أول 200 سطر.
...پدرم يه آدم بيگناه بود که
.بدست يه عده آدم قدرتمند نابود شد..
گريسون"ها پشت همه قضايا بودن" و بايد تاوانشو پس بدن
من همه زندگيم رو وقف اين کردم که انتقام مرگ پدرم رو بگيرم
بالاخره يه نفر ميفهمه که تو کي هستي
و من دست از تلاش برنميدارم تا بانيان اونکار تاوانشو پس بدن
با افتخار شما را زن و شوهر اعلام ميکنم
...اصلاً من شک دارم که تو حامله باشي
...اين عکس حرفمو ثابت ميکنه
!تو اين چند سال خونوادم و پسرم رو زير نطر داشتي
خداحافظ ويکتـوريـا
دو دقيقه ي ديگه شليک کن
من همه چيو شنيدم تو منو فريب دادي
چرا بهم گفتي که دارم پدر ميشم؟ متأسفم-
خداي من اميلي کجاست؟
قرار بوده ده دقيقه پيش خودشو به ساحل پيش من برسونه
اميلي ثورن، همچنان از دريا پيدا نشده
...فرماندار سابق ، آقاي گريسون و خانواده ي ايشان
...توسط مقامات مسئول گارد ساحلي همپتون...
.مورد بازجويي قرار گرفتند...
..تا اکنون اطلاعات دقيقي در اين باره به دست نيامده
...اما ناپديد شدنِ خانوم اميلي
.تأييد شده است...
او در حال مسافرت ماه عسل خود با دنيل گريسون بود
:در حال حاضر سخنگوي خانواده ي گريسون ميگويد
.همه ي طرفها، همکاري کامل را با مقامات انجام داده اند..
... و تا کنون هیچ کلمه ای دال بر مظنون
!.و یا انگیزه ی آن وجود ندارد..
ای وای ، نولان !چی شده؟
من، من نمیدونم
منم تازه فهمیدم
وای خدای من نولان ، متأسفم
کاری از دستم برمیاد؟
نمی دونـم
آم..من باید برم ویکتوریا رو پیدا کنم
..بهت زنگ میزنم..اگه اگه چیزی دستگیرم شد
آه , پس در تماس میمونیم
آره اوکی..خوبه-
..به سلامتیِ تو ، امز
!و نقشه و طرح فوق العاده ت...
..نـه
برای یه لحظه از امیلی یه سیگنال گرفتم و بعد قطع شد
..فکر کنم گفته بودی که
هر نقطه ای از کره ی زمین که باشه... !!میتونی ردِشو پیدا کنی
ممکنه وقتی پرت شده ، فرستنده ش شکسته
من باید برم پیداش کنم
صبر کن جریان آب میتونه اونو هر جایی برده باشه
میفهمی اینو؟
تو لباسشو دیدی اون دو تا گلوله خورده
پس باید هر چه سریعتر زخماش درمان بشن
... اون رفته به پایگاه چراغ دریایی
.چون همیشه در شرایط بحرانی میرفتیم اونجا...
!من نمیفهمم چطور همچین اتفاقی افتاده
امیلی توی نقشه ش فکر همه جاشو کرده بود
من فکر میکردم که ...برای همه احتمالات خودمونو آماده کردیم
... ولی معلومه که ما درمورد اون ضرب الاجل لعنتیش
!داشتیم خودمونو گول میزدیم...
همه شم تقصیر منه
نه... تقصیر منه
!چی داری میگی؟
من بهش ضرب الاجل دادم
...من بهش گفتم که اگه تمومِش نکنه
!هویت واقعیشو برای همه رو میکنم...
!چی؟
من فقط میخواستم جلوی کاراشو بگیرم
خودشه دوباره به کار افتاد
(برو پیش "راس" (نولان بهش بگو چه اتفاقی افتاده
همون جا (کنار ساحل) منتظرمون بمونین شاید به کمک جفتتون احتیاج داشته باشم
برو دیگه
من یه زمانی فرماندار این ایالت بودم
شما حق ندارین به من بگین چیکار کنم و چیکار نکنم
من چند تا هلی کوپتر لازم دارم و همین الان هم میخوامشون
اوکی
ما داریم سعی میکنیم امیلی رو پیدا کنیم ، شارلوت
من دارم از تمام تجهیزاتی که در اختیار دارم استفاده میکنم برای این کار
میدونی چیه..من اصلاً نمیفهمم
کدوم یکی از ماها میتونه به امیلی شلیک کرده باشه
من اون لحظه تو و دانیل رو دیدم که دقیقاً کجا بودین
!ولی مامان
بذار پلیسا کارشونو بلدن انجام بدن
!باشه ، خُشکلم؟
..ببخشید اینو میپرسم آقای گریسون
...ولی من باید بدونم شما در زمان تیراندازی
!کجا بودین؟...
اون پیشِ خانواده ش بود
ما توی کابین اصلی داشتیم فیلم عروسیشونو نگاه میکردیم
..من..من ازتون ممنون میشم اگه
.این پسر رو یه لحظه (با من) تنها بذارین...
من داریم سعی میکنیم پیداش کنیم، پسرم
من و عکاسهام قرار بود اخبار این ماه عسل رو برای مجله "وولِی" پوشش بدیم
...ما هم با اعضای خانواده، تو اتاق اصلی بودیم
.وقتی که کاپیتان، آژیرخطر رو به صدا دراورد...
اون لحظه کی پیشِتون بود؟
..نمیدونم اون موقع خیلی گیج و سردرگم شده بودم
ولی ممکنه این بتونه کمکتون کنه
اینا عکسای اون مراسمه
چندصد تا عکسه
!الان دیگه آزادم که برم؟
بله خانوم لِمارشال
آم..فقط در مورد این تحقیقات، به کسی چیزی نگین
نه، البته که نمیگم
... و شما برای چی اسمتون
!توی لیست مهمونهای اصلی نبود..خانوم دیویس؟...
