أول 175 سطر.
m 0 0 m 6 0 m 4 40 l 4 10 l 7 10 l 22 40 l 18 40 l 11 26 l 8 26 l 8 40 l 4 40 m 8 22 l 10 22 l 7 14 l 8 22 m 1 40 l 1 10 l -2 10 l -2 22 l -5 22 l -6 22 l -3 10 l -5 10 l -9 22 l -9 26 l -6 38 l -5 40 l -3 40 l -7 26 l -2 26 l -2 40 l 0 40
Golden SUB Team
تقدیم میکند گلدن ساب تیم ترجمه m.a ترجمه و زیرنویس توسط
شبیه خاطره ای که خیلی وقته گذشته
من مثل بادم که تو اینده زندگی میکنم
من مثل بادم که تو اینده زندگی میکنم
میتونم تو چشماتون کم رنگ باشم
وقتی که زمان داشت میگذشت این اتفاق افتاد
باهات روبرو شدم پیشت بودن مثلِ توهمه
سرنوشت میخنده میشنوم
غم و خوشی جدا شدن
ولی یه روز یه صدا میاد
که اون دو تا رو بهم وصل میکنه
الان من دلیل حل نشدن رو مینویسم
پرواز کن و به بالا پیش برو
گرمه
شانا
چیه ؟
میتونی اینجا رو یکم خنک تر کنی با روش نامحدودی چیزی ؟
من کولر نیستم
چش شده ؟
وای گرمه
درست فک کردم ....تو نمیتونی از روش نامحدود استفاده کنی
خه شو ، خفه بمیر ، خدا خفت کنه
من اونقدر قوی نیستم که همچین روش نامحدودی بزنم
نه دیگه فک کنم واقعا نمیتونه
تغییر مجدد
وای
خنکه
وقتی اونجا رفتی که چیزی پیدا کردی ؟
میتونی فکر کنی یه قسمت از آموزشه
الکی انتخاب نکن
خوب تو منطقه نفوذ کن اینجا از قدرت درونی توعه
بعضی چیزا ممکنه واکنش نشون بدن
ولی من نمیدونم داره چی رو انتقال میده ...مگه چقدر قدرت بهش میده
امیدوارم چیز بدرد بخوری پیدا نکنم وگرنه مجبور میدم بدم به اون
همم ممکنه
ها (پشمام)؟
این چیه ؟ یه تلسکوپ ؟
هی ، شانا
چـ- چی شد
....نه نمیشه...نه نمیشه
نمیشه
صدات در نیاد
شانا..؟
چه گوهی خوردی یوری ساکای ؟
عه من ؟ این تقضیر منه ؟
فقط بهم بگو چیکار کردی
یعنی چی ؟
من یه چی سیاه داشتم که تو با تلسکوپ نگا کردی
نگا که کردی ، اینجوری شد
الاستور
...امم ، یه چیز سیاه با لوله تلسکوپ
یه چیزی اینجا مشکل داره
خبر دارین یه گنجینه هست که همه چیزو جا به جا میکنه
با ذهن بیننده و نگاه نگاه کننده
یعنی جای شانا با من...عوض شده ؟
ولی نمیخواد سکته کنید
دوباره که همچین اتفاقی بیوفته برمیگردین
...اه ، وای سکته زدم
بکش دسته کیثف تو
تو میخواستی دستتو بزنی به سینه ام؟؟
بسه یوری
...تـ - تو کسییه که
تـ - تـ - تو به کجا نگا میکنی نکبت ؟؟
چیزی ندیدم ندیدم
بسته...شانا...؟
تو با اینکارت میخواستی بدن منو بگیری آره ؟
تو نگا کردی به من چه
خف بمیر ، خفت میکنم ، خفه شو
ما میتونیم دوباره با یه نگا کردن برگردیم درسته ؟
ولی فقط اینجا رو گشتیم
وای ، شما باید عجله کنید
بقیه نباید بفهمن چی شده مخصوصا اون مرده
چـ - چرا مگه بده ؟
منظورت همینه الاستوره ؟
فقط بجنبین
سلام ، براتون بستی اوردم
ها ، اینجا چرا تاریکه
ما باید بریم پیش شانا و ازش بپرسیم
