أول 200 سطر.
کار مشترک تیم مون ریور و دینگو
19آگوست2018
استاد کانگ؟
خدای من
بیدارت کردم
ببخشید ، چیکار کنیم
ولی زن عموت کجاست؟
یه دقیقه رفته بود بیرون
که اینطور؟
...خوشحالم که
حالت بهتر از اون چیزیه که فکرشو میکردم
وقتی تصادف کردی واقعا شوکه شده بودم
واقعا فکر کردم داری میمیری
ولی میدونی چیه ؟
....چرا اون روزیه تا منو دیدی
فرار کردی؟
چرا؟
صدات کردم چون میخواستم باهات حرف بزنم
من کار اشتباهی کرده بودم ؟
نه
پس چرا اون جوری فرار کردی؟
دیروز
بردین، درسته ؟CDاومدین تو اتاقم و یه
یون یونگ گیل اونو واسه من گذاشته بود
واقعا ؟
رو بردی؟CDچرا اون
چون کنجکاو بودم
...تو فرار کردی چون نمیخواستی
خبردار بشم CDمن از قضیه
همین الانم مشخصه
تو بودی کنجکاو نمیشدی؟
اون چی بود؟ واسه چی از دست من فرارکرد؟
...چرا اون مرد این
رو از بین این همه آدم واسه اون گذاشته ؟CD
تو با این مساله قتل یه ارتباطی داری، درسته ؟
...CDبه جز اون
چیز دیگه ای هم گرفته بودی؟
واسه چی میخوای بدونی؟
چی؟
میشه یه چیز دیگه هم ازتون بپرسم ؟
چی؟
اون روز، یه سال پیش
شما هم ،تو صحنه تصادفی که کیم ایان بود بودی، درسته ؟
داری چی میگی؟
...بعد از اینکه سرت صدمه دیده
داری پرت و پلا میگی؟
نه
مطمئنا اون روز تو صحنه حادثه بودین
بخاطر تاریکی و بارون نمیتونستم دقیق ببینم
...ولی اون آدم
مطمئنا خودتون بودین
زود برو
!زود باش، همین الان برو
برو
الان همه چیز رو به یاد آوردم
....فکرکرده بودین که یون یونگ گیل
یه مدرکی چیزی تو اون کافه گذاشته، درسته ؟
و فکر کردین من اون مدرکو گرفتم
...الان واسه این نیومدین
که دنبال اون بگردین؟
مدرک دیگه چه کوفتیه
؟CDاون
متاسفم که شکوندمش، ولی هیچی توش نبود
میدونی؟
پس واسه چی اینجایین؟
ما که همچین آشنایی نزدیکی هم نداریم
...به ادعای اینکه حافظت برگشته
ادای آدمای بیگناه رو درنیار
یی یونگ
ایشون مدیر کالج هستن
آه ، شما مدیرشون هستین
ممنون که اومدین بیمارستان ، دیدنش
چرا آداب معاشرت یادت رفته ؟
باید بهشون نوشیدنی تعارف میکردی- نه -
مشکلی نیست، من داشتم میرفتم
به هر حال، مراقب خودت باش
خدانگهدار
این دیگه کدوم خریه ؟
چی؟عوضی
این عوضی داره چیکار میکنه ؟
منو نکش
...توآشغال! تو
تو بودی؟
مشکلت چیه ؟
خیلی سرو صدا میکنی
بنظر میاد ترسیدی
هی، چرا سعی داری منو بکشی؟
این اقدام به قتله ، عوضی
گزارش منو بده
فکر میکنی این کارو نمیکنم ؟
تو باورنکردنی هستی
فهمیدم که تو برادرمو کشتی
تیکه تیکه ش کردی
میخوام دقیقا همون کاریو که با برادرم کردی باهات بکنم
ولی سعی دارم جلو خودمو بگیرم، میدونی چرا ؟
چونکه من مثل تو نیستم
هی،چرا برادر منو کشتی؟
کی بهت گفته؟ نام جو وان گفته ؟
تو واقعا حرفای یه قاتلو باور میکنی؟