من بعداً بهشون اضافه شدم
!کانراد
Can you tell this overblown hall monitor
!که من پیشِ تو نشته بودم وقتی که امیلی تیر خورد؟...
من اظهارات ایشونو تأیید میکنم
و بخاطر این پشتکارتون ازتون تشکر میکنم جناب سروان
...البته من امیدوار بودم که دروغ گفتن به مقامات
!جزءِ رابطه مون نباشه...
!حالا میتونی روشنم کنی که دقیقاً کجا بودی؟
من اون کارو نکردم ، کانراد صادقانه میگم
من توی کابینمون منتظر تو بودم
...ولی چون کسی اونجا نبود تا بتونه حرفمو ثابت کنه
.جرأت نکردم به پلیس چیزی بگم...
ما بلاخره باید یه شانس دُومی توی زندگی به همدیگه بدیم
من دلم نمیخواد هیچ چیزی سرِ راهمون قرار بگیره
منم همینطور
ما یه پوسته هایی رو روی عرشه پیدا کردیم خانوم گریسون
!که نشون میده یکی از بالا به عروستون تیراندازی کرده..
اما هنوزم مثل اینکه نمیتونم از زیر زبونتون بکشم بیرون
!وقتی این اتفاق افتاد شما کجا بودین...
از لحن صحبت کدنتون اصلا خوشم نمیاد کاراگاه
..خیلی معذرت میخوام خانم گریسون
ولی وقتی یک شاهد عینی از همکاری امتناع میکنه آنتهای من بدجور تحریک میشن
من بهش شلیک نکردم
بذارید تا همینجا بیشتر ادامه ندیم باشه.
پس بیاین در مورد دشمنیِ شما با قربانی که در حضور عموم نشون میدادین صحبت کنیم
من بدون حضورِ وکیلم حرف نمیزنم
باید ببریمت بیمارستان
منو برنگردون
فقط بیا بریم
همونطور که دلمون میخواست
!اگه کمکت نکنم ، میمیری، میفهمی؟
..من فقط میخوام
میخوام که با تو باشم
باشه..باشه
...امیلی...اِم
امیلی تو با من می مونی
امیلی
!هوم
!وای، خدای من
...مِیدِی...مِیدِی...مِیدِی
همه چی از هم پاشید
ایدن گفت که ویکتوریا حتی در مورد الکی بودنِ حاملگی هم فهمیده
پس ویکتوریا بهش شلیک کرده!؟
اون نمیتونسته اینکارو بکنه
چون بیهوشش کرده و اونو برده زیرِ عرشه
!پس کی اینکارو کرده؟
ما هم میخوایم همینو بفهمیم امیلی زنده ست
الانم توی "سافالک مِموریال" بستریه
توی قایق پیداش کردم تو شوک بود
من وقت زیادی نداشتم
اما کاری کردم تا کاپیتان قایقه پیداش کنه
!چرا نیاوردیش اینجا؟
نمیتونستم ریسک کنم
...ارتباط ما نباید لو میرفت
.و هویت امیلی نباید فاش میشد..
تو نباید با زندگیش اینطوری بازی میکردی
نقشه ت به باد رفت بزن به چاک
!تو کدوم خری هستی که برای من نطق میکنی؟
تو همونی هستی که این بلاها رو سرش آوردی
بهتره بیاین روی این تمرکز کنیم که !چطور میشه بهش کمک کرد
...اگه جونِ سالم هم به در ببره
!تا همین الانشم بیش از حد در معرض خطره...
راست میگه
یکی از گریسون ها ، اونو زنده ببینه همه شون در هول و هراس میفتن
اونا داستان رو طوری میپیچونن !..که بتونن خودشونو نجات بدن
!یا شاید هم کارشو تموم کنن
...نه تا وقتی من زنده م من دنبال یه سری جوابم
!چطوری میخوای از گریسون ها رد بشی؟
اونا الان بیمارستان رو به یه قلعه محافظ تبدیل کردن
پس خوبه که پول نصف بیمارستان رو من دادم.
!تو میخوای به امیلی کمک کنی؟
پس برو با اون دوست دخترت یه صحبتی بکن
اونم اونجا بوده
.پس حتماً میدونه که داستان چیه
!مامان
بیشتر از یک ساعته که دارم دنبالت میگردم
!اینجا چه خبر شده؟ وای خدای من-
من یکی از مظنونین قتل شدم
اینطور که از قیافه وکیلم پیدا بود
باید خیلی نگران این قضیه باشم
..به نظرتون !چیزی هست که بخواین بهِم بگین؟
..اگه هست، بگو میدونی که میتونم درستش کنم
نه، من کاری نکردم پاتریک
ولی وقتی حقیقتو در مورد امیلی فهمیدم دلم میخواست همینکارم بکنم
!چه حقیقتی؟
اون، سالها ، خانواده ی منو زیرنظر داشته
اون حتی برای اینکه دانیل رو وادار به ازدواج کنه الکی ادعای بارداری کرده بود
من باهاش روبرو شدم (بهش گفتم) و اونم همه رو پذیرفت
باید میدیدی چطور نگاه میکرد
انگار با نگاهش داشت بهم طعنه میزد
!چرا اون اینطوری دنبالتون بوده؟
نمیدونم
انگار عُقده ایه
من نباید دیشب شما رو تنها میذاشتم
نه خودتو سرزنش نکن
..تو تنها کسی هستی که واقعاً میتونم بهش اعتماد کنم
No comments yet. Be the first to leave one.