أول 200 سطر.
زيرنويس از مهدي shine021
هواسونگ، گیونگی-دو
لعنتی، خیلی سخته...
بابا، چرا داری مسخره بازی درمیاری؟
ای بابا، مگه اینا همش دارن تمرین نظامی می کنن؟
صدای تیراندازی قطع نمیشه.
جدی میگم.
همش دارن تیراندازی می کنن.
لعنتی، خیلی رو مخه.
وای!
پارتیه؟
مرده یا زنه؟
هیون-مان کانگ، متولد جولای
اوهوم... امروز که تولدم نیست...
آره، هست.
من تولد قمری دارم...
ها؟
ما سال پیش تولد شمسی تو گرفتیم که...
آره، فقط خجالت کشیدم.
به هر حال، همه رفتن تور چشمه آب گرم، ما چیکار کنیم؟
من فقط به شما دوتا نیاز دارم.
خب، اینجا ساکته... خوبه.
این یه هدیهست...
این چیه؟
کابوی؟
نه، کلانتر.
تگزاس... این تگزاسه.
بذار من پلیس باشم.
باشه، چرا که نه؟
یه کاری هست که میخوام انجام بدم...
چیه؟
میشه شماها رو بغل کنم؟
اوه... باشه...
نه من، اونو.
این کارو نکن...
چقدر مگس هست...
آره...
یه چیزی بخور... بزن به سلامتی!
هی!
حتی اگه هر روز تمرین کنی، تو زندگی واقعی هیچوقت فرصت استفاده ازش رو پیدا نمی کنی.
خب، من معاف شدم از ارتش به هر حال.
ولی من خیلی خوب داشتم انجام میدادم.
این چیه؟
سئول
سئو-این مون، متولد نوامبر
'ویسکی مهتاب'
آقای کارگردان، از اونجایی که شما از هیچ کدوم از جسدهای مصنوعی خوشتون نیومد،
من به زمان بیشتری نیاز دارم تا یه فکری بکنم.
خب...
یه-جین جئونگ، متولد ژانویه
خب... باشه، قربان...
اگه حداقل یه هفته قبلش بهم گفته بودی...
میتونستم یه کاری بکنم.
لعنتی...
الان باید چیکار کنم؟
ها؟
لعنتی؟
من گفتم لعنتی؟
یادم نمیاد...
ببخشید... باشه...
خب، مهمترین چیز 'کورپس دامی' هست...
بیا فقط روی اون تمرکز کنیم...
یه خانومی رو دیدی که پشت بار نشسته باشه؟
چی؟
میدونی چیه؟
این یه 'مون شاین' هست که فقط مردم محلی میشناسنش -
و مزهاش عالیه.
متاسفم.
میخوای امتحان کنی؟
من خوبم...
آه، ببخشید. یکی داره با من حرف میزنه.
عجب آدمی.
به هر حال، آقای کارگردان، راضی کردن شما...
فقط یه 'میخانه' هست که با این کار میکنه و یه جای خیلی خصوصیه...
یه لحظه.
نه، گفتم خوبم.
بیا دیگه، این یه نوشیدنی خیلی با ارزشه.
خیلی تلاش کردم تا این 2 تا بطری رو گیر بیارم...
خیلی متاسفم. بذار 5 دقیقه دیگه بهت زنگ بزنم.
چی؟
خوبه!
هی، بهت گفتم که نمیخوامش.
دقیقا چی میخوای؟
اوم... چون زیاد اینجا میای، میخواستم بذارم امتحانش کنی...
من خوبم، فقط...
آه، ببخشید. ولی این نوشیدنی خیلی خاصه، پس...
ولم کن!
اوم...
'دامی' اضافه داری؟
واقعا؟
شبیه واقعیه؟
من الان اونجام.
باشه.
لعنتی.
'شــهرِ آشــوبزده'
'پارک وون-کئون'، متولد ماه مارس.
'گپیونگ, گیونگی-دو'.
'ویسکی مهتاب'.
ببخشید، میشه یه لیوان آب خنک بدید؟
خیلی هوا گرمه.
شما اهل اینجا نیستید.
بفرمایید بشینید.
خیلی عجیبه.
شرکت ما تا حالا منطقهای با اینقدر فروش پایین نداشته.
ما تا حالا همچین چیزی ندیده بودیم.
صفر...
صفرِ مطلق.
آهان.
من تو این شرکت کار میکنم.
سهجونگ جو، متولد ژانویه.
