أول 200 سطر.
جهنم در شهر
زندان زنان
به سفارش فرهاد کوثرنژاد
. دستاتو بيار جلو
. کف دستت
. بشين - ! گوش کنين -
. حتما اشتباهي شده
چون کميسر گفت که ميخواد منو . به خونه بفرسته
! لينا بُرساني
. مشخصات کامل - . کميسر ميخواد منو با يه حکم اخراج به خونه بفرسته -
. ولي من قبول نکردم . اشتباهي از من سرنزده
. اگه حکمي باشه من ميرم
. هر کاري بخواين براتون انجام ميدم
! مشخصات کامل ، صفات پدري
آخه من کاري نکردم . افسر به من . گفت که ميتونم برم خونه
، نام ، نام پدر . و ماهيت جرم
... لينا بورساني
. از آنتونيو ...
. همدستي در سرقت
... افراد جديدي اينجا هستن - . از روي تخت من پاشو -
. بذار ببينيم کدومش احمقتره
. تکون بخور
. برو اونطرف ، احمق
. بذار من ميبرمت
. اين يکي انگار از همه احمقتره - . منم همين نظر رو دارم -
داره بارون مياد ؟
! اوه ، بالاخره بيدار شد
ميخوام بهت يه ... عروسک صورتي بدم
... که به اندازه خودم کوچيک باشه ...
. بذار داد و فرياد اون عوضي تموم شه
! سبزي فروش ، خفه شو
! اون گاله رو ببند ، سبزي فروش
! ريدم تو هيکلت
اين تخت ها هم روز به روز . دارن بدتر ميشن
با اين عجله کجا رفتن ؟
دخترها کجان ؟ - . بزودي ميان . هنوز توي کليسان -
اون کيه ؟ - . دو نفرن -
. يکيش بغل دسته خودته - . دو ساعته که داره گريه ميکنه -
اون کوچيکه رو ميگي ؟
. جياکومينو داره نگات ميکنه
. ميگن که جرمشون سرقته
ميشنوي چي ميگم ، ايگله ؟ . اينو بپرس
کي داره منو صدا ميکنه ؟
. آسونتا داره صدات ميزنه ، ايگله - . آسونتا داره صدات ميزنه -
. بسه ديگه . بگو من خوابم
اين کيه ؟ - . بهت که گفتم ، يکي از اون جديداست -
. تختش بغلِ تخت توئه - . قبلا هم ديديش -
. ما که دوباره رفتيم - . شب بخير -
الان ميخواد بگيره بخوابه . و بعد شب از خواب بيدار ميشه
... موبي ديک
. بسه ديگه . هممون مشکل داريم
! خفه شو ديگه
. رناتا ، گوش کن
آخر يه بار توبيخ ميشي ؟ - واسه چي ؟ -
. چون با صداي سوت بيدار نميشي
... مادر عشق من
. يه زن فوق العادهست
کي سيگار داره ؟ - . يکي بهت دادم -
. لاي پستوناته - . چه حماقتي . روش خوابيده بودم -
... آسونتا
. امروز خيلي ساکت بودي چيکار ميکني ؟
. بيا اينجا . بايد يه چيزي بهت بگم
کي تا حالا تونسته که اينجا يه کم بخوابه ؟
. يه کبريت بهم بده
ميخوام خوابمو برات تعريف کنم . تا بدوني که حق با منه
! يکي ميتونه اونو خفه کنه
موبي ديک ، کونت هميشه . جلوي ديد منو ميگيره
. برو توي گه خودت بشين
. ساکت باشين و چراغها رو خاموش کنين
