أول 169 سطر.
= لطفا صبر کن داداش = = قسمت ۷ =
اومدم بهت بگم
که دیگه غذای سلف رو واسه نهار نخوری
با من بریم خوابگاه یه سوپرایز برات دارم
اون دانش آموزِ اون پشت
تو! قایم نشو ببینم
دارم راجع به تو حرف میزنم
چرا دوباره من؟
باهامون یه جمله ی قصار
از یه شخصیت تاریخی مشهور
که خیلی تحت تاثیر قرارت داده رو به اشتراک بذار
...خب
قهرمان زنی که به جای پدرش رفت تو ارتش
هوآ مولان، یه بار نقل کرده
اگه قلبت تو جای درستیه"
اون جا
"خونه ی توعه
من واقعا با این حرف موافقم
...هوآ مولان خونه ش رو ترک کرد
هوآ مولان اون حرفو زده؟
زیر دستش، کای، این رو گفته
به خودت یه نگاه بنداز
چیزی که میخونی رو نمی فهمی
حتی اصل ماجرا رو اشتباه متوجه شدی
پروفسور، کار شما حرف نداره
من شناختمتون
بهم بگو ببینم
دقیقا مال کدوم کلاسی؟
چه خبره؟
تو مدام وارد کلاس اشتباه میشی
و علاوه بر این
تو دره ی پادشاه ها هم گم میشی، مگه نه؟
همه چی حاضره
داداش بزرگه
...داداش
بیا تو
درو ببند
بببندش
داداش بزرگه
این اون سوپرایزیه
که بهش اشاره کردی؟
نظرت چیه؟ سوپرایز شدی؟
شدی؟
ما به سرکه ی بیشتری احتیاج داریم
هی
من به طور ویژه
این غذا رو برای تو تدارک دیدم
تو که هیچی ازش نمیخوری
نه؟
تو داری از برق و الکتریسیته ی ممنوعه استفاده میکنی
اونم تو خوابگاه
قطعا سرزنشت میکنن
خب که چی؟
تو فقط یه بار زندگی میکنی
تستش کن
اگه تو داداش منی، یه لقمه بخور
دهنتو باز کن
تو توی خوابگاه خوراک پز داری؟
من تمام مسیر از اون بیرون بوش رو حس میکردم
البته، این یه سوپ سِرّیه
...تو
...تو
...تو
...تو
و تو
برین بیرون
اون خوراک پز رو هم ببر از اینجا
من چندین بار بهت گفتم
که تو دستگاه های الکتریکی ممنوعه رو نمیتونی به خوابگاه بیاری
اما شما کار خودتونو می کنین
مدرسه تازه شروع شده
و شما می خوایین همچین شروع خوبی داشته باشین؟
قربان
ما اشتباهمون رو می پذیریم
ما عمیقا پشیمونیم
...پس
پس اما ۸۰۰ بار از روی یه کلمه
می نویسیم تا بی ریایی مون رو نشون بدیم لطفا ما رو ببخشین
هش...هشتصد کلمه؟
خوبه
از اونجایی که شما سه تا
دارین اشتباهتون رو می پذیرین
می تونین برین
نامه ی تکرار کلماتتون رو بنویسین
و امروز بفرستینش دفترم
انجام میدیم. ممنونیم قربان
ما میریم دیگه
هشتصد نوشتن از روی کلمه؟
چی تو مغزت می گذشت؟
نمیدونی که
هشتصد کلمه یعنی چی؟
برای من و بیچن؟
ژانگ وی، داداش بزرگه
لطفا عصبانی نباش
تا حالا درباره ی
اینکه اونی که اول ضربه میزنه برنده س، شنیدی؟
داوطلب
نوشتنِ
متن های رونویسی نشو
من داشتم فکر میکردیم از طریق احساسات
کاری کنم که چشم پوشی کنه
داداش بزرگه
اگه اون موقع براش دلیل می آوردی
حرکت عاقلانه ای نبود
در واقع اگه باهاش بحث هم می کردی
از زندگی خسته نمی شدی؟
...اما ۸۰۰ بار نوشتن از روی لغت
به فنا رفتیم
نگران نباش
اگه من برات بنویسم چی؟
این آبگوشت
به طور مخصوص واسه تو آماده شده بود
هیچیشو نخوردی که
اما تو داری مسئولیت چیزی رو به عهده می گیری
که مایه ی آسایش منه
من بی دلیل بهت اهمیت ندادم
داداش بزرگه
من سرم شلوغه
من میرم
برو
یادت نره که نامه ی رونویسی از روی کلمه رو بنویسی
یادت نره
نمیره
خانم ژیا، چیکار دارین می کنین؟
این درست نیست
دارین سر کارم میذارین؟
شریکم چی شد؟
چنگ گونگ و من
چندین روزه که داریم آواز می خونیم
چرا بیچن
هنوز لیانگ شانبو نشده؟
خانم ژیا
این مسئله
واقعا عملی شدنش سخته
داداش بزرگه
خیلی قاطعه
من از راهی که بگین رفتم
اما مشتاق نیست که نقش لیانگ شانبو رو بازی کنه
نمیدونم
که باید چیکار کنم
برام مهم نیست
تو باهام توافق کردی که من رو جفت بیچن کنی
حالا، از پسش بر نمیای
قولت رو شکوندی
بهم بگو
نباید برام جبران کنی؟
طبق نظرتون
من باید چکار کنم؟
خیلی خب
بهت سخت نمی گیرم
به بیچن بگو
که امشب باهام بیاد پارک
فقط ما دو تا
گرفتی؟
من نمیدونم
که ری اکشن بیچن
اگه عکسا رو ببینه، چی میتونه باشه
موافقم
فاتحمون خونده س
چو ایی
تو اینو شروع کردی
برام مهم نیست
من میرم دیگه
خانم ژیا
داداش بزرگه، این اشتباه من بود
عکس ها پاک شدن؟
تو کپی بک آپ ازشون داری؟
نه
پس ژیا تیِن چی میشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.