یعنی اون از اینجا رفته ؟
اهای
چـ- چیکار کنیم شانا ؟
تو نباید انقدر بدبخت باشی
...ولی
باید بریم کیسه شبو بگیریم
وات ؟
باید بریم اونجا که نشسته بودی
باید بریم خوب همجارو رو بگردیم
درسته الاستور؟
امم
امم
احساساتت رو به شکلی انفجاری بالا ببر و قدرتی که می خوای رو آزاد کن
تو ذهنت تجسم کن که یه نوری داشته باشه که چشم ببینتش
و بزار که قدرت درونیت خودشو نشون بده
زود باشین دیگه ، کجایین ؟
بستنیا دارن آب میشن
چـ - چطوری جلو شو بگیرم ؟
همین قدر بسته الان میان
اها اینجان
بچه ها چیکار میکنید ؟
خدایا حداقل میتونین بگین چه غلطی میکنین ؟
بـ - ببخشید نشنیدم
اوه ، عه داشتم با ساکایی میحرفیدم
عه این چیزیه که یوری بهم گفت درسته ؟
اره من گفتم
شما بچه چیزی تون شده ؟
من نه اونا رو نمیدونم
من یوری ساکایم
نه واقعا چیزی نیست
خفه شو ، خفه شو ، دو دیقه لال بمیر
این تیکه کلام منه ها
کی گفته مسخره کردی ؟
تو همیشه همینطوری میخندی
چی میگی پخمه ها ؟
هی ، چیزی شده بچه ها ؟
امم ، الاستور
عه من باید برم بچه ام رو گازه
یا نه میخوایی دو تایی بریم
اره بهتره سریع بپیچشم بریم
خب فعلا میبینیمتون
فعلا
وا - وایسا داری مثل مردا حرکت میکنی
من نیستم -- تو این مورد نمیتونم کمک کنم من این بارو بیخیالم
خفه خفه خفه
حواستون باشه میخواین...؟
چی مارگری ؟ حواستون باشه میخوایین ..؟
اونا همه بستنی ها رو بردن
حالا هرچی ما باید سریع تر جابجا شیم
خب ما الان باید ...ی چیزا پیدا کنیم
چرا مهر و مومش نکنیم ؟
نه
قدرت درونی من جذب میشه از الگیز و چنتر و ویلهامینا
باید بریم تو اتاق تا کسی نفهمه
اتاق کارائوکه چطوره ؟
اره خوبه کولرش از اون خوباس
اها
این بچه کوچیک پسر نیست
چنتر از الگیز
اینجا چیکار میکنید ؟
...- امم خب
عه هیچی همینطوری داریم برای خومون میچرخیم چنتر از الگیز
تو که همیشه برمیگردی
شک دارم که اون نوشابه رو ....که
اخه کی اینجا میمونه چند روز چند ساعت
خفه شو ماکرو
به هر حال بهتره زیر دست باشه منتظر میمونم شکارچی
میدونم هیچ مشکل نداره
الان یه سره اش میکنم
الان شماها کجایین ؟
شکار گنج هنوز تموم نشده
ما باید بریم جایی فعلا
یه چیزی درست نیست
یکی دیگه
ها ؟
هی
این همه از مردم رد شدیم هنوزم نرسیدیم
هششش اخه باید اینجوری بشه ؟
شرمنده
بسته دیگه حالا شده
امم بستنیش خوب بود
تو خیلی بدی
اون همه رو خوردی خیلی زیاد بود
فقط یه جای دیگه میتونیم بریم
جایی که جالبه نمیخواد نگران باشی
...مردم اونجا نیستن
...فقط یه جاعه که جمعه ها خلوته
خودشه فقط همون جاس
مدرسه فکر خوبی بود
اره جمعه ها هیچکی اینجا نمیاد
اوه شانا ساکی جون
...عت - عه هیروشیما
سلام شانا
اخیش تموم شد
فک کردم من تنهمرد اینجام
No comments yet. Be the first to leave one.