اين کيه ؟ - . دوباره داره ميره -
تو کي هستي ؟ . بذار شکلتو ببينم
. اون ظرف رو تميز کنين . من بايد يه دوش بگيرم
الان ؟ . خودت فردا بشورش
. نه ، ميخوام الان شسته بشه
ميخواد دعوا بشه ؟ - اين مال کيه ؟ -
. به من دست نزن . نزديک اون ظرف نشو
. لطفا ، خفه خون بگير
. ميخوام دوش بگيرم
مال کيه ؟ ... سريع ، اوه ، اوه
ديوونه شدي ؟
همه چيز مرتبه ، خواهر سلسته ؟ - . همه چيز خوبه -
خواهر ، فکر کنم سرپرست بايد بدونه . که امشب چه اتفاقي افتاد
جدي ميگين ، خواهر جوزپينا ؟ - . آره ، فکر کنم اينجور بهتره -
. خودش هميشه همه چيزو ميدونه . ولي تظاهر ميکنه که نميدونه
. همه چيزو ميفهمه
. خواهش ميکنم اينو گزارش نديم
. کنترل خودشو از دست داده بود . شايد بيگناه باشه
. شايد واقعا بيگناه باشه
بگو واسه چي اينجايي ؟
بخاطر سرقت از ويلاي . که توش کار ميکردم
رئيست تو رو تسليم کرد ؟ - . من حتي اونجا نبودم -
کجا بودي ؟ - . با دوست پسرم بيرون بودم -
... و زماني که بيرون بودي - . قفل در شکسته شده بود -
اونها کليد داشتن و ميدونستن . هر چيزي کجا قرار گرفته
، جواهرات ، نقرهجات . اسناد و مدارک
... زماني که داشتن تحقيق ميکردن
اثر انگشتي رو روي ... ... قفل در پيدا کردن
. و گفتن که اثر انگشت منه ...
. بخاطر همين منو متهم کردن
. بگو ببينم ، دختر از نامزدت هم بازجويي شده ؟
نه اون توي شهر خودش بود . که ترتيب عروسيمون رو بده
، اگه شما با هم بودين . به دادگاه فراخونده ميشد
. آره ، اون بايد شهادت بده - . درسته -
. بهشون نگفتم که ما با هم بوديم
واسه چي همچين کاري کردي ؟ - چرا ؟ -
... چونکه - . چون قبلا آورده بوديش توي خونه -
. آره ، ولي خيلي کوتاه . فقط واسه يه لحظه
. واسه اون همين کافي بود
اون گفت که ما نبايد ... اين فرصت رو از دست بديم
. و منو با خودش برد سينما ...
چه فيلمي ديدين ؟ - . بر باد رفته -
کجاش خنده داره ؟
... نامزدت توي خونه بود
و بعد يه فيلمي انتخاب کرد که ... . که چهار ساعت مدت زمانش بود
چي بهشون گفتي ؟
. گفتم رفته بودم سينما - تنهايي ؟ -
. آره ، گفتم که تنها بودم
ولي يه نفر منو با يه . مرد ديگه توي تراموا ديد
بعد پرسيدن که با کي بودي ؟
. توي تراموا من با يه مرد ملاقات کردم
اسمش چيه ؟ - . نميدونم ، ماريو -
توي کدوم تراموا ؟ - . نميدونم ، هيچي نميدونم -
... افسر گفت . تو به سارقين اجازه ورود دادي
و من گفتم ... نه من . نذاشتم کسي بياد توي خونه
. به هيچکس اجازه ورود ندادم
چون اگه ميگفتم که ... اون توي خونه بوده
. بهش مظنون ميشدن ...
