Dinner to Die For

Dinner to Die For

تنزيل الترجمة Farsi Persian

معلومات الإصدار

Dinner to Die For (2025) 720p WEB-DL YIFY
تعليق من shine021
زیرنویس فارسی فیلم شامی برای مردن

الوسوم

webdl
نشرت في: 2026-02-13
تنزيلات: 33
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

شامــی بــرای مــــــردن

زيرنويس از مهدي shine021

برنت، سلام.

هانا.

اوضاع چطوره؟ - خوبه، خوبه.

الان می‌خوام یه نون از تو فر دربیارم.

به نظر خوشمزه میاد.

امیدوارم.

ببین، فقط می‌خواستم بگم

که چقدر مشتری از آخرین عکس‌های تو

برای وب‌سایت خوشش اومد.

منظورم اینه که آسون نیست که پنیر فرآوری‌شده رو

این‌قدر خوب نشون بدی.

ولی خیلی دوست دارم ببینم با یه مدل رنده شده چیکار می‌تونی بکنی.

حتماً.

ممنون. - تو یه استعدادی داری.

و خب، درحالی‌که هنوز خوشحالم که عکس می‌گیرم،

فقط داشتم فکر می‌کردم شاید استعدادهای من بهتره که صرف...

پیشنهاد کتاب آشپزی‌ت، آره.

هانا...

ما یه نگاهی انداختیم.

ولی خب، فقط حس می‌کنیم یه چیزی کم داره.

یه 'نمی‌دونم چیه؟' خاص.

باشه.

می‌دونی، اون... اون قطعه‌ی تاج‌گذاری

که یه چیزی رو از خوب

به فوق‌العاده تبدیل می‌کنه!

آره؟

برنت، من کار کردم...

سال‌هاست که وسواس دارم روش.

هانا، فعلاً جواب منفیه.

ولی امیدت رو از دست نده.

مهلت زمستونی ما داره نزدیک می‌شه.

می‌تونی پیش‌نویس بعدی رو تا یه هفته دیگه به ما برسونی؟

برنت، این خیلی زوده.

شاید بتونم...

باید برم... باید... یه تماسی دارم.

الو. برنت.

برنت.

ممنون، رفیق. یه جوری حلش می‌کنیم.

برو. برنته.

ایوان.

هانا.

عشق محکوم به فنا.

یه رابطه‌ی خفه شده.

آیا این یه حادثه‌ی وحشتناک بود

یا یه جنایت انتقامی برنامه‌ریزی‌شده؟

آقای کانینگهام به مقامات درباره‌ی چاقو خوردن

همسر و دوستاش خبر داد.

بااین‌حال، ردی از سم

روی غذای قربانی پیدا شده.

شاید کانینگهام همیشه از ته دل فاسد بوده.

من بونگانی اسکوسانا هستم، و شما دارید داستان رو دنبال می‌کنید

از 'قاتل خراش موش'.

فقط در 'دام قاتل'.

اوه. خب، خیلی ناامیدکننده بود.

- تو ناامیدکننده‌ای. - اوه.

باید اعتراف کنم، خیلی هم اورجینال نیست.

آره.

اجراش یه کم شلخته‌ست.

ولی خب، مسئله سر اورجینال بودن نیست، هست؟

مسئله سر نیته.

من می‌گم حقش بود.

این یه جورایی ضد فمینیستی نیست که آدم против жертвы باشه؟

هر چی.

چی؟ فکر نمی‌کنی زنا هم می‌تونن عوضی باشن؟

اوه، نه. اونا قطعاً می‌تونن عوضی باشن.

من تجربه دست اول با این قضیه رو دارم.

آره.

اوه، نگران اون نباش. من می‌ذارمش تو ماشین ظرفشویی.

ای کاش کانینگهام یه ماشین ظرفشویی داشت.

من باید به این یارو هم یه اعتباری بدم.

منظورم اینه که، اون دوستای صمیمیش رو دعوت کرد برای شام

و بعد همه‌شون رو همونجا مسموم کرد.

یه چیز هوشمندانه‌ای توش هست.

اوهوم.

چته؟

یکم دارم دست و پنجه نرم می‌کنم.

مشکلات کاری.

پروژه عکاسی‌ت. اوضاع چطوره؟

ایوان، این یه پروژه نیست. من واقعاً اونجا کار می‌کنم.

باحال.

به هر حال، من یه سری ایده فرستادم براشون

برای کتاب آشپزی‌م، و اونا می‌گن که خوششون اومده،

ولی فکر می‌کنن که به اندازه کافی خوب نیست.

اوه، من زیاد نگران این موضوع نمی‌شم، هان.

چیزای زیادی هست که هنوز می‌تونی امتحان کنی.

منظورم اینه که،

یادت میاد وقتی سعی می‌کردی از راه پرتره کشیدن پول دربیاری؟

اون جواب نداد.

ولی تو دوربینت رو دور ننداختی.

