أول 184 سطر.
بر اساس یک داستان واقعی
پاتایا تایلند 2009
تقدیم به جامعه ترنس های فارسی زبان
زيرنويس از مهدي shine021
داری توی مسابقه 'دوشیزه ملکه بینالمللی' شرکت میکنی.
میشه به تماشاچیهامون بگی چه حسی داری؟
خیلی استرس دارم، ولی خیلی هم هیجان دارم که امروز تاج رو بگیرم.
واقعاً از خودت مطمئنی؟
آره. -بذار یه برس بردارم.
آب؟ -نه. همینجا. یه کم دیگه.
باشه. مشکلی نیست.
ببخشید! لطفاً کنار برید! کنار برید!
یه وسیله بزرگ داره میاد!
پیداش کردی.
ببخشید.
ببخشید. -اون صندلی توئه.
ایـــن منـــــــم
'سیکو ماتسودا'
داری چیکار میکنی؟ زود باش. بریم.
صداتو شنید. برو لباستو عوض کن.
هوم… کله پوک!
دیگه داره تموم میشه، بذار کارشو بکنه.
مرد-زن!
تو خیلی عجیبی!
'اوکاما'!
چرا همتون میخندین؟
من فقط یه آهنگی رو میخونم که خیلی دوست دارم.
دست از مسخره کردن لباسای من بردارید.
'کنجی اونیشی' مسابقه آوازخونی آماتور بچهها
بدو!
خب، بعدی!
آماده…
حرکت…
ما هر دو فکر میکنیم که تو باید ازش بخوای باهاش بری بیرون.
منتظر چی هستی؟ فقط انجامش بده.
من دیروز یه سوتین نو خریدم. خیلی خوشگله.
چه رنگی؟ -صورتی.
صورتی خیلی بهت میاد. -آره.
'تاکشی عزیز، تو همیشه خیلی مثبت هستی'
از طرف کنجی
به تاکشی
این مرده زنه!
گورتو گم کن، 'لیدی بوی'!
-تو خیلی عجیبی. -اون یه 'اوکاما'ست.
ببینیدش!
هی، کنجی!
چرا همه بهم میخندن؟
نمیفهمم.
من اصلاً چی هستم؟
من چه کوفتی هستم؟
هی.
-داری خیلی زیاد میخوری، وادا. -یادت باشه تو دکتری!
دکتر، ها؟
یه آدم مثل من؟
هی، مگه تو درست بعد از اینکه استخدام شدی از بیمارستان پلیس استعفا ندادی؟
تو برای یه جراح ماهر خیلی عجیبی.
هی! اتفاقی افتاده؟
خیلی خب، باشه، یکیشو بهت میدم…
هیچ اتفاقی نیفتاده.
فقط…
جراحها به مریضهایی که عمل میکنن اهمیتی نمیدن.
تنها چیزی که براشون مهمه عمل جراحیه.
شماها فقط به
قسمتهای بدن اهمیت میدید.
به گوشت.
خب بگو ببینم. حالا برنامهات چیه، وادا؟
شنیدم جراحی پلاستیک.
برای یه نفر دیگه کار کنی.
درسته. حق با توئه.
من نمیتونم یه دونه مریض رو هم نجات بدم.
من فقط… فقط کاری میکنم آدما قیافهشون خوب بشه. من یه دکتر قلابیام.
بهم بگو.
دکتر چیه؟
و دارو؟
-شرط میبندم من بیشتر از تو بهش فکر میکنم! -وای!
هی، حالا!
-اوه! چقدر گوشت اینجاست. -اونو پرت نکن!
گوشت خیلی زیادی هست که… تیکهتیکه بشه!
-هی، برو کنار! -میکشمت!
اوه، عجب.
اینجا خیلی سرزندهست.
-خیلی شلوغه. -درسته؟
-هی. -هوم؟ چیه؟
میشه، ام… فردا نرم مدرسه؟
دلم درد میکنه.
فردا دیگه درد نمیکنه.
شکمِتو بمالم؟
هان؟
برو مدرسه. غیبت کردن عادت میشه.
- باشه. - اوهوم.
چیه؟ کجا داری میری؟ مدرسه؟
دارم میرم دستشویی، احمق.
باید بیشتر بخوری. خیلی کم خوردی.
خفه شو و بمیر!
خفه شو و بمیر!
- هرچقدر میخوای گریه کن! - بچه ننه!
زود باش! نشون بده! هنوز!
تو آلت داری یا نه؟
- آره! - دست و پا نزن.