. چون اونها ديوونه هستن
اونها فقط ميگن که تو ... گناهکاري و ميندازنت زندان ، مثه من
. زياد هم ديوونه نيستن . توي دردسر بزرگي افتادي
. من هيچکاري نکردم
رئيست ، نامزدت رو ميشناسه ؟ والدينت ميدونستن که نامزد داري ؟
گفت تا با والدينش صحبت نکرده . بهتره که به کسي نگم
! پس بهت گفت که به کسي نگي - . آره -
ايگله ، متوجه شدي ؟
... به من بگو
چطوري با اون آقاي بيگناه آشنا شدي ؟
، از طريق يه پيرمرد مهربون . يه دوست
دوسته کي ؟ - . دوسته من -
. در واقع يه دوست نبود
يه نجيبزادهي مهربون . که واسه اولين بار ميديدمش
چون زماني که اونجا شروع به کار کردم . هيچکي رو نميشناختم
با کمک پسر عموم از روستامون . اومدم اينجا کار کنم
: بعد از اينکه رسيدم بهم گفتن . " فريب نخوري "
. " بعدازظهرها دوساعت حق خروج داري "
بعد من پرسيدم چه روزهايي ؟
من فقط بعدازظهرهاي . پنجشنبه و يکشنبه رو حق خروج داشتم
رفتم بيرون ولي . نميدونستم بايد چيکار کنم
بخاطر همين معمولا . ميرفتم به يه پارک و روي نيمکت مينشستم
کلي همونجا منتظر ميشدم . و بعد برميگشتم خونه
... بعدازظهر يه پنجشنبه
بچهها داشتن ... ... با يه توپ بازي ميکردن
يه نجيبزاده اومد ... ... و کنار من نشست
و با ظرافت ... . سر صحبت رو با من باز کرد
ازم پرسيد که . توي رُم بودن رو دست داري
" . گفتم : " آره دوست دارم
بعد ازم پرسيد . که تا حالا چي ديدم
: گفتم . " تا حالا هيچي "
به صحبتش ادامه داد و گفت ... اگه دوست داشته باشم ميتونم باهاش برم
. و بعد رفتيم و سوار تراموا شديم ...
اون کليساي سن پيتر و . تماشاخانهي کولوسئوم رو نشونم داد
... : و توي يکي از روزهاي يکشنبه بهم گفت
امروز ميخوايم بريم بستني بخوريم " ... ... ، و توي ميدان اِسِدرا
نزديک ايستگاه راهآهن ... " . اجراي زنده موسيقي ببينيم
زماني که اونجا ... داشتيم بستنيمون رو ميخورديم
... و گروه موسيقي هم داشت اجرا ميکرد ...
يه مرد جوون اومد ... ... و کنار ما نشست
و اونم يه بستني ... . سفارش داد
... داشت منو نگاه ميکرد
بعد منم نگاش کردم ... . و يه علاقه کوچيکي بوجود اومد
بعد با هم نامزد کردين ؟ - . آره نامزد کرديم -
ميخواستيم زود ... ازدواج کنيم ، چون
حامله اي ؟
... نه ، ولي - . خب ميتونست پيش بياد -
. ما عاشق همديگه بوديم
... عاشق اوني اسمش چيه ؟
. آدونيس
. عجب اسمي
. بيشتر درموردش بگو
. شايد ما بشناسيمش کي ميتونه باشه ؟
. شايد رايتو باشه - ... شما اونو نميشناسين -
چون اون يه مرد جدي و ... . درستکار بود
و اگه بفهمه که ... ... من اينجا زنداني شدم
خودش متوجه ميشه ... . که يه اشتباهي رخ داده
. گريه نکن
. منم بخاطر يه اشتباه اينجا هستم
توي زندگيم فقط . کارهاي خوب کردم
. من مسئول قرعه کشيهاي موسسه خيريه بودم
و حتي گاهي به در خونه هاي مردم . ميرفتم و بليط ميفروختم
و يه نفر گزارش منو به پليس داد . و الان اينجام
الان داري چي بهش ميگي ؟
. نگران آيندهت نباش
من با آدمهاي مهم زيادي . رابطه دارم
به چندتا دختر کمک ... کردم تا آزاد شدن
. که مقداري پس انداز داشتن ...
هيچ پول پساندازي داري ؟
. خيلي آسونتر ميشه . خودت ميبيني
ميخواي رختخوابمو مرتب کني ؟
. کمرم واقعا درد ميکنه
مراقب اون باش . به اندازه کافي . فريب خوردي
No comments yet. Be the first to leave one.