در عوض، فهمیدی که تو تو زمینه غذا از آدم‌ها بهتری.

تا اینکه با آدما خوب باشی.

و حالا به خودت نگاه کن.

مثل همون چیزیه که تو درباره کانینگهام می‌گفتی.

مسئله سر نیته، نه اجرا.

ببین، تنها چیزی که می‌خوام بگم اینه

که قلبت جای درستیه، باشه؟

نمی‌تونه همین کافی باشه؟

بیخیال.

داره دیر می‌شه.

تو دوست خوبی هستی، ایوان.

تا دفعه بعد؟

بهت تکست می‌دم.

اوهوم.

وای خدا، دارم میام.

لطفا باز کن.

دارم می‌ریزم.

بالاخره. - اوه.

باورت نمی‌شه چه صبحی داشتم.

اومدم خونه جدیدم، آب نبود،

کلید یدک توی قفل شکست،

و قسم می‌خورم یه چیزی دم در مرده

چون بوش خیلی بده.

این سومین دریه که امتحان می‌کنم.

دیگه واقعا نمی‌تونم تحمل کنم. الان منفجر می‌شم.

وای خدای من. تو خیلی خوشگلی، مگه نه؟

- اوه. ام، گوش کن...

صبر کن.

می‌شه لطفا بیام تو و از دستشوییت استفاده کنم؟

- ام... نمی‌دونم.

من... یکم سرم شلوغه الان. - واقعا؟

دختر، ما همسایه‌ایم.

من دقیقا سر همون خیابون، سمت راستم.

شماره ۶۰.

خیلی گیرم، دختر.

خیلی گیرم.

اوه، باشه، بیا تو.

ممنونم.

- اوه، نه، پایین. پایین!

اوه، اوه.

اوه، چه جای قشنگی.

ام، اون طرف، سمت چپه.

- اوه. - اون طرف.

فهمیدم. ممنون!

اوه، خیلی بهتر شد.

سلام، من بلیرم.

باشه.

درسته. من هانام.

- هانا. چه اسم قشنگی.

چیز دیگه‌ای هم می‌خوای؟

یکی از اینا رو برداشتم.

ببخشید.

یه چیز دیگه‌ست که توی اسباب‌کشی گم شد.

حتما.

اوه، باشه.

پس اون سه تا کامیون دیروز، مال تو بودن؟

برای یه نفر خیلی زیاده.

آره، من یه طراح مد هستم.

معلومه.

آره.

کلی لباس.

درسته. چیز دیگه‌ای هم هست؟

راستش، می‌بینم که اونجا یه استودیو داری.

باید یه وقت عکس‌هایی از طرح‌هام بگیری.

- اوه... - البته پولش رو می‌دم.

من بیشتر از غذا عکس می‌گیرم.

آه، باشه.

می‌دونی چیه؟

به نظر سرگرم‌کننده میاد. یه وقت این کار رو انجام بدیم.

باشه، باحال شد.

ام... اطلاعاتم رو لازم داری، آیدی‌هام رو؟

فکر کنم می‌دونم کجا پیدات کنم.

آپارتمان ۶۰.

۶۰ درسته.

باشه، باحال شد. - باشه.

فصل ۴، برخوردم با شکارچی.

می‌دونم شکارچی من رو پیدا کرده،

تعقیب‌کننده مرموزم رو،

و با این حال، یه چیزی به طرز عجیبی آشنا بود.

زیر اون ماسک، چشم‌هامون پر از شور و اشتیاق بود.

آیا شهوت بود؟

آیا خشم بود؟

به سختی فرصت کردم به جواب فکر کنم که حس کردم...

الو؟

۱۷ ژوئن سال ۱۹۸۲ بود.

'هانا ری' توی آپارتمانش تنها بود.

در بازه.

دیر کردی. - یا حداقل اون‌طوری فکر می‌کرد.

خبر نداشت که یه مرد با نیت شوم داخل آپارتمانش بود.

با نیت شوم.

اوه، واقعاً؟

اون با خودش سنگینی یه روز پر استرس رو حمل می‌کرد

و یه جعبه 'رم قرمز، رم قرمز، رم قرمز'.

خب، بیشتر شبیه انگور تخمیر شده‌ست.

باشه.

قاتل خوبی نمی‌شی،

ولی حداقل سلیقه‌ت خوبه.

هنوز سخته در موردش حرف بزنم،

دیدن عکس‌های قربانی‌ها.

هی، گوشی‌ها رو خاموش کنید، وقت خانوادگیه.

ببخشید، فقط دارم دنبال یه نفر آنلاین می‌گردم.

یه نفر؟

آره.

مصمم بودم پیداش کنم.

این چرخه باید تموم بشه.

ایستگاه بعدی من رو به دهکده برگردوند.

شراب بیشتری مونده؟

آره، باید باشه.

ولی می‌دونستم که جزئیاتی وجود داره.

Dinner to Die For subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Dinner to Die For

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left