واقعاً
دلم برای قدیمهامون تنگ میشه
احتمالاً شماها نتونید اینجا جا بیفتید
منظورم اینه که، کی میدونه شاید فقط من اینجوری هستم
راستی قضیه بین شما دوتا چیه؟
نمیدونم
به نظر میاد از همدیگه فاصله دارید
آره، نقل مکان خیلی استرسآور بود
خب، چند وقت یه بار با همدیگه سکس میکنین؟
چی؟
سکس تو رو به طرف مقابل نزدیک میکنه تا شماها مثل رفیقهایی نباشید که با همدیگه زندگی میکنن
مشکلت همینه
اگه با هم سکس نداشته باشید، آدمهای :دیگه رو میبینید و بعدش به این فکر میکنین
شاید با اون آدم، اون جذابیت جنسی" "برای همیشه باقی بمونه
بعضی وقتها باید خودت رو وادار کنی که با کسی که باهاشی، سکس کنی
بعدش سکس تبدیل به راهی میشه که با بقیه مشکلات سر و کار نداشته باشی
وگرنه همهچی خراب میشه چون فکر میکنی جذابیتت رو براشون از دست دادی و رابطهت عقب مونده میشه
از اون کلمه استفاده نکن
عقب مونده: به مانع خورده. محدود شده
پس تو خودت رو مجبور به سکس با دیلان میکنی با اینکه خودت نمیخوای؟
من حرفم اینه که تو خیلی تلاش نمیکنی
تو یه جلوهگر لعنتی هستی
سکس برات خوبه
تو باید به کیلب نشون بدی دوستش داری. شاید قبل از اینکه خیلی بهش آسیب برسونی الان رفته اون بیرون و دنبال یکی دیگهس
رابطه نیاز به کار داره
اینجوری نیست که همیشه افتضاح باشن و تو باید خودت رو مطابقت بدی. ولی باید بیشتر تلاش کنی
میدونی، اگه تو طرف رو واقعاً دوست داشته باشی خودت دلت میخواد درست بشه چون این حس درست بودن نمیده
هر کسی اون چیزی که تو و دیلان دارین رو ندارن
آره، به نظر زیاد میاد
میدونی چقدر سریع میسوزن؟
میدونم
چون من یه چوببُر هستم
No comments yet. Be the first to leave one.