أول 200 سطر.
زیرنویس از مهدی shine021
اخگر. همون آتش جهنم.
حیلهاش اینه که فکر کنی باهوشی.
بهت نگفتن که فکر کنی کجا میری
وقتی این دنیا رو ترک میکنی.
یک چیز رو بدون، حتماً باید بدونی،
باید بپذیری و باهاش روبرو بشی،
تو میمیری.
یک روز، آخرین نفست رو میکشی،
قلبت برای آخرین بار میزنه،
دیگه هیچ جونى تو بدنت نمىمونه.
آمادهای؟
میدونم خونت رو آماده کردی،
میدونم درآمدت رو آماده کردی،
میدونم حجلهت رو آماده کردی...
این ناهار مامانه.
ساردین - سوپ غلیظ
همهچیز مرتبه؟
زيرنويس از مهدي shine021
خداحافظ، مامان.
تو جهنم بخشش نیست.
هر کی بره جهنم، همونجا میمونه.
ببخشید، این فیلم بچهس.
پس تو اینجا چیکار میکنی؟
مدیر رو صدا میکنم.
باشه. باشه.
چیت شده؟
میدونم مکس کدی پدرته.
و میدونم بهت گفته زک رو دنبال کنی.
دنبال کردن...
یعنی مثلاً کسی بشینه جلوی خونت،
بعد تا سینما دنبالت بیاد
و بلیط همون فیلم رو بخره؟
داره ازت استفاده میکنه.
لعنت بهت.
میدونی، من میفهمم.
منم پدر ترسناکی دارم.
زندگیمون رو نابود کرد و ولمون کرد.
اما اگه برگرده خونه،
هر کاری میکنم تا راضیش کنم.
فکر میکنی من چی هستم...
عروسک کوچکش؟
خودم تصمیم میگیرم.
میخوام وکیل منافقی که پدرم رو انداخت زندان رو نابود کنم.
هر چی فکر میکنی میدونی،
اشتباه میکنی.
میدونم تو کی هستی.
و میدونم چیکار میکنی.
هی! هی!
نمیذارم به خانوادهم آسیب بزنی.
تو خودت به خانوادهت آسیب میزنی، فریبکار.
شوهرت ازت متنفره.
پسرت خیلی بههم ریختهس.
و ناتالی، دختری که میخواستی فاحشهی کوچکت بشه؟
بدونی که الان فاحشهی منه.
تو دختر منو نمیشناسی.
- چرا، میشناسم. - نه.
حتی جای خال روی سینهی چپش رو.
میدونی دیوونهکنندهترین چیز چیه؟
نوک سینهی دخترت مزهش شبیه پسرته...
اسم بچههای منو نبر تو دهن کثیفت.
دیگه بچههای تو نیستن...
خدایا.
خدایا... وای خدا.
تکان نمیخوره.
خوبی؟
- تو... - گمشو!
بر اساس رمان «مجریان عدالت»
نوشتهی جان دی. مکدونالد
بر اساس فیلم «تنگه وحشت»
فیلمنامه از وسلی استریک و جیمز آر. وب
خب، ببینیم...
اخلال در نظم، سرقت،
و با ماهی یخزده به یه زن باردار حمله کرده.
تازه اینو شنیدم.
هی، یه لحظه صبر کن.
- هی، ند. - هی.
- هی رفیق، تام رو میشناسی؟ - تام؟
قبلاً زیاد ازم میخواست تو دادگاه شهادت بدم، با اینکه بدسابقه بودم.
این ند کارسونه.
رفیق، امروز صبح گزارش یه دختر گمشده رو گرفتی.
اسمش چیه؟
نوا ولنتاین.
- دارم با مادرش حرف میزنم. - خدای من.
- وضعیت چطوره؟ - عجیبه.
گزارش گم شدن دخترش رو داده،
بعد آوردیمش اینجا. خیلی همکاری نمیکنه.
خب، آنا دیروز با اون دختر حرف زده بود.
میدونی کجاست؟
اون دختر مکس کدیست.
اگه میخوای بدونی کجاست، از خودش بپرس.
وقتی باهاش حرف زدی چی گفت؟
آره...
همه چی رو با گریسون در میون گذاشتیم.
- آره. - آنا رفت پیش اون دختر.
اون دختر درباره بچهمون حرفای رکیکی زد.
بعد بیمقدمه فرار کرد.
درسته؟
درسته.
فرار کرد.
ویدیوی تکاندهنده: وکیل کدی به یه نوجوان تو خیابون حمله میکنه!!
خدایا!
- دیدیش؟ - خوبی؟
یهو مثل بز کوهی پرید.
اون چی بود؟
اون ویدیوی مامانه که به دوستم اَمبر حمله کرد.
دوستت؟
اَمبر...
میدونی چی اینجا رو دوست دارم؟
نزدیک دفتره.
