Residue

Residue

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Residue 2015 720p WEB
تعليق من hanayi
تقدیم به همه پارسی زبانان ،اولین ترجمه فارسی این فیلم

الوسوم

web
720p
720
نشرت في: 2016-04-15
تنزيلات: 37
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

بیخیال , مرد, شب عیده.

پلیسها حق ندارن که خوش بگذرونند, مائوریس?

بهتر نیست که فقط به کارت برسی?

از آتش بازی لذت ببر, رفیق.

من براشون تعریف میکنم, میدونی.

میخواهی کمی بلندم کنی.دوباره.

جنیفر: دفتر اصلی را برام بگیر.

احترام. دقت.

وقت شناسی, باشه. وقت شناسی.

بذار وقت شناس باشم.

اوه, آره, این...

این یکیه, بله.

دوباره چکار کردی, برای زندگیه?

عکس... عکاس, بله.

بسیار خوب, پس.

صدای منشی تلفنی ): ماتیس هستم.پیغام بگذارید.

لوئیس پشت خط: بابا, کجایی?

من بیرون ته بندی کردم. مامان منو میکشه, خب که چی?

شب عیده.

فکر کردم باهم جشن میگیریم.

بهرحال, باهام تماس بگیر.

میخوام ببینمت.

سال نو مبارک.

سال نو مبارک.

بابا. سال نو مبارک.

کجایی?

توی یک کلاب وحشتناک.

Nightshade.نایت شید

موزیک افتضاحه.

گزارشگره خانم:

یک ماه از کشته شدن 236 نفر

در انفجار سال نو در کلاب شبانه نایت شید میگذره.

متخصصین هنوز نمیتونند با اطمینان بگن

آلودگی سمی

از تجهیزات نظامیه متروک

که چندین طبقه زیرزمین انبار شده بوده

به خارج منتشر شده و باعث انفجار شده.

بیش از 5 مایل مربع از شهر

اکنون منطقه قرنطینه هست.

هرکسی که اکنون در منطقه زندگی میکنه

اجبارا تخلیه شده.

ما گزارشهای بیشتری داریم که

مردم بیشتر و بیشتری در حال ترک هستند.

اونها نمیتونند به ما بگن کار چه کسی بوده.

اونها نمیتونند به ما بگن چرا.

دوستان و همسایگانم

الان ازاینجا رفتند, و من فکر کنم ماهم باید همین کارو کنیم.

مرد 2: یک چیزی از ما گرفته شده.

مرد 3: چه کسی مسئوله?

تو منو پشت سرت جا گذاشتی

گم شده وسطه دشمن

توی دستامون

و درطول شب

شکلم عوض شد

برای سازگاری با چیزی

تو نذاشتی بیرون برم

منو پایین کشیدی

گذاشتی تا الان بترسم

با سرت که پر از دروغ هست

سر پر از دروغت

با من بمون

سر پر از دروغت

با من بمون

او ه ه ه

سر پر از دروغت

وقتی یادم میای

عشقم کور میشه

بخاطره تو من نامهربانم

با سر پر از دروغم

سر پر از دروغ

جین?

نمیتونم بخوابم.

فکر کنم برم کمی قدم بزنم.

Get some dawn shots.

ساعت 5 صبحه.

حداقل قبل از رفتن کمی قهوه بخور.

نگران نباش, خوب میشم.

برگرد تخت.

خوشگل بخواب.

هی,هی. عکس نگیر.

باید این شهر را بشناسم.

اینها مردم هستند.

من همه عمرم را صرف عکاسی از اونها کردم.

دولت سعی داره به ما بگه شهر امنه.

که هیچ آلودگی از محله قرنطینه

منتشر نشده.

اما موضوع این نیست.

خیلی از مردم اینجارو ترک کردند.

چیزی را حس میکنند که نمیتونند ببینند.

میخواهم چیزی که اینجا داره برای مردم اتفاق میافته را ثبت کنم.

اما از زمان انفجار

از زمان ساخته منطقه قرنطینه,

عکسهام متفاوت شدند.

ما متفاوت شدیم.

این ناامیدی هست?

گیجی هست?

خشم?

ترس?

همه چیز عوض شده.

شاید برای همیشه.

خدا.

چشمهاش بود.

اونها مستقیم به تو نگاه میکردند.

بعدا میبینمتون.

اون هیچکاری نمیکنه بجز فریاد زدن و ریدن?

اون سردشه, بنی.

ماریا:بنی,مامان هست. میشه بذاری بیاد تو?

بنی, اون خیس شده. بذار بیاد تو.

بنی.

خدا, تو مثل گهی, رفیق.

یک شغلی برات دارم , ویلی.

شب عید.

میخوام بدونم چی شد.