کدوم شرکت؟
آهان، شرکت مشروبسازی...
مدیر اجرایی...
متوجه شدم که پیرمردهای این منطقه یه الکل عجیب غریب میخورن.
یه بوی عجیبی داشت، ولی یه جورایی سنگین هم بود.
یه طعمی شبیه 'پیتی' داره با یه بوی آجیلی.
اولش مزه الکل کرهای میده، ولی ته مزهاش مثل ویسکیه.
یه جورایی هم آشنا بود.
راستی، شما الکل دوست دارید؟
نه اینکه بگم دوست دارم...
من هر از گاهی یه گیلاس بوربن با این سیگار میخورم.
من این بوربن رو با آب قاطی نمیکنم، واسه همین خیلی قویه.
واسه همین با شکلات میخورمش.
خلاصه، وقتی داشتم با پیرمردا میخوردم...
انگار یه ابری داشت بالای سرم شکل میگرفت...
...و بدنم شروع کرد به شناور شدن.
انگار مواد زده بودم.
وقتی داشتم شناور میشدم به منظره روبروم نگاه کردم...
...و یه پیرمرد دیدم که از یه سقف آبی داشت شناور میشد.
چشم تو چشم شدیم.
ولی اول من سقوط کردم.
حتی بعد از اینکه هوشیار شدم، گیج بودم و حس خوبی داشتم.
حافظهام رو زیر و رو کردم و رفتم بیرون تا اون سقف آبی رو پیدا کنم.
خیلی عجیب، اون بیرون منتظرم بود.
با یه لبخند گفتم 'سلام'.
و اون گفت 'معلومه که مشروبخور خوبی هستی'.
خیلی جالب نیست؟
خب، بعضی وقتا پیش میاد...
چون کارم... میدونی... من تو تشخیص بوی الکل خیلی خوبم.
من فقط تو این شهر بوی اون الکل خاص رو حس میکنم.
شما هم امتحانش کردید؟
من فقط با این سیگار بوربن میخورم.
و شکلات؟
بله.
شرکت شما باید خیلی بزرگ باشه...
آمار فروشتون خیلی خوبه.
بین همهی فروشها، فروش مشروب از همه بالاتر نیست؟
ما مشروبفروشا با پاهامون کل کشور رو نمیگردیم.
ما با جگرمون میگردیم.
خیلی سخته با یه جگر معمولی تو این زمینه دووم بیاری.
هوم... الان 20 ساله که تو این کارم.
من چند تا مقام دولتی رو تو هر منطقه میشناسم.
این محله...
خیلی جالبه.
چیزای زیادی هست که میتونم ازش یاد بگیرم.
خب، برنامه دارم بیشتر ببینمش.
نوشیدنی که منو مست کرد...
'ویسکی مهتاب' بود.
همین عرق سگی.
عجیبه، این خونه هم بوی این عرق سگی رو میده.
با یه بوی خیلی قوی.
هوم...
فقط این بوربن به من میچسبه.
عجب، 'بوقلمون وحشی' دوازده ساله.
یه پیک میخوری؟
نه، ممنون.
جای دیگه قرار دارم.
تو الان عین خیالت نیست خوابیدی؟
آه، ببخشید.
دیشب درست نخوابیدم.
لعنتی، چطوری میتونی بخوابی وقتی رئیست داره رانندگی میکنه؟
تا ماه دیگه گواهینامه بگیر.
اگه دوباره مست رانندگی کنی...
من رانندگی در حالت مستی رو از تو یاد گرفتم...
این چیه؟
برو گمشو.
بذار ببینم.
خون!
ای بابا، معلومه دیشب دوباره مست بودی.
ماشینت هم خیلی کثیف به نظر میرسه.
دست از سرم بردار و خفه شو.
با اون جسد قلابی چیکار کنیم؟
تهیه کننده کیم، اون حرومزاده اومد و وقتی تو نبودی دیوونه بازی درآورد.
آه، بیخیال! برام مهم نیست.
بیشتر، بیشتر، خوبه.
ای بابا، تو چطوری گواهینامه گرفتی.
بیشتر، بیشتر!
بیشتر!
لعنت بهش...
نزدیک بود بزنی به من، جدی میگم.
عجب، گرفتیش!
کی اینو ساخته؟
کیفیت جسد عالیه.
وای... خیلی ترسناکه...
کارگردان.
وای...
تو اینو ساختی؟
تهیه کننده کیم، بیا یه نگاه بنداز.
خیلی واقعی به نظر میرسه!
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.