اگه میخوای منو به قتل متهم کنی
باید مدرک داشته باشی، عوضی
مدرک؟- آره -
مدرک؟
فکر میکنی مدرک ندارم؟
درست همینجاست
فیلم جعبه سیاه ماشینی که باهاش زدین به برادرم
میخوای نشونت بدم؟
هی
این مسخره ست
عوضی اینقدر چرت و پرت نگو
امکان نداره شاهدی وجود داشته باشه
اشتباه میکنی،یون یونگ گیل
این تو کیفش بود
اون پاکت پولی که به یون یونگ گیل دادیو یادته؟
مدارک تو پاکتی بود که
تاریخ مرگ برادرم توش نوشته شده بود
تو پاکت بود
هنوز حرفمو باور نمیکنی؟
نمیتونم باور کنم،خب که چی؟
دروغه
بدش به من،فقط بذار نگاش کنم
بذار فقط یه بار ببینمش- داری چیکار میکنی؟-
دماغم- ...احمق کوچولو-
و خودکاری که دنبالش میگشتی
و دیدم که چی تو خودکار بود
تو پولای دانشگاه رو بالا کشیدی
...از بودجه تحقیقاتی گرفته
تا هزینه های تمیزکاری
کلی پول بالا کشیدی
خب که چی؟که چی؟
ببین
از پول تو که برنداشتم
ترسیدی اختلاست رو بشه
به خاطر همین ایان رو کشتی؟
فقط دلم برای برادرم میسوزه که
آدم پستی مثل تو اونو کشته
من نکشتمش
کار من نبود
عوضی
بدش به من
کی هستی که اینو میخوای؟
آشغال،میخوای بمیری؟
بدش به من
اخبارو دیدی؟
آره بعدازظهر دیدم
ماسترو نام امروز به دیدنم اومد
ولی من نتونستم ببینمش
فکر کنم درست قبل اینکه دستگیرش کنن، اومده بود
قبل از اینکه دستگیر شه
کیفی که یون یونگ گیل قایم کرده بودو دادبهم
کیف؟
بعداز اینکه یون یونگ گیل مرد،نام جو وان رفت کیفشو برداشت
و من دیدمش
و توی کیف
از آخرین لحظات زندگی ایان
یه فیلم ضبط شده بود، اونو دیدم
تو پاکت پولی که تاریخ مرگ این روش نوشته بود گذاشته بودش
تو پاکت پول؟
مزخرفه
صورت قاتل رو دیدی؟
آره- پروفسور کانگ بود درسته؟-
آره
پروفسور کانگ امروز به ملاقاتم اومد
من خواب بودم و چشامو باز کردم
پروفسور کانگ؟
بالا سرم وایستاده بود
چشم تو چشم شدیم و یک دفعه
یادم اومد کی پشت ماشینی که
یون یونگ گیل میروند نشسته بود
پروفسور کانگ بود
دیدی ایان چطور مرد؟
بله
ایان اون روز جون منو نجات داد
چاقویی که تو شکمش بود رو درآورد
دادتش به من و گفت که فرار کنم
گفت با پلیس تماس بگیرم
حواستو جمع کن ، هونگ یی یونگ
گوش کن به من
به سمت هر نوری که تو خیابون میبینی بدو
و اگر کسیو دیدی،سریع با پلیس تماس بگیر
باشه؟
...و
نمیدونم چه حسی داری
ولی من واقعا دوستت داشتم
نمیتونم پروفسور کانگ رو ببخشم
شکایتم رو تنظیم کردم
تمامی مدارک رو تحویل دادم
متوجه شدم
تو مشکلی نداری؟
منظورت چیه؟
وقتی تحقیقات شروع شه
متوجه میشن که تو به ایان چاقو زدی
همه میفهمن
ممکنه بازجویی شی
مشکلی نداره
درواقع خوشحالم که میتونم راستشو بگم
نگرانش نباش
کار مشترک تیم مون ریور و دینگو
شما کانگ میونگ سوکی؟
میری فرودگاه؟
No comments yet. Be the first to leave one.