The Ash Lad: In the Hall of the Mountain King

The Ash Lad: In the Hall of the Mountain King

Askeladden - I Dovregubbens hall

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Askeladden I Dovregubbens Hall 2017 720p BRRIP x264 AC3 SIMPLE-CPG
Askeladden I Dovregubbens Hall 2017 1080p BrRip x264-RipsTracker
Askeladden i Dovregubbens Hall 2017 720p 10bit BluRay 6CH x265
تعليق من llillusionll
░ illusion امیرعلی | TakMovie.Co

الوسوم

BluRay
720p
720
x265
brrip
x264
1080
AC3
نشرت في: 2018-01-17
تنزيلات: 65
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

تـقـديـم بـه .شـمـايـي کـه درحـال ديـدن ايـن فـيـلم هـسـتـيـن

...دور و دور داخل دنياي کوهستان‌ها

بعد از تمام کوهستان‌هاي آبي در افق .و حتي مقداري دورتر، کوهستاني بزرگ قرار دارد

.کوهستاني که هيچ بشري جرئت نزديک شدن به آن رو ندارد

چرا که افسانه‌اي باستاني مي‌گويد ...که درون کوهستان

.ترولي وحشتناک خوابيده است .به نام شاه کوهستان

،طبق افسانه .تنها يک چيز ترول را بيدار مي‌کند

اگه يه شاه‌دخت قبل از رسيدن به 18 سالگي .ازدواج نکند

کريستن، آماده‌اي؟

،پس حتي اگه شاه‌دخت بخواد يا نه

تمام شاهان مطمئن شدن براي دخترشون ...داماد پيدا کنند

.قبل از اينکه خيلي دير بشه

.خوش‌آمديد

.اعلي‌حضرت .سرورم

،باعث افتخار و فروتني اين‌جانب ...شاهزاده فردريک از دانمارک مي‌باشد

.که دست دخترتون رو در ازدواج نگه دارم

.اون‌ها کشاورزهاي ساده هستن .زبان اشرافي‌ رو درک نمي‌کنن

.روز بخير، از اينجا بودن خوشحالم

،خرس بزرگ مستقيم اومد طرف من .ولي من شجاع بودم

...پس خودم رو روي خرس انداختم

،دست‌هام رو دور گردنش انداختم ...و فشار دادم تا وقتي

.خرس روي علف‌ها افتاد و مرد

.کريستن، بايد به حرفم گوش کني

من شاه‌ام، و شاه مي‌خواد !با فردريک ازدواج کني

!نمي‌خوام ازدواج کنم

،فردا تولدته .و ازدواج مي‌کني

اگه داستان واقعيت داشته باشه و شاه‌دخت قبل از ...تولد 18 سالگيش ازدواج نکنه

،شاه کوهستان بيدار ميشه و مياد سراغش .و اون رو به کوهستان مي‌بره

اونجا افسون و سپس برده‌ي ترول خواهد شد .تا پايان عمرش

کريستن؟

!کريستن

پسري خاکستري در سرسراي شاه کوهستان

illusion مـترجم: اميرعلي

سلام؟

.حالا برابر شديم

.سلام .اِسپن هستم

.نياز نيست دست بديم .واقعاً رسم مسخره‌ايه

چطوره فقط دست‌هامون رو تکون بديم؟

نه، چطوره روي يه پا بايستيم؟

هميشه اينقدر وراجي؟ - .فقط بعد از اينکه خطر از بيخ گوشم گذشته باشه -

،اگه دست از وراجي بر نداري .دوباره خطر بهت نزديک ميشه

گرسنه‌اي؟

.تا حالا نديده بودم کسي به اين سرعت بخوره

.يه مدته اشتها نداشتم

.اشتهات برگشته

کجا ميري؟

.بايد برم .ممنون بابت غذا

.حتي اسمت رو نگفتي - .شايد دوباره همديگه رو ديديم -

.اگه بتوني رو پات وايسي

.صبح بخير، برادرها