چه آرایشی کرده! نگاهش کن! منم میتونم اینجوری شم!
چی شده؟
خانوم…
میشه… لطفا کمکم کنید؟
دیگه نمیتونم تحمل کنم.
'اونیشی'.
من مطمئنم تو یه نقشی تو این ماجراها داری.
انقدر شکننده نباش.
سعی کن مردونه تر باشی، باشه؟
ولی من هیچ کاری نکردم.
فقط خودم بودم.
من چیم؟
یکی لطفا کمک کنه.
«خانه نمایش» «میخانه جردن»
هی، آهنگ رو قطع کن!
- زود باش 'مگومی'. باید بیشتر لبخند بزنی. - باشه.
- 'جنیفر'، رقص رو یاد بگیر. - باشه.
'مارومی'، داری خیلی زیادهروی میکنی.
- باشه. - خیلی خب، از اول شروع کنید.
این کیه؟
تو کی هستی؟
فقط فکر کردم خیلی زیبایی.
ولی… یه حسی بهم میگفت که یه زن معمولی نیستی.
واسه همین کنجکاو شدم.
تو خیلی باهوشی، بچه.
معمولاً کسی متوجه نمیشه که من کیرم دارم.
من واقعاً...
رویام اینه که یه آیدل مثل 'سیکو' بشم.
داری چی میگی؟
فکر میکنی میتونم بیام اینجا برای تو کار کنم؟
من میخوام روی استیج باشم. میخوام برقصم و بخونم.
من هیچوقت...
یه همچین چیزی رو تجربه نکردم.
از وقتی...
از وقتی بچه بودم، همیشه دلم میخواست دامن خوشگل بپوشم،
ولی مجبور بودم شلوار بپوشم چون پسر بودم.
همه تو کلاسم... منو 'اوکاما' صدا میکنن.
منو یه زن-مرد صدا میکنن.
خیلی دردناک بوده.
فکر میکردم که حتی آدم هم نیستم.
دیگه ادا آدمای بدبخت رو درنیار.
همهمون همینیم.
هرکسی داستان غمانگیز خودشو داره، خیلیها بدتر از تو.
تو خاص نیستی.
و اگه اداشو دربیاری، از الان باختی.
میدونم درد داره ولی خوب میشی.
من فوت و فن کار رو یادت میدم.
-جدی میگی؟ -یه 'اوکاما' همیشه سر حرفش میمونه.
بیخیال. همیشه هم اینطور نیست.
گوش کن. یه چیز رو رک و راست بهت میگم.
مهم نیست اینجا چقدر کار کنی،
هیچوقت یه زن واقعی نمیشی.
باشه.
عوضش، چیزی که میتونی بشی چیزیه که ما بهش میگیم 'نیو هاف'. گرفتی؟
خیلی ممنونم.
الان بالای اینینگ چهارمه،
و 'غولها' برای ضربه زدن اومدن.
هیچ تیمی نتونسته امتیازی کسب کنه...
ما نسبت به بقیه کلاسها امتحانای غافلگیرانه بیشتری داریم.
غیرقابل تحمله.
خب دوستام... میخوان بعد از مدرسه تو کتابخونه درس بخونن.
تو کتابخونه درس بخونیم؟
آره، من و دوستام میخوایم اونجا درس بخونیم.
آهان.
باشه.
تو مردی. درست انجامش بده.
انجامش میدم.
واقعاً؟ تو که تا حالا تو زندگیت درس نخوندی. تا اونجایی که من میدونم.
بهتره خفه شی.
آهان.
'کیمپیرای' تو خیلی خوشمزهست مامان.
کنجی، تو خیلی با استعدادی.
بذار ببینم.
نوهم دکتر میشه؟ وزیر؟
-بهترین تلاشتو بکن. -این غیر ممکنه.
هی، حالا دیگه اینطوری بهش نگو. داره تا ته توانش تلاش میکنه.
متاسفم، مادربزرگ.
فکر نکنم... قراره دکتر یا آخوند بشم.
میخوام یه 'نیوهالف( زن تراجنسی)' بشم.
-بازم رفتی پروتز گذاشتی؟ -هه، حسودی میکنی خب، عزیزم.
-آره جون خودت. -دیروز نسخه هامو گرفتم...
زود باش دیگه!
روزی چند تا قرص میخوری؟
-روزی پنج تا. -چی؟!
-پنج تا؟ حالت خوبه؟ -این یه عکس العمله.
No comments yet. Be the first to leave one.