- اونجا میبینمت. - میبینمت.
خب، اون شب تموم نشد
تو خونت...
حتی اگه مزاحمت نداشت، بازم دست نگه میداشتم.
تام.
- تام. هی. - هی...
قضیه اون دختر اونطوری که فکر میکنی نیست، میفهمی؟
ببخشید مزاحمت شدم.
یه لحظه صبر کن، لکس.
دنبالم بیا.
دخترت داره خانوادهمو تعقیب میکنه.
آره. کارش غیرقابل قبوله، تام، ولی من هیچی نمیدونم.
واقعاً دیوونهس، مشکلات عاطفی داره
و بخش خندهدارش اینه که،
گوش کن، من حتی نمیدونم واقعاً دخترمه یا نه.
- بیخیال. - من هیچوقت ندیدمش.
- تو زندان برام نامه میفرستاد... - اینو باور نمیکنم.
- و... صبر کن، صبر کن. - هی...
تام. ولی منو نادیده نگیر.
نه، این دفعه نه.
خواهش میکنم، گوش کن.
- من به مدرک باور دارم، مکس. - مدرک.
من مدرک برات دارم.
بهت دسترسی میدم به سیستم ایمیل زندان
- و میتونی همه پیامها رو ببینی. - لعنتی.
همهشون اونجان که بخونی.
گوش کن، اون با من ارتباط گرفت،
و مطمئن بود که تو و آنا بهم آسیب زدین،
منو از سر راه برداشتین، پدرش رو ازش گرفتین، هر چی که باشه.
اون وسواس داره.
و بهش گفتم ازت دوری کنه.
پیامها رو بخون.
پیامها رو بخون، تام.
یه لحظه صبر کن.
ناتالی چی شده مامان؟؟؟
تو گفتی باهاش صحبت کردی،
نه اینکه صورتش رو بگیری و پرتش کنی جلوی ماشین.
تو نمیفهمی، اون چیزای بدی گفت...
مهم نیست چی گفت، ویدیوش فاجعهست!
مسئله ویدیو نیست، تام!
مسئله اون روانیایه که خانواده ما رو هدف گرفته!
آره، و الان خودت شبیه روانیها شدی.
و مطمئن نیستم مکس کدی بهش گفته باشه این کار رو بکنه.
چی؟ بهخاطر اون پیام لعنتی؟
آره، اون پیام لعنتی.
واقعاً فکر میکنی اون تنها راه ارتباطشون بوده؟
فکر میکنی یه ساله دارن پیامهای جعلی مینویسن؟
آره، چرا که نه؟
تو بیشتر از زنت به مکس کدی اعتماد داری؟
بازم داری مینوشی؟
باورم نمیشه اینو بهم گفتی.
میدونی چی فکر میکنم؟
فکر کنم میترسی
چون اگه من درست گفته باشم، اونوقت نمیدونی باید چیکار کنی،
خب بعدش چی؟
بعدش چی میشه؟
مامان. مامان کجایی؟
ما باید با ناتالی حرف بزنیم.
تو باید با ناتالی حرف بزنی.
ناتالی، اون تصادف بود.
و مامان تمام تلاشش رو میکنه که اون ویدیو رو پاک کنه.
مامان میدونه اشتباه کرده، ولی چیزهایی هست که باید بدونی.
- اَمبر... - خیلی خب.
میخوام بدونم چرا سعی کردی دختری رو بکشی که واقعاً میخواستم باهاش قرار بذارم.
چی؟
اون دختر، اسمش نوا ولنتاین هست.
چی؟
- مامان داری درباره چی حرف میزنی؟ - اون دختر مکس کدی هست.
نکنه تو...
پیرسینگ زدی؟
اون مجبورت کرده پیرسینگ نوک سینه بزنی؟
اون مجبورم نکرد هیچ کاری انجام بدم.
خدای من.
اون بهت آسیب زد،
- و به زک آسیب زد... - آسیب؟ اون فقط یه پیرسینگ بود.
مامان درباره زک چی گفتی؟
نوا ولنتاین همون دختریه که توی اینترنت با زک صحبت میکرد.
مامان متأسفه.
اون فقط سراغت اومد چون مکس کدی میخواد به ما آسیب بزنه.
چون اون حتی نمیتونه از من خوشش بیاد، مگه نه؟
ولی حق نداری باهاش صحبت کنی.
حق نداری باهاش ارتباط بگیری.
فهمیدی؟
به زک درباره این قضیه چیزی نگو، باشه؟
پدرت و من بهش رسیدگی میکنیم.
خب حالا چی کار میکنی، مکس کدی؟
آزادی، میتونی هر کاری بکنی.
چه آرزویی داری؟
من؟ هیچ. من یه مرد سادهام.
فکر کنم متوجه نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.