منظورت از صبح بخير چيه؟ .از طلوع خورشيد داريم کار مي‌کنيم

.آره، راستش - .زندگي همه‌اش کار کردن نيست -

.سلام، بابا

.پرنده‌ها دوباره ذخيره‌هامون رو خوردن مگه نگفتم يه مترسک بسازي؟

.کار اِسپن بود - .آره، کار اِسپن بود -

چيزي که خواستم رو خريدي؟ - .بله -

.باورتون نميشه ...يه دختره سوار اسب بود

!اِسپن

...و بعدش افتادم تو رودخونه - .پسرها، تير و کمان رو بياريد -

.کل روز کار کرديم - .بايد بريم شکار -

من مي‌تونم بيام؟ - !نه -

وقتشه همه مسئوليت‌پذير باشن و .بالغ بشن

.بله - .خوبه -

.اينجا بمون و مراقب خونه باش .کاري نکن

فهميدي؟ - .بله، فهميدم -

.خوبه، پسرم - .بيا -

.بشين و با خاکسترها بازي کن .فقط اين کار رو بلدي

!يه ترول

!من از هيچ ترولي نمي‌ترسم

!نه

!نه، نه، نه

.البته - .و بقيه‌اش رو هم مي‌تونيم نمک بزنيم -

.مي‌تونم توضيح بدم

،فقط نشستم با خاکسترها بازي کردم .وقتي صداي پاي سنگيني رو از بيرون شنيدم

.يه ترول بود - اِسپن، چي‌کار کردي؟ -

.واقعيت داره .يا، به نظر من يه ترول بود

...پسر احمق

.پسر خاکستري

.فايده نداره .همه چيز نابود شده

.تنها عکسي بود که ازش وجود داشت

.روز بخير، کشاورزهاي ساده

يه شاه‌دخت نديدين که سوار بر يه اسب باشکوه عبور کنه؟

.موي قهوه‌اي بلند .زيبايي برجسته

.شاه‌دخت رو ميگم، نه اسب

.نديديم

تو چي؟

.نه

نه؟ - .دروغ ميگه، سرورم -

!گردنش رو مي‌شکنم

اگه گردنش شکسته باشه چطوري مي‌تونه حرف بزنه؟ .نادان

.بگو چي مي‌دوني

.به اون گوش نده .داستان‌هاش همه دروغ هستن

.گفت ديروز يه ترول ديده

پس به افسانه‌ي قديمي اعتقاد داره؟

به چي قديمي؟ - .افسانه -

اف... ؟ - .افسانه -

کدوم افسانه؟

که يه ترول مياد سراغ شاه‌دخت اگه .قبل از 18 سالگيش ازداوج نکنه

،شاه قول داده کسي که شاه‌دخت رو پيداکن .دخترش و نيمي از قلمروئش رو خواهد داشت

.و قراره مال من بشه

همين‌جوري به هرکسي ميدنش؟

.شاه‌دخت با من ازدواج مي‌کنه .اون چيزيه که همه مي‌دونن

...و وقتي ازدواج کرديم

.مطمئن ميشم جاش رو بدونه

.کشاورزهاي ساده

.بيا. فقط همين رو دارم

.بايد شاه‌دخت رو پيداکنيد .بيايد اميدوار باشيم به همه‌مون يه پاداشي برسه

.دوباره مزرعه رو مي‌سازيم، پسرها

من چي؟

.از الان به بعد بايد هواي خودت رو داشته باشي - .ولي مي‌تونم بمونم و کمکت کنم -

.مي‌توني با رفتن بهم کمک کني - ...ولي مي‌تونم -

.نه! برو

.ديگه نمي‌خوام ببينمت

...پر

.زودباش

.ببين چي پيدا کردم

چي؟ - .يه آينه‌ي شکسته -

واسه چي يه آشغالي مثل اون رو نياز داري؟

.نمي‌دونم، شايد به کار بياد

.پيداکرردم، پيداکردم

چي پيدا کردي؟

.فقط بندازش

.شايد به کار بياد

!کمک

!کمک! کمکم کنيد - .يه نفر کمک مي‌خواد -

.وقت نداريم - قراره کسي که کمک لازم داره رو رها کنيم؟ -

،الانش هم کلي مشکلات داريم .به لطف تو

.مي‌خوام ببينم کيه - .زودباش، پائول. زودباش -