منظورم این نبود. ایستگاه ها تحت کنترل هستند.

بذار ببینم چکار میتونم کنم.

هی, ویلی.

این یک زورگیریه سطح پایینه خیابونی نیست.

این مردم جدی هستند.

پشتت را نگاه میکنی, میشنوی چی میگم?

بعدا میبینمت, ماتیس.

به, به, پسر با استعداد.

از زیره سنگ بیا بیرون.

صبح دوست داشتنیه, فردی?

کمی مسخرتون کردم, مگه نه, رفقا?

این لعنتی را بنداز بیرون.

پلیسها فکر میکنند ساختمون احتمالا کثیفه.

انبار انتشار آلودگیه احتمالا.

متاسفم. دارویی نیست.

مکان تمیزه.

یارو دیوانه شده.

زنش را از پنجره انداخت پایین, بچه را خفه کرد.

تچ گفت این یکجور سوزاندن فضولاته.

خوب,من برمیگردم.

شاید میخواهی یک ضربه دیگه بزنم دهنت

قبل از اینکه نفست آتیش بگیره.

هی, یک چیزهایی اینجا جریان داره?

نه,من اون مردم را میشناسم.

تقریبا.

من ازشون عکس گرفتم برای نمایش در آینده.

اخبار میگن که اون زنش و بچش را کشته?

بله. یک روزه دیگه توی بهشت.

فکر کنم اونها فوق العاده هستند, عزیزم.

این بهترین نمایشت میتونه باشه.

اون مردم بیچاره.

حس میکنم یک چیزی درموردشون درست نیست.

هرگز نمیتونم تصور کنم چقدر بده.

زندگیه تک تکشون تغییر کرده عزیزم.

کار تو عکاسیه نه روانشناسی.

ما متفاوت هستیم. شهر متفاوت هست.

و تو متعجبی از این?

بعد از همه آنچه اتفاق افتاده?

نه,این بیشتر از اینهاست. نگاهش کن.

یک چیزی داره این حالت را تحت فشار میذاره.

داره یک چیزیمون میشه, اونجلین. یک چیزی...

یک چیزه بد.

موبایل تو هست عزیزم.

خانوادت دوباره تماس گرفتند. جنیفر:لعنت.

باید بهشون زنگ بزنم.

بهتر نبود پاسخ میدادی?

تو چی بهشون گفتی?

همون چیزی که تو بمن گفته بودی.

تو در خواب زمستانی هستی, برای یک نمایش جدید حاضر میشی.

حقیقته, درواقع.

اونها درک کردند.

همه ما باور نکردیم. پس تو اومدی?

وقتی اون ولگرده خیابون را دیدم درموردش بهت میگم.

تو نمیتونی 24 ساعت و 7 روز هفته را کار کنی, جن.

خانمها گاه و بیگاه کمی مرخصی نیاز دارن.

اون میخواد منو ببره به یک کلاب زیر زمینی عکس بگیرم.

شانس دیگری نخواهم داشت.

دوباره, دوربین در اولویته. بعدا میبینمت.

باشه, خداحافظ.

سرویس اورژانس

هنوز سم پیدا میکنند

در شعاع یک مایل مربع از محل انفجار.

تازمانیکه دفتره اصلی بتونه اطمینان بده

آلودگی بیشتری نیست—

ما در خطر هستیم?

درنتیجه قرنطینه باید باقی بمونه.

مرد 1: این به این معنی هست که آلودگی میتونه منتشر بشه?

مرد2: چرا اینقدر طول میکشه? مرد 3: بازمانده ها بیشتری هست?

مرد 4: اجساد بیشتری پیدا شده?

قربانی یا بازمانده های بیشتری نیست.

تخلیه موثر و کامل بود.

و الان تمرکز تلاش ما

امن کردنه منطقه برای بازگشته مردم هست.

اما چرا اینهمه ارتشی?

چرا اینهمه سربازهای مسلح این اطرافند?

ممنون, از همگی.

روز شلوغی خواهیم داشت. خیلی ممنون.

اطلاعات بیشتری داده خواهد شد. ممنون.

وزیر, صادقه, من شروع به انجام

توجیه برای طفره رفتنمون میکنم.

خوب, ما هنوز نتونستیم

کاغذبازی های رسمی را انجام بدیم, تونستیم?

بنظر میرسه که نتونستیم موقعیت را تحت کنترل دربیاریم.

فکر میکنید چه چیزی این لحظه بدرد میخوره?

جوناس: شاید اگر میتونستم ببینم اونجا چه اتفاقی افتاده,

میتونستم با چیزی بیام.

تنها افرادی که اجازه ورود و خروج دارن

More Farsi Persian subtitles for Residue

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left