.خدافظ، پسر خاکستري

!بيا و کمکم کن - .صدات رو مي‌شنوم -

!کمک

.کمک! بيا نزديک‌تر .ممنون

،داشتم چوب خورد مي‌کردم .که دماغم گير کرد

مي‌خواي وايسي و زل بزني يا کمکم کني؟

.شرمنده

!وايسا! وايسا! وايسا .بايد از تبر استفاده کني

مي‌خواي دماغت رو قطع کنم؟ - ديوانه‌اي؟ -

.با تبر شکاف رو بزرگ‌تر کن

.زودباش

خيلي وقته بدون آب و غذا .اينجا گير کرده بودم

.چيز زيادي همراهم نيست، ولي يه سيب‌زميني دارم

اينجا چي‌کار مي‌کني؟ .وسط جنگل هستي

.دنبال شاه‌دخت مي‌گردم - .پس اتفاق افتاده -

.شاه کوهستان اون رو گرفته - مگه اون فقط يه داستان شاه و پري نيست؟ -

هميشه يه چيزي توي داستان‌هاي شاه .و پري واقعيت داره

!فراموشش کن .خيلي خطرناکه

.نجات شاه‌دخت تنها اميدمه

.گوش کن، پسر ...طبق افسانه، فقط يه شمشير هست

.که مي‌تونه شاه کوهستان رو بکشه

.شمشير توگير - از کجا مي‌تونم پيداش کنم؟ -

.خيلي خطرناکه - .بايد بدونم -

شمشير سال‌هاي پيش .در باتلاقي خطرناک گم شد

.يه چيزي توي باتلاق هست .يه چيز شيطاني

مي‌دوني باتلاق کجاست؟

نقشه‌ام رو بهت ميدم چون .بهم کمک کردي

اين نقشه هرجايي بخواي بري .رو بهت نشون ميده

.ممنون

.بايد از نقشه بخواي

.نقشه، راه توگير رو نشونم بده

.خوب نبود .بايد مؤدبانه بخواي

.لطفاً

!خداحافظ، پسر خاکستري

!آخ، دماغم

.متوجه نميشي - !من شاه‌ام -

!بايد با فردريک ازدواج کني - !نمي‌خوام ازدواج کنم -

فکر مي‌کني دزدها اون رو بردن؟ - .چيزهاي بدتري توي جنگل هست -

دوباره داري از ترول حرف مي‌زني؟ .يه افسانه‌ي قديميه، و خودت هم مي‌دوني

.ترول مجبورش مي‌کنه باهاش ازدواج کني

...اعلي‌حضرت

...ما

...اعلي‌حضرت

.اسب‌شون رو پيداکرديم .يا چيزي که ازش باقي مونده بود رو

.همينطور اين رو پيداکرديم - اون چيه؟ -

.باور داريم يه دندون باشه

.شاه کوهستان

پر، از وقتي غذا خورديم چقدر گذشته؟

.داره گرسنه‌ام ميشه

فکرمي‌کني مال کسي باشن؟

.اگه فقط يکي برداريم کسي متوجه نميشه

نفري؟ - .آره، نفري يکي -

.رنگ عجيبي داره

.ولي خيلي خوشمزه‌ان - .بهترين سيب‌هاي دنيا -

از سيب‌هاي ما خوش‌تون مياد؟ - .نمي‌دونستيم مال شماست -

،توي خونه‌مون باز هم سيب داريم .و مي‌تونيد هرچقدر بخوايد بخوريد

هرچقدر بخوايم؟ - مي‌خوايد بيايد؟ -

سيب‌ها کجا هستن؟

بيا، يه گاز ديگه بزن .و مي‌بريم‌تون اونجا

!ببينيد، اِسپن اومده

.سلام، بيا بشين .براي همه غذاي کافي هست

.نذاريد هيچوقت بريم

خوبي؟

سيب طلايي دوست‌داري؟

.بخور

.زودباش، بخور

.آفرين

.مي‌خوام باهات ازدواج کنم

.خيلي خوشحالم که ديدمت فکرمي‌کني من خوشگلم؟

.خيلي دوست‌تون دارم - .ما هم دوستت داريم، اِسپن -

.بيايد خونه‌ي جديدمون رو بگرديم - .ولي غذاهاي خوب اينجا هستن -

.بعداً کلي وقت واسه غذا خوردن داريم .هميشه اينجا هستيم

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left